The first 200 lines.
به دنبال چه چیز در این دنیای وحشی آمدیم؟
کشورمون رو ترک کردیم٬ خویشاوندانمون
خانههای پدرانمون
ما اقیانوس بزرگی رو پشت سر گذاشتیم
برای چه؟ برای چه؟
ازت میخواهیم که ساکت شوی
آیا بخاطر احکام ناب و باایمان سیرهی مسیح
- و قلمرو خدا نبوده؟ - بس کن
ما قاضی تو هستیم نه تو قاضی ما
مسیحیهای دروغین نمیتونن منو قضاوت کنن
چون من کاری جز اشاعهِ آموزههای مسیح از طریق سیرهی مسیح نکردم
میخوای با این خودبینی متکبرانهت
به بیاحترامی به قوانین کشور و کلیسا ادامه بدی؟
اگه وجدانم صلاح بدونه
پس تو از آزادیهای این مزرعه تبعید میشی
با خوشحالی میپذیرم
پس برو و دیگه ما رو آزار نده
متاسفانه خداوند علیه شما شهادت داده
کاترین
توماسین
بیا
ارائهای از تیم ترجمهِ ایرانفیلم
ترجمه از ناصر و روحالله
اینجایم تا اعتراف کنم من در گناه زندگی کردم
نسبت به وظایفم سهلانگار بودم مطیع والدینم نبودم
از عبادت پروردگارم غافل بودم
من مخفیانه در یکشنبهها به بازیگوشی پرداختم
و در افکارم تمام دستورات تو را نادیده گرفتم
بر طبق علایق و خواست خودم عمل کردم نه خداوند متعال
میدونم زندگی شرمآورتر و فلاکتبارتری در این دنیا رو سزاوارم
و دوزخ جایگاه ابدی منه
ولی از درگاهت استدعا میکنم بخاطر پسرت
مرا ببخش٬ لطفت را ارزانیم بدار
نورت را بر من بتاب
توماسین
بوو
اینجایی٬ اینجایی
بوو
سام کجاست؟ سام کجاست؟
اون مرد کوچولو کجاست؟
بوو
اینجایی٬ اینجایی
بوو
سام
ساموئل
توماسین
بخواب
راحت بخواب
کیلیب
خداوند فردایت رو نیکو گرداند
همگی هنوز خوابن
مادرم رو نجات بده
بیدار شدن تو یه روز ابری آسون نیست
شیطان محکم پلکهاتو نگه میداره
- من بیدارشون میکنم - نه بذار بخوابن
مادرت از اون شب خواب به چشمش نیومده
دیگه نمیتونیم بردیم کیلیب نمیتونیم
اگه تا حالا گرگ اونو نکشته باشه گرسنگی حتما کُشته
بیا به جنگل بریم
چند مدتیه تله گذاشتم
حتی قبل از این بدبختی آخرمون
داخل جنگل؟
تو به پدرت کمک نمیکنی؟
تو و مادر همیشه ما رو از قدم گذاشتن به اونجا منع کردید
کیلیب٬ محصول ما تا زمستون تموم میشه
اگه نتونیم غذامون رو از کشت بدست بیاریم باید شکار کنیم
ما بر این حیاطوحش پیروز میشیم نمیتونه ما رو از پا دربیاره
آیا تو یک گناهکار به دنیا نیامدهای؟
بله٬ من در گناه غرق بودم و در شرارت به دنیا آمدم
پس گناه تولدت چی بوده؟
گناه حضرت آدم به من نسبت داده شده و طبیعت فاسد درونم سکنی گزیده
خوب یاد گرفتی کیلیب٬ خیلی خوب
و میتونی بهم بگی طبیعت فاسدت چیه؟
طبیعت فاسد من خالی از رحمتِ
شوق به گناه داره٬ فقط گناه و مدام بهش فکر میکنه
حالا آروم
باید دوباره بذاریمش
ساموئل هم گناهکار به دنیا اومده بود؟
بله
پس منم
ما دعا میکنیم اون به بهشت خداوند وارد شده باشه
اون چه شرارتی مرتکب شده؟
به خداوند ایمان داشته باش کیلیب
ما دیگه از برادرت صحبت نمیکنیم
چرا؟
اون ناپدید شده٬ هیچکس تو این هفته از اینجا رد نشده
ولی تو و مادر حتی اسمشو نمیبرین
اون رفته کیلیب
- بهم بگو - چی بهت بگم؟
- اون تو جهنمه؟ - کیلیب
مادر دعاهاشو تموم نمیکنه
و اگه من مرده بودم٬ اگه من این روز مرده بودم
