The first 155 lines.
OSONE REZA HALO با افتخار تقدیم میکند
افسانه ها از این قبیل مزخرفات هستند.
همیشه دختری طلسم می شود که او را تبدیل به یک شاهزاده خانم می کند
لباس زیبا بپوشم
تظاهر به انتخاب یک مرد داغ و انتخاب شدن خودش...
ناگفته نماند که طلسم به طور تصادفی در وسط همه چیز شکسته می شود. لنگ میزنه، درسته؟
اینجا اون داره میاد!
اون نینیه!
سلام، نینی!
با این حال، بنا به دلایلی، هر دختری دوست دارد یک شاهزاده خانم باشه.
چه هودی خوشگلی!
آیا درست است که از «تی جی» جدا شدید؟
مثلا جدی میگی؟ طلسم فقط به طور تصادفی می شکند.
مدتی بود که شما را با هم ندیدیم.
آیا فرد جدیدی پیدا کردید؟
این امر اجتناب ناپذیر بود، زیرا تو عهد خود را شکستی؟
فقط یه چیز کوچولو بهمون بده
یا زمان تمام شده است، پس چه می توانید بکنید؟
شنیدم که یک نفر گروه را ترک کرده است.
اما می توانید کاری انجام دهید.
نظر شما در مورد از دست دادن یک عضو چیست؟
همه شما احمق هستید
تو با میسی کنار نیومدی، نه؟
هیچ کدام از شما دلیل واقعی شکستن طلسم را نمی دانید.
آیا همیشه همینطور بود؟
دلیلش همینه؟
خیلی آزاردهنداین
هه؟
هی صبر کن! نینی!
اون فلش کور کننده چی بود؟
اون رفت داخل اونجا!
ها؟
اون ناپدید شد...
اگر جادو فقط روی احمق ها جواب می دهد
من ترجیح می دهم کسی باشم که طلسم می کند.
جادوگر را بسوزانید
نوک انگشتم، لبه ی صدایم.
کلید آهنی انتقام جو.
پنج قفل، سه زنجیر، با غلاف سکوت.
یک انفجار از لوله به کور.
لطفا از جادو استفاده نکن!
جادوی تو شاخ هات را شکوفا می کند...
جرقه آبی!
جادوی شماره 44:فلاش باپر!
این یکی خیلی نزدیک بود.
این یک گونه کم یابه، میدانی.
این محصول رتبه «ای» است.
میخواستی چیکار کنی اگر به موقع موفق نمیشدم؟
من نمی خواهم این را از کسی بشنوم که به طرز وحشتناکی دیر ظاهر شده است
نینی.
بهت گفتم دیگه منو به اسم صدا نکن! من اینجا ارشدیت دارم
نینی اسپنگ کول
نیها!
نوئل نی هاشی
اگر شروع به صدا زدن من کردی "نوئل" من آن را در نظر خواهم گرفت، نینی.
از کجا میآیی که خیلی معمولی چنین خواستههایی از بزرگ ترات میکنی؟
اژدها: موجودات افسانه ای.
اما در حقیقت، آنها نه افسانه ای هستند و نه مخلوق.
از زمان های بسیار قدیم،72 درصد از کل مرگ و میرها در لندن
توسط موجودات گروتسک معروف به اژدها ایجاد شده اند.
به همین دلیل است که آنها به شکل برجسته ای بر روی نشان لندن به نمایش درآمده اند.
اژدهاهای خشمگین آسیب زیادی به انسان وارد می کنند.
برای پیشگیری از آن، اژدهاها باید تحت نظر باشند
شهروندان جبهه لندن نمی توانند اژدهاها را ببینند.
اما یک لندن معکوس نیز وجود دارد.
فقط کسانی که در سمت عقب لندن زندگی می کنند می توانند اژدهاها را ببینند.
آژانس مدیریت اژدهاهای طبیعی لندن معکوس
مراقبت و مدیریت اژدهاها به ناچار بر عهده مردم لندن معکوس بود.
ساختمان ستاد وینگ بایند
چه لعنتی؟!
قسمت اول جادوگران لوله جدیدی را منفجر می کنند
شما بچه ها هنوز از زمانی که آن مرد بزرگ آن را خراب کرد، این مشکل را حل نکرده اید؟ رقت انگیز!
بب-ببخشید...
