The first 200 lines.
!پارکور
!پارکور
!پارکور
!پارکور
.این پارکورـه
.شور و هیجان اینترنتی سال 2004
.و توی یکی از فیلمهای جیمز باند هم اجرا میشد... .خیلی جالبه
، هدف ،رسیدن از نقطه الف به نقطه ب .به خلاقانه ترین روش ـه
،پس عملا اینها هم دارن پارکور کار میکنن ....البته تا زمانی که نقطه الف، توهم باشه
!و نقطه ب هم بیمارستان...
!پارکور
!خیلی خُب،بزن بریم- !اندی! جفتک-
!حالا من! حالا من
!پارکور
!برو پایین! برو پایین- !باشه-
!از روش بپر .از روی دوربین بپر
.از بالا دوربین بپر
.خیلی خُب،با هم بریم یا یکی یکی
،این کارو میکنیم
،از روی کامیون،روی یخچالها
روی سطل آشغال؛
،چرخش 360 روی چوبها .پشتک میزنیم جفت پا میپریم تو سطل آشغال
!آره!شیرجه
!پارکور خفن- !پارکور خفن-
!من پشت سرتم اندی! یالا- !بزن بریم-
.پارکور
"اداره" قسمت اول فصل ششم "! شایعه"
:مترجم سینارجبی..........................King_Sina
.خوبه
.عالیه
.ممنون
.بفرمایین کار دیگه ای میتونم بکنم؟
...آره
اون فایلهای پشت میز کوین رو میبینی؟
.برو به ترتیب تصادفی بچینشون- .باشه-
.بعد برگرد واسه ماموریت بعدیت
.که مربوط به ترتیبشون ـه
امروز آخرین روز .کارآموزهای تابستونی ـمونه
.خیلی خوب بوده .چند وقتی میشد که کارآموز نداشتیم
.از زمان اتفاق ِ "مونیکا لووینسکی ِ " مایکل بازیگری که بیل کلینتون اعتراف کرد زمانی که در) (.کاخ سفید بوده،باهاش رابطه نامشروع داشته
.کار سکسیای نکردش
فقط خیلی خیلی زیاد جُکهای مونیکا لوینسکی !تعریف کرد
واسه شرکت راحت تر بود که .برنامه رو تعطیل کنه
.به نظرم باهاش خوابیده- .شرط میبندم یه خبرهایی هست-
.دیروز باهاشون توی آشپزخونه بودم
و خیلی خوشحال بودن که !داشتن فریزر رو تمیز میکردن
،اگه قبل از من ازدواج کنن .خودم رو میکشم
کی داره ازدواج میکنه؟- .هیچکی-
اگه یکی بهم نگه جریان چیه .شروع میکنم به داد و بیداد
.اریک و مگان
،اوه،هی .من استخدامشون کردم
.دلال ازدواج
!اینجا شده مثل بنگاههای عاشقی
.ازدواج که نمیکنن .فقط داشتیم حرف میزدیم
ببینم همه از این خبر دارن جز من؟
.چیزی واسه دونستن نیستش .فقط شایعه است
.خیلی خُب
.هنوز به کسی نگفتیم که من حامله اَم
با این اوضاع ازدواج نکرده و حامله شده .توسط یه یارو
خاله زنک های این دفتر .یه روز کاری رو در پیش دارن
...آره،نمیخوایم موقع ازدواج فکر کنن
بابام با یه شاتگان جیم رو مجبور کرده که .بیاد ازدواج کنه
وایسا بینم،از شاتگان خبری نیست؟
شاتگان بی شاتگان؟
.چون این همه چی رو تغییر میده- .دیگه نمیتونی کنار بکشی هالپرت-
...میخوای چیکار کنی؟شاتگانی در کار نیست.پس
!آزادی ! آزادی
.نه،ادامه بده
.فکرشم نمیکنی چی میدونم
.بزار این فکرم رو تموم کنم
.اریک از مگان خوشش میاد
.البته که خوشش میاد
.هفته هاست که ازش درخواست میکنه برن بیرون .بالاخره جواب مثبت داد
،چند شب پیش رفتن بیرون .ظاهراً خیلی خوب پیش رفته
تو از کجا میدونی؟- .مردم بهم یه چیزهایی میگن-
فکر کنم قیافه ای دارم که حس میکنن .میتونن بهم اعتماد کنن
.فکر کنم بخاطر استخوان بندی صورتم ـه
...و
خیلی خُب،چی شده؟ چی رو نمیتونم فکرشم بکنم؟
.از کنار گذاشته شدن متنفرم متنفرم متنفرم
،حالا میخواد انتخاب نشدن واسه یه تیم باشه
... یا انتخاب شدن واسه یه تیم باشه و
.وقتی میای،بفهمی که تیم اصلاً وجود نداره
.یا اینکه اصلاً همچین ورزشی نداریم
،باید میفهمیدم گُوه بال؟
.پسر میدونم چه حسی داری .چرخ سوم
!اونقدر توی زندگیم چرخ سوم بودم که نگو
.مامانم یه چیزی بهم گفت که حالم رو بهتر میکرد
".میگفت:"چرخ سوم،چیزیه که تبدیلش میکنه به سه چرخه
در مورد چی حرف میزنی؟- .در مورد قرار گروهیت با مگان و اریک-
توی کلوپ "تینک"؟- آره. -از کجا فهمیدی؟ -
استنلی بهت گفته؟
استنلی توی قرار گروهیتون بوده؟
،نه،استنلی با زنش بود.براش دست تکون دادم .ولی اون واسم دست تکون نداد
