The first 200 lines.
...تيم ترجمه "باهم، تاهميشه"، تقديم مي کند ~ TogEther ... For Ever Presents... ~
بازش کن کنجد !
بودا لطفا در رو باز کن .
بازش کن حلزون .
بازش کن حلزون !
بازش کن !
حلزون .
لی گون .
تو اینجا چیکار می کنی ؟
کیم می یونگ .
تو اتاق من چیکار می کنی ؟
این اتاق منه .
جالبه .
چطور ممکنه ؟
حسابی سواری کردم . حسابی سواری کردم .
چطور می تونم همچین خوابی ببینم ؟
کیم می یونگ
می یونگ
کیم می یونگ
حداقل تو خوابام می بینمش .
از دیدنت خوشحالم .
گون
گون
اینجا رو ببین.
سرم درد می کنه .
احساس می کنم دارم می میرم .
یکم آب بهم بده .
لطفا یکم آب بهم بده .
واقعا احساس می کنم که دارم می میرم.
آه ، فقط یه ذره آب خواستما .
آب و
آه سرم ...
فقط اگه یادت نمیاد ،اجازه میدم اینو بدونی
بعد از اینکه تو تالار غش کردی آوردمت تو اتاقم .
لطف کن وقبل از اینکه امروز صبح برگردم اتاقم رو ترک کن.
اگه دیگه همدیگه رو نبینیم چقدر عالی میشه . کیم می یونگ .
کیم می یونگ ؟
لی گون . -کیم می یونگ ؟
کیم می یونگ . می یونگ ~
پس ...
دیروز اون اتفاقا رو تو خواب ندیده بودم ؟
الان دیگه اون حتی نمی خواد باهام رو در رو بشه .
حداقل تو رویام می بینمت
دیدنت خیلی خوبه
حتی نمی خواستم تو خوابم بخورم به پستش
اون دیگه عجله نمی کنه
خیلی سریشه . واقعا سریشه .
نتونستی دیشب بخوابی ؟
بایستی خیلی نگران نمایش باشی .
راستش رو بخوای
می خوام یه چیزی بهت بگم .
دیشب اتفاقی ، لی گون
صبر کن .
بذار یه بار دیگه ازت بپرسم .
اون کسی که دیروز اتفاقی دیدیش ، آدم خیلی مهمی بود .
که حتما باید باهاش حرف می زدی ؟
می شناختیش ؟
پس خوبه .
چرا این نون اینقدر خوشمزه اس .
خیلی نرمه ، به نظر تو چطوره ؟
به نظر منم خیلی خوشمزه اس .
اوه آره ، با اونی که نقاشی رو خریده تماس گرفتی ؟
باهاش تماس گرفتم اما نتونستم نقاشی رو پس بگیرم .
گیر آدم سر سختی افتادی . می خوای برات اینکار رو بکنم ؟
خودم انجامش می دم .
اون یه زنه . به نظر میاد آدم خوبی باشه . دوباره امتحانش می کنم .
تو نسبت به آدما خیلی خوش بینی .
اینجوریم؟
بخور .
یه مدتی شده بود که ندیدمت سئو لی گون .
خیلی وقته که دنیل پیت رو ندیدم .
می خواستم متوجه بشی که من برگشتم ولی به نظرم که اینجوری الی راحت نباشه .
الی .
اون خیلی خوشگل بود .
البته برای اینکه اون اتفاق بیفته
می دونم که تو و دنیل پیت خیلی تلاش کردین .
حالا دیگه من از اون جور نقشا بازی نمی کنم
از اونا که وقتی تو اذیتش کردی بی خیال باشم .
من همیشه چند باراینکار رو می کنم .
پس بهتره مهارتت رو توش بیشتر کنی .
کسی که معمولا یه کاری رو انجام میده از همه توش حرفه ایی تره .
این دفعه رو اجازه می دم با تصور اینکه این یه شانس کم نظیره بری .
ولی اگه دفعه دیگه جلوی الی پیدات بشه اونوقت سوتفاهم میشه .
هیچ نیازی نیست که اینقدر حساس باشی ، دنیل .
من فقط
می خواستم کنارت باشم .
که خوب مراقب می یونگ باشم .
ممنونم .
به نظرت حق داری که این حرف رو بزنی ، لی گون ؟
و بذار رک و راست بگم ، من مراقب اون نیستم .
واسه این کنارشم که ازش خوشم میاد و واسم باارزشه
با شنیدن این حرفت خیالم راحت شد.
من همیشه حواسم به مردم هست .
خب ... دیگه باید برم .
خیلی خوب ، خیلی خوبه . نمایشگاه زیباییه .
خیلی ازتون ممنونم .
کیم می یونگ ...
از صمیم قلب برگزاری اولین نمایشگاهت رو بهت تبریک می گم .
همین جوری باید پیش بری .
آهسته ، آهسته ، قدم به قدم
ولی من
از دیدنت خوشحالم
خب دیگه ...
منتظر کارهای بعدیتون می مونم
ما با اشتیاق تمام با هنرمند الی کیم ملاقات کردیم .
