A Kid Like Jake

A Kid Like Jake

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

A Kid Like Jake 2018 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
A Kid Like Jake 2018 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
A Kid Like Jake 2018 720p WEBRip x264-YIFY
A Commentary by Reza_fat
█► Subdl.TV | رضــا فــتــاحــی ◄█

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Published on: 2018-06-17
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان

‫اوپس!

‫سلام؟سلام؟

‫سلام

‫چقدر میتونیم دیر بریم؟

‫- نمیدونم ‫- اصلا مجبوریم بریم؟

‫- نه ‫-اه!

‫داری دروغ میگی

‫آره

‫آره

‫حباب غول پیکر!

‫فکرکنم که میخوادت

‫بامزه‌ست

‫مثل این میمونه که زیر دماغش ‫یه سبیل گنده داشته باشه

‫- جدی؟ ‫- آره

‫خیلی لب‌هاش بزرگه

‫- گرگ ‫- تام

‫- میخواستم تبریک بگم ‫- ممنون

‫- آره ‫0 همش ده سال طول کشید، آره؟

‫- درسته ‫- باجناغم، گرگ

‫- سلام ‫- سلام خوشحالم

‫فکرکنم جیک از کریسمس ‫تا حالا دوبرابر شده

‫فکرکنم که دیگه نباید ‫بهش غذا بدیم

‫بیخیال، لذت ببر

‫کورین، دخترم الکس

‫- سلام، خوشحالم از آشناییت ‫- سلام

‫با پاول شاستر کار میکرد

‫دفتر مدافعان عمومی

‫پاول رو یادته؟

‫ولی معلوم شد قبل از اون ...

‫اون و برادرت تو فوردهام ‫با هم ریختن تو هم

‫ولی هیچوقت همو ندیدن

‫چه بامزه

‫باید خیلی افتخار کنی

‫شنیدم که اون جوانترین همسره

‫تو تاریخ شرکت

‫خب اون همیشه درحال رانندگیه ‫چی میتونم بگم؟

‫و تو هم وکیلی؟

‫نه من بودم

‫دیگه وقتی بچه‌دار ‫شدم ولش کردم

‫شکرخدا بخاطر جنبش زنان

‫برمیگرده، باورکن

‫- این تویی؟ ‫- خدای من

‫چی؟ خیلی نازه

‫خیلی خوب بود

‫ولی اگه بهش میچسبید ولش ‫نمیکرد، میدونی چی میشد؟

‫حالت طبیعی رو داره، ‫اون خم‌های بدنش

‫اون پاهای نرم رو ببین ‫هرچیزی که لازم داشت

‫بیخیال شد، چیکار میتونی بکنی؟

‫نمیتونی هی به‌زور به‌زور، باید ‫بزاری خودش تصمیم بگیره

‫درسته؟

‫اون خیلی آرومه، به نظرت ‫از کی بهش رسیده؟

‫ممنون

‫واسه کجا درخواست میدین؟

‫- اوه پسر ‫- چی؟

‫خب، مدرسه‌ی عمومی ‫محله‌مون رو دوست داشتیم

‫ولی قوانین رو اصلاح کردن

‫- نه! ‫- مشکلی نیست!

‫دلیل نقل‌مکان کردن و ‫نفرستادن دوباره‌ش اینه

‫یعنی اگه پمبروک ‫وسط مصاحبه ...

‫ نفهمیده بود که کیمی ‫چه‌صدایی داره ...

‫که البته ما نمیدونستیم ...

‫بیخیال اصلا فراموشش کن

‫دیزی!

‫- دیزی! ‫- اوه

‫- وایسا برگرد! ‫- ولی من باید برم

‫لطفا نرو

‫الان باید بگی "من حتی ‫اسمت رو نمیدونم"

‫ولی من که میدونم

‫نه، اینجوری نیست

‫خب، شاید مامان داشت ‫بداهه گویی میکرد!

‫شاید داشت بداهه گویی میکرد!

‫جاریم خانواده‌ی ثروتمندی داره

‫قسم میخورم کل کاری که ‫میکنه خرید برای بچه‌هاست

‫در همین حین من خیلی ‫شانس آوردم اگه ...

‫بتونم جیک رو از ‫شلوارش در بیارم

‫دوست داره که راحت باشه

‫منم همون کار رو میکردم

‫اگه میتونستم بدون دردسر ‫ازش خلاص شم

‫فکرمیکنی پدرومادرهای ‫دیگه اهمیت میدن؟

‫مدیر پیش دبستانیشون ‫تو لباس ورزشی؟

‫تو لباس ورزشی خیل ‫ جذاب میشی

‫عجب دروغی

‫ولی من، واقعا این چیزیه ‫که واسه جیک میخوام؟

‫یه مدرسه خصوصی ‫پر از یکی مثل کیمی؟

‫حتی اگرم میتونستیم ‫هزینه‌ش رو بدیم که نمیتونیم ...

‫عزیزم، عزیزم

‫ما فقط داریم در مورد ‫گزینه‌ها حرف میزنیم

‫- بفرمائید خانم‌ها ‫- ممنون

‫- من میدم ‫- نه!

‫باشه؟ تو فقط مقاله رو تا ‫پنجشنبه آماده کن، بهانه نیار

‫ساندرا؟

‫- بله ‫- بفرمائید

‫راستش باید قبلش بهت هشدار ‫بدم که از این قرتی بازیا خوشم نمیاد

‫آخه میدونی اینا ‫همش ایده بن بود

‫بن همسرمه

‫فعلا

‫چه مدت پیش رفت بیرون از خونه؟

‫شش روز قبل

‫آره، یه جای موقت پیدا کرد

‫گفت که میره مشاوره ازدواج ...