کس دیگه ای هم در این مورد میدونه؟ .نه-
!ایناهاش! ایناهاش
خُب،چه خبرها؟ کسی چیزی نشنیده؟
هیچی؟
!من یه چیزهایی دارم
.نمیدونم درسته بگم یا نه- .پس تو دلت نگهش دار-
!استنلی بحران میانسالی پیدا کرده
.استنلی خیلی از وسط زندگیش گذشته
.با توجه به نسبت قد به وزنش
،ظاهراً استنلی و زنش
.توی یه کلوپ واسه جوونها داشتن میرقصیدن
.تری" بیرون شهره مایکل"
کی؟- ."زن استنلی،"تری-
رفته نمایشگاه تزئینات داخلی .توی فیلادلفیا
.و استنلی از شلوغی و بچه ها و آهنگ متنفره
.به نظرم بهتره خبرهاتو یه بار دیگه چک کنی
،مرتیکه احمق مادر به خطا !واسم پاپوش درست کردی
چی داری میگی؟- .زن استنلی بیرون از شهره-
.خب با یکی بودش- !قطعاً با یکی بودش
واقعاً؟ با کی؟ خواهرش؟
!نمیفهمم
اگه اون خواهرش بوده پس کاری که میکردن !کاملاً غیر قانونی بوده
مواد؟
.لب میگرفتن
.نه،مشکلی نیست
.اصلاً ولش کن،ادامه بدین
!استنلی داره به زنش خیانت میکنه
چی؟ - !میدونم -
.الان خیلی خوشحالم
.شاید هیجان زده اَم
.که بخشی از اداره اَم .بخشی از گفتگو ـَم
وقتی توجه یه نفر رو دارین و چشمهاشون ،داره برق میزنه
چون حرفهایی که میخواین بزنین ،براشون خیلی جالبه
!احساس خیلی خوبیه .و امروز این چیزهارو واسه اولین بار تجربه کردم
.خیلی عالیه که مرکز توجه باشین
.این و این یه حرفن
"Q"
.نه،نه
،خیلی خُب،یه مداد دستشه
.میتونه با مدادش یه جدول حل کنه
این چه حرفیه؟اینجا؟ .جفتشون مثل همند
چیرو حدس نزدی؟ -T.
!آره !T
!آره
.ـه T این یه
.و یکی دیگه هم اینجائه
.حالا بخونش،تقریباً تمومش کردی
،هی،استنلی
کجا میری مرد بزرگ؟ میری کارهای بد بد کنی؟
،میرم مشتریـم رو ببینم مشکلی داری؟
.نه،نه،نه
.فقط یه سوال کوچولو داشتم ازت
دارم واسه یه فیلم انتخاب بازیگر میکنم .و دنبال یه زن میگردم که بتونه برقصه
،یه زن خوشگل کسی رو میشناسی؟
!خداحافظ
!5میلیون دلار میدم
.لخت شدن هم داره
.باید بس کنی
شنیدی چی شده؟ !استنلی معشوقه داره
.شنیدم.از تو .باید به این و اون گفتن رو تموم کنی
.خیلی خُب،فهمیدم
احساس میکنی از چرخه خارج شدی و واسه خودت متاسفی
.و خیلی هم ناراحت کننده ـست .همه فکر میکنن یه آدم بازنده ای
اصلاً میدونی درسته یا نه؟ ....اصلاً خبر داری؟چون
.ممکنه زندگیش رو نابود کنی
!وایسا! وایسا
وقتشه مودب بودن رو تموم کنیم .و واقع بین بشیم
استنلی،معشوقه داری؟
.خیلی مسخره ـست.البته که نه واسه چی همچین فکری میکنی؟
.پس حقیقت نداره،خیلی خُب
،خب
....اون کارآموزها،بهم گفتن که توی کلوپ دیدنت
،و همشون گفتن که تو بودی ......معلومه که فقط
.یه شایعهی نژاد پرستانه بوده
!لعنتی
!بهش گفتم که به اون کلوپ رفتن ایده احمقانهایه- .خیلی احمقانه است-
...فقط این که
.تری" این اواخر خیلی مسافرت میره" .میدونم.میدونم-
.خیلی تنها بودم- .حتماً-
.سینتیا" پیشم بوده که تنها نباشم"
.پرستارم بود
.وقتی که توی مجتمع توانبخشی بودم
عادت داشتیم با هم میرفتیم به پیادهروی های .طولانی روی تردمیل
....نمیخواستم
.وایسا،وایسا،وایسا
پس حقیقت داره؟
.آره،ولی مایکل،دارم میرم تمومش کنم
.همین الان هم دارم میرم اونجا .قسم میخورم
.وایسا بینم یه دقیقه بچه ها همیشه میگن دارن میرن
پیش مشتری و میرن یه جا دیگه؟
.چون اصلاً جالب نیست
میخوام بهم قول بدی که یه کلمه هم .دراین مورد به کسی چیزی نگی
.مایکل،خواهشاً
.هیچی نمیگم- .رو حرفت حساب میکنم مایکل-
.خیلی خُب .میتونی روم حساب کنی
.چه بوی خوبی داره
.ممکنه اضافه داشته باشم .البته به این بستگی داره که چقدر بخورم
شنیدی در مورد آنجلا چی میگن؟ !خیلی عجیبه
.آره
دقیقاً منظورت چیه؟
....خُب،اینکه ظاهراً داره با یه
...میلیاردر 81 ساله قرار میزاره
.که یه کاخ توی بزرگراه داره...
واقعاً؟
درسته؟
چطور یه حرفی رو پس میگیرین؟
No comments yet. Be the first to leave one.