The first 200 lines.
: سواري" "کرايه 50 پسو
«« سايه هايِ سرگردان »»
،صبح بخير .اي مريمِ مقدس
،امروز مرا تبرک فرما
چرا که شايد .فردايي نباشد
،روز بخير .«خانمِ «مارِلويس
بالاخره پولي گيرت اومد؟
،«خانمِ «مارِلويس .قراره پول بدستم برسه
امروز ميرم .کار پيدا ميکُنم
واقعاً به خيالت ميتوني کار پيدا کُني؟
،کار پيدا کردن برايِ آدم هايِ معمولي خيلي سخته .چه برسه به تو با اين وضعيتي که داري
الان يک ساله که مدام داري .همين حرف رو به من تحويل ميدي
،بايد به نصيحتِ ديگران گوش کُني .برو تويِ نوانخانه زندگي کُن
،با توجه به عليل بودنت .اونجا ديگه مجبور نيستي کرايه بدي
راستش من خودم هم خوش ندارم .ازت پولي بگيرم
،«خانمِ «مارِلويس
لابد سرکار گروهبان شما رو فرستاده اينها رو به من بگيد، مگه نه؟
خواهش ميکُنم .اين حرف ها رو نزنيد
من واسه خودم .شخصيت دارم
شايد هيچ پولي نداشته باشم .ولي شخصيت دارم
خودم ميدونم که اينجا همه فکر ميکُنن ،من يه عليلِ به درد نخور هستم
اما من بهشون .نشون ميدم
فقط به من فرصت بديد .تا حرفم رو ثابت کُنم
،به من اعتماد کُنيد .«خانمِ «مارِلويس
!پس زودتر دست بجنبون
برو يه مقدار پول جور کُن .تا «اُسوالدو» آروم بگيره
،برو وسيله اي چيزي رو بفروش يا گرو بذار !يا از کسي درخواستِ پول کُن، خلاصه يه کاري بکُن
و ضمناً، با اون طرزِ نگاه کردن !روزِ منو خراب نکُن
!هي بچه ها، اونجا رو !مانيه» ست»
خُب، خُب! باز هم داره !رقصِ پا ميکُنه
چقدر امروز سگرمه هاش !تو همه
گُشاد کردي !اينطور راه ميري؟
!واي، نه، نه، نه
،مشکلت چيه !آقا شَل-ه؟
اوهوي، داري به چي !نگاه ميکُني؟
،آهاي حرومزاده ها !وِلش کُنيد ببينم
!اي گُه توش !خانمِ «مارِلويس»-ه
!اي گائيدمش
،«نگران نشيد خانمِ «مارِلويس .خودم تنهايي از پسشون برميام
!نفرِ بعدي
!نفرِ بعدي
.صبح بخير، آقا - .صبح بخير، خانم -
ده هزار پسو داريد؟ - ده هزار پسو؟ -
نه خانم، من اومدم ببينم .ميتونيد کمکم کُنيد يه شغل پيدا کُنم
.رِزومه يِ کاريم رو هم با خودم آوردم - .بله آقا -
معلومه که ميتونيم کمکِ تون کُنيم! اما لازمه که ... آزمايشاتِ ادواريِ پزشکي رو واستون انجام بديم
تا ببينيم کدوم شغل .برايِ شما مناسب تره
!پس ده هزار پسو، لطفاً
ولي خانم، همونطور که خودتون ميبينيد ،من معلول هستم
به همين خاطر مطمئن نيستم .چه شغلي مناسبِ منه
مشکلي نيست. ما ميتونيم ... واستون شغل پيدا کُنيم
حتي اگه دست و پا !يا چشم و گوش نداشته باشيد
!پس ده هزار پسو، لطفاً
حالا اين آزمايشات کِي هست، خانم؟
.خبرِتون ميکُنيم
برايِ آزمايشات؟
حالا تشريف ببريد سالنِ کناري و در کنفرانسي که در رابطه با .شغلِ آينده تون در حالِ برگزاريه، شرکت کُنيد
!نفرِ بعدي
خانم، رِزومه ام رو نميخوايد؟ - !اوه، آره -
!نفرِ بعدي
!من شغل ميخوام !با صدايِ بلند فرياد بزنيد
!من شغل ميخوام - !آفرين برادرها -
اين حس رو با تمامِ وجود !زندگي کُنيد
