The first 200 lines.
تاریخ ما برمیگرده به دوره ویکتوریا
خاندان وستمورلند
به این فکر کردی که چقدر دیوونهای
که از یه هلی کوپتر میپری به یه جزیرهی خصوصی یه دانشمند دیوونه؟
تازگیا مارتی دوکو رو دیدی؟
نه
پلیسا بیرون خونهمون هستن، دانی باید از اینجا بریم!
ریچل قدرت میخواد، همهی ما رو نابود میکنه
تو کسیما رو برمیگردونی، سارا مطمئنیم میتونی
سارا، ریچل دارو رو برداشته
وقتی بردنش، دلفین زنده بود
تو درمانت رو پیدا کردی
میتونی مثل قدیما بهم دارو بدی
اجازه نداری پیشش بمونی
آقای وستمورلند به زودی شما رو ملاقات میکنن
- محاله - برای اون نه
نه نه، نگران نباش کل خونواده سالمِ سالمه
- سارا - فیلکس
یکم دیگه گوشیم خاموش میشه فقط گوش کن
باشه، گوش میکنم
فردیناند کیرا و خانم اس رو دزدیده
- چی؟ - برو تو خونهی امن یه نگاهی بنداز
همهاش کار ریچله. اون داره جانشین سوزان میشه
حالت خوبه؟
آره، خوبم
نه نیستی، دروغ میگی. از صدات مشخصه
ببین، مهم نیست خب؟
خب؟ ریچل قبل از اینکه کسیما بتونه دارو رو گیر بیاره، برداشت و برد
- چی شده؟ - سارا
از اون جزیره خارج شو
بدون کسیما جایی نمیرم
گوشی رو بذار رو آیفون
آیرا، سوزان گفت که کسیما رو به یه قایق فرستاده
- اون قایق کجاست؟ - سوزان حالش خوبه؟
به سوالش جواب بده
در طرف غربی جزیره یه کلبه ساحلی هست
تو دهانه رودخونه، پایین رودخونهی روستا
- ولی... - پایین کدوم روستا؟
الو؟
آیرا
کدوم روستا؟
یالا! یالا!
لعنتی
متأسفم عزیزم
خواهش میکنم، خواهش میکنم
آره! همینه
ممنون! ممنون! ممنون!
مامانی؟
مامانی پاشو!
زودباش
امروز کلی کار باید بکنیم
پاشو مامانی
- پاشو! - کیرا؟
آهای؟
کی اونجاست؟
من همینجام، گرم نگهت میدارم
تو اجازه نداری پیشش بمونی
فکر کنم دارم میمیرم
نباید به کسی بگی
آهای؟
خوبه
چی؟ نه نه نه
نه نه
هر اتفاقی که بیوفته... به حرفام گوش کن!
میدونی که مریضه!
ازم میخوای چیکار کنم؟
سلام
صبح بخیر کسیما
تو کی هستی؟
صحیح
به "ریوایول" خوش اومدی
از سال 1908 به دور از جامعه و مخفیانه زندگی میکنیم
اسم من ماده
و اینا...
چکمههاتن!
میدونی دلفین الان کجا رفت؟
فکر کنم رفت سر کار توی کلینیک
- به زودی برمیگرده - باید باهاش حرف بزنم
میدونم! هضمش سخته، نه؟
تو یه چادر بیدار شدی و برات سواله که این آدما کی هستن
میخوای بدونی قضیه از چه قراره
آره، بهم میگی؟
نشونت میدم
اینم از ریوایول
یالا
چیزی نمونده که کاملا خودکفا بشیم
برای خودمون برق تولید میکنیم
سیستم مخابرهی خاص خودمونو داریم...
عالی شد. باید با خواهرام صحبت کنم
اجازهی این کارو نداری
اینم از گلخانهمون!
همه جور حیون اهلیای پرورش میدیم، پرورش ماهی داریم
هر چی بخوایم داریم
همهی این آدما منتخب از سراسر دنیان
چرا اومدن اینجا؟
تا نژاد بشری رو از لحاظ ژنتیکی اصلاح و بهتر کنن
همه همکاری میکنیم و همه ازش بهرهمند میشیم
تحقیقات علمی خیلی سودمندی رو ازم دزدیدن
کسی به اسم ریچل دانکن میشناسی؟
الان میشناسیم
آره، امروز برای همهمون روز بزرگیه
- با اون جلسه داره - با کی؟
موسس!
