The first 200 lines.
کشاورز مدرن
واي
شما پسرا چتونه؟ چرا اينطوري با من رفتار مي کنيد؟
.فقط نگرانتيم
.من واقعا خوبم. لازم نيست نگران باشيد
مين هو چي گفت؟
.اون خوشحاله که تونسته صورت پدرشو ببينه
.گفت فقط به من احتياج داره
.مين هو خيلي عادي تر از منه
.خيالمون راحت شد
.نگران شده بوديم که نکنه شوکه شده باشه
مي دونم
.خُب، ديگه لازم نيست نگرانمون باشيد
..،خيلي وقته ديگه با هم مشکلي نداريم
.از اين به بعد هم با شادي زندگي خواهيم کرد..
به آقاي پارک گفتم در فرستادن تخم مرغ ها .امروز کمکش مي کنم. ديگه بايد برم
.نونا
.بزار منم باهات بيام- .واي، باشه -
.تو کار خودت رو بکن
.نونا، کلم هاي ما همه رشد کردن کار ديگه اي نداريم که بکنيم
.گفتم که باشه
کاری نيست که شما انجام بدين- .بريم ديگه -
هي- زود باش -
چيکار مي خواي بکني؟
.روز خوبي داشته باشيد
راستي نونا
اين چيه؟
اوه، اين؟
بهش مي گن گواهي رفاهي حيوانات
به کشاورزهايي که زمينه هاي زندگي راحت رو براي .حيوانات فراهم کردن، مي دن
.اين مارک
...اوه، که اينطور
پس مي گه اين تخم مرغ با کيفيت بالاست، درسته؟
يه چيزي شبيه به اين
...پس
... ،این آشپزخانه بازهم ارائه می ده
واي، مي توني بس کني
مي توني اين نمايش رو تموم کني که من احساس بهتري داشته باشم
اينقد واضح بود؟
.تو در مورد همه چیز خیلی محافظه کاری
نمي توني هيچ کاري نکني؟
مطمئني با پدر مين هو مشکلي نداري؟
اگه بگم کاملا خوبم دروغه
...ولي
.اين تقصير اون نيست
اون بايد ازدواج کنه
..بچه دار بشه
.و زندگي خودشو بکنه...
.هيچ وقت ازش انتظاري نداشتم
هيچ وقت تصورشم نکردم که يه روز بر گرده و .از من و مين هو مراقبت کنه
...من فقط مي خوام خوشحال باشه
.و من و مين هم خوشحال باشيم...
نونا، تو باحال ترين مامان .مجرد دنيايي
بابت همه چيز ديروز ، ازت ممنونم
.چيزی نبود
..اين شانه
هميشه براي تو .آماده ست. مي توني روش حساب کني
.هميشه بهت خوش آمد مي گه
.البته، ممنون
.بريم، دير شد
راستي، هيوک
به نظر نمي رسه اون، يون هي نونا رو دوست داشته باشه؟
.هميشه بهش اهميت مي ده و همه جا دنبالش مي ره .مشکوکه
احمق، چي داري مي گي؟
.اون جوونتره ، تازه نونا يه بچه ام داره اين مزخرفات چيه؟
تو اين طور فکر نمي کني، مين کي؟
.مهم نيست
...کي اهميت مي ده
بفرما
..اوه
يونا چش شده؟
.روحيه اش بده
.مي دونم
با يونا دعوا کردي؟
نه، ايني که فکر مي کني نيست
تو مشکلت چيه ؟ ها؟
همه مثل قهرمانهاي .داستانهاي غم انگيز رفتار مي کنن
اوه، تو نگران بقيه هستي؟
تو چي؟ از سو يون چه خبر؟
...من رو بگين
.هيچي قرار نيست بهتر بشه
..در واقع
.اون يه دونه بوس روي گونه ام بهم داد
دیگه اغراق نیست اگه بگم سو یون .دوست دخترمه
اين خيلي زياده
هيونگ
.توي امريکا براي احوالپرسي به کار مي ره
.يه گراميداشت براي سلام کردن
