The first 200 lines.
نيروها آماده هستند - اجازه دهيد سلاح ها را ارائه دهند -
سلاح را بازبيني كنيد
در حال حاضر دو در حال حاضر
دروازه بان جيمز هاميلتون
ستاد ويليام معتقد است
فرمانده گري اوهارا
جان تري، سرهنگ دوم
سرهنگ بلپ اوهارا
كاپيتان چارلي استوارت
جان هك سرهنگ
"بيل"، آنها سلاح من را قطع كردند
من هم همينطور
سپس به ما نگاه كن
كاپيتان
همه آنها قطع شده اند
به اين ترتيب كلمه خود را رها كنيد؟
ما به شما وعده سلاح شجاعت داديم
سلاح مي تواند راه اندازي شود
تو فكر مي كني؟
با يك لوله مثل اين، گلوله مستقيم نمي رود
فكر مي كنم رأي شما خوب نيست
اجازه دهيد سلاح شما را امتحان كنم
آيا شما شجاعت نداريد؟
اين است
بيا، يشاب اولين
چه كار ميكني؟ - ببخشيد، اكنون نوبت من است -
مهارت واقعي خود را نشان دهيد حتي اگر اين فقط يك نمايش بود
آنها مردند
، با دادن سلاح احترام به شما
ما مي خواهيم شجاعت سربازان شما را تشخيص دهيم
اين سلاح ها فقط يك مثال است
به احترام ما مي دهيم
چه كسي سلاح خود را گرفت او مي تواند برويد
سرهنگ سام مكينتر
احترام به سلاح
ادوارد اسميت
نود و دوصد
ما دزدي كرديم، دوست
شما نميتوانيد اسب بخار را براي 30 كيلوگرم پيدا كنيد
پس تصميم گرفتيد روي من بگذاريد؟
بله، متاسفم، با اين حال من نمي خواهم به ويرجينيا بازگردم
من تصميم گرفتم بروم در غرب، جنوب يا شمال
تنها چيزي كه مهم است ارزش آن است
نگاهي به اين، او بهتر است
شما يك سفر طولاني داريد
سلام من به جودي و خانه قديمي ما
اين كار انجام خواهد شد
آن را برداريد، كليد گنجينه من است
در همان جا؟ - درون ساعت -
با اين وجود، خيلي زياد نيست شايد شما و جودي نياز به آن داريد
با تشكر از شما "بيل" و موفق باشيد
و همچنين، برادر من
فراموش نكنيد كه او در غرب است كار و كار براي همه
براي همسر شما نيز
"ما آن را مي بينيم،" بيل
"به ياد داشته باشيد كه آخرين شهر در جاده" يلوستون "است
"من اخبار را در مرز، در" چهارمين بهترين "را ترك خواهم كرد
من تو را به ياد دارم برادر من
"خداحافظ" گري
چه كسي؟
چه كسي هستي؟
... "جودي"
"گري" "گري"
بيل "اين را به ما داد، به ياد داشته باشيد؟"
من اين را به شما گفتم
خوب، اين كار را نكن
شما بايد آگاه باشيد
من خودم را ديدم
براي ما اينجا آينده اي نيست
بله
من مي دانستم كه اين لحظه مي آيد
اما خيلي سريع نيست
... در طول جنگ، دكتر ما گفت
، اگر ما بايد يك زخم را برداريم " "بهتر است اين كار را به طور مستقيم انجام دهيد
به اين ترتيب، رنج كمتر وجود دارد
اگر با شما بياييد رنج نخواهم برد
نه، جودي، هنوز
چرا؟ - - منطقي باشيد -
من بايد برادر خود را پيدا كنم
من يك شغل و يك محل براي زندگي دارم
، در عين حال، مي توانيد خانه را فروخت اين بهترين راه ممكن است
، تنها 3 ماه خواهد بود و سپس ما دوباره با هم خواهيم بود
سه ماه؟ اين خيلي زياد است
و بعد؟ كجا ميتونم پيدا كنم؟
، "در" يلوستون آخرين توقف براي داروهاي او
من منتظر شما هستم
شما در بهار آنجا خواهيد بود
سلام، تشويق كنيد، لبخند بزنيد
پس؟ - خانم اوهارا -
خيلي زياد نيست اما ممكن است لازم باشد
شما نياز به بيشتر - اين عادلانه نخواهد بود
بياييد آن را به اشتراك بگذاريم، خوب؟
خوب
اين شماست، اين دلار من است
"اما" گري - "بدون" اما -
شما با اشتراك گذاري پذيرفته مي شويد اين به اشتراك گذاري است
من به شما اطمينان مي دهم يك ميليون عدالت است
"كلمه" Ohara
چه كاري مي توانم انجام دهم در اين شهر براي جمع آوري چند دلار؟
"خيلي دير است." جك- بله خيلي زياد -
آيا نيازمند كمك هستيد؟
نه
، من مي توانم به خوبي انجام دهم من كمي مي خواهم
من گفتم نه
... عذر خواهي
چه ميخواهي؟
كار كنيد، فقط براي خريد يك اسب و خارج شدن از اينجا
در يلوستون هيچ كاري براي بيگانگان وجود ندارد
شما از جنوب هستيد، درست است؟