- این حرفها چیه میگی؟ - حتما شیطان در قلب من بوده
- گناهان من بخشوده نشدهان - چون هنوز جوونی
و اگه خدا نمیخواد دعاهام رو بشنوه
- کیلیب - بهم بگو
ببین٬ من تو رو خیلی دوست دارم
ولی خداونده که یکتاست٬ نه انسان
کسی که میدونه چه کسی پسر ابراهیمه و چه کسی نیست
چه کسی خوب و چه کسی شیطانیه
ایکاش میتونستم بهت بگم سام نزد عیسی خوابیده
که تو خواهی خوابید٬ من خواهم خوابید
ولی نمیتونم همچین چیزی بهت بگم هیچکس نمیتونه
کیلیب
اینا رو از کجا آوردی؟
از تام هندی و اسلتر پیر دفعه قبل که از اینجا رد شدن گرفتم
چی بهشون دادی؟
فنجون نقرهی مادرت
از این صحبتها چیزی به مادرت نگو٬ هیچی
همین الانشم حالش بده
وقتی سوگواریش تموم شد خودم درباره فنجون بهش میگم
اگه میشه دوباره در این مورد حرف نزنیم
بله
فاولر
حیوون احمق
فاولر
فاولر٬ چی شده؟
خداوند را سپاس کیلیب بجنب
لعنت بهش
- پدر٬ اون مُرده - اون سرش رو بده
پدر؟
پدر
فاولر
فیلیپ سیاه فیلیپ سیاه یه تاج رو سرش در آورده
فیلیپ سیاه فیلیپ سیاه با پرستار ملکه ازدواج میکنه
از روس حصارها میپره
- جوناس٬ مرسی٬ بیاید اینجا - فیلیپ سیاه فیلیپ سیاه
شاه همهست
جوناس مرسی
فیلیپ سیاه فیلیپ سیاه شاه آسمان و زمین
فیلیپ سیاه فیلیپ سیاه شاه دریا و خشکی
ما بندگان توئیم ما مردم توئیم
فیلیپ سیاه شیرها رو میخوره از کمینگاه شیرها
فیلیپ سیاه فیلیپ سیاه یه تاج رو سرش در آورده
برین عقب شما دو تا تمومش کنین
فیلیپ برگرد
خداوند به دادمون برسه
کیلیب٬ دروازه رو باز کن
کیلیب
برو تو
اوه
ساکتتون میکنم
این وقت صبح تو و کیلیب کجا رفته بودین؟
چطور بیخبر رفتین؟
و تو٬ بهت گفتم حواست به جوناس و مرسی باشه
بودم٬ و بهشون گفتم کمکم کنن ولی حرفمو نادیده گرفتن
...- من داشتم - تو چت شده توماسون؟
تو چته؟
لباسهای پدرت رو ببر لب جوی و بشورشون
- اونا به حرف من گوش نمیدن - و لباس پشمیهاش هم بشور
کمکش کن
وقتی دیدم رفتی خیلی ترسیدم
من نمیتونم اینجارو تنها بذارم فهمیدی؟
کار صبحمون هنوز رو زمین مونده
جوناس٬ خواهرتو اذیت نکن
- خوشش میاد - ویلیام
چیه٬ یه پدر نمیتونه با پسرش اوقات الهی داشته باشه؟
جوناس
- پدر گفت بس کنین - توماسین
- بسه - بس کنین
هر دوتاتون٬ بس کنین
توماسین٬ دوقلوها رو ببر داخل
نه
برید تو برید تو برید تو
هر جور دوست داری
رفتیم سیب پیدا کنیم
داخل دره
فکر کردم یه درخت سیب تو دره دیدم
پدر تفنگ رو آورد محض اینکه با اون گرگ رودررو شدیم
چرا بهم نگفتی؟
پدر میخواست شگفتزدهت کنه خوشحالت کنه٬ و
ولی هیچی نبود
فکر کردم دیده بودمشون
دوست ندارم از مزرعه بیرون بری حتی به سمت دره
شنیدی چی گفتم؟
کیلیب٬ پسر خوبی باش و یکم آب برا مادرت بیار
از جوی دور نشو
به چی خیره شدی؟
چیه؟
چی؟
کیلیب؟ کیلیب
بس کن
قصدی نداشتم
چت شده؟
بیا اینجا
تو چت شده؟
شش
از وقتی از انگلستان اومدیم سیب ندیدم
امیدوار بودم تو پیدا کرده باشی
دلم خیلی یکی میخواد
شنیدی؟
آره
کی اونجاست؟
من جادوگر جنگلم
مرسی بیا بیرون
من مرسی نیستم
من جادوگر جنگلم و اومدم تو رو بدزدم
صدای عصامو بشنوین که از لای درختها پرواز میکنم
اجی مجی اجی مجی
- مرسی - اجی مجی
No comments yet. Be the first to leave one.