Love

Love (Kjærlighet)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kjaerlighet 2024 1080p BluRay DD5 1 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Kjærlighet 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-02-02
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

می‌دونم خبر خیلی بدیه، ولی این رو بدون که قابل درمانه

وضعیتت جدیه ولی می‌شه درمانش کرد

درسته، اوم... بله؟

می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ بله، حتماً

درمانش... چطوریه؟

باید مرخصی استعلاجی بگیرم؟

بله. نه همین الان، ولی حین درمان لازم می‌شه

درمان یعنی قرص خوردن؟

نه. یا جراحی یا پرتودرمانی؛ و هر دو هم عوارض جانبی دارن

اگه دارم خیلی تند توضیح می‌دم بهم بگو

جراحی یعنی برداشتن پروستات که باعث ناباروری می‌شه

البته پرتودرمانی هم همین‌طور

هر دو روش روی توانایی نعوظت تأثیر می‌ذارن

این مشکل رو می‌شه تا حدی با تمرین حل کرد

ولی نعوظت احتمالاً دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شه

بی‌اختیاری ادرار هم یکی دیگه از عوارض رایجه، ولی خیلی‌ها دچارش نمی‌شن

من جراحی رو پیشنهاد می‌کنم. اما در نهایت، انتخاب با خودته

این اتفاق برای خیلی از مردها توی یه مقطعی پیش می‌آد

اگه بیمار مسن باشه، گاهی ترجیح می‌دیم درمانش نکنیم. ولی تو نیستی

بهتره بذاری این حرف‌ها یه کم ته نشین بشه

سؤالی داری؟ هر چیزی بخوای می‌تونی ازم بپرسی

نه

چهارشنبه، ۶ آگوست

می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ البته

مطمئن نیستم که واقعاً قضیه رو گرفت یا نه. واقعاً؟

تو این حس رو نداشتی؟ نه... چطور؟

خب، غیرعادی نیست که بیمار نتونه

شاید این دفعه بیشتر از همیشه

هیچ سؤالی نپرسید، ولی خب این چیز عجیبی نیست

بیمار بعدی؟

لطفاً جواب بده. چی بهت گفت؟

نمی‌تونن بذارن همین‌طوری بدون جواب از اونجا بیای بیرون

بیورن هولم؟ آخه اونا چیکار می‌تونن بکنن؟

خب نمی‌دونم، ولی... بدخیم که نیست، هست؟

فکر کنم هست. درست نفهمیدم چی گفت

نپرسیدی؟ باید مرخصی استعلاجی بگیرم

باید اونقدر بپرسی تا یه جواب روشن بگیری

لطفاً با من بیاین. چرا؟

یکی هست که باید ببینینش

من می‌رم می‌پرسم. نه، نرو

آره. نه

می‌شه از هر دوتاشون بخوای برگردن تو؟

سلام. چطوری؟

سکس / رویاها / عشق

رویاها / عشق

عشق

تمام آثاری که اینجا می‌بینیم دارن چیزی به ما می‌گن

فکر می‌کنم خیلی حیاتیه که ما

تزیینات تالار شهر رو پیامی برای همه ما که توی اسلو زندگی می‌کنیم، ببینیم

و با این ذهنیت، متوجه می‌شید که

کل این ساختار داره ارزش‌های انسانی رو منعکس می‌کنه

اون کتیبه رو ببینید، مثلاً داره

ترکیب‌های مختلفی از زن‌ها و بچه‌ها رو نشون می‌ده

سمت چپ، یه زن تنها با بچه‌اش

و کنارش دو تا زن که با هم یه بچه دارن

برداشت من اینه که این یعنی تأیید هم مادران مجرد و هم والدگری همجنس‌خواهانه

و در ادامه، یه ادای احترام صریح از طرف شهرداری به همجنس‌گرایی

فوق‌العاده نیست؟ راستی، این دوستم ماریانه

راحت باشین، با ما بیاین. بیاین بریم چند تا نمونه خوب دیگه روی دیوار غربی پیدا کنیم

ما توی این کشور عاشق دستاوردهای ورزشی هستیم

واسه همین عاشق اینم که ورزشی که انتخاب کردن

ورزشیه که تا این حد با ظرافت‌های زنانه عجین شده

یعنی اسکیت نمایشی

اینجا نماد واقعی اسلو رو می‌بینیم؛ "دختر اسلو"