و اگر؟ جنگ تمام شده است
اين براي ماست اما به نظر من اين به جنوب نمي رسد
در اينجا يك باند غير قانوني وجود دارد
تخريب، غارت و سرقت
گناه شما نيست اما من نميتوانم به شما كمك كنم
من فقط مي خواستم از مرز عبور كنم و به غرب برگردم
آيا اين امكان وجود دارد كه هيچ كس نمي تواند اين باعث مي شود من چند دلار به دست آورده باشم؟
"Makory" ثروتمندترين مرد در شهر است
اين مي تواند به شما كمك كند - كجا مي توانم آن را پيدا كنم؟ -
اين برچسب را ببينيد؟ در آنجا شما آن را پيدا خواهيد كرد
با تشكر
اگر همه چيز به خوبي پيش برود، به او برگردم
و اگر نه، من فكر مي كنم ارزش آن 50 دلار است
- خوب با تشكر
لعنت، چشم سياه
"او شجاعت دارد تا مرا خنداند" McCurry
چقدر مي خواهد؟ - هيچ چيز -
ما مي خواهيم شهر را ترك كنيم اين چيزي است كه او جرأت مي كند بپرسد
شما مي توانيد "جيمز" را دعوت كنيد و او را بكشيد
من مي دانم كه من هيچ مشكلي با قانون ندارم
، ما بايد كاري انجام دهيم او با الشريف صحبت كرد
سايه چشم "اين را در نظر بگيريد"
او مي داند كه "شريف" در خارج از شهر است اين نخواهد بود قبل از غروب آفتاب
به همين دليل است كه او مي خواهد ما را در پنجم ملاقات كند
من سعي خواهم كرد كه بخشي از آن را بخرم
، اما يك چيز مطمئن است من كسي را دوست ندارم
چه ميخواهي؟
يك مرد در خارج از كشور وجود دارد كه مي خواهد شما را وقف كند
چه كسي است؟
آنها مانند جواني كه به دنبال كار هستند ظاهر مي شوند
من وقت ندارم براي اين من به آن توجه مي كنم
اكنون امكان پذير نيست بهتر است كه اكنون ترك كنيد
من بايد با آقاي مك كرري صحبت كنم
مشغول است - - من مي توانم صبر كنم -
من به شما گفتم كه ترك كن
هي، شما كثيف جنوب
توقف
من مي دانم كه من در دفتر من هيچ تلاشي نمي خواهم
او رفت و به من حمله كرد
"من مهم نيست،" جيمز
ما آن را در خيابان انجام مي دهيم
حالا ببينيد اگر شما بسيار شجاع هستيد، جنوب
آقاي مك كري؟ - بله، اين من است
من براي ديدار با شما آمده ام، اما اكنون كار ديگري دارم
بعدا خواهم نوشت
توقف
سلاح هاي خود را كنار بگذار
خيلي خوب است
زندگي بدون تسليحات بدون تسليحات به آزمايش مي انجامد
من نميتوانم با اين كارها را انجام دهم
انزوا، خنده از شمالگان
به دنبال كار؟ - - بله، آقا
شايد براي شما چيزي بخرم با من صحبت كن
... ميبينم شما خيلي شجاع هستيد
شما همچنين به پول زيادي نياز داريد
درست است
من مي توانم شما را بيش از شما تصور كنيد
اما شما بايد براي زندگي خود ريسك كنيد
ادامه دهيد
يك دزد در شهر وجود دارد به نام "چشم سياه"
شخص جدي
... شايد بخشي از باند باشد
كدام بخش را مورد حمله قرار داد
او سعي كرد مرا بترساند
بنابراين تصميم گرفتم آن را به عدالت معرفي كنم
چرا "شريف" صحبت نمي كند؟
فكر ميكني من با تو صحبت ميكنم اگر "شريف" در شهر وجود داشته باشد؟
او به دنبال يك قاضي بود ما امشب خيلي دير نخواهيم شد
اما "چشم سياه" دور از آن خواهد بود
چه بايد بكنم؟
... چهره ي آن
"و او را به" شريف "تحويل داد
چه خواهد شد؟
پنجصد دلار
اين احتمالا يك زمين كوچك بر روي تپه است
اگر همه چيز خوب باشد - اين سخاوتمندانه است -
در مواجهه با "چشم سياه" بدون سلاح خطر زندگي شما را به خطر مي اندازد
بهتر است به جاي شكستن قانون پرداخت
خوب، من پذيرفتم
اين نيمه است
، يك هتل در شهر وجود دارد در كنار سالن
من دقيقا پنج ساله هستم
خوب
نام تو چيست؟ - "گري اوهارا" -
... "پيتر"
زماني كه واكنش "چشم سياه" صورت مي گيرد چگونه خواهد بود اوهارا مي خواهد او را به "شرف" هدايت كند؟
فكر مي كنم او سلاحش را تغيير خواهد داد
مطمئنا
سپس ما بايد از آن مرد جوان محافظت كنيم
.... "اگر" چشم سياه "
، در يك مرد غير مسلح فركانس مورد نياز نيست
No comments yet. Be the first to leave one.