The first 200 lines.
تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان تقدیم می کند ترجمه و زیرنویس سارا؛ نیکی؛ زهرا؛ مانا؛ ریفانا؛ ریحان؛یاس؛ شادی؛لوفان
تو واقعا
اون کار رو بخاطر من کردی؟
"مطبوعات بر سر چو یون هی بخاطر سواستفاده از قدرت هجوم بردند"
سکته ام دادی
چیشده؟
به چی نگاه میکنی؟
فقط...اون...
چیه؟
برو خونه، میشه؟ چرا همیشه خدا تو اینجایی؟
برم خونه، الان
میرم خونه، میبینمت
خداحافظ، هی، من دارم میرم
خدانگهدار
..اون کله پوک
وایستا، اون داره چیکار میکنه؟
چی؟ نه وایستا
قطعا یه جای خوب واسه مست کردن پیدا کرده
ببخشید دیر کردم
چرا اینقدر دیر کردی؟ دیگه داشتم میرفتم خونه
ببخشید- خداحافظ-
خدانگهدار
قسمت ششم ""رویاهای چو یونگ پیل
خدایا
وای نه داره بارون میاد
خدایا
چی؟
سانگ دو
تو اینجا چیکار میکنی؟
اگه خیس بشی کچل میشیا
هواشناسی هیچ وقت نگفت که امروز بارون میاد
دیگه قشنگ شدی اهل سئول
مردم ججو هیچ وقت روی حرف هواشناسی حساب نمیکنن
خدایا
سانگ دو، دوست خوش قلب قدیمی من
من نصف عمرم رو توی سئول گذروندم
درسته- هجده سال من رو کرده یه ادم بومی همونجا-
خوبه پس میتونی یه سئولی باشی
میدونستی؟
چی رو؟
قبلنا زن آرزوهای من اهل سئول بود
واقعا؟
وایستا منم اهل سئولم که
راستی از کجا میدونستی من اونجام؟
خب؟ بیا بگیم فقط تله پاتی بوده
از چی حرف میزنی؟
این بار داری کجا میری دیگه؟
میخواد بارون بیاد، سقف رو ببند
سانگ دو، شونه ت کاملا خیس شده
اشکالی نداره، تا وقتی که وی آی پیِ سئولی مون خیس نشه
حالا هرچی، اگه سرما بخوری مغز منو میخوری که
بیشتر سمت خودت تکیه ش بده
یا بیا نزدیکتر که جفت مون خیس نشیم
درسته باشه
یونگ پیل
هی
جالبه که اینجا دیدمت
کجا داری میری؟
تو چی؟
زیر بارون کجا داری میدوئی؟
خدایا، خیس آب شدی پاک
اوه، من؟
...یه حسی داشتم امروز بارون میاد، واسه همین
چی؟
بگذریم، چرا توی این هوا چتر نداری؟ بگیرش
باشه
ولی تو چرا دو تا چتر داری؟
چی؟
..فکر کردم
ممکنه به پست کسی بخورم که موقع دویدن چتر لازم داشته باشه
میدونی، قشنگه
از چی حرف میزنی؟
بجاش روی پیش بینی هات کار کن، گفتی بارون نمیاد که
هی، من گفتم بارون میاد، اونا فقط باورم نکردن
باید اعتمادشون رو جلب کنی
اونا اصلا بهت اعتماد ندارن، برای همینم گوش نمیدن
این حقیقت نداره، من واقعا بهترین پیش بینی ها رو میکنم
آره درسته، مطمئنم اونا مخالفن
معلومه، میدونم خانم چو هیچ وقت همچین کاری نمیکنه
یه بار درباره برنامه تحصیل خارج از کشورِ مجله مون پرسید
میخواست یون جو رو بذاره داخلش
خب چرا بخواد همچین کاری بکنه؟
همین رو بگو
خیلی بی انصافیه که اینجوری قرارداد رو فقط بخاطر چیزی که یون جو گفت فسخ کردن
...میتونی با مجله درباره ما حرف
دربارش حساسن، حقیقت مهم نیست
اگه کوچیکترین نشونه ای از مشکلی باشه، هر شرکتی محتاط میشه
یا حداقل میتونی یه مصاحبه و از خانم چو دفاع کنی؟
دخترا
بجای این، دنبال کارای جدید با یه استودیو دیگه بگردین
...حتما، من میدونم که خانمچو هرگز همچین کاری نمیکنه ولی
تو اصلا هیچی نمیدونی
من باید برم، راستی
اون مجله پروژه ایکس؟
ظاهرا، چونک گی به یون جو واسه گرفتنش کمک کرده
من همینقدر میتونم کمک کنم، خب؟
چونگ گی خیانت کرد و بخاطرش تحقیر شد
چطور میتونه همچین بازنده ای باشه و بخاطرش انتقام بگیره؟
