The first 200 lines.
....آنچه در "گرند هتل" گذشت
اسکاي, تو يه چي داري که متعلق به تو نيستش
نميدونم از چي حرف ميزني
ولم کن
فکر کردم بهت گفتم که بايد بري ديگه
من فيلم دوربين هاي امنيتي رو از اون
شب طوفان نگه داشتم
چي ميخواي؟- شراکت. اونم نصف نصف-
اگه يه بلايي سر تو يا اون بيادش
همه ي اينا ميرسه به آليسيا و خاوي
شايد وقتش رسيده که وصيت نامه ت رو به روز کني
بابا؟
چي شده؟- اوه, خداي من-
گمونم سکته مغزي کرده
مامان دو قطبي بودش؟
من کسي بودم که پيداش کردم
ياد داشتي چيزي نذاشت؟
نه عزيزم, .... متاسفم
ميخوام کمکت کنم بفهمي چه بلايي سر اسکاي اومده
اون اتاقه که مامانت رو توش نگه ميداشتن چي شدش؟
هنوزم هست, طبقه ي ششمه
يه چي, مثل کليد لازمه که بازش کني
مثل اين؟- از کجا گيرش آوردي؟-
قفسه ي اسکاي
ميخواي ببيني کار ميکنه يا نه؟
....سانتياگوي عزيز
متاسفم, ولي ديگه نميتونم اينجوري ادامه بدم
اون قبلا هم بهم خيانت کرده
خودش بهم گفت
اوه, خداي من, تو بودي پس
اون بهم حقيقت رو گفتش
جيسون پسر تويه
چي نوشته توش؟
جيجي!؟ اون تويي؟
سانتياگو, کمک! اون چاقو داره
تکون نخور- اي مادرجنده-
نه, نه. سـ...ـانتي, نه سانتي
سانتياگو, بسه
ميدونم تو کي هستي
و نميزارم که زنم رو نابود کني
اميدوارم برات مهم نباشه که من شب رو اينجوري....اوه
ساعت 3 بود حدوداً بعد اينکه نامه ي مامانت
رو خوندي غش کردي افتادي زمين منم نميخواستم تنها باشي
پس يعني خواب نميديدم؟ ها؟
جيسون برادر منه و بابا هيچوقت بهم حرفي نزدش
امکانش هست بابات ندونه؟
تو گفتي جيجي مامانت رو پيدا کردش
شايد اون نامه رو هم پيدا کرده و از بابات پنهونش کرده
تازه داشت ازش خوشم ميومدا
فکر ميکني اين همون چيزي بود که خواهرت فهميدش؟
آره
پس, نميتونيم با جيجي يا بابام صحبت کنيم
واضحه که اونا دارن يه چيزي رو پنهون ميکنن
ميتونيم با يولي صحبت کنيم
اون و اسکاي با هم قرار ميزاشتن
خدايا, جداً من هيچي در مورد خانواده م نميدوما
يولي دزدکي رفتش آپارتمان اسکاي تا چند تا نامه ي عاشقانه ش رو برداره
شايد دنبال يادداشت مامانت هم بوده؟
باشه, پس نقشه مون اين شد
ميرم با يولي حرف ميزنم
اونم سر صبحونه ي غير طبيعي ترين خانواده ي دنيا
جيسون, عزيزم, فکر کردم بايد پيش بابات تو بيمارستان باشي
ديشب اونجا خوابيدم
اومدن سر کار باعث ميشه ذهنم از تمام اين مسايل به دور باشه
پس هر چقدر زمان ميخواي در اختيارته
و به مامان و بابات سلام برسون
اين وافله 900 تا کالري داره
اوه, واسه خودت دوبرابر حساب کن
اوه, چقدر خسته بنظر مياي
مرسي
يولي, يه ثانيه وقتتو ميتونم بگيرم؟- آره, چي شده؟-
همگي لطفاً بشينين
تو هم همينطور دخترم
منو جيجي بايد يه چيزي رو اعلام کنيم
اوم, گمونم بعداً بايد صحبت کنيم
آره
همونطور که همه تون ميدونين
هتل اين چند وقته بالا و پايين زياد داشته
اما ما بايد راه درست رو پيدا کنيم
و اونم فقط بخاطر وجود اين خانواده ست
وقتيکه منو سانتياگو با هم ازدواج کرديم
واسه همه مون سخت بود تا باهاش کنار بيايم
ولي الان ديگه وقتشه که بعنوان يه خانواده با هم متحد بشيم
چه خبر شده؟- نميدونم والا-
و به همين علت
من تصميم گرفتم که وصيت نامه م رو عوض کنم
يه روزي, اين هتل متعلق به همه ي شماها خواهد شد
که شامل يولاندا و کارولينا هم ميشه
جدي ميگي؟- زر مفت نزن-
شوخي نميکنم, و زر مفت هم نميزنم
اوه, خداي من
اوه, ممنون
قابلي نداشت
بياين بريم يه شامپاين بياريم- آره-
ميدونم براتون شوکه کننده ست
