The first 200 lines.
راجر، تو به بهشت اعتقاد داری؟
فکر کنم. میگن مامانم رفته اونجا
شاید بابای منم رفته باشه اونجا. احتمالاً
هی، شاید مامان تو و بابای من اون بالا با هم دوست باشن
بعید نیست. چون تو اینجا بهترین دوست منی
تو هم بهترین دوست منی، جی.پی
راجر، چرا به خونه مگی میگن پرورشگاه؟
نمیدونم. شاید اولین کسایی که
بچههای بقیه رو پیش خودشون نگه داشتن، فامیلیشون «فاستر» بوده
آهان. پس اگه زیاد اینجا بمونیم، باید فامیلیمون رو به فاستر تغییر بدیم؟
عمراً. خوبه
تازه، قرار نیست زیاد اینجا بمونیم
واقعاً؟ آره، یه اتفاق خوب قراره بیفته
آره، یه چیز خوب. شاید همین امروز. ممکنه بشه
تیم آنجلز، که به دنبال شکستن نوار ۱۴ باخت متوالی هستن
امروز بعدازظهر در ورزشگاه آناهایم به مصاف تورنتو بلو جیز میرن
مگی، ما برگشتیم
خب، کجا بودین؟
فقط داشتیم چرخ میزدیم. گفتی تا ساعت ۵ برگردیم
من هنوز ساعت بلد نیستم. قبل ۵ برگشتیم؟
نزدیکش. زود باش جی.پی، دوچرخهت رو بیار تو. راجر؟
بله؟ یه مهمان داری. داخل منتظرته
نکنه
بابا؟ هی
بابا. تعجب کردی منو دیدی؟
آره
یه کم ضعیف شدی. اینجا بهتون درست غذا نمیدن؟
چرا
کجا بودی؟ منتظرت بودم. فقط دور و بر ورزشگاه چرخ میزدم
هنوز طرفدار آنجلزی؟ آره
توی جدول آخرن
آره
توی خونمونه
خانوادهای که بازندهها رو دوست داره
خب... اومدم بگم
که دارم میرم شمال
میدونم گفتم وقتی بیام، میام که تو رو با خودم ببرم، اما
اوضاع اونجوری که میخواستم پیش نرفت
هر کاری از دستم برمیاومد برات کردم. شاید اگه مامانت زنده بود فرق میکرد
من، خب... ازم خواستن اینو امضا کنم، این برگه رو
یه جور برگه سلب حضانته. فقط باید بریم دادگاه تا قطعی بشه
میفهمی چی میگم، نه؟
آ-آره
خوبه، خوشحالم که تکلیف این روشن شد
وانتت کجاست؟
عوضش کردم. موتور واسه سفر بهتره
بابا، کی دوباره یه خانواده میشیم؟
از نظر من
فکر کنم وقتی آنجلز قهرمان لیگ بشه
دردسر درست نکن، پسرم
شماره ۲۷، پست شورتاستاپ، استیو آکر
آنجلز با ۷ امتیاز عقبه، حالا یک توپ و دو استرایک برای آکر
چهارمین ضربهزنی که در این اینینگ هشتم مقابل گیتس قرار میگیره. زود باش، اوتش کن
آره! اوتش کن
و گودشو رو با یه توپ هوایی برای میچل در بیس سوم حذف کرد
محکم پرتاب کن
زود باشین آنجلز، نباید کم بیاریم
گیتس علامت رو میگیره
دونده بیس اول رو چک میکنه و پرتاب
آکر یه توپ بلند به سمت چپ زمین میفرسته
گیتس، افتضاحی
نورتون و ویلیامز هر دو میرن برای گرفتن توپ
من گرفتم! من گرفتم! و این وظیفه بن ویلیامزه
ویلیامز و نورتون به هم میخورن و توپ از دست میره
توپ کجاست؟ اوه
پسر، اینا افتضاحن
اوه! و با یه نمونه دیگه
از بداخلاقیهای معروفش، سرمربی جورج ناکس درخواست تایماوت میکنه
میخواد با پرتابکنندهش، فرانک گیتس، چند کلمهای صحبت کنه
فکر نکنم حرفای خوشایندی باشه
و به نظر میرسه ناکس میخواد گیتس رو تعویض کنه
گیتس از این قضیه زیاد راضی به نظر نمیاد
توپ رو بده به من. تقصیر من نیست. یه دفاع زمین جدید لازم داری
باید بری بیرون! توپ رو بده من
توپ رو میخوای؟ بیا بگیر. برو دنبالش
گیتس توپ و دستکشش رو پرت کرد تو سکوها. دستکش من؟ برو بردارش