بگذاريد اين موجِ عاطفي تمامِ اين !مکانِ مقدس رو پُر کُنه
و از ته دل باور کُنيد که !شغل رو بدست خواهيد آورد
حالا اين جمله رو با : اعتماد به نفس تکرار کُنيد
!من شغل رو احساس ميکُنم
!من شغل رو احساس ميکُنم
!حالا به انگليسي بگيد
I am working !"خيلي"
!مادرجنده ها
،با 100 دلار" "حاميِ هنر باشيد
بي زحمت همينجا .پياده ميشم
.دستتون درد نکُنه
.هي، بيا اينجا
بي زحمت، منو تا خيابونِ پونزدهم ميرسوني؟
: سواري" "کرايه 500 پسو
"تعطيل ميباشد"
،مانيه»، واسه اومدن» .بدترين ساعت رو انتخاب کردي
.برو يه جا قايم بشو .سرکار گروهبان داره مياد
آخه مگه چي شده؟
.ساکت باش، حرف نزن، برو يه جايي مخفي بشو .اون داره مياد، مست و پاتيل هم هست
،اُسوالدو»، خواهش ميکُنم باهاش دعوا نکُن» !خونِ خودت رو کثيف ميکُني
!ازش دفاع نکُن
شما دو نفر خيال ميکُنيد !من متوجه نيستم؟
به خيالتون من !خِنگ هستم؟
بگو ببينم چقدر به من بدهکاري داري؟
،شايد خواهرم جاکِشيِ تو رو بکُنه !اما من يکي، قضيه ام فرق داره
من تنبليِ تو رو !تحمل نميکُنم
پولِ من کجاست؟
اين پولي که امروز درآوردم .«واسه شماست، «دون اُسوالدو
اين ديگه چه عَن-يه !تحويلِ من ميدي؟
به خيالت من اين عَن رو !ازت قبول ميکُنم؟
عصباني نشين. مابقيِ .پولِ-تون رو هم، بهتون پس ميدم
!کِي؟
!پس کِي قراره بري سرِ کار؟
اصلاً خيال ميکُني کسي پيدا ميشه !که آدمِ چلاقي مثلِ تو رو استخدام کُنه؟
!يه شَلِ بي خاصيت رو؟
اصلاً ميدوني چيه؟
چرا نميري نوانخانه؟
.اونجا ديگه هيچکس مزاحمت نميشه و ميدوني چرا؟
چون فقط تفاله هايِ آشغال !ميرن اونجا
ناقص الخلقه ها، آواره ها، ولگردها !و چلاق هايي مثلِ تو
!جمع کُن برو همونجا !جمع کُن برو همونجا
،«اُسوالدو» .اينطوري جوش نيار
يادت هست که دکتر .بهت چي گفت
تا فردا بهت مهلت ميدم پولِ منو پس بدي. فهميدي؟
وگرنه با لگد !ميندازمت بيرون
،بَسه ديگه داداش، بيا بريم ... خودم برات چايي درست ميکُنم
.تا کمي اعصابت آروم بگيره .بيا بريم
باز هم مشروب خوردي؟
!فکر نکردي با اين قلبِ بيمارت چقدر واست ضرر داره؟ مگه دکتر نگفت مشروب حالت رو بدتر ميکُنه؟
!آخرش کار دستِ خودت ميدي
!ماشينِ پليس
!ماشينِ پليس
هي تو! جوازِ کَسبت رو !بده ببينم
.ممنون، برادر
،عذر ميخوام اسمِ تون چيه؟
چطور معلول شدي؟
مزه يِ اين نوشيدني .خيلي افتضاحه، رفيق
!مزه اش عينهو گُهه
!آره، عينهو گُه
چرا به من کمک کردي؟
تو تنها کسي هستي که تا حالا .به من کمک کرده، برادر
،تويِ اين مملکتِ تُخمي !هيچکس به هيچکس کمک نميکُنه
،حالا چي ميگين !مادرجنده ها؟
ميخواي کجا بري؟ - .ميرم اداره کار تويِ خيابانِ 34، برادر -
تا ببينم واسم .کار پيدا کردن يا نه
تو واقعاً داري به من کمک ميکُني؟
نميدونم چطور ازت .تشکر کُنم، برادر
.لازم به تشکر نيست
هر وقت خواستي ... جايي بري
«کنارِ مجسمه تويِ ميدانِ «پولا .منتظرم بايست