ولي کار درست همينه
موافقم
ميدوني, جيجي به مامان وقتيکه اون مريض بود کمک کردش
....و کارو و يولي هم جز خانواده ان, پس
ببينين, من هنوزم ميخوام که شما اينجا رو اداره کنين
اما خانواده يعني همه چيز
و منم ميخوام از همه ي بچه هام حمايت کنم
مرسي
من بايد برم
بسپارش به من
آليسيا, هي
هي
....ببين, ميدونم اين جريان وصيت
نميتونه هيچوقت جلوي خانواده بودنمون رو بگيره- نه, واسه ي اين ناراحت نيستم-
هنوزم دارم سعي ميکنم يه چيزايي رو
درمورد مرگ مامان هضم بکنم
آره, منم
تا نصفه شب داشتم با حامي ترک اعتيادم صحبت ميکردم
ميخواستي مشروب بخوري؟- يه شيشه ي کامل ويسکي-
پشت سرش هم يه مشت مُسَکِن درد
آروم باش, هيچ کدوم از اون کارها رو نکردم
چيز ديگه اي هم هست؟
نه
بهت افتخار ميکنم
واسه اينکه داري سعي ميکني هوشيار بموني
همچين خونريزي مغزي اي ميتونه کشنده باشه
ولي علايم حياتي شما ثابته
هيچ ناتواني حرکتي نميبينم
خيلي خوش شانسين که همسرتون سريع آوردتون اينجا
اون حرف نداره
خب, کي ميتونم مرخص شم؟
من در درجه ي اول نگران اينم که چرا اين اتفاق افتاده
...گسترشش به مغزتون
داره بدتر ميشه؟
بايد يه چند تا آزمايش انجام بديم
تا ببينيم اوضاع در چه حاله
زود بر ميگردم
ببخشيد
دکتر, به نظرتون اين آزمايشها طول ميکشه؟
چونکه ميخوام ببرمش خونه
خانم پارکر, با در نظر گرفتن وضعيت همسرتون
مطمين نيستم چقدر عملي باشه
دارين ميگين امکان داره هيچوقت نتونه برگرده خونه؟
ما هر چي در توانمون باشه انجام ميديم
من امضاش نميکنم
اگه قرار باشه منم شريک شم تو اين هتل
بايد کتبي نوشته شه
من مطمينم اين توافق نامه واسه جفتمون مزيت داره
والا من مزيتي نميبينم
خب, خودت ميدوني چرا اينکارو ميکنم
از کي داريم محافظت ميکنيم
بايد وکيلم يه نگاهي بهش بندازه
حتماً
متيو هنوز اينجاست؟
فکر کردم اخراجش کردي
يه مشکلي داريم
اون فيلم دوربين هاي امنيتي رو از شب طوفان داره
نه نه نه نه نه نه نه
سانتياگو, بهم گفتي که پاک شدن همشون
آره, خب يه کپي واسه خودش نگه داشته
و الانم يه سهمي از هتل رو ميخواد
اوه, خداي من
آروم باش عشقم
قول دادم خودم راست و ريسش کنم
و ميکنم
...عزيزم, من
گلم, اين خونه؟
صدمه ديدي؟
واسه ي من نيست
همون زنه که ازت دزدي کردش؟
...رفتيم وسط طوفان و
يه حادثه بودش
اون...؟
اوه, خداي من
....اونجا يه دوربين امنيتي بودش و
واسه ي من خوب نيستش
مشکلي نيست
مشکلي نيست عشقم, مشکلي نيست- سانتياگو, اون... يه حادثه بود-
اون... ميدونم, ميدونم
خودم روبراهش ميکنم
و بعدش ديگه درباره ش حرفي نميزنيم
خيلي کوچولو ان اما ميتونن تو مشکل بندازنت
ميتونم به تو هم همينو بگم
عادلانه ست
چطوري؟
خوبم, هر موقع دلم ميخواد مصرف کنم ميرم ورزش ميکنم
پس واسه همين زياد ميرم باشگاه
آره, خب, همه بر ميگرده به اون
"شجاعت داشته باش تا بتوني اوضاع رو تغير بدي" درسته؟
...از کجا ميدوني- زياد دوربر اين مسايل بودم-
اما ديگه مزاحمت رو کم ميکنم
....نميخوام اوضاع رو برات بدتر کنم, پس
نميکني
اوضاع رو بدتر نميکني, همين
متوجه نميشم
ما هيچ ويديويي از تريسا ويليامز نداريم
که داشته با متيو فرار ميکرده؟
بايد يه چيزي تو راه پله هاي شرقي باشه
اما اون دوربينه کار نميکرده
ميتونسته چيزي ضبط کرده باشه؟
تا اونجايي که من ميدونم
هيچي نميتونه از بيخ پاک شده باشه
من سعيم رو ميکنم آقاي مندوزا
آه, واستا واستا واستا
اون کاراگاه آيالاست
No comments yet. Be the first to leave one.