از ما خواسته شد که ابتدا مانیتور را بلند کنیم.
و تو! چرا به تنهایی کار دونفره را پذیرفتی؟
چون دیر کردی نینی
بیشتر مردم فقط صبر می کنند!
اگر خودم از آن مراقبت می کردم، من تمام پاداش را برای خودم می گیرم
میدونستم!
پس این همان چیزی است که شما دنبال آن هستید.
تو در کار خود در لندن معکوس درآمد زیادی داری
پس فقط به اندازه ای که می خواهید مبادله کنید.
من کمی غرور دارم، می دونی!
و از گفتن این جور چیزها دست بکش
هه؟
امتیاز موفقیت را از دست دادم
اما من همه گلهایی را که شکوفه داده بودند چیدم تا متوجه نشوند.
آره! من امتیاز گرفتم!
اما چرا؟
به خاطر کمک من در پایان، اتفاقا.
این تنها دلیلی بود که محموله ما آن را ایمن کرد.
خیلی ناز
بس کن.
اگر دوباره تو را در حال عکس گرفتن ببینن عصبانی می شن.
هی، یک لحظه صبر کن!
اصلاً چرا از جوانه ها گل می چینید؟!
خب من باید چیکار می کردم؟
اگر گل هایشان قبل از فروش شکوفا شود، قیمت آنها کاهش می یابد.
من این کار را برای مشتری خود انجام دادم.
ببین؟ قشنگ نیست؟
اگر دوست داری می توانی آن را لمس کنی.
هر چند نمی توانی اون را داشته باشی.
ان-انگار که دلم میخواد!
بزار شورتتو ببینم
بزار شورتتو ببینم
هی! اوسوشی!
اون چیه؟
آیا اون یک اژدهای تاریکه؟
اونم وسط شهر؟
نه...
اون بالگو عه.
لعنت بهش. دوباره اون.
بالگو پارکس
اوشیو! آرام باش!
اوشیو سگ اژدها
تو خیلی ناز هستی! تو کاملا شایان ستایش هستی، پس لطفا آرام باش!
هی، اونا بالگو و اوسوشین.
واقعا همینطوره
پس کاری در مورد آنها انجام دهید. شما مسئول آنها هستید، نه؟
ما مسئول آنها هستیم
او در مدرسه ارشد شماست، مگه نه؟
منظورم اینه که احتمالاً خوبه.
نگاه کن. او همش لبخند می زند. چرا چای نخوریم؟
من کافه لاته میخوام
خوشحال میشم دکمه رو فشار بدم اما شما باید پول را در آن بگذارید.
هیچ چیز "خوبی" در این مورد وجود ندارد!
با این سرعت، بالگو می میرد!
ما وظیفه داریم او را زیر نظر داشته باشیم، بنابراین من به شما دو تا برای انجام کارها نیاز دارم!
ما را وادار می کند تا از اژدهاها مطلع شویم
اساساً راه «اچ کیو» است که این مزخرفات را به مشکل ما تبدیل می کند.
اینطور نیست که حقوق بگیریم یا امتیاز کسب کنیم
برای دور نگه داشتن او از مشکل اونم بیستو چهار ساعته
در حالی که ما سر کار هستیم
پس ما به آن بازگشتیم.
فکر کردم شاید بگی که...
بنابراین من با برخی از افراد بالاتر صحبت کردم
و برای شما دختران پول و امتیاز اضافی برای این کار به دست آوردم.
چی گفتی!؟
باشه، خوب. بیا انجامش بدیم!
بریم نیها!
تو برای پول این کار را می کنی.
من برای شایستگی این کار را انجام می دهم
اما فقط برای اینکه کاملاً افتضاح به نظر نرسیم، ما این کار را برای جامعه انجام می دهیم!
آیا ممکن است ابتدا قسمت "انجام آن برای جامعه" را فریاد بزنی؟
چه...
اوسوشی!
خب اگه این طوری بگم بابا...
تو خیلی سگ خوبی هستی، اوشوشی!
مطمئنا اونجا پر سر و صداست
آره. شاید یک اژدها آزاد باشد.
در مورد اون حتی شوخی نکن. مطمئن شو که ضخیم است و به سمت بالا باز می شه.
بله خانم.
صبر کن!
بالگو، ای احمق!
اینجا نیا!
No comments yet. Be the first to leave one.