راستش من به اون ویراستارم باور ندارم
خانم چو تمام مجله های دیگه رو برای کار باهاش رد کرد
حتی بخاطرش ترفیع هم گرفت
ولی حتی یه کلمه هم برای کمک به خانمچو نمیتونه بگه؟
فقط اون نیست که اینجوریه
همه شون دارن مخفی کاری میکنن تا مشکلی پیش نیاد
راستی
چرا خانم چو کاری نمیکنه؟
میتونست از یون جو به جرم افترا یا همچین چیزی شکایت کنه
پس چرا فقط دست روی دست داره میذاره؟
کی میدونه؟
بریم
چی؟
چیکار داری میکنی؟
مال خانم چوئه
چی؟
کی هستی؟
چرا داری دست به وسایل من میزنی؟
متاسفم، ولی این نمونه کار مال استودیوی ماست
ببخشید؟
مال ماست
مال ماست، من پارک جنگلی رو میشناسم
تمِ زمین بازی خانم چو برای پروژه مجله ایکس
اون نمونه کاره
چی؟
عکاس بانگ یون جو
اون دزد فسقلی کثیف
باورم نمیشه اون ازمون دزدیده
همون روزی بود که اومد وسایلش رو جمع و جور کنه
امروز بخاطرش جلسه دارن درسته؟
اون گزارشگر رو از دیروز دیگه ندیدم
شرط میبندم به هیشکی نمیتونه بگه من اینجام
دقیقا
ولی چرا دخالت کردی اونم وقتی که اومدی اینجا تا از اون گزارشگرا فرار کنی؟
تو هنوزم همونقدر عصبی ای
عوض نشدی
درسته یونگ پیل؟
حتی یه ذره هم عوض نشده
چی؟ درسته
حدس بزن وقتی پول و تجربه بیشتری توی قرار گذاشتن بدست بیاری چی میشه؟
عوض میشی
آدما عوض میشن
تموم کن این رفتارت رو که انگار همه چیز رو درباره من میدونی
ادما به این راحتیا عوض نمیشن
منم فکر نکنم حتی یه ذره هم عوض شده باشه
اگه مردم توی هر موقعیتی عوض بشن، اون وقت میشن مبدل که
هی، سانگ دو
این درست نیست، بخاطر اخلاق من نبوده
بی خیال، تو همیشه خدا بد اخلاق بودی
گوش کن، این منِ قدیمی بود
من دیگه بداخلاق نیستم من بزرگ شدم
من عصبانی نشدم همش برنامه ریزی شده بود
میخواستم از خودم دفاع کنم
برنامه ریزی شده بود؟ حتی فیلمای دوربین ماشین؟
همش برنامه ریزی شده بود؟ پسر تو حرف نداری
درسته همش برنامه ریزی شده بود
خداحافظ، سانگ دو، بعدا میبینمت
چیشده؟
باز قاطی کرده
آدما عوض نمیشن
خیلی زود رنجه
نمیتونم یونگ پیل رو تحمل کنم
اونم عوض نشده
خیلی نفرت انگیزه
"دستیار کارگردان کو اون بی"
اون بی
چی دارم میبینم؟
این نمونه کارهای زمین بازی شماست
یون جو دزدیده
داره از نمونه کار تو برای پروژه مجله ایکس استفاده میکنه
واای واقعا که
یون جو در مورد سو استفاده از قدرت و همه چی دروغ گفته
این بازیا رو در آورد تا کارت رو بدزده و تو رو پایین کشید تا خودش جای تو رو بگیره
!باورم نمیشه
!سانگ دو
چیه چرا برگشتی؟
معذرت میخوام ولی میشه منو برسونی فرودگاه؟
برای چی؟
باید برگردم سئول
ولی یهویی چرا میری سئول؟
باید یه چیزی رو بررسی کنم
اتفاقی افتاده؟ چی رو بررسی کنی؟
همه چی رو
تک تک چیز ها رو
فکر میکنم الان بتونم از یون جو بپرسم
پس برو سئول
بیا باهم بریم
منم باهات میام فکر نمیکنی تنهایی برات خطرناکه؟
فراموشش کن تو چرا باید بیای؟
منم باهات میام- تو چته؟-
کی میدونه چی میشه؟
سانگ دو بهش اهمیت نده بریم
منم میخواما ولی موتور روشن نمیشه
گفتم کلید ماشنیتو بدی نه که منو برسونی
تو هم همینطور
من کلی وقت دارم
فقط منو فرودگاه پیاده کن
سام دال
به خاطر خبرنگارها اونجا نموندی؟
اصلا چرا از اولش از هم جدا شدن؟
!هی
...نمیتونم نگران
No comments yet. Be the first to leave one.