The first 200 lines.
بريم؟ - فقط بيا بريم -
چرا فقط بريم؟ بايد خداحافظي کنيم
سلام - سلام -
مامان من امروز مرخص ميشه
اميدوارم زودتر خوب بشين
ممنون - دفعه ي بعد بيا خونه ـمون بازي کنيم -
يه شرط بزرگتر ببنديم، باشه؟
باشه
خداحافظ
آگاشي تو هم خسته نباشي
ممنون
معاون اميدوارم زودتر خوب بشن
ممنون برين به سلامت
خداحافظ خانوم - بازم ميبينمت داماد -
باشه - خداحافظ -
خداحافظ
به سلامت - ممنون -
دلم واسه مادره ميسوزه
دختره خيلي دختر خوبيه
دِ برو ديگه
من چون تازه کارم اينجوري ام ها
!راه نميده، عجبا
!من بايد بپيچم چپ
اوجين نميشه من با تاکسي برم؟
چي مامان؟
!واي قلبم ريخت معلوم نيست چشه
ديوونه ـست؟
چرا راهنماي چپ ميزنه ميپيچه به راست؟
!راهنماي چپ همون بغل دستته
من با تاکسي ميام - مامان با من حرف نزن -
واقعا که! خيلي ترسيدم
...مامان ولي ميدوني
رانندگي يه هيجان عجيبي بهم ميده
وقتي اينجوري گاز ميدي احساس آزادي ميکني
فکر کنم من عشق سرعتم
راه باز شد
حالا گاز بدم ببيني چه جوريه؟
خيلي باحاله
مامان دست فرمونم خوبه، نه؟
ها؟ - به دادم برسين -
به دادم برسين
«قسمت دهم» ..تو از مسير جدا شدي
متشکرم
نه، کاناپه رو ببر اتاق خواب بزرگه
چون مامان مريضه بايد روش چند تا پتو بندازيم
آره، ميزُ هل بده تو آشپزخونه
آره
جون چطوره؟
هنوزم داره گريه ميکنه؟
باز تب کرده؟
بهش تب بُر دادم که
الو؟
کجايي؟ هنوز بيمارستاني؟
آره - هنوز تو بيمارستان چيکار ميکني؟ -
نمياي مراسم؟
مامان و بابا ديگه اومدن
بايد برا مامانم مُسکن بگيرم و کاراي ترخيصشُ انجام بدم
مامانم مريضه نميتونه
خب به خواهرت بگو اين کارا رو بکنه
زود باش بيا، دير شده، يالا
لباسا رو بريز تو خشک کن
هوم
خودم بايد بعداً جونُ ببينم
آره داداشم رفته کاراشُ انجام بده
بايد تاکسي بگيريم بيايم
اوهوم
ميتونستيم تاکسي بگيريم بريم
من ماشين دارم چه نيازيه؟
حداقل بذارين اين کارُ براتون بکنم
.مخاطب در دسترس نميباشد ...تماس شما از طريق پيام صوتي
اين مرد داره چيکار ميکنه؟
کِي اومدي؟
مهموني انتشار چي شد؟
کنجکاوي؟
واسه چي؟ مگه دلت نميخواست خراب شه؟
من کِي همچين حرفي زدم
گفتم اگه نياي ديگه نه من نه تو
چرا حرفمُ نشنيده گرفتي؟
ميدوني هر بار يکي حالتُ ميپرسيد و ...دنبالت ميگشت
من چقدر خجالت ميکشيدم؟
ولي بازم تو نبايد اول بپرسي عمل ،مامانم خوب بود يا نه
به سلامت مرخص شد يا نه؟
!حتما خوب بوده
اينجور عمل ها درصد ناموفق بودنشون خيلي کمه
آخه تو از چي انقدر عصباني هستي؟
...اگه ناراحتي ميتوني
پول نگهداري از مادرتُ به خواهرت بدي
الان داري چيکار ميکني؟
فکر نميکني ديگه واقعا شورشُ درآوردي؟
چطوريه که تو هميشه ميخواي ...اتفاق هاي ناراحت کننده و سختُ
با پول حل و فصل کني؟
چون پول واسه همينه
اشتباه ميکنم؟
...روش حل مشکلات تو واقعاً
اصلاً قابل درک نيست
چطور ميتوني انقدر خودخواه باشي؟
بميري کاري رو که نميخواي انجام نميدي
بميري هم کاري رو که بخواي انجام ميدي
،نه موقعيت ديگران ذره اي برات مهمه
...نه برات مهمه معذب بشن
،نه برات مهمه از کار بي کار بشن
تا وقتي عصبانيتتُ سرشون خالي ميکني حالت خوبه
