The first 200 lines.
نیگا کن. به به، چه خوشگله
این قسمت در «مهتابسازان»
باید یه جای خوب واسه انبار کردن اینا پیدا کنیم
هنری به سرش زد که برندیهامون رو همینجا قایم کنیم، توی
یکی از این جزیرههای کوچیک، بعدش هم برندیه سیبمون رو بفروشیم به
یه سری آدمهای مایهداری که
اطراف این دریاچه زندگی میکنن
بچهها، انگار یکی داره میاد سمت جزیره
تا حالا اسم کوکتل «اولد فشن» به گوشت خورده؟
شنیدم. بگو ببینم، یعنی به نظرت
اگه بتونیم شفافش کنیم، مشروب مشتیای از آب در نمیاد؟
داشتم فکر میکردم چطور میتونیم این عرق ذرت رو
یه تغییر اساسی بدیم و به یه چیز اعلاتر تبدیلش کنیم
یا خدا
نمیدونم قراره عطسه کنم یا بالا بیارم
تیم، این یه کارِ خُردِ ۱۰ گالنی نیست
صحبت از ۱۰۰۰ گالنه که باید تولید کنیم
تمام قصدمون اینه که برسیم به کنتاکی، ۱۰۰۰ گالن عرق بسازیم و
بفرستیمش کانادا
میدونم شماها اهل ویرجینیا هستین
آره. ولی الان تو کنتاکی هستیم
اینجا اوضاع کلاً فرق میکنه
چراغها رو خاموش کنین بچهها. اوه اوه
اینجا چه خبره؟
ما اینطوری مشروب دستساز درست میکنیم
زود باش هاوارد، باید بار بزنیم
چیه، داریم قبر میکنیم؟ نه بابا
خودت که میدونی، وقتی دستگاه تقطیر راه میاندازی
باید ابزار داشته باشی، مرد
توی شهرستان کالپپر، ویرجینیا
ای لعنت بهش
بعد از اینکه یه گروه خودسر انبارشون رو دربوداغون کردن
و محل دستگاه تقطیرشون رو از بین بردن
تیم و هاوارد دارن بساطشون رو منتقل میکنن به
قلب تپندهی بوربن، جایی که قصد دارن
گالن عرق بدون مالیات واسه مشتریشون ۱۰۰۰
توی کانادا تولید کنن
آره، اون شیلنگ آب رو هم بردار
خیلهخب هاوارد، ببین، کل داراییمون همینه
باید هر طور شده بریم کنتاکی و از ویرجینیا بزنیم بیرون
چون آدمهای اینجا مخشون رد داده
میدونی که، هر طرف میچرخیم یه بامبولی واسمون در میارن
سر یه چیزی
کنتاکی اونقدری از ویرجینیا دور هست که حس کنم
جای امنیه
زبان همدیگه رو هم میفهمیم
این تمام چیزیه که داریم با خودمون میبریم کنتاکی
خب، واسه شروع بد نیست، ولی نه دستگاهی داریم
و نه هیچ چیز دیگه
فقط دوتا بیل داریم، یه کجبیل، یه کلنگِ لعنتی
و یه شیلنگ آب. خب، من با رفیقم
گری تماس گرفتم، همون رفیق قدیمی بابام
قدیما با هم تو کار مشروبسازی
و کاسبی بودن
حالا که داریم میریم کنتاکی، فقط امیدوارم گری
واسمون ردیفش کنه
رابطِ خوبیه
تمام عمرش اونجا بوده
چموخم کارِ خلاف رو بلده و همون کسیه که
باید باهاش حرف بزنم
تازه غیر از اون، کنتاکی اصلاً قطب
کارخونههای عرقگیریه، اونم به خاطر
منطقه، پستیبلندیهاش و آبِ آهکیش
میدونی که، از قدیمندیما تمام عرقگیریها
کارشون رو از همینجا شروع کردن و کمکم قانونی شدن
واسه همین فکر میکنم اونجا منابع زیادی هست
غلهی فراوونی اونجاست
آدمهای زیادی هم هستن که مشروب میسازن
ولی الان با این مالیاتها و تعرفهها، بعضیهاشون دارن
ورشکست میشن، مگه نه؟ آره
ولی واسه ما، اینا یعنی فرصت
چیزی که اونا ول میکنن رو ما رو هوا میزنیم
این شاید یکی از نابترین ایدههای عمرت باشه
فکرشو بکن
به هر حال به مقصدمون هم نزدیکتر میشیم
رودخونهی اوهایو به میسیسیپی وصل میشه
حدس بزن میسیسیپی به کجا میرسه؟ کانادا
هزار گالن رو میذاریم تو قایق
مستقیم میره کانادا
تضمینی نیست، ولی فعلاً باید راه بیفتیم
بدجور حق با توئه، باید بزنیم به چاک
خیلی وقت پیش باید میرفتیم. آره، بزن بریم
ای جان، کنتاکی
گری
آره دمت گرم، خوشحالم که زنگ زدی
الان دیگه نوبتِ گِریه
خب، قضیه چیه گری؟
نمیتونی انجامش بدی؟
منظورت چیه که نمیتونی؟
خب، لابد میتونی
اوکی، اینم فکر کنم جواب بده
یعنی بهش اعتماد داری دیگه؟ باشه
داریم بار میزنیم. همین الان راه میافتیم
باشه، میبینمت
خب، گویا گری یه سری مشکلات جسمی پیدا کرده
گفت خودش شخصاً نمیتونه کمکون کنه
ولی میتونه یه جور دیگه راه رو نشونمون بده
