The first 200 lines.
"لویی" قسمت یازدهم فصل دوم "اردکچه"
برای رعایت امانت در ترجمه،الفاظ رکیک عیناً× ×ترجمه شده اند،پیشاپیش عذر خواهم
×امیدوارم لذت ببرید×
.من شنیدم اردکها یه سوراخ دارن
نمیدونم اینو میدونستین یا نه .ولی اردک ها یه سوراخ دارن
،و از همون سوراخ ،هم میشاشن
،هم میرینن
،هم (.....) میکنن توشون
.و از همون هم تخم میزارن
....این سوراخ
!حتماً باید سوراخ کثیف و بو گندویی باشه...
!این سوراخ،حتماً باید سوراخ ریدمونی باشه
!دلم برای اردکِ نر میسوزه
.چون اردکها سیستم تک همسری دارن
،نمیدونم اینو میدونستین یا نه
.ولی اردک ها برای همیشه توی رابطشون میمونن
.....و وقتی اون اردکه میشه 48 ساله
:شوهرش احتمالاً میگه
....رفیق"
!ریدی آبم قطعه....
"ازش متنفرم...
،بعدش مَرده میره میگیره یه قویی ،چیزی میکنه
"زنش بهش میگه :"واسه چی رفتی قو گاییدی؟
!واسه اینکه سوراخ کون داره!بخاطر این
!بخاطر اینکه یه سوراخ کون هم داره
خُب؟
!من موهام سبزه
،نمیدونم اینی که گفتم چه ربطی داشت ....ولی یه جورایی
،موهاشون سبزه .بیشتر از این لیاقت دارن
، صحبت از شوخی با حیوانات شد ،هنوز هم کاملاً تموم نشده
....آه....من
...راستش من یه جُکِ واقعی دارم
...مثل اینکه ،میدونی
.از این جُک هایی که حیوون ها با هم صحبت میکنن
.که نمیدونم چطوری تمومش کنم
،میدونم چیش خنده داره ها
.ولی نمیدونم چجوری تمومش کنم
،در اصل،در مورد یه شیره
،که میره پیش یه زرافه
"و میگه:"سلام،پسر،اون یارو رو دیدی؟
"بعد زرافهه میگه:"کدوم یارو؟
.... بعد میگه"همون یارو که
"کنار رودخونه،توی کلبه زندگی میکنه...
:بعد زرافه میگه "چه شکلیه؟"
"شیره میگه:"این شکلیه
"! آه ه ه ه ه ه"
.... بعد زرافه میگه"من یکی رو میشناسم
،که کنار رودخونه زندگی میکنه... "!ولی این شکلی نیستش
میگه:"نه،همین شکلیه "!آ ه ه ه ه ه ه"
زرافه میگه:"من یکی رو میشناسم،ولی "این شکلیه
،شیر فکر میکرده ملت این شکلین
....شیر نفهمیده که خودش باعث میشه
.یه نفر این شکلی باشه...
!با ترسوندنشون مثل سگ
،با خودش فکر میکرده که
"!هی ،این اون یاروهه که همیشه میگه:آ ه ه ه ه ه"
!کلاً همین شکلیه
... این وسط. نقش خودش رو نمیبینه
.سلام بابایی سلام عزیزم،چطوری؟-
.سلام- .سلام-
.امشب باید اردکچه ها رو با خودتون ببیرین خونه
چی رو ببریم؟
...ما داریم اردکچه ها رو بزرگ میکنیم
.و نمیتونن توی مدرسه بمونن...
. پس باید با خودتون ببرینشون
....آخ جون!ببریم،ببریم ..نه،نه،صبر کنین،نه-
برای چی باید ببرمشون ؟
.همه خانواده ها نوبتی میبرنشون .الآن هم نوبت شماهاست
...آره،ولی ...من دارم میرم
.من دارم میرم افغانستان
.نوبت شماهاست که اردکچه ها رو ببرین .میتونیم بزاریمشون توی وان حموم-
....آره،ولی گوش کن،من باید فردا صبح !میتونن توی تخت خواب من بخوابن-
.ببخشین ،"جین"،عزیزم
.فردا صبح،میخوام برم تور سرگرمی
میفهمی چی میگم؟
.دارم میرم خاور میانه
.میرم عراق،افغانستان و کویت
فردا "جِین" رو میاری مدرسه؟ .آره ،میارم-
.خُب،پس ببرشون،فردا هم بیارشون
!آخ جون !آره
!آخ جون
!آخ جون
.آره .میتونیم بزاریمشون توی وان حموم
.آره،حالا هرچی- .باید ببریمشون حموم-
.خیلی خُب،یاللّا .آره،میتونن توی تخت من بخوابن-
....ببین چجوری
!اوه
....نزار برن اون تو !آخ جون-
.خیلی خب،خیلی خب،نزار برن اون زیر
!خواهشاً نزار برن اون زیر
."جین"
...نه،میخوام این یکی رو نگه دارم
...نگاهشون کن،دارن
.مواظب باش،پاتو میزاری روشون
،خیلی خب،خیلی خب .نه،نمیزارم
،خواهشاً ،لیلی ...اون یکی رو بزار زمین.اون یکی رو
.وایسا
.مرسی که گذاشتی بیارمشون !اَه!روم خرابکاری کردن-
...خیلی خب،خوشحال شدم