برو، گمشو بیرون! کارت تمومه گیتس
و ناکس به بازیکن خودش حمله کرده! ای داد بیداد
مربی، مربی. ولش کن مربی
کارت تمومه! دیگه رنگ زمین رو هم نمیبینی! تو دیوونهای ناکس
نیمکتها دارن خالی میشن! حالا هر دو تیم وسط زمین هستن
هی! این دعوای ما نیست
جورج ناکس آشوب به پا کرده! هان؟ چی؟
یکی هم از طرف من بزنش گیتس! نمیتونم پیداش کنم
تو دیوونهای! اصلاً مربیگری بلد نیستی
این واقعاً عجیبه! جورج ناکس داره با بازیکنای خودش میجنگه
بسی مایه تعجب
دارن سعی میکنن ناکس و گیتس رو از هم جدا کنن
گند زدی ناکس
ناکس، اخراجی
بیا دیگه داور، بذار بمونه
آره! بیرونش نکن
هی! شما بچهها اون بالا چیکار میکنین؟ اوه اوه
واسه اون درخت هم باید بلیط داشته باشین
بازی واسه ما تموم شد، جی.پی. باید بریم
درسته، بزنین به چاک! زود باشین، از اینجا برین
شنیدی چی گفتم! دیگه نبینم شما وروجکها دور و بر اینجا پلک بزنین
داری منو بیرون میکنی؟ چه خوب! بله، دارم بیرونتون میکنم
چون تمام مدت داشتی با سوتهای اشتباهت گند میزدی! اخراجی
نمیتونی منو اخراج کنی چون خودم دارم میرم. فهمیدی؟ من رفتم
و ناکس بقیه بازی رو... از رختکن تماشا میکنه
مورفی عقلش رو از دست داده که این مسخرهبازیها رو تحمل میکنه
فکر میکنی خودت بهتر از اون عمل میکنی؟ با چشم بسته
خب، وقتی خودت مربی بودی، پسر، کلی به مشکل خوردی. یادمه
دهنت رو ببند رفیق. باید از خودتون بپرسین که چه اتفاقی
داره واسه این تیم میافته و هنک مورفی، مالک تیم، تا کی
اینجور رفتارهای مربیش رو تحمل میکنه
فکر میکردم همه چی دیدم خانمها و آقایان، اما با این وضعی که جورج ناکس راه انداخته
هیچوقت نمیدونی چی پیش میاد
مراقب باش جی.پی. بدو
چرا شما احمقها بعد از اینکه باختیم این کار رو میکنین؟ واسه خوششانسیه پسر
بعد از ۱۵ تا باخت پشت سر هم، به نظرم بهتره یه چیز دیگه رو واسه شانس بمالیم
مثل سر تریسکت. حتی فکر دست زدن به منم نکن... هیچجامو
تپلمپل. شاید باید قبل از باختن این کار رو بکنیم
ای بابا، باز که نه! کالباسش اون مدلی که میخواستم نیست
دمِ ناکس گرم که گذاشت بازی کنی. هی، من میتونم به توپ ضربه بزنم. فقط باید
دستت رو بالاتر بگیری و تمرکز کنی، اون وقت میتونی هومران بگیری
هی، دستت چطوره؟ حس میکنم قویه
هر لحظه ممکنه شروع کنی به پرتابهای بدونِ خطا
افتضاحه. یه باخت دیگه
یه باخت دیگه که میتونست برد باشه
شما به خودتون میگین حرفهای؟
من تا حالا یه گروه ۲۵ نفره بدتر از شما ندیدم
شما نه تیمی فکر میکنین، نه تیمی بازی میکنین، حتی تیمی هم نمیبازین
همه شما اونقدر سرتون رو کردین تو برف
که حتی جلوی پاتون رو هم نمیبینین
یه باخت دیگه بیارین، من... من با تکتکتون این کار رو میکنم... آخ
هو هو هو
فردا ساعت ۹، همه با لباس ورزشی اینجا باشین
میخوایم برگردیم سر تمرینِ اصول اولیه
اصول اولیه؟ وسط فصل؟
فکر کردم بازی ساعت ۱ شروع میشه
بازی ساعت ۱ شروع میشه. تو هم یه احمقی
نه، من پرتابکنندهام
فکر کنم هم پرتابکنندهای و هم احمق. آره، این خیلی رایجه
اوه
باخت سختی بود، جورج
دیگه نمیتونم تحمل کنم. باید شروع کنی به فروختنشون