یه نفری رو داره که قبلاً باهاش کار میکرده و
توی کارِ عرقه، اسمش «دیجی»ئه
توی کاسبی عرقخوری و کارهای خلاف
معمولاً آدمها رو سالها یا حتی چند نسله که میشناسیم
خانوادههاشون رو هم میشناسیم
وقتی یکی یهو از ناکجاآباد پیداش میشه
یه کمی آدم رو به شک میندازه
فقط اینو میدونم که باید برسیم اونجا و
اوضاع رو بسنجیم. وقتی رسیدیم
آمار این دیجی رو درمیاریم
بیا بریم کنتاکی، ببینیم بعدش چی میشه
تا ببینیم قسمت چیه
هاوارد، دیگه راه برگشت نداریم
میخوام دنده عقب برم اونجا
آره. هیچی نمیبینم
بیا عقب، بیا عقب، بیا... خوبه
خوبه، ردیفه
خوب جواب داد، دمت گرم
هنری، مثل ساعت کار کرد، نه؟
توی شهرستان فرانکلین، ویرجینیا
فقط یه ذره فرمون رو بده سمت من
حالا درست شد
بعد از تلف شدن کلی وقت
پای نقشهی شکستخوردهی تیم و هاوارد
تیکل و هنری رفتن سراغ برندیه سیب تا سریع به پول برسن
بیا، ردیف شد
ولی چون نتونستن سیب «واینسَپ» واسه
دستور خانوادگی هنری پیدا کنن، دل رو زدن به دریا و
به جاش از آبسیب تازه استفاده کردن
هی هنری، طعم مایه چطوره؟
عالیه پسر، طعمش حرف نداره
خیلی هم عالی
این آبسیب رو از رفیقِ هنری گرفتیم که
همین دوروبرها باغ میوه داره
مشکل اینجاست که هنری همیشه
از سیب «واینسَپ» استفاده میکنه
این دستوریه که باباش بهش یاد داده و
پدربزرگش هم به باباش
حالا درسته توی این آبسیب، «واینسَپ» هم هست
ولی در واقع مخلوطی از پنج نوع سیب مختلفه
واسه همین یکم نگرانم که نتیجهاش چی از آب درمیاد
خوبه، همینه
ردیفه، تمام
آره، خودشه
خیلهخب، همهاش رو ریختیم اون تو
میدونی، فرق این آبسیب با سیب «واینسَپ»
مثل تفاوت ویسکی «سینگل مالت» با
ویسکی «بلندد» میمونه
هر دو خوبن، ولی همیشه
یکیشون خیلی خاصتره
داره راه میافته
بیا درپوشش رو بذاریم
تا درپوش رو نذاریم، خبری از مشروب نیست، نه؟
بیا، اینم از این. حالا این درپوش رو ببین
این همه سوراخِ تبر رو ببین
این درپوش سرد و گرم روزگار رو چشیده
شاهد زندان رفتن خیلیها بوده
مطمئنم همینطوره
پولدار شدن خیلیها رو هم دیده
بفرما
پیج، تو هم اون طرف رو بکش
حله، از این طرف که عالی به نظر میاد
بیا بهش سرعت بدیم. بله قربان
این نوبتِ عرقگیری یا کل فصلمون رو میسازه یا به باد میده
اوه، هنری
خیلهخب، نگاش کن
اونجا رو ببین. ای خدا، چقدر خوشگل شده
بوش رو حس میکنم، قشنگ بوی سیب میده
ما همین الانشم چهار هفته عقبیم چون داشتیم
به تیم کمک میکردیم. الان واسه این برندیه سیب
هم پولمون و هم وقتمون رو گرو گذاشتیم
اگه به زودی یه چیز مشتی واسه مشتریهامون نداشته باشیم
همهشون رو از دست میدیم
داره تموم میشه بچهها. میدونم بوش عالیه
بوی مشتیای داره، نه رفیق؟
قشنگ کلِ بوش رو
بوی خوبی میده
فقط دل تو دلم نیست ببینم چی از آب درمیاد
اوه، عجب حبابهای خوشگلی روشه، نه؟
واقعاً عالی به نظر میاد
یا خدا، فکر کنم یه چیز معرکهای زدیم
ایول، واقعاً یه چیز عالی ساختیم
راستش از برندیه سیب قدیمیمون شیرینتره
به خدا قسم، تهمزهی عسل هم میده
قشنگ حس میشه
فکر کنم بتونیم با قیمت بیشتری نسبت به
برندیه سیبهای «واینسَپ» بفروشیمش
بعد از چشیدن و بوییدنش، فکر کنم
حق با توئه. اگه این برندیه سیب
بد از آب درمیآمد، کلی
وقت و پولمون به هدر میرفت
ولی حالا انگار با یه سری مشکلات
کاملاً جدید روبرو هستیم
باید یه جای خوب واسه انبار کردنش پیدا کنیم
میدونی، انبار تیم سوخت و
نزدیک ۸۰۰ گالن توش دود شد رفت هوا
نمیتونیم بذاریم همچین بلایی سر ما هم بیاد
دیگه طاقت یه شکست دیگه رو نداریم
این دریاچه عمومیه، کلی آدم اینجاست
یعنی هر کسی میتونه پاش به این جزیره برسه؟
ببین، هیچکس شک نمیکنه که ما تو این جزیرهایم
پوشش فوقالعادهایه
به مشتریهامون نزدیکیم و زمان حملونقلش هم کمتره
No comments yet. Be the first to leave one.