The first 200 lines.
داشتم با «لوییزا کولز» صحبت میکردم همسریابه
30ساله که میرم سر قرار
«مگی؟»
خیلی متاسفم
چطور با دوری «بارب» کنار اومدی؟
هر چیزی خواستی من هستم
ممنونم که چیزی بیشتر از یه پلیس
توی من میبینی
موفق شدیم
نوه اتو ببین
"ویوین کارمایکل هریسون"
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خب، امشب شام داریم
و آب بیشتری برای چای جوش میکنم
نه، نه، نه ،تو بلند نشو
به خاطر همین اینجام...که استراحت کنی تا خوب بشی
تو رو خدا فرستاده، چریس- وگرنه چجوری-
چطور میتونم بهترین مادربزرگ باشم؟
صدای خنده هاش
از توی اتاق میاد
هی، «ویوین»، نمیتونم صبر کنم تا
تا شروع کنه صحبت کردن، عزیزم
همین الانم خیلی صحبت میکنه
مثل مامانشه
حالت چطوره؟
دقیقا همونطوری که دکتر گفت بعد از اینکه
بدنمو باز کنن، میشم
به نظرت داره مریض میشه؟
امروز صبح خیلی صدا میداد
تب نداره
فقط داره میگه "من تازه وارد این دنیا شدم"
آره، همینطوره
«آماده ای برگردی سر کار، «هاندو؟
وقتی هر روز با غذا میای
سخته بگم دلم برای تیمم تنگ شده
دیشب فکر میکردم باید
باید «استریت و کریس» رو پرت کنیم بیرون
نمیدونستم «استریت» انقدر بچه دوست داره
تا ازینجا نری نمیتونم نازش کنم
همین الانم احساس گناه میکنم که دارم میرم
نه، نکن، مشکلی پیش نمیاد
میدونی که قبلا اینکارو کردم
تو و خواهرت...به آدمای خوبی تبدیل شدین
میبینی؟ میبینی؟ مامانم شوخی بلده
خیلی خب، دارم میرم
هر دوتونو دوست دارم- دوستت دارم-
خیلی خوبه
این لب کوچولو رو ببین
امروز صبح ساکت بودی
قرار دیشب چطور بود؟
گفتم که یه خواهرزاده ی بامزه دارم که میتونم بهت معرفی کنم
ممنونم ولی نمیخوام
مثل قرار گذاشتن با دختر رئیسه
دارم میگم ممکنه بدتر از این بشه
درواقع میدونم که از این بدترم داشتی
وایسا
این دلقکا خیلی خوش شانسن
که لهشون نکردم اینو باور میکنی؟
صبر کن ببینم، کجا رفت؟
وایسا، چه خبره؟
ازین وضعیت خوشم نمیاد
راننده ی کامیون 6-3-8 هستم
کامیون با مواد منفجره متوقف شده
ما رو کنار خیابون «سن پدرو و هفتم» نگه داشتن
نه ،همونجا بمونین کمک تو راهه
نمیخوام اینجا بمیرم
درو باز کنین وگرنه منفجرتون میکنیم انتخاب با خودتون
!نمیتونم نفس بکشم باید برم بیرون
جف»، نه! اینجا جامون امنه»
نه، وایسا، هر کاری بخوای میکنم
لطفا منو نکش لطفا منو نکش
بازش کن، همین حالا- باشه-
فقط چند دقیقه وقت داریم میدونی دنبال چی هستیم
اینجا نیست- اینجا هم همینطور-
توی هیچکدومش نیست
پلیسا رسیدن
!اینجا! پیداش کردم
!پیداش کردیم! بریم! حرکت کنین
برو- منو پوشش بده-
!بریم! با من! ازینطرف
6ادم-27 تیراندازی شده، یه پلیس تیر خورده
توی خیابون هفتم هستیم
مظنونین دارن به سمت کمپ بی خانمان ها فرار میکنن
«بابت وقتی که گذاشتی ممنونم، «باب
خیلی خجالت زدم، نمیتونستم خودمو
راضی کنم که بیام پیشت
«مسخره بازی درنیار، «مگی
هر کاری برات انجام میدم
فقط بهم بگو چه خبره
میدونی که همیشه کارای خونه رو «مارتین»مدیریت میکرد
مگه نه؟- آره-
یه سقف ساز پیدا کرده
بهش پولو داده و اونم فرار کرده
چیزی نیست که به خاطرش خجالت بکشی
قرارداد بسته بودین؟- نه-
یه جورایی دوستمون بود
