Specials

Release info

Fated to Love You E14 سرنوشته که عاشقت بشم قسمت چهاردهم
A Commentary by ahmad@
Parsisub.ir

Tags

other
Published on: 2014-11-18
Downloads: 21
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...تيم ترجمه "باهم، تاهميشه"، تقديم مي کند ~ TogEther ... For Ever Presents... ~

بازش کن کنجد ‏!‏

بودا لطفا در رو باز کن ‏.‏

بازش کن حلزون ‏.‏

بازش کن حلزون ‏!‏

بازش کن ‏!‏

حلزون ‏.‏

لی گون ‏.‏

تو اینجا چیکار می کنی ؟

کیم می یونگ ‏.‏

تو اتاق من چیکار می کنی ؟

این اتاق منه ‏.‏

جالبه ‏.‏

چطور ممکنه ؟

حسابی سواری کردم ‏.‏ حسابی سواری کردم ‏.‏

چطور می تونم همچین خوابی ببینم ؟

کیم می یونگ

می یونگ

کیم می یونگ

حداقل تو خوابام می بینمش ‏.‏

از دیدنت خوشحالم ‏.‏

گون

گون

اینجا رو ببین‏.‏

سرم درد می کنه ‏.‏

احساس می کنم دارم می میرم ‏.‏

یکم آب بهم بده ‏.‏

لطفا یکم آب بهم بده ‏.‏

واقعا احساس می کنم که دارم می میرم‏.‏

آه ‏،‏ فقط یه ذره آب خواستما ‏.‏

آب و

آه سرم ‏.‏‏.‏‏.‏

فقط اگه یادت نمیاد ،اجازه میدم اینو بدونی

بعد از اینکه تو تالار غش کردی آوردمت تو اتاقم ‏.‏

لطف کن وقبل از اینکه امروز صبح برگردم اتاقم رو ترک کن‏.‏

اگه دیگه همدیگه رو نبینیم چقدر عالی میشه ‏.‏ کیم می یونگ ‏.‏

کیم می یونگ ؟

لی گون ‏.‏ ‏-‏کیم می یونگ ؟

کیم می یونگ ‏.‏ می یونگ ~

پس ‏.‏‏.‏‏.‏

دیروز اون اتفاقا رو تو خواب ندیده بودم ؟

الان دیگه اون حتی نمی خواد باهام رو در رو بشه ‏.‏

حداقل تو رویام می بینمت

دیدنت خیلی خوبه

حتی نمی خواستم تو خوابم بخورم به پستش

اون دیگه عجله نمی کنه

خیلی سریشه ‏.‏ واقعا سریشه ‏.‏

نتونستی دیشب بخوابی ؟

بایستی خیلی نگران نمایش باشی ‏.‏

راستش رو بخوای

می خوام یه چیزی بهت بگم ‏.‏

دیشب اتفاقی ‏،‏ لی گون

صبر کن ‏.‏

بذار یه بار دیگه ازت بپرسم ‏.‏

اون کسی که دیروز اتفاقی دیدیش ‏،‏ آدم خیلی مهمی بود ‏.‏

که حتما باید باهاش حرف می زدی ؟

می شناختیش ؟

پس خوبه ‏.‏

چرا این نون اینقدر خوشمزه اس ‏.‏

خیلی نرمه ‏،‏ به نظر تو چطوره ؟

به نظر منم خیلی خوشمزه اس ‏.‏

اوه آره ‏،‏ با اونی که نقاشی رو خریده تماس گرفتی ؟

باهاش تماس گرفتم اما نتونستم نقاشی رو پس بگیرم ‏.‏

گیر آدم سر سختی افتادی ‏.‏ می خوای برات اینکار رو بکنم ؟

خودم انجامش می دم ‏.‏

اون یه زنه ‏.‏ به نظر میاد آدم خوبی باشه ‏.‏ دوباره امتحانش می کنم ‏.‏

تو نسبت به آدما خیلی خوش بینی ‏.‏

اینجوریم؟

بخور ‏.‏

یه مدتی شده بود که ندیدمت سئو لی گون ‏.‏

خیلی وقته که دنیل پیت رو ندیدم ‏.‏

می خواستم متوجه بشی که من برگشتم ولی به نظرم که اینجوری الی راحت نباشه ‏.‏

الی ‏.‏

اون خیلی خوشگل بود ‏.‏