یا "زن اسلو"، همون‌طوری که من دوست دارم صداش کنم

ببینید چطور اونجا ایستاده و داره تماشا می‌کنه و گوش میده

داره به شهرش نگاه می‌کنه. به نظرم واقعاً قشنگه

این طرف، می‌خوام این دو تا مجسمه رو بهتون نشون بدم

که با بقیه فرق دارن. "ماهیگیر" اثر نیلز فلاکستاد

این مجسمه نماینده یکی از مهم‌ترین صنایع نروژه

ولی نباید فراموش کنیم که ماهیگیر یکی از نمادهای باستانی مسیح هم هست

بخاطر همین، من دوست دارم این پیکره رو به عنوان یه تمثال مسیح‌وارِ مهربون و بخشنده ببینم

که دستش رو برای برکت دادن روی زندگی تمام شهروندان اسلو نگه داشته

و روی تمام اون چیزهایی که شامل رویاها و نگرانی‌ها می‌شه

و نیازها، مخصوصاً نیازهای جنسی، که می‌خوام ربطش بدم به این مجسمه این بغل

این تنها مجسمه‌ایه که صراحتاً به موضوع میل جنسی می‌پردازه

قرار ملاقات بین سه نفر رو می‌بینیم

یه زوج سمت راست و یه مرد تنها سمت چپ

این ملاقات پر از تنش جنسیه

معلومه یه خبری هست بین

مرد سمت چپ و زن سمت راست

اما اگه به مرد سمت راست دقت کنید

نگاه اون هم مگه به سمت اون یکی مرد نیست؟

حالا به دست‌هاش نگاه کنید که روی فاقش جمع شده

این نشونه چیه؟ آیا این به یه ادغام جنسی بین این سه نفر ختم می‌شه؟

یه رابطه سه نفره، به همین سادگی؟ خب این اتفاق‌ها می‌افته

آدم‌ها نیازها و سلیقه‌های جنسی متفاوتی دارن

که عیسی مسیح اون‌ها رو می‌بینه و به عنوان بخشی از خلقت به رسمیت می‌شناسه

چیزی که برای من خیلی جالبه اینه که

یه جای به این مهمی روی دیوار بیرونی تالار شهرمون به میل جنسی اختصاص داده شده

به نظرم این خیلی تأثیرگذار و سخاوتمندانه‌ست

ولی... این یه کم محدود نیست؟ چطور مگه؟

منظورم اینه که زیادی خاص به نظر می‌رسه

قراره این پایه و اساس جشن ۱۰۰ سالگی اسلو باشه

یه جشن ملی. با کلی زرق و برق و مهمونی

بله، و ما کلی رویداد توی سطح شهر حول همین موضوع برنامه‌ریزی کردیم

باید چند روز طول بکشه. بله. این یه پروسه مداومه که ما

دقیقاً چه چیزی مد نظرتونه؟

وقتی نمی‌دونیم روی چی داریم کار می‌کنیم، بودجه‌بندی سخته

ما پیشنهادهای مشخصی داریم

ولی فقط یه روز نخواهد بود

قراره همه رو شامل بشه

قطعاً! واسه همه‌ست! ولی این "همه" کیا هستن؟

مگه "همه" خود ما نیستیم؟

کلی گروه‌های مختلف از زن‌ها و مردها و

و در کنار هم، ما می‌شیم "همه"

فردا می‌بینمت

خداحافظ. فعلاً

خوب پیش نرفت. چرا، خوب بود

نه، خوب نبود. می‌شه بریم یه جا قهوه بخوریم؟

نباید به کشتی برسیم؟

تا دو ساعت دیگه لازم نیست نسودن باشیم. کلی وقت داریم

این‌ها ایده‌های تو بود. آره، ارائه من بود

هر کسی ایده‌اش رو می‌گه و بعد با هم تصمیم می‌گیریم

البته یه شرکت مشاوره هم هست که اونا هم پیشنهاد خودشون رو دارن

ولی این باید بر اساس دغدغه‌های مردم باشه

تو این‌طوری فکر می‌کنی؟

من؟ تو هم همین فکر رو می‌کنی. من؟ چطور؟

وقتی برای این کار درخواست دادم، تو گفتی:

"کار کردن برای شهرداری فرصتیه برای کمک به مردم."