یونگ ، این دختر مثل کیم می یونگه که تو خونه مون زندگی می کرد ؟
آره ، درسته . بالا برم پایین برم ، اون
زن داداش ، واقعا دلم برات تنگ شده ! تبریک می گم !
با این اوصاف ، اون به زودی ثروتمند میشه .
دارن مثل طلا از ازش استقبال می کنن !
استقبال طلایی ؟
فکر کنم منظور بازگشت شکوهمند به خونه باشه .
با این سن و سال حتی اینم نمی دونی ؟
ظاهرا با بالا رفتن سن شنوایی کم میشه ...
گوش مادر شوهرمون تیزه و خیلی هم سالمه
واسه همین شما تا صد سالگی مشکلی نخواهید داشت .
شما دو تا دارین به چی نگاه می کنین ؟
مادر بزرگ ، می دونی این کیه ؟
کیه ؟
می یونگه ؟
نه ، می یونگ اینجا چیکار می کنه ؟
ای جان، می یونگ !
اون باید برگشته باشه کره .
این واقعا یه سفر شغلی بود ؟
چیزی به اسم سفر کاری ساختگی هم وجود داره ؟
منظورم اینه که ، انگار نه انگار که تو کارخونه ایی
واسه چی تموم شب رو گرفتی خوابیدی ؟
- تو ، اتفاقی بود ؟ - چی اتفاقی بود ؟
بدون اینکه مادربزرگت بو ببره دردسر بزرگی درست کردی ؟
سلام ، چه انتظاری داری ؟
چیه ؟ من از اونام که هر جا می رم دردسر و رسوایی به بار می یارم ؟
سلام ، مادربزرگ . به نظرت مکالمه مادر بزرگ و نوه اش خیلی رک و پوست کنده نیست ؟
هی ، ای عوضی . مادر بزرگت اینقدر ناراحت کننده اس.
احیانا، می دونی ؟
چی رو ؟
چیه ؟
چیزی نیست ، از اونجا که خسته ایی برو و استراحت کن .
زود باش برو استراحت کن .
باشه میرم .
گفتنش چه فایده ایی داره .
قلبش داره آسیب می بینه ...
کارتون خوبه . کارتون عالیه
آره ، برو جلو و حرف بزن
ها ؟ واقعا ؟
واقعا ؟ این درسته ؟ مطمئنی ؟
هنرمند ، فکر کنم بایستی فردا این نقاشی رو تحویل بدیم .
واقعا ؟
باشه
دنیل ...
اینجا یه چیزی غلطه ؟
چیه ؟
یه تماس از سئول داشتم . فکر کنم این دفعه دیگه واقعا خواهرم رو پیدا کردم !
همه چیز ردیفه .
واقعا ؟
بهت گفتم که حتما پیداش می کنی .
قراره فردا تو سئول باهاش ملاقات کنم . تو ام باهام میای ؟
البته .
پیدا کردن خواهرش . این خیلی خوبه .
سلام من لی یونگ جا هستم .
بدنت بهتر شد ؟
آره . به خاطر تو خیلی بهترم .
پس خیالم راحت شد .
ولی خانم لی یونگ جا
راجع به اون درخواستی که ازت کردم فکر کردی ؟
آه ... اون ... یکم ... هنوز نه ...
باید فردا نقاشی رو تحویل بدیم .
می تونم خودم تنهایی برم اونجا ؟
می خوام رو در رو ببینمت و باهات حرف بزنم .
اینجوری یکم مشکل میشه .
صورتم ...
خیلی چیزا دارن رو چهره ات رشد می کنن .
صورتم خیلی حساسه ، واسه همین حالتش زود تغییر می کنه .
به خطر چهره ام الان حتی نمی تونم پام رو از خونه بیرون بذارم .
می دونی که پوست یه زن مایه افتخارشه .
اوه ، این مساله مهمیه .
باید خیلی نگران باشی .
از درخت چای استفاده کردی ؟
درخت چای ؟
روغن درخت چای ، لک هات رو می پوشونه .
اوه ، درخت چای
راستش ، حسابی به صورتم از این روغن مالیدم .
پس ، باید یکم بهتر شده باشی .
نقاشی همان طور که باید تحویل داده میشه .
ولی لطفا دوباره راجع بهش فکر کن .
اگه بخوای می تونم یه نقاشی دیگه بکشم .
خب ، پیشنهاد بدی نیستش .
راجع بهش فکر می کنم .
احتمالا تو یه بچه داری ؟
یه بچه ؟
چرا یه مرتبه همچین سوالی می پرسی ؟
از بین تمام انواع نقاشی، تو نقاشی کودکان رو انتخاب کردی .
آره
یه بچه خوشگل .
اگه فرصت بشه ، دلم می خواد بچه ات رو هم ببینم .
اگه بتونیم اینکار رو بکنیم ...
خیلی خوب میشه .
هر وقت که صورتت بهتر شد . لطفا بهم یه زنگ بزن .
باشه پس
خوب بخوابی
سئو ! چطور می تونی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.