البته برای اینکه اون اتفاق بیفته

می دونم که تو و دنیل پیت خیلی تلاش کردین ‏.‏

حالا دیگه من از اون جور نقشا بازی نمی کنم

از اونا که وقتی تو اذیتش کردی بی خیال باشم ‏.‏

من همیشه چند باراینکار رو می کنم ‏.‏

پس بهتره مهارتت رو توش بیشتر کنی ‏.‏

کسی که معمولا یه کاری رو انجام میده از همه توش حرفه ایی تره ‏.‏

این دفعه رو اجازه می دم با تصور اینکه این یه شانس کم نظیره بری ‏.‏

ولی اگه دفعه دیگه جلوی الی پیدات بشه اونوقت سوتفاهم میشه ‏.‏

هیچ نیازی نیست که اینقدر حساس باشی ‏،‏ دنیل ‏.‏

من فقط

می خواستم کنارت باشم ‏.‏

که خوب مراقب می یونگ باشم ‏.‏

ممنونم ‏.‏

به نظرت حق داری که این حرف رو بزنی ‏،‏ لی گون ؟

و بذار رک و راست بگم ‏،‏ من مراقب اون نیستم ‏.‏

واسه این کنارشم که ازش خوشم میاد و واسم باارزشه

با شنیدن این حرفت خیالم راحت شد‏.‏

من همیشه حواسم به مردم هست ‏.‏

خب ‏.‏‏.‏‏.‏ دیگه باید برم ‏.‏

خیلی خوب ‏،‏ خیلی خوبه ‏.‏ نمایشگاه زیباییه ‏.‏

خیلی ازتون ممنونم ‏.‏

کیم می یونگ ‏.‏‏.‏‏.‏

از صمیم قلب برگزاری اولین نمایشگاهت رو بهت تبریک می گم ‏.‏

همین جوری باید پیش بری ‏.‏

آهسته ‏،‏ آهسته ‏،‏ قدم به قدم

ولی من

از دیدنت خوشحالم

خب دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

منتظر کارهای بعدیتون می مونم

ما با اشتیاق تمام با هنرمند الی کیم ملاقات کردیم ‏.‏

یونگ ‏،‏ این دختر مثل کیم می یونگه که تو خونه مون زندگی می کرد ؟

آره ‏،‏ درسته ‏.‏ بالا برم پایین برم ‏،‏ اون

زن داداش ‏،‏ واقعا دلم برات تنگ شده ‏!‏ تبریک می گم ‏!‏

با این اوصاف ‏،‏ اون به زودی ثروتمند میشه ‏.‏

دارن مثل طلا از ازش استقبال می کنن ‏!‏

استقبال طلایی ؟

فکر کنم منظور بازگشت شکوهمند به خونه باشه ‏.‏

با این سن و سال حتی اینم نمی دونی ؟

ظاهرا با بالا رفتن سن شنوایی کم میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

گوش مادر شوهرمون تیزه و خیلی هم سالمه

واسه همین شما تا صد سالگی مشکلی نخواهید داشت ‏.‏

شما دو تا دارین به چی نگاه می کنین ؟

مادر بزرگ ‏،‏ می دونی این کیه ؟

کیه ؟

می یونگه ؟

نه ‏،‏ می یونگ اینجا چیکار می کنه ؟

ای جان‏،‏ می یونگ ‏!‏

اون باید برگشته باشه کره ‏.‏

این واقعا یه سفر شغلی بود ؟

چیزی به اسم سفر کاری ساختگی هم وجود داره ؟

منظورم اینه که ‏،‏ انگار نه انگار که تو کارخونه ایی

واسه چی تموم شب رو گرفتی خوابیدی ؟

‏-‏ تو ‏،‏ اتفاقی بود ؟ ‏-‏ چی اتفاقی بود ؟

بدون اینکه مادربزرگت بو ببره دردسر بزرگی درست کردی ؟

سلام ‏،‏ چه انتظاری داری ؟

چیه ؟ من از اونام که هر جا می رم دردسر و رسوایی به بار می یارم ؟

سلام ‏،‏ مادربزرگ ‏.‏ به نظرت مکالمه مادر بزرگ و نوه اش خیلی رک و پوست کنده نیست ؟

