The first 200 lines.
تیم ترجمه دراما فا تقدیم میکند
برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید
تیم ترجمه دراما فا تقدیم میکند
برای دانلود فیلم و سریال بیشتر به سایت مراجعه کنید
قسمت هجده
ارباب جوان
نگهبانی سلطنتی خبر داده که
ایشون توی شهر نیستن
از خارج شهر هم خبری نیست
اون سمت چی؟
نگهبان های مخفیانه
فهمیدن که افراد دوک چنگ
به صورت پی در پی کارشون رو عوض میکنن
نه تو پایتخت
بلکه تو روستای هو
روستای هو؟
امشب یه سر بهش بزن
هرچی تونستی درباره پرونده لیو رویی گیر بیار
اگر چیز مشکوکی از هو دیدی
حواستو بده بهش
ممکن با اون بشه نانگ نانگ رو نجات داد
بله
باید همینجا باشه
نمیدونم دکتر گه و اقای شو بعد ازینکه
از ما جدا شدن الان کجان
شو جیا اونجاست
نگران نباش
منطقی که بهش نگاه کنی
ادمای زیادی تو این روستا اسب سواری نمیکنن
ازین رد سم ها پیداست
که یه سری اسب با نعل های اهنی
اینجا بودن
میخواستن کالبد شناس هو رو بکشن؟
رد پاها دیگه دارن محو میشن
احتمالا چند وقت پیش اینجا بودن
اگر واقعا کالبد شناس هو رو کشته باشن
چرا همه جا پخش کردن که تو از زندان فرار کردی؟
اونا به این راحتی تسلیم نمیشن
و بیخیال ما نمیشن
باید دنبال یه سری روستایی بگردیم
و ازشون اطلاعات بگیریم
من راهی دارم
یوقت پاکش نکنینا
خیلی مهمه
این ظاهر و وجناتتون
ممکنه لوتون بده
عادی باشین
شما دوتا ...
ما خواهر برادریم و از یوجو اومدیم
اومدیم دنبال فامیلامون
اما به یه سری راهزن برخوردیم
اونا تو تپه ی جه جو بودن
چرا رفته بودین تپه ی جه جو؟
راهزن های اون تپه
واقعا ظالم و بی رحمن
ما غریبه ایم
نمیدونستیم که
داداشم برای مراقبت از من کتک خورد
از وقتی از دستشون فرار کردیم
نه چیزی خوردیم نه نوشیدیم
میشه امشب پیش شما بمونیم؟
خب ...
ما پول نداریم
اما این چیز ارزشمندیه
لطفا بذارین شب رو اینجا باشیم
این گیره سر خیلی ارزشمنده
امشب رو اینجا باشین
نیازی نیست پولی بدین
بیاین تو - اره -
حتما خیلی براتون سخت بوده بفرمایین
ممنون
شما واقعا بازیگر ماهری هستی
حرفتونو باور کردن
چطور میتونم جلوی تو کم نیارم؟
خیلی کارت خوب بود
اگر واقعا خوب بود منو مسخره نمیکردین
راستش
اگر شما اسم تپه ی جه جو رو نمیاوردین حرفمون رو باور نمیکردن
خب دیگه
شما کلی راه تا اینجا اومدین
حتما خیلی گرسنه این
بیاین فرنی بخورین - ممنون -
شوهرم تو مطبخ
داره براتون غذا درست میکنه
همین که گذاشتین بیایم اینجا خیلی زحمت دادیم
این کار ...
همش دوتا کاسه فرنیه دیگه
چیزی نیست
راستی
اسم خانوادگیتون چیه؟
چی باید صداتون کنیم؟
شو - فو -
بسه دیگه نیاز به تظاهر نیست
من به هویتتون پی کردم
باهم فرار کردین درسته؟
خجالت نکشین
خانواده منم منو به ازدواج اجباری وادار کردن
بعدش با شوهرم فرار کردم
و اومدیم اینجا
برای همین وقتی دیدمتون
فورا فهمیدم چه خبره
برای همین گذاشتم بیاین اینجا
خانم
ما ...
بله
ما زن و شوهریم
قضیه ازین قراره
مادرم خیلی زود از دنیا رفت
بانوی اول همیشه من رو اذیت میکنه
پدرم هم هیچوقت اهمیت نداد و
خواست با یه پیر مرد چندش ازدواج کنم
و بشم زن هشتمش
نتونستم تحمل کنم
برای همین باهاش فرار کردم
بعدش
اومدیم دنبال داییم بگردیم
اون تو روستای هو زندگی میکنه
اسمش چیه؟
هو مینگ
هو مینگ؟
پسر خانم وانگ رو میگن؟
اون تو پایتخت یه کالبد شناسه
خیلی پسر خوبیه
همیشه موقع فستیوال میاد اینجا
کجا زندگی میکنه؟
وقتی ازینجا برین بیرون
باید جاده رو مستقیم برین
بعد میرسین به یه اندرونی
همونجاست
پس باید بریم ...
الان خیلی دیروقته
اون پیرزن حتما الان خوابه
فردا صبح برین
اما متاسفانه
امشب باید با یه گرمکن سر کنین
همین
استراحت کنین
براتون یه پتو میارم
یه پتو؟
البته
هوا خیلی سرد نیست
به دوتا پتو نیاز نیست
همینطوری پرسیدم ...
عالیج...
همسرم
نظرت چیه؟
هرچی تو بگی عزیزم
بیاین بخوابیم پس
حق با شما بود ارباب
یه کالبدشناس با اسم خانوادگی هو بوده
که جدیدا گم شده
گفتن برگشته خونه برای اینکه حالش خوب بشه
شاید هو مائو خواسته که اون
تو جهان اخرت استراحت کنه
نگهبان های سلطنتی هنوز دارن میگردن
دوک سو همین نزدیکیاست
اگر این اخبار درست باشن
باید نیروی انسانیمون رو افزایش بدیم؟
نگهبان های مخفی خودمون رو بفرست
اگر مقاومت کرد بکشینش
یه چیز دیگه
نانگ نانگ و هو مینگ رو
زنده برای من برگردون
و شو جین رو هم ...
فهمیدم
نانگ نانگ باید سالم برگرده
من همینجا میشینم
تو برو بخواب
شما هم بخاطر یه روز کامل پیاده روی خسته این
چیزی نیست که
برو استراحت کن
اینا واسه لباس دخترونست
این چند روز پیش شسته شده
حتما اتفاقی گرفته به لباس خدمتکارا
مهمه برات؟
همینطوری پرسیدم
مهمه واست؟
همینطوری پرسیدم
برات مهمه نه؟
همینطوری پرسیدممممم
افراد دارن میرسن اینجا
نمیتونیم اینجا بمونیم
وگرنه این بی گناها هم اسیب میبینن
بریم - صبر کن -
با اینکه این رو نخواست
اما این تنها چیزیه که دارم
بعدا با یه چیز بهتر جبران میکنم
بریم
سرورم
تعدادشون بیشتر شد
نمیتونیم همینطوری فرار کنیم
جدا شین و بگردین
دستتون
طوری نیست
اونور رو ببینین
همین حالا باید بریم
اگر نریم ممکنه برگردن
اما نمیتونیم برگردیم روستای هو
خطرناک ترین مکان امن ترین مکانه
نه تنها باید برگردیم
No comments yet. Be the first to leave one.