The first 200 lines.
اوه! بوی خوبی میده
آره، آره
باید "استیو" رو بیدار کنم؟
نه، نه، نه، اون و من دیشب دیروقت بیرون رفتیم
آ ره
آه … آره
چیکار میکنی چربی بیکن رو میریزی تو خمیر؟
اوه، خیلی خوشحالم که توجه میکنی
چربی خوش طعمش میکنه
بله, این کاملاً جدیده
بذار یه چیزی راجع به این دستورالعمل بهت بگم
بهم کمک کرد تا با
عشق زندگیم قرار بزارم
یک طعم وافل مامان باما
و اون می دونست که دیگه برگشتی نخواهد بود
شاید بخوای راجع به این موضوع فکر کنی
وقتی که وقتش رسیده اون شخص خاص رو دیدی
راستش، من یه جورایی
دارم یه آدم خیلی خاص رو میبینم اوه، چطور پیش میره؟
فوق العادست
به نظر میاد بد جور گرفتارش شدی آ ره
. میدونی، ما مدت زیادی با هم دوست بودیم
من شبها بیدار دراز میکشیدم
و امیدوار بودم که دوستیمون
تبدیل به یه چیز دیگه بشه فقط خواهش میکردم
و حالا هم که شده
من هنوز شبها توی تخت بیدار میمونم
به روشهای مختلف فکر میکنم که میتونم
موضوع رو پیچیده کنم
خب، اگه اینطور باشه،
تو قطعاً به این دستورالعمل نیاز داری
آره، ببین، ما بعضی اوقات گند میزنیم
اما وقتی این کار رو بکنی، این وافل ها مثل
یه کارت مجانی خروج از زندان میمونن
آره؟ اره
هی، می خوای یه بار دیگه اون دستورالعمل رو بهم بدی؟
حتماً، حتما آره
یه خورده نارگیل بیشتر هم میتونه بد نباشه
آ ره, فهمیدم
ماکادمیا رو ببین
بله, آجیل فهمیدی
تو امروز ترکوندی
امروز روز خوبی برام بود که تونستم
بدون خوردن آب خودم رو به ته موج برسونم
آ ره, خب,
تانی چند تا راهنمایی به من کرده
اما تو خودت رو اون بیرون بیدست و پا نیستی آقای نوشیموری
مشکلی نیست به من اعتماد کن
من عادت کردم که تو اقیانوس دومی باشم
همسر سابقم یه موجسواره حرفهای بود
و خیلیم رقابتی بود
هی، گوش کن
دور بودن از فایو او آسون نیست
... خب، تو منو اینطوری دعوت کردی
خیلی برام ارزش داره، ممنون
"خب، من همیشه میدونستم که تو آدم خوبی هستی، " آدام
و تو از روز اول ازم استقبال کردی
و برای چیزی که ارزش داره واقعاً امیدوارم
که استیو تو رو به تیم برگردونه
تو و من هر دومون رو
بهش فرصت بده
میدونی، "استیو"، اون باهوشه. اون منصف
مطمئنم که برت میگردونه
اولیویا، هی
باشه. اروم باش, و فقط بگو چه خبره.
بسیار خب, همون جا بمون … من تو راه هستم
باشه همه چیز روب راهه ؟
ببین, متاسفم, من باید برم.
_
هی
سلام صبح بخیر . به دره پهن گاو خوش آمدید
جمعیت ، تعداد زیاد
بهش اهمیت ندین. به جای اینکه ببین کجا داره قدم میزه،
داشت به تلفنش نگاه میکرد
تو این شغل به انداره کافی خطر وجود داره
خیلی خب
احتمالا به جز پوتین های تانی
قربانی دیگه ای هم داریم؟
آره، دنبالم بیاین
خب، دیشب، پلیس یه تماس از
مالک مزرعه مجاور دریافت کرد که گزارش داد
که چهار مرد سوار بر اسب تو ملکش میگشتن
اونا در حالی که تفنگهاشون رو روی شونه انداخته بودن
مشعل حمل میکردن و با دستمال
صورتاشون رو پوشونده بودن
پلیس افسرای رو برای صحبت
با صاحب مزرعه فرستاده تا ببین
کسی چیزی دیده یا شنیده یا نه
این همون چیزی که آنها رو به اینجا کشونده جایی که اونا این رو پیدا کردن
صبح بخیر ، نولانی.
در مورد قربانی چی میتونی بهمون بگی؟
دانیل کوکاولا ، 41 ساله
ساعت مرگ تقریباً ساعت 1 بوده
علت مرگ زخم گلولهای به پشت سر بوده
به نظر می رسه قبل از اون
اتفاقاتا دیگه هم برای این پسر افتاده
آره، طبق تحقیقات صحنه جرم
چهار جای پا از خونه به اینجا منتهی شده
از در متلاشیشده به این نتیجه رسیدم که
سوار کارا در رو شکوندن و اقای کوکاولا از از اینجا بیرون کشیدن.