‫فقط به شرطی که ...

‫من روی خودم کار کنم ...

‫یهویی شد دکتر فیل! ‫ (دکتر روانپزشک دارای شو اختصاصی)

‫میتونم بپرسم، این چجوریه؟

‫همینجوری اینجا میشینم ‫و حرف میزنم ...

‫به نظر میاد که بهتره که یه ‫برنامه داشته باشین

‫این چیزیه که من باید ‫منتظرش باشم؟

‫همسر یه مرد پولدار مریض شد

‫و وقتی حس کرد که مرگ ‫داره بهش نزدیک میشه

‫تنها دخترش رو صدا زد و گفت

‫فرزند عزیز، صالح بمون

‫بعد از مرگش دختر هر روز میرفت ‫سر قبرش و گریه میکرد

‫وقتی زمستون اومد ...

‫یه لباس سفید روی قبرش پوشوند

‫و وقتی خورشید بهار ‫لباس رو کنار زد

‫مرد یه زن دیگه گرفت

‫اوضاع خیلی زود برای ‫دخترخونده ...

‫بد شد

‫اونا گفتن"چرا باید اون گوزن احمق ‫توی پذیرایی با ما بشینه؟"

‫"برن بیرون با خدمه آشپزخونه"!

‫- دوباره اومدم خونه ‫- اوه سلام

‫رفتم فروشگاه گریستیز، ‫خدای من عجب شیر تو شیری

‫ممنون ولی لازم نبود امشب بری

‫- سلام سلام سلام ‫- سلوم

‫اینا چین؟

‫پیش نویس مقاله پدر و مادرها

‫برای مدرسه خصوصی

‫- الکس ‫- میدونم میدونم

‫ولی امروز نهار با جودی بودم

‫و فکرمیکنه ممکنه بهمون ‫کمک هزینه بدن

‫جدی؟

‫- بیا بیا بشین ‫- نه نه راحتم

‫خب فکر نمیکنی ...

‫که این همش وقت تلف کردنه؟

‫میدونی آخه ببین

‫میدونم که یه یکم سخته ولی ...

‫درسته

‫رفتم اون مدرسه عمومی ‫که تو منطقه‌مونه ...

‫و اصلا خوب نیست راستش

‫کلاس‌هاش بیش از حد شلوغن

‫نگرانم که ممکنه گم بشه

‫میدونم که همیشه گفتی ما ‫از اون پدر و مادراش نیستیم

‫- ولی نمیدونم، شاید هستیم؟ ‫- آره ولی نمیتونیم هزینه‌ش رو بدیم

‫- گرگ، گرگ! ‫- آروم!

‫به هرحال ...

‫میدونی، گفت که شاید بهتره یه ‫چندتایی خصوصی رو ببینیم

‫کنار اون برنامه مگنت و ...

‫امیدوار بودم بتونی تو ‫این آشوب کمکم کنی

‫- امشب؟ ‫- خودت تو این خیلی بهتری

‫- خب تو این یکی ازت بهتر نیستم ‫- نه نه هستی

‫- هرچیزی مینویسم خیلی لوسه ‫- الکس ...؟

‫عجله‌ای در کاره؟

‫خب میدونی

‫چطوریه که جیک با صدها ‫هزار نفری که ...

‫این مشکلو دارن فرق داره

‫باشه باشه، آیا واقعا ‫عجله‌ای در کاره؟

‫خب بزار ببینم

‫خیلی خب

‫فکرکنید یکی هست ‫تا یه اتاق پر از ...

‫بچه‌هایی که مشکل ‫فیزیکی دارن رو ببینه

‫چطوری بچه‌ی شما رو تشخیص بدن؟

‫اینو بهشون گفتی؟

‫- اصلا بامزه نیست! ‫- نه!

‫این دقیقا همون چیزیه که ...

‫مثل کصشرهای پدر و مادرها میمونه

‫ولی اینکه کصشر نیست! ‫کلا چندساعت سن داشت!

‫از نظر زیستی بچه‌ها نمیتونن ...

‫تا چند روز بعد این کار رو بکنن

‫- آره ‫- قطعا پیشرفته‌تر بود ...

‫- اوه اوه مواظب باش! ‫- لعنتی!

‫این روی تستر چیکار میکنه؟

‫داشته سرشو که کنده ‫شده بود خشک میکنه

‫فکرکنم که افتاده و اونم ‫شروع کرده گریه کردن ...

‫بخاطر این سیندرلا که سر نداره

‫انگار با گیوتین سرشو بریدن

‫- خب پس با چسب چسبوندیش؟ ‫- آره دیگه

‫میدونی من همش اصرار ‫کردم که مشکلی نداره

‫بهش گفتم که گردنبنده

‫اوه

‫- باور کرد؟ ‫- فکرکنم

‫من همیشه گفتم

‫هرچقدر بیشتر توجه کنیم الان

‫بیشتر گوش بدیم

‫بیشتر در آینده اعتماد به نفس داره

‫نه فقط تو مدرسه، بلکه کل زندگیش

‫واسه همینه که ساختن ‫یه جو پیش دبستانی ...

‫اینقدر اهمیت داره

‫جوی که توش بچه‌ها ‫تشویق میشن ...

‫بیشتر به خودشون اعتماد ‫داشته باشن

‫تو این سن این مهمترین چیزه

‫آره ولی کل روز رو ‫بازی میکنن ،نه؟

‫یعنی چیزی که شما ‫اینجا دارین ...

‫یه اتاق بازی خوب ‫ساخته شده است

‫خب ...

‫راستش ...

‫خلاقیت و تصور مثل زیرساخت‌هایی برای ...

‫هر نوع یادگیری در آینده هستن

‫یکی از همکارهای من کتابی ...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left