من این رو گفتم؟ آره

داشتی درباره شغل خودت حرف می‌زدی؟ شاید؟

"شاید"

ماریان، تو بدون فکر کردن یه حرف‌هایی رو می‌زنی

"وقتی اسمم رو صدا می‌زنی، از خوشحالی دیوونه می‌شم

که می‌دونم اسمم رو بلدی." یادت هست این رو برام نوشتی؟

آره، حتماً

این یه نقل‌قول از راگنار هولانده. چی شد الان یادت افتاد؟

نمی‌دانم، شاید چون گفتی "ماریان"

بیشتر درباره امشب بهم بگو

اتفاقی که امشب می‌افته اینه که

یه تیم جمع کردم تا روی جزئیات کار کنن

یه آهنگساز هست، یه معمار

یه طراح رقص... و بعدش ما

اما اون زمین‌شناس چی؟ می‌دونه که من می‌آم؟

آره، معلومه

حس خیلی خوبی بهش دارم

خب، شاید فقط تصور منه، ولی فکر کنم با هم جور بشین

جور بشیم

و فضای خوبیه که اونجا با آدم‌های دیگه هم آشنا بشی

که خیلی هم خشک و رسمی نباشه... آخه من معمولاً با خیلی‌ها جور می‌شم

چی، چطور...؟ نه، فقط

یه جورایی... انگار برای تو خیلی مهم‌تره

اینکه من با کسی آشنا بشم؟ اوم

نه

نه، اونطوری نیست

نه، قضیه این نیست. نه؟

این‌طور نیست که مدام بگم دلم می‌خواد دوست‌پسر داشته باشم، هست؟

نه، نمی‌گی

احتمالاً فقط دارم از زاویه دید خودم بهش نگاه می‌کنم

من خودم واسه پیدا کردن یکی خیلی استرس داشتم

ولی تو که گفتی برای آشنا شدن با یکی مشکلی نداری

آره، ندارم

اما وقتی می‌گی واسه پیدا نکردن یکی اینقدر استرس داشتی

دقیقاً استرست واسه چی بود؟

واقعاً نمی‌دونم

تو که قبلاً عاشق تنها بودن بودی

بخاطر امنیت و آرامشیه که یه رابطه با خودش می‌آره؟

شاید... خیلی بهش فکر کردم

من توی زندگی احساس ناامنی نمی‌کنم. تو هم همین‌طور

نه

خب، من ازدواج کردن رو دوست دارم

من تو این زمینه‌ها از تو ساده‌ترم

بعد از هفت هشت سال توی اون آپارتمان، تازه تصمیم گرفتی پاتختی بخری؟

اصلاً به ذهنم نرسیده بود. از کجا می‌تونم بخرم؟

فکر کنم ایکیا داشته باشه. یا دست‌دوم آنلاین. چه مدلی می‌خوای؟

باید کوتاه باشه که به تخت بیاد

دو تا لازم داری. نه

نمی‌شه تخت دونفره داشته باشی و فقط یه طرفش میز باشه. غم‌انگیزه

کی اهمیت میده؟ چرا غم‌انگیزه؟

خریدن دو تا که

سلام! شما هم دارین می‌رین مهمونی؟

مهمونی؟ بیشتر شبیه یه دورهمیه

یا یه جلسه ایده‌پردازی. اوکی. من دارم می‌رم خونه

تو نسودن زندگی می‌کنی؟ اصلاً خبر نداشتم. نه، زندگی نمی‌کنم. فقط یه کلبه اجاره کردم

تابستون رو اونجا می‌گذرونم

هایدی، دوستم، و تور، همکارم. خوشبختم

در هر صورت خوش بگذره. مرسی

فردا می‌بینمت؟ حتماً. فعلاً

اون دکتره؟ نه، پرستاره

باید یه آینه پیدا کنم. من می‌رم بیرون

سلام

نمی‌شه همین‌طوری فرض کرد که آدم‌ها واقعاً می‌فهمن چی داری می‌گی

تمام روز داشتم به اون بیمار فکر می‌کردم

خیلی خوشحالم که تو متوجه شدی. خب، من رو یاد بابام انداخت

منم گاهی می‌تونم اون شکلی باشم. جدی؟

خب، درک می‌کنم که آدم جرئت نکنه بپرسه، مبادا احمق به نظر برسه

آها. اهل کجایی؟ هوبول، توی شهرستان اوستفولد

توی مزرعه بزرگ شدی؟ نه، ولی مامانم آره

متوجهم. ولی خودشون کشاورز نبودن

آدم‌های معمولی‌ان. بابام توی کار ساخت‌وساز بود

و تو پرستار شدی. آره، بالاخره

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اهل هوبول یا حتی اوستفولد باشی

نه؟ چون خیلی خوش‌تیپم؟

واقعاً فکر می‌کنی اینقدر خوش‌تیپی؟ شوخی کردم

ولی وقتی می‌رم بیرون، بقیه بهم گفتن

نه بابا، واقعاً؟

"تو خوش‌تیپ‌تر از اونی هستی که اهل اوستفولد باشی."

مردم واقعاً این رو می‌گن؟ نه بابا. یا شایدم آره، چند باری پیش اومده

شاید بخاطر لهجه‌ست. سخته که آدم رو جدی بگیرن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left