براي اينکه بگي باهاش رابطه داري .حداقل بايد ببوسيش
.واي، بوسه بخوره تو سرم. من خجالت مي کشم
...تو تا حالا
هيچ دختري رو بوسيدي؟... نبوسيدي؟ بوسيدي، درسته؟
اي احمق. فکر کردي من کيم؟
.واي شوخي مي کنم. درست نيست
واقعاً که
نبوسيدم
،اوه
تو به اين سن رسيدي، هنوز دختري رو نبوسيدي؟ پس چيکار مي کردي؟
.هيونگ، اشکالي نداره
.اون که بهت يه بوس گونه داده
.اينو نگهدار و ببوسش
..بوس
مامان، منو ببخش
لعنتي
براي اينکه تو رختخوابم نخوابيدم؟
.همش کابوس مي بينم
...راستي
چه مدت بايد اينجا بمونم؟
!مي يونگ
چيکار مي کني؟
اينجا جات بد نيست؟
البته که. اينجا بهتر .از خونه خودمونه
.خيلي خوب خوابيدم
.اينکارو نکن. برو خونه
.مادرت رو ناراحت نکن
...بزار
.اوپا، تو کوتاه بيا
از چي حرف مي زني؟
.بهت گفتم از اين حرفا نزن
.هرطور شده مادرمو مجبور می کنم
نبايد نگران باشي، باشه؟
باشه
بفرما
.چند تا ساندويچ براي صبحانه ات خريدم
امتحان کن
!وااي، ميارزه بندازنت بيرون
.تونستم دستپختت رو بچشم
واي
خوبه
خيالم راحت شد
.ديگه مي رم سر کار. بعدا مي بينمت
.باشه
روز خوبي داشته باشي- باشه-
واي خدا جون
اين ساندويچه يا آشغال؟
.واقعا که توي آشپزي بده
!درباره ازدواج باهاش بايد تجديد نظر کنم؟
چرا اينقد خوشحالي؟
منظورت چيه؟
شنيدم اون هان چوله لباسهايي که .تو طراحي کرده بودي رو آماده کرده بوده
درسته؟
ها؟
بله
.داري مشکوک مي زني ها
....نکنه دلت رفته براي
اين هان چول بود، کي بود؟
اوه، خدا. چي داري مي گي؟ .اين مزخرفات رو بريز دور
درسته
.قيافش شبيه تربچه خشک تف کرده است
.نمي توني عاشقش بشي
...بهرحال
.اون اصلا نرمال به نظر نمياد چطور اينو بگم؟
...يه نوع جديدي از
!يه منحرف يا همچين چيزي
چرا هان چول يه منحرفه؟
...اون
...مهربون و معصومه
...و
.تو هم نبايد از ظاهر مردم دربارشون قضاوت کني
...بعلاوه
مگه ظاهرش چشه؟
.خيلي با نمکه
.خودم تنها مي رم. دنبالم نيا
اوه اوه
.اون طرف پسره رو گرفت
.اون عاشقش شده. به طور کامل
.اون اوني هميشه منفي نگره
چرا درباره همچين مرد خوب و پاکي همچين چيزاي بدي مي گه؟
..بوس
ما مي تونيم عاشق هاي واقعي بشيم .وقتي من ببوسمش
البته
.اولين بوسه ام رو به سو يون مي دم
.اگه ازش بخوام اون بهم بوسه نمي ده
خودم رو مي زنم به بي خيالي اگه .منو نبوسيد
درسته
.بزن بريم
.سو يون
هان چول
چي شده؟
.من يه درخواست کوچيک ازت داشتم
ببخشيد؟ چه درخواستي؟
...اون... منظورم.... مي دوني
...ب
...ب
.برنزه.. منظورمه
مي تونم باهات نقاشي کنم؟
...اوه
نقاشي؟
البته
.از نظر من مشکلي نيست
بقيه کجان؟
چي؟
...چه
..بند کفشم
.قبلا درست بود....
.چه بد شانسي اي
چي شد؟ بوسيديش؟
هي
نمي دونم چيکار بايد بکنم .من هیچ ایده ای ندارم
.فقط سو يون رو ديديم
No comments yet. Be the first to leave one.