The first 117 lines.
... ایول داری
بانوی من ، منتظرتون بودم
...خوب بیا ، خودت لختم کن
! چشم ، بانوی من
... بانوی من
تو دقیقا همونی !... هستی که بهش نیاز دارم
حس میکنم ... توی رویا هستم
ازوقتی اون روز توی پارک همدیگرو ...ملاقات کردیم ،رویای این میدیدم
!...حرف زدن کافیه
... دلقک
!...دلقک
" شاهد زیر شیروانی "
اولین بار این غذارو با یکی از کارمندای سفارت تو فرانسه خوردم
هر دفعه این غذارو میخورم یاد تو میوفتم
یاد ... پوستت میوفتم
پس من قورباغه هستم دیگه !؟
بله ... وقتی یکدفعه دختر ثروتمندی شدی الانم میتونی قورباغه بشی
خوبه ؟
بله
خوشحالم این میشنوم
حداقل این بهتر از اون سوپ ...پوست ببری که شماها توی
!...هتل امپریال دارین
چی شده ؟
...هیچی
چی شده ؟
غذات تموم کن باید میز تمیز کنم
!بسیار خوب
از اون پیاله به عنوان زیر سیگاری استفاده نکن
! بابا فهمیدم
!صبح بخیر
- صبح بخیر - صبح بخیر
خداوندا رحمتت از ما دریغ نکن
باید یه روز از کلیسای من دیدن کنی
... قلبتون بروی خداوند و همسایگان
...بگشایید
من قلب ندارم
پس ... چجوری زندگی میکنی ؟
... خوب
سعی میکنم همینجور بی حوصله بمونم
باید یه کار مفیدی انجام بدی به فقرا کمک کن
بالاخره هر چی نباشه تو به خرج !...پدر و مادرت زندگی میکنی
خوب که چی ؟
وقتی بمیرم همش از بین میره
تو بوی شیطان میدی
مثل نقاشیهای خودت ؟
نقاشی های من بوی مرگ میدن
!این توهین به مقدساته
موعظه روی اون تاثیری نداره
میترسم که خداوند اون رها کرده باشه
...نگران نباش من ترتیب رستگاری خودم میدم
...آقای گودا
اجازه هست میز تمیز کنم ؟
اقای گودا؟
لطفا ، در باز کنید
!...میتونی حداقل جواب ادم بدی
جای تعجب نیست همه ازت متنفرن
تا بحال حس اعتراف بهت دست داده ؟
اعتراف ؟
در حالی که گناهان خودت به حضرت عیسی ...میگی طلب بخشش کنی
ولی من هیچ گناهی مرتکب نشدم
وقتی تو کارخونه کار میکردی !غذا می دزدیدی
اون فقط به خاطر این بود که گشنه بودم
بعدشم توی یه فاحشه خونه کار میکردی ... خودت بهم گفتی
فقط به عنوان خدمتکار
تو لبریز از گناهی
حتما باید کارای زیاد دیگه هم باشه !...که انجام دادی
... بهم بگو
خوب ... رئیسم بهم پول میداد منم اونارو برای والدینم می فرستادم
تو دختر خوبی هستی
ولی چرا اون بهت پول میداد ؟ دست مالیت میکرد ؟
اون بهت دستم میزد... به اینجات ؟
بعدش کاریم باهات کرد ... اره ؟
اون کاری نکرد ؟
!تکون نخور
حیوونا بهتر از ادما هستن
شوهرتون اون روز درباره شما ازم سوال می کرد
بهش گفتم که چیزی نمیدونم
راس میگم چیزی نگفتم
هوای شمارو دارم
اون اتاق اجاره کردم
به اون دلقک پول میدم که بیاد همه اینارو بخاطر شما انجام دادم
چی میخوای ؟
به صندلی شما حسودیم میشه بانوی من
به صندلی من حسودیت میشه ؟
...بانوی من ، باید توجه داشته باشن که
!... صندلیشون همیشه گرم هست
میدونم وقتی اون در مجاورت پوست شما هست حسش میکنید
...وقتی شما سفارش این صندلی دادین
از سازندش خواستم یه چیزائی رو ! هم به سفارش خودم کار بذاره
مثلا چی ؟
...همانطوری که فکرش میکردم
!... پوست شما خیلی لطیف و نرمه
پول نمیخوای ؟
هان چه خبره ؟
...چرا باید تو
ترجیح بدی که شکل یه ادم دیگه باشی ؟
پس ... میخوای کاری بکنی ... یا بعدش ؟
!...باهام حرف بزن
چی تو سرته ؟
...نائومی
...بانوی من
...بانوی من
! بس کن
!دست از مسخره بازی بردار
!اینجوری صدا داره عصبیم میکنه
... بانوی من ... منتظرتون بودم
! این مسخره بازی تموم کن
!حالم بهم میزنی
صندلیه خوبیه
هیروتا ، اینجایی ؟
اینجا هستی ؟
هیروتا؟
جواب بده
بله ، بانوی من
... خیلی نرم هستی
خیلی وقته دلم میخواست تو رو توی این وضعیت داشته باشم
بانوی من
No comments yet. Be the first to leave one.