The first 200 lines.
پیش از این در قهرمانان
تو با من چه غلطی کردی؟
منم همین سوالو میخوام ازت بپرسم
همه چیزی که میدونیم اینه که من یه جوری تو اطاق تو از خواب بیدار شدم و تو رفته بودی
اونا از من باج گرفتن درست مثل تو
برای مردی که به عنوان یه مرد خانواده میشناسنش
خیلی برات شرم آور میتونه باشه
مخصوصا برای همسرت
دو میلیون دلار منو کاندیدتون میکنه
چهار میلیون منو میبره به کنگره
در مورده نواره ویدئوست
همون نواری که ، مثل این میمونه که تو 20 با خودتو کشتی
این ششمین تلاشه
تو کوله پشتیم بود و الان نیست
چی؟ گم شده
منظورت چیه، گم شده؟
ما باید اون نوارو پیدا کنیم
تو چطوری از زندان اومدی بیرون، پدر؟
من او مدم بیرون چون یه رازی دارم
مامانم مرموزه
فکر میکنی دی.ال چیکار کنه اگه بفهمه ما چیکار کردیم؟
ما چیکار کردیم؟
ما براش پاپوش درست کردیم
من میکارو میبرم و پولم میبرم
تو هیچی رو نمیبری
!مامان
هرچی ما میگیم هرچی تو میبینی
فردا که بشه دیگه نیست
چیه، یه مرد نمیتونه واسه همسرش غذا بپزه
بدون متهم کردن اون به خیانت؟
خوب، تو برای یه روز گم شده بودی حالام این
دوست دارم مثل اینکه تو ذهنمی
یه تیکه تو این اندازه هست که چند هفته پیش کشیدم
دسته سیمونه مشکلش چیه؟
یادم نمیاد من تو فضا بودم
پس باید پسش بگیریم
بهش بگو یه آدم از آینده گفته بهش نیاز داری
...سهامِ اِم. کُر تغییری نداشته ،ولی یاماگاتو
. به215 دلار کاهش پیدا کرده ،یعنی یک هشتم
. فکر کنم بشه ارزون خرید
واقعاً ؟
و تو از کجا می دونی ؟
تو فکر می کنی نمی تونم سهامدارِ خوبی باشم ؟
. جالبه
. به خودت نگاه کن
. به سختی می تونی حداقل دستمزدت رو بگیری
...حالا به من نگاه کن
...که دارم تویِ یک پِنت هاوس
. سِنترال پارک زندگی می کنم
. اصلاح می کنم
تو ،تویِ یک پِنت هاوس در سِنترال پارک . داری می میری
. حق با توئه ،پسرم
. حق با توئه
. همیشه دوست داری باهام بحث کنی
. نفس بِکش
. در آخر ،تنها چیزی که مهمه ،عشقه
. دوستت دارم ،پیتر
. منم دوستت دارم ،چارلز
. تو با فکرت ،حرف میزنی
. تو می دونی کی هستی و چی می خوای
. این ،قدرتِ تو رو نشون میده
. نقطه قوَتِ توئه
مشکلی نداره یک راز رو باهات در میون بذارم ؟
. هر چیزی که بخوای ،می تونی بهم بگی
. می تونم پرواز کنم
واقعاً ؟
. پس اگر می تونی پرواز کنی ،بهم نشون بده
. خیلی خوب
. نگاه کن
سیمِئو ؟
چی شده ؟
. بیا داخل
. در موردِ پدرمه
. خیلی عجیبه. داشتم در همین مورد خواب می دیدم
. اون یک ساعت پیش ،مرد
. واقعا نیاز داشتم که ببینمت
...تو از لحاظِ روابطِ اجتماعی ،خیلی ضعیفی
. باید قبل از اینکه میومدی ،یه تماس می گرفتی
. مطمئنم دوست داری این خبر رو بشنوی
. من نوار رو پیدا کردم
کدوم نوار ؟
همون نواری که20 بار سعی کردی . خودت رو بکشی رو پیدا کردم
ببین ،من داشتم دنبالِ وسیله ام زیرِ تخت ... می گشتم
. که پیداش کردم
. الان دیگه در امانی
. فکر کردم از این خبر خوشحال میشی
. باورم نمیشه تمامِ این مدت ،پیش خودت بوده
چرا قبلا اونجا رو نگاه نکردی ؟
. این کار رو کردم. تمامِ اتاق رو گشتم
. زیرِ تختم رو50 بار دیدم
. صبح بخیر خانمِ بِنِت
. صبح بخیر سگ کوچولو
چطوری زاکری ؟
. خوبم
. البته کلیر پام رو لگد کرد
هواپیمایِ پدرت ،تاخیر می کنه. من هم . تا ساعتِ8 بر نمی گردم
. امیدوارم بتونی خونه رو اداره کنی
. ولی لایل ،حرفم رو گوش نمی کنه
...امروز حرفت رو گوش می کنه
چونکه می دونه امروز برایِ آقایِ ماگلز . چه روز بزرگیه
