The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
اوپس!
سلام؟سلام؟
سلام
چقدر میتونیم دیر بریم؟
- نمیدونم - اصلا مجبوریم بریم؟
- نه -اه!
داری دروغ میگی
آره
آره
حباب غول پیکر!
فکرکنم که میخوادت
بامزهست
مثل این میمونه که زیر دماغش یه سبیل گنده داشته باشه
- جدی؟ - آره
خیلی لبهاش بزرگه
- گرگ - تام
- میخواستم تبریک بگم - ممنون
- آره 0 همش ده سال طول کشید، آره؟
- درسته - باجناغم، گرگ
- سلام - سلام خوشحالم
فکرکنم جیک از کریسمس تا حالا دوبرابر شده
فکرکنم که دیگه نباید بهش غذا بدیم
بیخیال، لذت ببر
کورین، دخترم الکس
- سلام، خوشحالم از آشناییت - سلام
با پاول شاستر کار میکرد
دفتر مدافعان عمومی
پاول رو یادته؟
ولی معلوم شد قبل از اون ...
اون و برادرت تو فوردهام با هم ریختن تو هم
ولی هیچوقت همو ندیدن
چه بامزه
باید خیلی افتخار کنی
شنیدم که اون جوانترین همسره
تو تاریخ شرکت
خب اون همیشه درحال رانندگیه چی میتونم بگم؟
و تو هم وکیلی؟
نه من بودم
دیگه وقتی بچهدار شدم ولش کردم
شکرخدا بخاطر جنبش زنان
برمیگرده، باورکن
- این تویی؟ - خدای من
چی؟ خیلی نازه
خیلی خوب بود
ولی اگه بهش میچسبید ولش نمیکرد، میدونی چی میشد؟
حالت طبیعی رو داره، اون خمهای بدنش
اون پاهای نرم رو ببین هرچیزی که لازم داشت
بیخیال شد، چیکار میتونی بکنی؟
نمیتونی هی بهزور بهزور، باید بزاری خودش تصمیم بگیره
درسته؟
اون خیلی آرومه، به نظرت از کی بهش رسیده؟
ممنون
واسه کجا درخواست میدین؟
- اوه پسر - چی؟
خب، مدرسهی عمومی محلهمون رو دوست داشتیم
ولی قوانین رو اصلاح کردن
- نه! - مشکلی نیست!
دلیل نقلمکان کردن و نفرستادن دوبارهش اینه
یعنی اگه پمبروک وسط مصاحبه ...
نفهمیده بود که کیمی چهصدایی داره ...
که البته ما نمیدونستیم ...
بیخیال اصلا فراموشش کن
دیزی!
- دیزی! - اوه
- وایسا برگرد! - ولی من باید برم
لطفا نرو
الان باید بگی "من حتی اسمت رو نمیدونم"
ولی من که میدونم
نه، اینجوری نیست
خب، شاید مامان داشت بداهه گویی میکرد!
شاید داشت بداهه گویی میکرد!
جاریم خانوادهی ثروتمندی داره
قسم میخورم کل کاری که میکنه خرید برای بچههاست
در همین حین من خیلی شانس آوردم اگه ...
بتونم جیک رو از شلوارش در بیارم
دوست داره که راحت باشه
منم همون کار رو میکردم
اگه میتونستم بدون دردسر ازش خلاص شم
فکرمیکنی پدرومادرهای دیگه اهمیت میدن؟
مدیر پیش دبستانیشون تو لباس ورزشی؟
تو لباس ورزشی خیل جذاب میشی
عجب دروغی
ولی من، واقعا این چیزیه که واسه جیک میخوام؟
یه مدرسه خصوصی پر از یکی مثل کیمی؟
حتی اگرم میتونستیم هزینهش رو بدیم که نمیتونیم ...
عزیزم، عزیزم
ما فقط داریم در مورد گزینهها حرف میزنیم
- بفرمائید خانمها - ممنون
- من میدم - نه!
باشه؟ تو فقط مقاله رو تا پنجشنبه آماده کن، بهانه نیار
ساندرا؟
- بله - بفرمائید
راستش باید قبلش بهت هشدار بدم که از این قرتی بازیا خوشم نمیاد
آخه میدونی اینا همش ایده بن بود
بن همسرمه
فعلا
چه مدت پیش رفت بیرون از خونه؟
شش روز قبل
آره، یه جای موقت پیدا کرد
گفت که میره مشاوره ازدواج ...
فقط به شرطی که ...
من روی خودم کار کنم ...
یهویی شد دکتر فیل! (دکتر روانپزشک دارای شو اختصاصی)
میتونم بپرسم، این چجوریه؟
همینجوری اینجا میشینم و حرف میزنم ...
