The first 200 lines.
taste of us
مترجم دانیال زینالعابدینی
تقدیم به نسیم مترجم دانیال زینالعابدینی
روزنامه برلینر تسایتونگ
رای بدید
...چی شده
رفیق؟
- چی شده رفیق؟ - لعنت به جنگ
...لعنت به
!جنگ
سی مارک برای ورود ویزیت برای ویزیت خصوصی بیشتر میشه
- میشه اول یه نگاه بندازم؟ - برای پیدا کردن خانومی با کیفیتهای بهخصوص؟
از بلوندها خوشم میاد اما دردسرن
- نوشیدنی هم شامل میشه؟ چه خوب - آره
عصر بخیر
این سازمان آشناییها رو شروع میکنه
زنان از داشتن حقوق برابر نسبت به آقایان لذت میبرن
از زوجها درخواست میشه که اگر میخوان اذیت نشن، برند
حواسم بهت هست
فندک داری؟
«ممنون، چقدر سمجی» بابام بود اینو میگفت
- اسمت چیه؟ - فابین، جیکوب فابین
- یکم زیادی نیست؟ - چرا؟
- داشتن دوتا نام کوچک - بهتر از داشتن فقط یدونه هست
...خب پس
ازت واقعا خوشم میاد
اسمت چیه؟
مال
آیرین مال
پس آدمایی که تحصیلات خوبی دارند چیزی برای خندیدن دارن
متوجه نمیشم
مشکلی نیست، نیازی به تحصیلات نداری
- اما شاید یه مدرک داشته باشم - جدی؟
پس؟
آیرین، در لاتین به معنای «صلحجو»؟
و «مال» برات معنایی داره؟
به معنی «نت مینور» هست اما «نت ماژور» به نظر بهتره
بیا یه تاکسی بگیریم
چراغا خاموش
- عشق یه سرگرمیه - که توش از بدنت استفاده میکنی
گیر کرده
میخواستم قبل از مرگ از حلقآویز شدن نوشتهای بذارم
انقدر خجالتی نباش
حالا، اون زن چی در سر داشت؟
فابین 32 سالش بود و شبها به جاهای زیادی سرک میکشید
این شب هم جذابیتاش رو داشت
الان انجام میدیم، الان برمیگردم
- فرار نکن - گفت و رفت
تشنه بود و در طول این شبها با خودش لیوانی رو حمل میکرد
اما خالی بود و دیگه نمیتونست با خودش حمل کنه
زمان سلاخی آقا کوچولوئه
باید مداخله کنم
متنفرم از اینکه اذیتتون کنم
اما میشه در دفترم صحبت کنیم؟
- کی هستید؟ - مال
بله
فقط سریع امضاش کن
از آشنایی با چنین مرد جوان دلچسبی خرسندم
شرایط هم عادیاند و هم غیرعادی
خستهاش نکن، بهش نیاز دارم
یه سال بعد از ادواجمون، من و خانم مال یه قرارداد درست کردیم
:شرط 4 میگه فرقه زنانه باید هرکسی که میخواد
باهاش وارد رابطه خصوصی بشه رو معرفی بکنه
به شوهرش دکتر فلیکس مال
اگر دکتر مخالفتی با شخص مذکور داشته باشد
خانم مال باید سریعا از خواستههاش صرف نظر کند
ما سریعا متوجه نیازهای جنسی خانم مال شدیم
که با هر سالی که ازدواجمون میگذشت رشد میکرد
ناحیهی پایین همسرم برای من زیادی بود که ارضا کنم
بمون پشیمون نمیشی
دستمزد ماهانه چطوره؟
- این یه آپشن هست، من فقیر نیستم - نه
چه بد! کلیدها، برای رفتن
در 5 صبح
فابین تصمیم گرفت سبیلاش رو بزند
بعد به تختش برگشت، دوشنبه بود
بعد از روزهای کاری بسیار کسلکننده و بیثمر
او چهارشنبه با حال بدی بیدار شد
قلبش دیوانهوار میتپید زیر لباس خواباش کوبیده میشد
گلوش رو خفه میکرد و به جمجمهاش ضربه میزد
!جنگ! لعنت به جنگ
ممکن بود یه هفته رو با یه قلب ضعیف بگذرونه
اما برای فابین اون دیگه کافی بود
صبح بخیر، عجله داری؟
- آره جمعه حرف میزنیم - صبح بخیر
صبح بخیر
- یه پست از مادرت - صبح بخیر خانم هافیلد
- امیدوارم سر و صدا بیدارت نگه نداشته باشه - چیزی نشنیدم
- دیرت شده - آره
- بهم بگو که مستاجر جدیدی هست؟ - آره
از دیروز اومدن، یکم شلوغن اما به ما عادت میکنن
ما آدمای خوبی هستیم درسته؟
آره، حالا که سر موضوع خوب بودن هستیم
- روزنامه دیروز عصر رو خوندی؟ - نه
- برات بخونم؟ - آره
برلین، سه ژوئن 1931
یه دختر 16 ساله در ودینگ دستگیر شد
