The first 200 lines.
این بار در «عرقسازها»
ای لعنت، موش
اولین بار که بعد از مدتها برگشتم به این کارگاه، دارم این کار رو
به یاد معدنچیها و عرقسازهای خونوادهم انجام میدم
ببین چقدر قشنگه
جادوی ۲۴ عیار یعنی این
بذار یه چیزی بهت بگم، فکر کنم رنگش یه فرقی کرده
میدونی، قاچاقچیمون منتظر ویسکی کهنه است
اونم فقط توی چند هفته
حالا که ودکای طعمدارمون رو دستمون مونده، نمیتونیم
این معامله رو از دست بدیم
اووه! این دیگه خیلی بد شد، رفیق
این یارو داره با دروغ و دغل
همهی ارزشهای ما رو زیر پا میذاره. این عرقِ خونگی نیست
این عرقِ خونگی نیست
بهت میگم چطوری پیداش کنی
من حق دارم هر وقت دلم خواست عرق بفروشم، همین
گوش کن ببین چی میگم، پهلوون، ما میدونیم اون عرق از کجا میآد
دزدیه، دیگه تموم شد
ما اینطوری عرق دستساز درست میکنیم
ای ول! چطوری رفیق؟
خوبم
در شهر پولک، کارولینای شمالی، شش سال بعد از
شکست در راهاندازیِ یه کارگاه تقطیر زیرزمینی
جاش از «هنری لا» کمک میگیره، کسی که یه عمره کارش عرقسازیه
به امید اینکه بالاخره رویای دیرینهش رو عملی کنه
این کارگاه جدید قراره کجا باشه؟
دقیقاً روش ایستادی. – من که چیزی نمیبینم
بذار نشونت بدم
چند سالی میشه از این کارگاه استفاده نکردم و
یه کم کار میبره تا دوباره راه بیفته
چاک مجبور شد برای یه سری
کارهای خانوادگی برگرده آرکانزاس
برای تموم کردن این کار به کمک نیاز دارم
کسی جز شریکم هنری به ذهنم نرسید که بهش زنگ بزنم
ای بابا پسر، جدی میگی؟
از این پلهها درست از لبهی پرتگاه میریم پایین
قیافهشو ببین. واه
جاش حرف نداره. قبلاً زیاد از اینجا استفاده کردم
یه دیگ مسی ۲۷۵ گالنی درست همونجا دارم
مشکلم اینه که یه دردسر با خروجی دود دارم
از توی این سوراخ معلومه
وقتی داشتم این کارگاه رو راه میانداختم، یکی از چیزهایی که
بهخاطر عجله داشتن از سرش وا کردیم
سیستم تهویه بود
داشتم فکر میکردم یه لوله از اینجا رد کنم
تا همهی دود و دم از اینجا بره بیرون
نه اینکه برگرده همینجا
اصلاً دودکش نداشت
اگه گازها خارج نشن
ممکنه درست همونجا توی غار جونت رو از دست بدی
خب، حالا تنها کاری که باید بکنیم اینه که خروجی رو از
اونجای زمین رد کنیم. پس بزن بریم
بیاییم این کار رو تمومش کنیم
باید از سقف اینجا زمین رو بکنیم
یه دودکش وصل کنیم و بعد دستگاه تقطیر رو
از زیر بهش وصل کنیم تا همهی گازها رو بکشه بیرون
وقتی دودکش رو نصب کنیم، میتونه بدون
خطر گازگرفتگی ازش استفاده کنه
ای لعنت، موش
من از موش نمیترسم
اصلاً
انگار دو تاشون چسبیدن به هم
لعنتی
جونورهای کثیفِ بدترکیب
ولی کلاً از این موجوداتِ کثافت خوشم نمیآد
آره، جواب میده
فکر کنم باید بریم اون بالا و اون سوراخ رو ببریم
تا وقتی که همونجا بمونن
و به من نچسبن و منم به اونا نخورم
و مجبور نباشم به چیزی که اونا بهش مالیدن دست بزنم، مشکلی نداریم
اینم از این. یواش، یواش، یواش
بیا همهی این گل و لای رو تمیز کنیم
باید یه سوراخ توی سقف درست کنیم
یعنی باید خاکها رو کنار بزنم
یه سوراخ توش ایجاد کنم
لوله رو رد کنم، آببندیش کنم و همهچیز رو دوباره ببندم
جوری که هنوزم عایقِ آب باشه
کار چندان راحتی هم نیست
سوراخ رو بریدیم. عالی شد
ببینیم چی شد
خب، اون تیکه لولهی دوجداره رو برداشتیم و چپوندیم اون تو
از اون قیرهای خیلی غلیظ هم داریم که دورش میزنیم
باید مطمئن بشیم که نشت نمیکنه
جواب میده. بذارش همونجا
باید جاش رو پیدا کنی... آهان، خودشه
حالا که سوراخ رو بریدیم و لوله رو گذاشتیم سر جاش
باید وصلش کنیم به کوره
خب، فکر کنم این تا تهِ لوله میره، درسته؟
آره، میره تا همون لبهاش
عرقگیری توی یه کارگاه زیرزمینی
اونم با گاز، بازی با مرگ و زندگیه
خیلی حیاتیه که درست انجامش بدیم
امیدوارم جفتوجور بشه
ای ول، ردیف شد. یعنی کار تمومه
عالیه، قشنگ سفت شده
خب چی، میخوایم تستش کنیم یا نه؟
منم همین رو میگم. بیا تستش کنیم
بسیار خب
مردم از فضولی که ببینم این دودکش چطوری کار میکنه
یه کم طول میکشه تا راه بیفته
آره