ما همه بچههاشیم
نفهمیدم، بچههای کی؟
پی.تی. وستمورلند
اون اینجا با ما زندگی میکنه
جدی؟ این پی.تی که میگی الان چند سالشه؟
ژوئن شد 170 ساله
مقالهی سال 1880 اونو درمورد
زندگی پسا-فردیت و تحقیقات جمعیش رو خوندی؟
خیلی الهام بخشه
عجیب. خیلی خب
کسیما!
سلام شارلوت
خدای من! سلام
توئیدل کوچولو و توئیدل قدبزرگه
بهش توجه نکن. اونجا چیکار میکردی؟
مثل یه جور مدرسه میمونه
خیلی خب. عجیبه
حالت چطوره؟
خوبم ولی مداوامون چی شد؟
تو نگرانش نباش، خب؟
دوستم دلفین رو که میشناسی؟ اون هوامونو داره
- سوزان چی؟ حالش خوبه؟ - شنیدم که زنده مونده
- از کجا شنیدی؟ - یه سری شایعه
رابطهی پی.تی و سوزان برمیگرده به خیلی وقت پیش، ولی...
زن و شوهر دعوا کنن، احمقا باور کنن
- خدای بزرگ! منم بابا! - خدای نکشتت، آرتور
کم مونده بود با یه ماهیتابه بزنمت
آره خب، منم کم مونده بود بهت شلیک کنم، پس بیحسابیم
چیزی پیدا کردی؟
درباز کن رو کرده بوده تو دست یارو، درگیری شده
برای شیبان تازگی نداره
نشونهی خوبیه؟ حالا فردیناند عصبی شده
آرت، باید یکم فکر کنی
اونا رو کجا ممکنه برده باشه؟
باید بگی که یه سرنخی هست
هی، همیشه یه سرنخی هست
نمیتونم به شبکهی شیبان وصل بشم
- نگرانم اونام لو رفته باشن - ببین، کمکت میکنم
برای اون مسئلهی دوکو واسه فساد بهم مشکوکن
الان دیگه نمیدونم کی پلیس درست و کی نئوست
- پس یه لطفی بکن - چی؟
خونوادهی هندریکها. مطمئن شو کاری نمیکنن
نباید بقیه رو هم در خطر قرار بدیم
باشه، بهشون میگم
کیرا و شیبان چیزیشون نمیشه
خب؟ پیداشون میکنیم
من و آرت، داریم یه نقشهای میریزیم، خب؟
به زودی برشون میگردونیم، قول میدم
فیلکس، میخوای چیکار کنیم؟
هیچی. هیچکاری لازم نیست هلینا کجاست؟
- داره شکار میکنه - دام پهن میکنه
اینم شکار حساب میشه، دانی
میدونم ولی خواستم دقیق گفته باشم داره تله میذاره
باشه. وضعیت بدیه، دانی فیلکس به ایدههایی برای
یه نقشهی بینقص واسه نجات کیرا نیاز داره
نه نه نه، لازم نیست دانی. فقط همونجایی که هستین باشین
تا جاتون امن باشه، آرت اینو خواسته
مواظب خودتون باشین و مخصوصاً نذارین
هلینای بلوندمون خبردار بشه
حق با اونه. به بچههامون فکر کن
عالیه. به زودی باهاتون حرف میزنم، حله؟
- خدافظ - فیلکس؟
دهنش سرویس، حتی نمیدونیم نقشهاش چیه
نقشه اینه که سر جامون بشینیم
- توی پارک ملی بشینیم؟ - بله
صحیح. درحالی که سارا گیر افتاده و کیرا گم شده
و هیچ خبری از کسیما نشده؟
- بعله - خب وسایلو جمع کن آقا
بل
یه هدیهای واسهات دارم
جدی؟ چی؟
متی
متی انگرو میشناسی؟
سلام آرت
قبلاً همدیگه رو دیدیم
آره، برای فساد، درسته؟
- بله - فساد مشکل فعلیمون نیست
مشکل فعلیش اینه که اون زنگریزه
شریکم خیلی نازک نارنجی بود
بااین وجود، طلاق گرفته
برای همین چارهای نیست
بالاخره یه همکار جدید گیرت اومد، آرت
برای هردوتون یه نصیحتی دارم
این دفعه آروم پیش برین، خب؟
بذارین همکاریتون دووم بیاره
به همین آسونی؟
به همین آسونی
قایق هنوز اینجاست
- اثری ازش نیست - عمار کجاست؟
- جواب بده، عمار - بالا هستم، کوپ
- سگها رو از روستا میارم - عجله کن
پیرمرد حرفاشو واضح زد
تا وقتی با اون یکی به ریوایول برنگردیم خونه بی خونه
دریافت شد
ریوایول؟
تو افغانی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.