هی ‏،‏ ای عوضی ‏.‏ مادر بزرگت اینقدر ناراحت کننده اس‏.‏

احیانا‏،‏ می دونی ؟

چی رو ؟

چیه ؟

چیزی نیست ‏،‏ از اونجا که خسته ایی برو و استراحت کن ‏.‏

زود باش برو استراحت کن ‏.‏

باشه میرم ‏.‏

گفتنش چه فایده ایی داره ‏.‏

قلبش داره آسیب می بینه ‏.‏‏.‏‏.‏

کارتون خوبه ‏.‏ کارتون عالیه

آره ‏،‏ برو جلو و حرف بزن

ها ؟ واقعا ؟

واقعا ؟ این درسته ؟ مطمئنی ؟

هنرمند ‏،‏ فکر کنم بایستی فردا این نقاشی رو تحویل بدیم ‏.‏

واقعا ؟

باشه

دنیل ‏.‏‏.‏‏.‏

اینجا یه چیزی غلطه ؟

چیه ؟

یه تماس از سئول داشتم ‏.‏ فکر کنم این دفعه دیگه واقعا خواهرم رو پیدا کردم ‏!‏

همه چیز ردیفه ‏.‏

واقعا ؟

بهت گفتم که حتما پیداش می کنی ‏.‏

قراره فردا تو سئول باهاش ملاقات کنم ‏.‏ تو ام باهام میای ؟

البته ‏.‏

پیدا کردن خواهرش ‏.‏ این خیلی خوبه ‏.‏

سلام من لی یونگ جا هستم ‏.‏

بدنت بهتر شد ؟

آره ‏.‏ به خاطر تو خیلی بهترم ‏.‏

پس خیالم راحت شد ‏.‏

ولی خانم لی یونگ جا

راجع به اون درخواستی که ازت کردم فکر کردی ؟

آه ‏.‏‏.‏‏.‏ اون ‏.‏‏.‏‏.‏ یکم ‏.‏‏.‏‏.‏ هنوز نه ‏.‏‏.‏‏.‏

باید فردا نقاشی رو تحویل بدیم ‏.‏

می تونم خودم تنهایی برم اونجا ؟

می خوام رو در رو ببینمت و باهات حرف بزنم ‏.‏

اینجوری یکم مشکل میشه ‏.‏

صورتم ‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی چیزا دارن رو چهره ات رشد می کنن ‏.‏

صورتم خیلی حساسه ‏،‏ واسه همین حالتش زود تغییر می کنه ‏.‏

به خطر چهره ام الان حتی نمی تونم پام رو از خونه بیرون بذارم ‏.‏

می دونی که پوست یه زن مایه افتخارشه ‏.‏

اوه ‏،‏ این مساله مهمیه ‏.‏

باید خیلی نگران باشی ‏.‏

از درخت چای استفاده کردی ؟

درخت چای ؟

روغن درخت چای ‏،‏ لک هات رو می پوشونه ‏.‏

اوه ‏،‏ درخت چای

راستش ‏،‏ حسابی به صورتم از این روغن مالیدم ‏.‏

پس ‏،‏ باید یکم بهتر شده باشی ‏.‏

نقاشی همان طور که باید تحویل داده میشه ‏.‏

ولی لطفا دوباره راجع بهش فکر کن ‏.‏

اگه بخوای می تونم یه نقاشی دیگه بکشم ‏.‏

خب ‏،‏ پیشنهاد بدی نیستش ‏.‏

راجع بهش فکر می کنم ‏.‏

احتمالا تو یه بچه داری ؟

یه بچه ؟

چرا یه مرتبه همچین سوالی می پرسی ؟

از بین تمام انواع نقاشی‏،‏ تو نقاشی کودکان رو انتخاب کردی ‏.‏

آره

یه بچه خوشگل ‏.‏

اگه فرصت بشه ‏،‏ دلم می خواد بچه ات رو هم ببینم ‏.‏

اگه بتونیم اینکار رو بکنیم ‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی خوب میشه ‏.‏

هر وقت که صورتت بهتر شد ‏.‏ لطفا بهم یه زنگ بزن ‏.‏

باشه پس

خوب بخوابی

سئو ‏!‏ چطور می تونی ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left