میدونی، داشت بهمون لطف میکرد
نه
ببخشید «مگی» من یکم گیج شدم
اگه کسیه که میشناسی
نمیشناسم ..اون
نه واقعا
توی سایت قرار دیدمش
دخترا منو تشویق کردن
تا دوباره برم سراغش، میدونی
گفتن وقتشه کارو شروع کنم
خیلی خوبه
نه- نه، این...خوبه-
فقط چندبار رفتیم بیرون
یه شب منو رسوند خونه و درمورد اینکه
سقف خونه خرابه، باهام صحبت کرد
گفت میتونه درستش کنه، فقط برای وسایل پول لازم داره
10هزار دلار بهش دادم و ناپدید شد
آره
خیلی هب
پارسال که«مارتین» کشته شد
خیلی باهام خوب بودی
نه- نه-
بدون تو نمیتونستم از پسش بربیام
بدم میاد چیز بیشتری بخوام
«مسخره بازی درنیار«مگی
همیشه خوشحال میشم کمک کنم
تو که میدونی
خیلی متاسفم ..این
باید بهش توجه کنم
قول میدم درموردش تحقیق کنم
فقط هر اطلاعاتی داری برام بفرست
و روش کار میکنم- «ممنونم، «باب-
واقعا دوست خوبی هستی
هی
مظنونین رو زیر نظر داری؟
نه، تا داخل دنبالشون کردیم ولی بهمون شلیک میکردن
آدمای بی خانمانِ بیگناهِ زیادی اونجا بودن به خاطر همین عقب کشیدیم
ورود و خروجو ممنوع کردیم
باید هنوز اونجا باشن
4تا مظنون مرد احتمالا اهل خاورمیانه هستن
یکیشون کت سبز پوشیده
میدونین چندتا آدم بیگناه اونجا کنارشونه؟
نه، بهشون گفتیم که تخلیه کنن
خیلیاشون اومدن....ولی هنوز هستن
فکر نکنم به حرفای پلیسا گوش کنن
اونجا رو بسته نگه دار ازینجا به بعدش با ما
باشه
هاندو»، هیچی نمیدونیم»
و ممکنه هر جایی پنهان شده باشن
نمیدونیم چندتا گروگان دارن- خیلی خب، جداگونه میگردیم-
شما برین مرکز دیک و پاول» با من بیاین»
تن و استریت» برین سمت جنوبی» بهم خبر بدین
عجب روز اولی رئیس
همینو بگو خیلی خب، حواستونو جمع کنین
نمیدونیم خطر کجاست بریم
هی، هی
برگرد داخل بی صدا بمون
برگرد توی چادر، برگرد
هاندو، ساعت 1
برین، 20دیوید داریم یه مظنون احتمالی
با کت سبز رو میبینیم
پلیس لس آنجلس! دستا بالا
!تکون نخورین
بچرخ
اونا مجبورم کردن
از مظنونین نیست
کتو از کجا آوردی؟
قسم میخورم که یکی بهم داد و گفت که بپوشم
حرکت کن
یه جا پناه بگیر جایی نرو
تا بگیم که همه جا امنه، باشه؟
هی، هی، رفیق، میشنوی چی میگم؟
فقط میخوام ببینم چه خبره
«هی، «استریت
تا اینجا پاکسازی نشه نمیتونیم پزشکارو بیاریم
اسمت چیه؟- «کوپر»-
کوپر» ازت میخوام که چشماتو باز نگه داری»
روی من تمرکز کن، «کوپر»، اهل کجایی؟
لانگ بیچ- واقعا؟-
منم همینطور
کجا رفتی مدرسه؟ هایلند؟
آره، کلاس 02
چند سال بعد از منه
اسکیت بازی؟
آره- واقعا؟-
کل زندگیم
جز تیم گرویتی ویو بودی؟
«کوپر مورفی؟»
آره- تو رو یادمه-
توی پارک اسکیت تماشات میکردم
دیدم که یه بار توی ساحل گلدن
از همه ی چله ها رد شدی فوق العاده بود
بهت کمک میکنیم، باشه؟
دووم بیار، به زودی باز اسکیت بازی میکنی
هی، هی، «کوپر» با من بمون، هی
هی، «کوپر» با من بمون، هی
با من بمون رفیق «کوپر»
20دیوید، توی محفظه ی پشتی هستیم اثری ازشون نیست
چجوری از دستمون در رفتن؟
«هاندو؟» اینجا راه داشتن
وصل میشه به ساختمون بغلی
ناپدید شدن
حتما قبل از اینکه برسیم رفتن
افسرای گشت ممکنه برسن بیمارستان
No comments yet. Be the first to leave one.