چطوري همه چيز انقدر واسه تو آسون و ساده ـس؟
الان منظورت از اين حرفا چيه؟
...نه برام مهمه از کار بي کار
پس فهميدي، آره؟
الان منظورت اون بود، نه؟
آره من اون چيزا رو درباره ي سو اوجين نوشتم
چرا؟
حق نداشتم همچين چيزايي بنويسم؟
هم تو اشتباه کردي هم اون
من نگفتم کار خوبي کردم
...ولي بازم چطور تونستي اون دروغا رو - چون ناراحت بودم -
چون منُ ناراحت کرد بايد اون بلا سرش ميومد
چي؟
.ولش کن. بيا تمومش کنيم
تو عوض شدي
تو ديگه اون آدمِ قبل که من هر کاري ميگفتم ميکرد نيستي
کدوم آدمِ قبل؟
هموني که اگه تو ميگفتي بمير ميمرد؟
چي؟
انگار ديگه نميخواي با من زندگي کني
هيه وُن - ...باشه، تو -
کاملاً فهميدم
هيه وُن
!لي هيه وُن
کجا بريم؟
هر جا
فقط يه جاي خيلي دور از اينجا
دور
آخه منظورتون چقدر دوره؟
چقدر ميتوني دور بشي؟
...اگه من بخوام
تا آخر دنيا برم تو هم باهام مياي؟
تا آخر دنيام باهات ميام
...خوب
خوابيد؟
از درد نتونست خوب بخوابه
،نزديکي هاي صبح خوابش برد
...ولي جون بيدار شد زد زير گريه
...امروز که بريم بيمارستان
ميگم يه مسکن قوي تر بهش بدن
آره
بايد حداقل خودم ميرسوندمتون بيمارستان
ببخشيد
عيب نداره. آدمي بايد اين کارُ بکنه که وقت داشته باشه
،راستي داداش
احياناً با هيه وُن دعوات شده؟
نه بابا دعوا چيه
ديگه بايد برم سر کار
دستت درد نکنه
اگه اتفاقي افتاد سريع بهم زنگ بزن
قطع ميکنم
مثل دوست نيست، نه؟
حتماً دوست دختر داره، نه؟
...نميدونم. اگه دوست صميمي باشن
به شوخي واسه هم قلب نميفرستن؟
نه، حس من درسته
معاون يون دوست دختر داره شک ندارم
چيه؟
بعداً ناهارُ با هم بخوريم
شيفت ناهارِ اولُ بگير
ببينم چي ميشه - !شيفت اول! شيفت اول -
بايد پرونده ها رو آماده کنم قطع ميکنم
قطع ميکنم
ديدي، نه؟ ديدي؟
نميدونم، شايد لباش خشکه اونطوري ميکنه
!نه بابا !صد در صد زنگ زده بود به دختره
دارم خفه ميشم
.من نميدونم. دارم ميميرم از فضولي
چيکار ميکني؟ ديوونه شدي؟
چيکار ميکني؟ - هيس -
معاون يون احمق که نيست
حتماً قفل گذاشته
چرا داري زنگ ميزني؟ - نميدونم -
برداشت - باز چيه؟ -
هيه جونگ خانوم
الان داري با گوشي من چيکار ميکني؟
شما دو تا قرار ميذارين؟
من چند وقت پيش گوشيمُ عوض کردم
ولي تنبليم ميومد رو صفحه ـش قفل بذارم
ببخشيد
برا تنبيه 5 دقيقه دستامُ ميگيرم بالا
...خب در حق منم بي انصافي شده
من از کجا ميدونستم يکي ميخواد تو گوشيم سرک بکشه
...عجب آدمايي پيدا ميشن بي اجازه دست ميزنن به گوشي يکي ديگه
واسه همين نبايد مشکوک رفتار ميکردين
چرا بهم زنگ زدين؟
يا پيام ميدادين يا با پيامرسان دفتر حرفتونُ ميزدين
آره، اين چه کاري بود من کردم؟
چرا نگفتين پيام اشتباهي فرستادين؟
فکر نميکردم دستم رو بشه
ميگم حالا که اوضاع اينجوري شد از اين به بعدم قرار بذاريم؟
اگه درباره ي قرارداد يه ماهه ي ...قرار گذاشتنمون بفهمن
حتماً فکر ميکنن ديوونه ايم
منُ که از قبل ميدونستن ديوونه ـم
آره دقيقاً
...ممنون که نگران منين ولي
ولي فکر نکنم الان وقت نگراني واسه من باشه
پس چيکار کنم؟ - ...هيانگ سوک و هيه جونگ خانوم -
No comments yet. Be the first to leave one.