.خیلی خُب،دخترها
.شب بخیر
بابایی؟ چیه؟-
میتونیم اردکچه ها رو نگه داریم؟
.نه،این کار رو نمیکنیم
میتونیم فقط یکیشون رو نگه داریم؟
.نه
!فقط یکی .نه-
بابایی؟میتونیم فقط یه دونه اردکچه رو نگه داریم؟
فردا داری واقعاً میری جنگ؟
.دارم میرم جایی که جنگ هستش
.ولی فقط دارم میرم که چند تا سرباز رو بخندونم
.میرم برنامه اجرا کنم .و جام امنه
مطمئنی؟
.هیچوقت نمیزارن کسی که برنامه اجرا میکنه، زخمی بشه،هیچ وقت
.پس مشکلی نیستش
.خیلی خب بابایی؟-
بله؟
فقط یدونه اردکچه؟
!رفیق،نه
.اممممم
میتونیم یه شب دیگه نگهشون داریم؟
.فردا صبح میبرمتون مدرسه
.با اردکچه ها
.و صاف از مدرسه میرم فرودگاه نظامی
بعد میرم توی یه هواپیمای خیلی گنده .ـه C-17 که اسمش
.و پرواز میکنم به سمت خاورمیانه
!ووو
میخوایم سوار هواپیما بشیم؟
.تو سوار نمیشی
.مامانتون میاد مدرسه دنبالتون
میتونم فقط یه اردکچه رو نگه دارم؟
.شب بخیر
.شب بخیر بابایی
،میدونین،به عنوان چند تا جونور فسقلی
.واقعاً روی اعصابین
.اگه این توالت بود،به خدا همین الآن سیفون رو میکشیدم
چند وقت اونجا بودی؟
.از وقتی از مدرسه فارق التحصیل شدم
واقعاً؟
.خیلی وقت میشه
پس...حالا...آهنگ دوست داری؟
.آره،آهنگ دوست دارم
چجور آهنگی دوست داری؟
.آم...تقریباً همه چی
...ببینم
گروه "لد زپلین "رو دوست داری؟
لد زپلین"؟"
نمیشناسیشون؟ .نه-
....چیز چی
ون هیلین".از "ون هیلین" خوشت میاد؟"
.نه
ازشون خوشت نمیاد یا نمیدونی کی هستن؟
.نمیدونم کین،نه
آئرواسمیت"چی؟"
از "آئرواسمیت" خوشت میاد؟
.نه
نمیدونی کین،نه؟- .نه،مطمئن نیستم-
آه..."استیون تایلور" رو که میشناسی؟ .توی گروه "آئرواسمیت"ـه خواننده گروه آئرواسمیت که داور برنامه) (امریکن آیدول هم بود
!"اَمریکن آیدول" .آره-
.آره،میدونم استیون تایلور کیه
.اون توی "آئرو اسمیت" بودش ."توی یه گروه به اسم "آئرواسمیت
.آره،الآن داور برنامه "اَمریکن آیدول" ـه
.آره،راست میگی
.... ولی
ببینم رقاصی؟ .آره-
مثل تشویق کننده های فوتبال؟ !کسایی که کنار زمین برای تشویق تیمشون میرقصن) (!همون سهراب بوقی خودمون ولی اینها میرقصن
.اهممم .آره
تا حالا با بازیکن های فوتبال دوست شدی؟
.اوه ،نه نه نه
.ما اجازه نداریم با بازیکن های فوتبال دوست بشیم
حالا یواشکی دوست نشدی؟
.نه، نشدم
.سلام،و خوش اومدین به پایگاه نیروهای ویژه چارلی
.من جنرال تامپسون هستم .مسئول عملیاتهای داخل افغانستان
بزارین اولین کسی باشم که برای .اینجا اومدنتون،تشکر کنم
.میدونم سفر خیلی طولانی داشتین
.خیلی دوست دارم که بگم میتونین استراحت کنین
.ولی نمیتونم
باید ببریمتون اون بیرون و نیروهامون رو .خوشحال کنیم
...توی پنج روز بعدی چیزهایی میبینینن
.که نه تا حالا دیدین،و نه تصور میکردین..
،این آدمهای جوونمون
.دارن توی شرایط خیلی بدی زندگی میکنن
،در حقیقت برای خیلی از اونها .اون بیرون ریدمونه
،بعضی از پایگاههای عملیاتی جلوترمون
،که شماها اونها رو به اسم "فاب"میشناسین
یه کم از یه سطل واسه شاشیدن و غذای خشک .و سرد،بیشتر امکانات دارن
.خیلی از سربازهامون توی سال دومشونن
.بیشترشون یه دوستشون رو از دست دادن
،بعضیهاشون،توی عملیات زخمی شدن
.و برگشتن برای بیشتر زخمی شدن
.نمیتونیم راحتی خونه هاشون رو بهشون بدیم
.نمیتونیم بفرستیمشون خونه
تنها کاری که میتونیم امیدوار باشیم ،انجام بدیم
.تلاش برای شاد کردنشونه
پس میبینین که کار شما در اینجا به طرز .فجیعی مهمه
.این برای ما یه چیز سَرسَری و ناچیز نیستش
.این یه ماموریت حیاتیه
...و من خیلی ازتون خیلی ممنونم
.برای صرف کردن زمان شخصیتون و اومدن به اینجا...
No comments yet. Be the first to leave one.