به نظر میاد که بهتره که یه برنامه داشته باشین
این چیزیه که من باید منتظرش باشم؟
همسر یه مرد پولدار مریض شد
و وقتی حس کرد که مرگ داره بهش نزدیک میشه
تنها دخترش رو صدا زد و گفت
فرزند عزیز، صالح بمون
بعد از مرگش دختر هر روز میرفت سر قبرش و گریه میکرد
وقتی زمستون اومد ...
یه لباس سفید روی قبرش پوشوند
و وقتی خورشید بهار لباس رو کنار زد
مرد یه زن دیگه گرفت
اوضاع خیلی زود برای دخترخونده ...
بد شد
اونا گفتن"چرا باید اون گوزن احمق توی پذیرایی با ما بشینه؟"
"برن بیرون با خدمه آشپزخونه"!
- دوباره اومدم خونه - اوه سلام
رفتم فروشگاه گریستیز، خدای من عجب شیر تو شیری
ممنون ولی لازم نبود امشب بری
- سلام سلام سلام - سلوم
اینا چین؟
پیش نویس مقاله پدر و مادرها
برای مدرسه خصوصی
- الکس - میدونم میدونم
ولی امروز نهار با جودی بودم
و فکرمیکنه ممکنه بهمون کمک هزینه بدن
جدی؟
- بیا بیا بشین - نه نه راحتم
خب فکر نمیکنی ...
که این همش وقت تلف کردنه؟
میدونی آخه ببین
میدونم که یه یکم سخته ولی ...
درسته
رفتم اون مدرسه عمومی که تو منطقهمونه ...
و اصلا خوب نیست راستش
کلاسهاش بیش از حد شلوغن
نگرانم که ممکنه گم بشه
میدونم که همیشه گفتی ما از اون پدر و مادراش نیستیم
- ولی نمیدونم، شاید هستیم؟ - آره ولی نمیتونیم هزینهش رو بدیم
- گرگ، گرگ! - آروم!
به هرحال ...
میدونی، گفت که شاید بهتره یه چندتایی خصوصی رو ببینیم
کنار اون برنامه مگنت و ...
امیدوار بودم بتونی تو این آشوب کمکم کنی
- امشب؟ - خودت تو این خیلی بهتری
- خب تو این یکی ازت بهتر نیستم - نه نه هستی
- هرچیزی مینویسم خیلی لوسه - الکس ...؟
عجلهای در کاره؟
خب میدونی
چطوریه که جیک با صدها هزار نفری که ...
این مشکلو دارن فرق داره
باشه باشه، آیا واقعا عجلهای در کاره؟
خب بزار ببینم
خیلی خب
فکرکنید یکی هست تا یه اتاق پر از ...
بچههایی که مشکل فیزیکی دارن رو ببینه
چطوری بچهی شما رو تشخیص بدن؟
اینو بهشون گفتی؟
- اصلا بامزه نیست! - نه!
این دقیقا همون چیزیه که ...
مثل کصشرهای پدر و مادرها میمونه
ولی اینکه کصشر نیست! کلا چندساعت سن داشت!
از نظر زیستی بچهها نمیتونن ...
تا چند روز بعد این کار رو بکنن
- آره - قطعا پیشرفتهتر بود ...
- اوه اوه مواظب باش! - لعنتی!
این روی تستر چیکار میکنه؟
داشته سرشو که کنده شده بود خشک میکنه
فکرکنم که افتاده و اونم شروع کرده گریه کردن ...
بخاطر این سیندرلا که سر نداره
انگار با گیوتین سرشو بریدن
- خب پس با چسب چسبوندیش؟ - آره دیگه
میدونی من همش اصرار کردم که مشکلی نداره
بهش گفتم که گردنبنده
اوه
- باور کرد؟ - فکرکنم
من همیشه گفتم
هرچقدر بیشتر توجه کنیم الان
بیشتر گوش بدیم
بیشتر در آینده اعتماد به نفس داره
نه فقط تو مدرسه، بلکه کل زندگیش
واسه همینه که ساختن یه جو پیش دبستانی ...
اینقدر اهمیت داره
جوی که توش بچهها تشویق میشن ...
بیشتر به خودشون اعتماد داشته باشن
تو این سن این مهمترین چیزه
آره ولی کل روز رو بازی میکنن ،نه؟
یعنی چیزی که شما اینجا دارین ...
یه اتاق بازی خوب ساخته شده است
خب ...
راستش ...
خلاقیت و تصور مثل زیرساختهایی برای ...
هر نوع یادگیری در آینده هستن
یکی از همکارهای من کتابی ...
No comments yet. Be the first to leave one.