بعد از اون، قربانی چندین شکستگی استخوانی رو متحمل شده
بین سوختگی طناب بر روی مچ دستش
سایش در پشت سر اون و شن و خاک
تعبیه شده تو زخم هاش
به نظر می رسد که قربانی
حداقل برای چند دقیقه با سرعت بسیار زیاد
روی سطح زمین کشیده شده
مثل اینکه در پشت یکی از اسبها بسته شده بوده؟
سریعتر! سریعتر
اونجا رو دوست داری، پسر؟
دقیقا
پس این کار رو کردن به نظر میاد خونه بدون مشکل باشه
اشیا گران بها هنوز داخل هستن، پس ما می تونیم دزدی رو رد کنیم
انتقام چی؟
امکانش هست که این آدما قبل از اینکه بکشنش
می خواستن کوکاولا زجر بدن
یا شاید داشتن سعی میکردن
از او اطلاعات بگیرن و اونم حرف نمیزده
خب اگه این طوری بوده موندم که این یارو
چی می دونست که این همه قابل صرف وقت بوده؟
_
هی
ممنون که اومدی
البته
اون کجاست؟
دیشب به خونه نیومد
مطمئنم که حالش خوبه
اما اگه نباشه چی؟
می خوام با من روراست باشی، الیویا
آخرین بار کی پدرت رو دیدی؟
سه روز پیش. اما این فقط
به خاطر شغل جدیدشه
اون باید ساعتها کار کنه
بعضی اوقات حتی بره سفر
اون برام پول غذا گذاشت
و هر شب زنگ میزد و من چک میکرد
تا دیشب
نه، اون چیزی نیست که تو فکر میکنی!
اون از درد سر دوری میکنه
اون فقط
سرش شلوغه
خب این باعث نمیشه که نری مدرسه
برو وسایلت رو جمع کن
من میرسونمت
خب، به نظر میاد
عقب کشیدن در پشت اسب
چیزی بیش از یه گیلاس
روی بستنی برای قربانی شما نیست
چطور مگه؟
من داشتم به امور مالی
کوکاولا نگاه مینداختم
ببین، این یارو کاملاً ورشکست شده
منظورم اینه که با کل ۹ تا کارت اعتباریش، چندین بار پول پرداخته
حداکثر بدهی در مورد ملک
پرداخت وام های عقب افتاده داره
طی دو ماه گذشته ، این فرد در حال ورود و خروج
از هر موسسه بانکی در این جزیره بوده و سعی داشت وام بگیرد
تا بتونه مزرعه ش رو نگه داره
و هیچ کدومشونم بهش ندان
خوب ، این یک داستان همیشگی برای
پانلیوزها این روزها است
به خصوص مالکان مزرعه ها کوچکتر
اره, گذشتن از زمین
سختتر و سختتر میشه
با توجه به این که این قتل
بی رحمانه بوده من فکر می کنم
اون برای پول جور کردن فقط
به مکان های قانونی نرفته به انواع دیگری از
جاهای ناخوشایند متوسل شده
البته، اما اگه این در مورد گرفتن بدهی بوده
پس چرا هیچ کدوم از وسایل با ارزش رو برنداشتن؟
تلویزیون، لپتاپ
هر چیزی که بتون سریع بفروشن
هیچ کدومشون دست نخورده بود
خیلی خب لو, ممنون.
چرا یه جستجوی عمیقت راجب قربانیمون ادامه نمیدی
و اگه چیزی پیدا کردی به ما خبره بده؟
بله قربان
هی، رئیس، من فکر خوبی دارم که.
قربانی ما دیشب قبل از کشته شدنش چیکار میکرده
به گفته نولانی
الکل خونیش0.21 بوده
اون زیادی مشروب خورده
آره من یه پرسو جو کردم
آره، اینجا یه بار هست که از اینجا زیاد دور نیست
جایی که مردم محلی دوست دارن
اونجا وقت بگذرونن اوه، باشه
اره اسمش کتل پراده
اونجا رو میشناسی؟ اره
میشناسم کی رفتی اونجا؟
اوه, فکر میکنی قبل از اینکه تو رو ببینم هیچ زندگی نداشتم؟
خیلی خب، چرا شما دوتا
نمیرید اونجا یه چک بکنید ببینید
کسی قربانی ما رو دیشب دیده یا نه
این یارو خیلی مست بوده و احتمال داره که
یه سری مشکل پیدا کرده که اونو تا خونه دنبال کرده
بیا بریم گاو چرون
اوه، با عقل جور در میاد
تو، آه، توی یه گروه موتور سوار بودی
نه
No comments yet. Be the first to leave one.