تنها راه تستش اینه که یه آتیش کوچیک اون تو راه بندازیم
دود رو میکشه بالا؟ – داره شروع میکنه
آره، داره میکشه. نگاه کن «پیج»
خیلی خب. جاش آتیش رو روشن میکنه
من و پیج هم میریم بالا
آره، کار میکنه. دود راه افتاد، رفیق
آره پسر، همونجوری که باید کار میکنه
خدا رو شکر که هنری و پیج اومدن کمکم
واقعاً ممنونم. هنوز کلی کار مونده که باید انجام بشه
حالا که دودکش رو ردیف کردیم، باید
این لامصب رو مخفی کنیم
مواظب خودتون باشید. – باشه رفیق
دستتون درد نکنه که اومدید. – فدات
فکر میکنی اون دستورِ گندم و ذرت آماده شده؟
امیدوارم. به اندازهی کافی وقت داشته
وقتی تقطیرش کنیم باید خوشطعم بشه
در شهر هیوود، کارولینای شمالی، بعد از شنیدنِ اینکه
قاچاقچیشون برای هر گالن ویسکیِ واقعاً
جاافتاده در بشکه ۲۰۰ دلار پول داده، مایک و جری مصمم شدن
تا نظرش رو جلب کنن، هرچند که اونا
اصلاً ویسکیِ کهنهای برای فروش ندارن
همه بلدن چطوری با استفاده از تراشههای چوب
به ویسکی طعمِ کهنگیِ بشکه بدن. بهش میگن «کهنهسازی سریع»
اما این مشتری با کهنهسازی سریع گول نمیخوره
میدونی، باید یه روشی پیدا کنیم که از کهنهسازی سریع بهتر باشه
تا این یارو رو متقاعد کنیم این عرقی که
امروز همینجا داریم میگیریم، در واقع
دو سال توی بشکه مونده
بذار بهت بگم، شروع خوبی داشتیم
نقشهمون اینه که یه سری تراشهی چوب با سوختگیِ ملایم
و یه سری با سوختگیِ زیاد برداریم و بذاریمشون
توی دستگاه شیشهایمون و عرق رو از اونا رد کنیم
روشنش کن، جری
گاز دستته. آمادهای؟
آره
خب، بریم که رفتیم
راهش بنداز پسر
میدونی، رد کردنِ بخار الکل از بینِ چوبها
توی این شیشهها کمک میکنه چوب نرم بشه و
طعمش رو خیلی سریعتر بیرون بکشه، شاید خیلی سریعتر از
ریختنش توی بشکه و صبر کردن
بهخاطر اون تراشهها، فعلاً خبری از حباب نیست
چون دارن همه رو به خودشون میکشن. – چرا، هست
اون تو خیلی منفذ داره
میتونم حبابهای ریز رو ببینم
میبینی؟ درست همینجا، اون قسمت خوب رو میبینی؟
اوه، آره
اوه، بله
اون پایین داره قلقل میکنه، مگه نه رفیق؟
داره راه میافته
هی، عرق داره درمیآد
به خدا که دراومد. ای ول
اینجا رو ببین
آره
ای جان، جری... ای ول! پسر، بذار یه چیزی بهت بگم
حداقل با این بو، یه شانسِ کوچیکی داریم
بوش عالیه. ای وایِ من
خدایی ویسکیِ دودییه، نه؟
عرق همین الان داره از لوله مارپیچ میآد بیرون
قشنگ بوی چوب بلوطِ سوخته میده
راستش بوش مثل کباب دندهی روی منقله
احتمالاً «سرگل» عرق گیر کرده بین تراشههای چوب
خب، منظورم اینه که چوب فیلتر خوبیه
ولی داره چیکچیک میریزه، پس اون ظرفها رو پر میکنه
یه کم دیگه حبابها هم راه میافتن
آره، تجزیهش میکنه و اون طعم رو بهش میده
داغه، خیلی داغه
میدونی، قاچاقچیمون منتظر ویسکی کهنه است
چون ودکای طعمدارمون فروش نرفته، نمیتونیم
این معامله رو از دست بدیم. آره، بیا این سرگلها رو رد کنیم بره
آره پسر. ای ول
بوش که عالیه ولی هنوز مزهش نکردیم
فکر میکنی دیگه آماده است؟
بذار ببینم، اوه آره، همینقدر باید کافی باشه
خودِ خودشه
اووف. نظرت چیه؟
طعم چوب میده. حسابی طعم چوب گرفته، نه؟
اه! این دیگه خیلی افتضاحه رفیق
چه مرگش شده؟ این که رسماً
انگار پوست درخت کاج یا یه همچین کوفتی ریختی توش
بوش خوبه. قطعش کن
باید قطعش کنیم
خیلی بدمزه است
طعم چوبش دیگه خیلی زیاده
رد کردن بخار الکل از بین تراشههای چوب جواب نمیده
خیلی سریع اتفاق میافته
بخار بیش از حد داغه
همهی تاننهای بد و ضایعاتِ چوب رو میکشه بیرون
این کوفتی رو به بز هم نمیشه فروخت
انگار مثلاً هزار تا هستهی هلو رو خرد کرده باشم
و ریخته باشم اون تو و الکل ریخته باشم روش
چون دقیقاً همین مزه رو میده
باید الکل رو از دیگ بکشیم بیرون
پس بهتره این شیشهها رو خالی کنیم بره
بیا همهی الکل دیگ رو خالی کنیم و ببریم
برگردونیم به کارگاه ببینیم با طعمدهندهمون چی کار میتونیم بکنیم
و یه جورایی
یه روش خیسوندن یا تکون دادنِ دیگه پیدا کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.