همهشون رو، همین الان
نمیتونی ۲۵ تا بازیکن رو معاوضه کنم. من با اینا نمیتونم ببرم. هیچکس نمیتونه
چیزی به اسم استعداد وجود داره، که اینا ندارن
اینجا سینسیناتی نیست جورج
هیچکس ازت انتظار نداره با این پسرا بردهای بزرگ بیاری
من اومدم اینجا که یه تیم برنده رو رهبری کنم
فقط دووم بیار رفیق. از این روزهای سخت عبور میکنی
آقای ناکس، توی زمین منتظرتون هستیم
منتظریم
ایشون کی باشن؟
دیوید مونتین، دستیار اجرایی در امور رسانهای
قرار بود در برنامه پس از بازیِ رنچ وایلدر شرکت کنین، اون منتظره
خبرنگارها همهشون آشغالن. باید منتظر بمونن
رنچ وایلدر از آشغال هم بدتره. تقصیر کیه؟ تقصیر من که نیست
چه بلایی سر بارنی یا بیلی یا هر خری که اسمش بود اومد؟
شما اخراجش کردین و اونا دوشنبه منو استخدام کردن
پس تا جمعه نمیتونم رسماً اخراجت کنم. یادداشت کن
اوه، کجا، کجا، کجا؟
خیلی خب، خیلی خب
میکروفون؟
از بازی اخراج شد. فکر کنم بالاخره کمیسر خوشحال شد
سه، دو، یک، روی آنتنیم
برگشتیم با سرمربی آنجلز، جورج ناکس. امروز باخت سختی بود
هر باختی سخته. ولی این یکی بدجور بهت فشار آورد
سینسیناتی رو بعد از ۱۰ سال مربیگری در تیمهای برنده ترک کردی، هرچند اون موفقیت خیلی بزرگ
همیشه انگار از دسترست دور بود، و اومدی اینجا تا آنجلز رو هدایت کنی
خب، انتظارات بالا بود که بتونی این تیم رو متحول کنی
اما انگار این اتفاق نمیافته
فقط نصف فصل گذشته رنچ. و تیمت توی جایگاه آخره
تو باید بدونی چطور یه اتفاق میتونه مسیر همهچی رو عوض کنه
خب، میدونی، بازی میکنی و شانست رو امتحان میکنی
گاهی اوقات فقط در زمان اشتباه در مکان اشتباهی. آره، تو خودت توی این کار استادی
منم میتونم همین رو در مورد تو بگم. خب، به عمل کار برآید به سخندانی نیست
خب، برنامه ما اینجا در زمین به پایان میرسه... هی، من هنوز روی آنتنم
آره؟ اوه
داشتیم با جورج ناکس، مربی آنجلز صحبت میکردیم. جورج؟ اوه
و، اِ... ما الان برمیگردیم
اوه راجر، تو که اصلاً چیزی نخوردی
گشنهم نیست
میگل، فردا نمیتونی بری بازی بیسبال
ببخشید، مددکارت تماس گرفت و فردا مصاحبه داری
ساعت ۱۱ اینجا میاد
خوبه، اصلاً نمیخواستم برم بازی. آنجلز هیچوقت نمیبره
من میخوام برم بازی. اونا ممکنه ببرن. ممکنه بشه
آره، تو هم ممکنه بعد شام غزل خداحافظی رو بخونی و بمیری
اذیتش نکن! پسرا! هی، ببینین واسه دسر چی داریم. ژله
ایول! واقعاً ژله نیست
این مغز گربهست با رنگ خوراکی. اون شبا میکشتشون
و واسه صرفهجویی میده ما بخوریم. ساکت شو میگل
راجر، میدونی که ما توی این خونه از این حرفا نمیزنیم
میو
و میدونی که من هیچوقت واسه مغز گربههام از رنگ خوراکی استفاده نمیکنم
خب، صورتهامون رو شستیم؟ آره؟
دندونهامون رو مسواک زدیم؟ دستشویی رفتیم؟
پرزهای لای انگشتهای پات رو تمیز کردی؟ آره؟
دعاهاتون رو خوندین؟ آره. آره
آره؟ شببخیر
شببخیر مگی. شببخیر مگی
من دعاهام رو نخوندم. صورتمم نشستم
پرز دیگه چی بود؟ ساکت شو خِنگخدا
چرا باید توی این کیسهخوابها بخوابیم؟ من خیلی وقته که جام رو خیس نکردم
همین هفته پیش خیس کردی
No comments yet. Be the first to leave one.