. ممنونم
اون نمی خواد ما تویِ اضطراب باشیم ،درسته ؟
. البته
میشه شما دو نفر ،تا ماشین کمکم کنید ؟
. پدرت ،دیشب آب رو باز گذاشته
. نمی خوام پاهاش خیس بشه
. بریم
. برایِ آقایِ ماگلز ،آرزویِ موفقیت کنید
مایکا ؟
. کمکم کن
. رابطه ما در چند روز گذشته ،خیلی بهتر شده
اینطور فکر نمی کنی ؟- . می دونم -
. خیلی خوشحالم
. احساس می کنم با همدیگه صادق بودیم
این خیلی خوبه ،درست میگم ؟
. آره
. باید در موردِ یه چیزی با هم صحبت کنیم
. یه چیزی که کشف کردم
اون چیه ؟
بگو چی شده ؟
...راستش
چیه ؟
چی می خوای بهم بگی ؟
...می تونم بعداً بگم
. باید برم سرِ کار
مت ؟
نیکی ؟
. مثلِ همیشه در زدم
چی شده ؟
. مایکا
. دی. اِل برگشته بود
. اونو با خودش برد
. سعی کردم از پسرم محافظت کنم
. ولی نتونستم
. ازش شکست خوردم
. صاحبخانه میگه ایزاک رفته
...اون ،تمامِ نقاشیهاش رو برده و
آیا می دونستی می خواد اینجا رو ترک کنه ؟
. باورم نمیشه اینجوری از اینجا رفته باشه
فکر کردم از نقاشیهاش داریم به یه . نتیجه ای می رسیم
. می خواستم بهش بگم چه اتفاقی افتاده
ایزاک ،این نقاشی رو در سالگردِ70 تولدِ سالگیِ . پدرم کشید
. همیشه تلاش می کردم اونو ترک بدم
...در زمانی که بهش نیاز دارم
. احساس می کنم همه منو ترک می کنن
. من هیچ جایی نمیرم
. اون هنوز تویِ کُما بود
...بعدش ،تویِ یه روز دیگه
. شروع به صحبت کرد
. اون گفت که دورِ دنیا رو پرواز کرده
. ولی مطمئنا یه دنیایِ خیالی بوده
. خیلی از مردم هستم که درد و رنج دارن
. هیچکسی هوایِ همدیگر رو نداره
. اون نگران بود
. و همچنین نگرانِ من
. تا اینکه تو بهش گفتی همه چیز درست میشه
منظورت از این حرف چیه ؟- . من می دونم -
. با عقل جور در نمیاد
. ولی گفت که باهاش پرواز کردی
. و بهش گفتی که همه چیز درست میشه
. گفتی کسایی هستن که براشون مهمه
. کسانی که با بقیه فرق دارن
. اینکه تو دنیا رو نجات میدی
...بعد از اون ،سرش رو رویِ متکا گذاشت
. و مُرد
. انگار که به خواب رفت
. من هرگز با پدرت ،اون مکالمه رو نکردم
. ولی به نظر میرسه یه چیزهایی گفتی
. مثلِ اون پیامی که رویِ منشی تلفنیِ من گذاشتی
. تو گفتی که یکی از نقاشیهایِ ایزاک رو می خوای
. چونکه بهت کمک می کنه تا دنیا رو نجات بدی
. توضیح دادنش سخته
اگر اون نقاشی رو داشتی ،چی میشد ؟
. می تونستم دنیا رو نجات بدم
. لیندرمن
چی ؟
. نقاشی که تو می خوای
. به شخصی که اسمش لیندرمن بود ،فروختم
. تویِ لاس وِگاس زندگی می کنه
...لیندرمن به تو چهار میلیون دلار داده
. و تو هم داری برایِ کارت پستال ،خرج می کنی
انتخابِ دیگه ای هم دارم ؟
. این یکی خوبه
. پرچمِ قرمز نداره
. شما دو نفر ،یکی رو انتخاب کردید
. میرم به دفترم تا بدم چاپ کنن
نمی خوای در موردِ روزنامه نگارِ نیویورک ... بشنوی که چطوری می خواد
داستانت رو چاپ کنه ؟
من اُلیوِر دِنیسون رو دعوت کردم تا برایِ . صرفِ میان وعده غذایی و مصاحبه به اینجا بیاد
. داری شوخی می کنی
نه ،هیچوقت در موردِ میان وعده غذایی . شوخی نمی کنم
به خاطرِ اینکه ما هیچوقت میان وعده . غذایی نخوردیم
. نِیتِن ،این می تونه عالی باشه
. نمی دونم
. دِنیسون ،هیچوقت به خاطرِ شکمش جایی نمیره
. حتما یه دلیلی داره که می خواد اینجا بیاد
. هیچ چیزی جز یه فرصتِ استثنایی نیست
...مندی
بچه ها ،چرا نمیرید به درسهاتون برسید ؟
. اونا رو ببر طبقه بالا
No comments yet. Be the first to leave one.