من هر از چند گاهي .از اونجا رد ميشم
،خيلي ازت ممنونم .برادر
چند وقته داري اين کار رو انجام ميدي، برادر؟ - !تمامِ عمر -
از کجا شروع کردي؟
با رد کردنِ مسافرها از ... «رودخونه يِ «سزار
.بدونِ اينکه خيس بشن
ولي چطور گذرت به اين شهر افتاد؟
خودِ تو چطور گذرت به اين شهر افتاد، رفيق؟
خيلي معذرت ميخوام ... جناب سروان
ولي دارين اون صندلي رو کجا ميبرين؟
ميبريمش کلانتريِ ناحيه يِ .«تئوساکيو»
چرا صندلي رو ازش گرفتين، آقايون؟
چون کار کردن بدونِ مجوز .غيرِ قانونيه
رئيسِ کلانتريِ ناحيه يِ شما کيه؟
.«جناب سروان «گومز
.متشکرم، داداش
جناب سروان «گومز»، حالت چطوره؟ - !«چه عجب که يه سري به ما زدي، «مانيه -
راستش، من واسه اين ... اومدم که
همراهم بيا بريم اون اتاق !يه مشروب با هم بزنيم
ديشب اين مجوز رو .آوردن دادن بهم
حالا ديگه ميتونم .کار کُنم
کارِ تو بود، درسته؟
.آره
آخه ميدوني، من تو خونه يِ ،يه گروهبان زندگي ميکُنم
،و تو خونه يِ اون گروهبان ،خيلي از اين جور مدارک ديده بودم
،اين گروهبان ،صاحبخونه يِ منه
به همين خاطر، من در جريانِ ،فسادِ پليس هستم
و ميدونستم بايد .چه ترفندي بزنم
سوادِ خوندن داري؟
پس چطوري اسمت رو نوشتي؟
پدرم فقط همين رو .بهم ياد داده بود
"... حاملِ اين مجوز"
«اجازه دارد در خيابان هايِ منطقه يِ «سانتا فه" "... در شهرِ «بوگوتا» به کسب و کار بپردازد
مشروط بر آنکه" "... فعاليت هايِ وي
"... حقوقِ مدنيِ شهروندان"
و آزادي هايِ قانونيِ ايشان را" ".مخدوش نسازد
اين قانونِ مربوط به کسب و کار .در خيابون هاست، برادر
سر در نميارم چرا اين نوشيدني .اينقدر داره رويِ من تأثير ميذاره، برادر
و ميدوني، ديگه واسم !مزه يِ گُه نميده
.آره، ميدونم
اما چيزي که نميدونم اينه که چرا واسه کار کردن لازمه آدم همچين مدرکي داشته باشه؟
،چيزي که من هم نميدونم، برادر ... اينه که
چرا اين نوشيدني داره اينقدر رويِ من تأثير ميگذاره؟
.سخت نگير
.آروم باش
.به عقب تکيه بده
.حالا خودت خواهي ديد
.حالا خودت خواهي ديد
آقا؟
آقا؟ آقا؟ - .داد نزن. آروم باش. من اينجا هستم -
پسر، اين دارويِ گياهي !چقدر با حال بود
چه دارويِ گياهيِ !فوق العاده اي بود
دارويِ خيلي خيلي !نازي بود، برادر
کسي داره مياد؟
!آره انگار
!اي چلاقِ مادرقحبه داري اينجا چه غلطي ميکُني؟
!چلاقِ کون کش
منو بگو که تمامِ اين خيابون ها رو !واسه پيدا کردنت گشتم
چنان بزنم درِ کونت که برق از !چشمات بپره، چلاقِ حرومزاده
.نه، صبر کُن
اين همون مادر گائيده ايه !که منو به گاء داده
حالا نگاه کُن اين مادرجنده !چطور کمک ميخواد
!هي مادرجنده
،تو از مُردن ميترسي !خوار کُسه، آره؟
!بمير، مادرجنده يِ بي ناموس !از مُردن ميترسي، آره؟
حالا ميفهمي محتاجِ کمک شدن !چه مزه اي داره؟
،حالا تک و تنها تويِ خيابون !مثلِ سگ جون بده، مادرجنده
No comments yet. Be the first to leave one.