اون برنامهریزی کرده بود که از مردان جوان دزدی کند، با همهشان خوابید
بذار برم
هر ده نفرشان را مسموم کرد
دو نفر از اعضای گنگ، یه ساعتساز را در تخت اون (مذکر) خفه کردن
اولگای شانزده ساله کنار او برهنه دراز کشید
یه ساطور گوشت داشت
مرد 50 سالش بود بیشتر دخترای محلی او را میشناختن
مرد با همشون خوابیده بود و عکسای برهنه گرفته بود
عکسها توقیف شدند
و لباسزیرهای پارچهای و جوراب شلواریهای زنانه
پیدا شدند
پلیس همچنین بیانیه داده که دختر 5 ماهه حامله است
همه بدون پشیمانیای اعتراف کردند
نامشخصه که پدر بچه کیست
حالا ازت میپرسم خانم هافیلد
جهان ظرفیت خوب بودن رو داره؟
به اجاره من فکر میکنی؟
مداوما
اینجوری نمیتونه ادامه پیدا بکنه
بزودی، احتمالا وقتی که تفریبا امیدش رو از دست داد، سرنوشت باهاش بخشنده میشه
و لیوان خالی در دستش رو پر کند
بزودی
...بعد
بعد، پس کی؟
به خیابان نگاه کرد
چرا او در این اتاق عجیب و لعنتی بود؟
با 80 مارک در ماه، با قهوهی صبح و برق
با هافیلد بیوه که قبلا نیازی به مستاجر نداشت
چرا او در خانه و پیش مادرش نبود؟
صابونهای خوب فابین
در این شهر به دنبال چی بود؟ در این جعبهی دیوانهوار آجری؟
چیزای بیمعنی مینوشت تا آدما رو به بیشتر سیگار کشیدن تشویق کند
اون میتونست در مکانی که به دنیا اومده سرنوشت شوم اروپا رو انتظار بکشه
ساخته شده در دوران جنگ جهانی
صبحبخیر خانم بوچر
سیگار ممنوع
صبح بخیر آقای فیشر
البته...فابین دیر به دفتر رسید
همکار احمقش داشت دومین صبحانهاش رو میخورد
ایدهای براش داری؟
...هیچی، هیچی
...هیچی
...هیچی...هیچی عظیمتر نیست
...عظیمتر...عظیمتر و بزرگتر
بزرگتر...بسیار بزرگ...خیلی بزرگ
رفیع...رفیع و بالا
کورمارک، کورمارک، دستنیافتی
اوهسر و کیناف چیشونه؟
- رفتن، مرخص شدن - اونا از من خیلی طولانیتر اینجا بودن
ایدهای داری اگه مشاجرهام رو بخونه چی میشه؟
باید وقتی دوباره دیدمش پرزنت کنم؟
آره، چرا نه؟ آره ممنون
تابستان
سلام خانوما
بهار
پاییز
بازه
هفته پیش کجا بودی؟
آره، خوبه، ممنون
در هامبورگ، لدا سلام میده
و اون تازه عروس چطوره؟
بعدا در موردش حرف میزنیم
از پروفسور چیزی شنیدی؟ تزت رو خونده؟
- نه هنوز ارائهاش ندادم - چی؟ چرا؟
برای سومینبار خوندمش
چرا؟
- همهاش تو اونجاست - به هر حال وقتش رو هم نداره
- ...فوقدکترا، متنها، سخنرانیها، سمینارها - همش اونجاست
آروم باش، متوجه میشن که هیچوفت اون مرد رو نفهمیدن
نه تا وقتی تو اومدی
...خب
ارزیابی روانشناسانهی یک نویسندهی مرده
من برای پنج سال تو رو کالبدشکافی کردم
و بعد دوباره بهم وصلت کردم تو ساکسونی پیر، گوتهولد افرایم
- باید بیخیالش بشی - باهم
الان باهم ارائه میدیم
- آره - آره
بو رو یادت میاد؟
مثل یه خونهی میمونی
این چلغوزا بوش رو میدن
ارائه
بیا تو
سلام
- روز خوش - پروفسور سفرن
میدونم ولی بهش سلام من رو برسون و براش یه خوانش الهامبخش رو امیدوارم
دکتر فابین دوباره میخوای اینجا ثبتنام کنی؟
عمرا
- سلام - ببخشید
ويكيرلين
سرت رو تراشیدی یه دیگ بذار بالا و از وسط ببرش
خیلی از آدما دارن
.سلمانی پناهگاه با درونت هماهنگی داره
چی داری میگی؟
حرکت کن! اون انگشتای روغنی قراره روی تز من باشن
- تو واقعا ارائهاش دادی؟ - خدایا بالاخره
خانم مناس گذاشتش اون زیر میتونی کاری کنی؟
مثلا چی؟
بالاتر بیارش برای یه شب در دایی پله
- خیلی خب - باید بری بیرون
...نه، یه مرد
یه مرد فقط به یه میهن نیاز داره و دیگر هیچ
گزارهی گیجکنندهای برای چنین شخصیت حقیری هست، نه؟
پانسیون هافیلد
No comments yet. Be the first to leave one.