American Dad!

American Dad!

Download Farsi Persian Subtitle

Season 22

Release info

American Dad S22E03 Powering Through 720p HDTV AAC2 0 x264-Slurpuff
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 22 قسمت 3 American Dad! 2005 زیرنویس فارسی سریال

Tags

hdtv
Published on: 2026-03-15
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

این چه وضعیه؟ پسره و زنه کجان؟

استیو مریضه

می‌خوام تمام بغل‌هام رو بدم به «اسناگل‌پاس»

تا کل روز پیشت باشن

اومممممم

حالا بیا قشنگ پتو رو دورت بپیچم

هر دو: تپ تپ تپ تپ تپ تپ تپ

به حق جد و آباد «جیزز جونز»، اینجا چه خبره؟

یه سرماخوردگی بدجوری خوردم

و خودت می‌دونی که وقتی استیو مریضه تنها زمانیه که

واسه‌ش مادری می‌کنم، واسه همین سنگ تموم می‌ذارم

مامانی، می‌شه یه دونه دیگه نوشابه زنجبیلی بخورم؟

آله که می‌شه، پسر کوچولوی موچولوی من می‌تونه یه دونه دیگه بخوله

باورم نمی‌شه واسه یه سرماخوردگی ساده مدرسه نرفتی

می‌دونی من وقتی مریض می‌شم چیکار می‌کنم؟

با قـ... با قدرت ادامه می‌دم

هر مریضی‌ای که بگی؛ بوتولیسم، بیماری لژیونر

تبخال... همه‌شون رو با قدرت پشت سر گذاشتم

وایسا، تو تبخال داری؟

معلومه، یکم عصاره سرخارگل می‌خورم

یه جعبه کامل قرص سرماخوردگیِ ضد خواب‌آلودگی

هر کاری لازمه بکن ولی هیچ‌وقت زانو نزن

چون این کار باعث می‌شه بشی... و خودت می‌دونی من از این کلمه خوشم نمیاد

استیو... یه «سرما-کاک»

خب همه مریض می‌شن و بعضی وقتا مجبورن خونه بمونن

من نه. تو عمرم یه روز هم مرخصی استعلاجی نگرفتم

تو سی‌آی‌اِی از این سوسول‌بازیا نداریم

اونجا بدون من از هم می‌پاشه

و ببینید شما «سرما-کاک»ها چقدر منو دیر کردید

هی

جف، یه کار دیگه که فرانسین هر روز صبح انجام می‌ده

و خیلیا متوجه‌ش نمی‌شن

اینه که دکمه در پارکینگ رو برام می‌زنه

بعد از اینکه از در خونه می‌رم بیرون

مگه ریموتش تو خونه‌ست؟ حتماً هست دیگه

خب، همین‌جوری می‌خوای اونجا وایسی و با اون لباس به طرز عجیبی جذاب به نظر بیای

یا قراره کمکم کنی دنبالش بگردم؟

استن، می‌تونستی بذاری اون حرکت لگد زدن به کلید رو بزنم

بخاطر این مسخره‌بازی یه جلسه صبحانه رو از دست دادم

حالا نشونت می‌دم «سرما-کاک» کیه

عطسه

حالا ببینم چطوری با قدرت از این رد می‌شی؟

بد نبود. ولی می‌تونی این کار رو بکنی؟

آااااا

این، اه

واقعاً عالیه راجر

من... فعلاً می‌بینمت

اشتیو، برگرد

من گیر کلدم

حسابی سرت شلوغه ها

هی، وقت کارهای سنگینه جکسون. همه باید پای کار باشن

هی استن، می‌تونی کاغذ گیر کرده تو دستگاه کپی رو برام دربیاری؟

من متخصص کاغذِ گیر کرده‌ام

ارغ

آه، خب، یه راز کثیف درباره کاغذ گیر کرده هست

اونم اینه که هیچ‌وقت درست نمی‌شه مگر اینکه یه دستگاه جدید بخری

یه چیزی تو این ساندویچ هست

که طعمش عالیه

فرانسین، عزیزم

باز هم گل کاشتی

چرا این‌قدر خوشحالی؟

نشنیدم سوزاک یا یه همچین چیزی گرفته بودی؟

یه سرماخوردگی

اونم نه برای مدت طولانی

چون رسماً دارم «لوی فُلم» میام

اون دیگه چه سمی بود؟ جانی کارسون

فکر کنم ادای ضربه گلف رو درآورد

به هر حال یه جا دیده بودم بهش اشاره کردن

این صبح قشنگ چه حسی داری بابا؟

انگار اون سرماخوردگیِ تو رو گرفتم استیو

اوووووه نههههه، خیلی متأشفم

پس فکر کنم باید بشینی خونه و استراحت کنی، نه؟

هه! دقیقاً برعکس

ممکنه تا دیر وقت کار کنم و بعدش هم برم دنبال کارام

شاید یه سری هم به ساحل بدنسازها بزنم و ورزش کنم

درسته. وقتشه

که با قدرت ادامه بدم

ای بابا، استن، نباید بری خونه استراحت کنی؟

و شماها رو تو این هیر و ویر تنها بذارم؟

اونم وقتی این‌قدر کار ریخته سرمون؟

حالت خوبه استن؟ دارم با قدرت ادامه می‌دم

همگی: استن! استن! استن! استن

کمک نمی‌خوام! هیچ کمکی نمی‌خوام! گمشو اونور داداش

هنوز حالم اون‌قدرها خوب نشده

تب سی و نه و نیم

استن، خواهش می‌کنم، امروز واقعاً باید خونه بمونی

اومم، آره ولی از طرفی

این باعث نمی‌شه که اون یه «سرما-کاک» بشه؟

استیو! نه فرانسین، حق با پسرمه که مسخره‌م می‌کنه

نباید مهم‌ترین چیز رو از یاد ببرم

اهمیتِ با قدرت ادامه دادن

ولی واسه این یکی به چیزی قوی‌تر از ویتامین سی نیاز دارم

و فکر کنم می‌دونم باید با کی حرف بزنم

کی؟

اررررغ

برو... اون... تو

وایتزمن! دکتر دابز. چه خبری داداش؟

گوش کن، اه، باید دهن این سرماخوردگی رو سرویس کنم

چرا فقط نمی‌ری خونه استراحت کنی؟

شتر در خواب بیند پنبه‌دانه

طبقه بالا خیلی به من احتیاج دارن

اوج ترافیک کاریه. ولی حتماً یه چیزی داری

یه مدل تقویت‌کننده سیستم ایمنیِ فوق‌سری

یا یه همچین چیزی این دور و بر هست، نه؟

خب، آره

ولی دارم روی یه سری پاتوژن‌های فوق‌العاده خطرناک

و آزمایشی هم کار می‌کنم

واقعاً باید یکی از این ماسک‌ها بزنی

اوه، از این پوشک‌های زیر چانه؟

نه ممنون. با جماعت روشنفکر بگردی بدبخت می‌شی

چطوره فقط اون تقویت‌کننده ایمنی رو رد کنی بیاد

اوه! وای خدا

شاید بهتر باشه دو تا بزنی

امروز حالت بهتره عزیزم؟

اوه

شاید بازاریاب تلفنی باشه

یه بازاریاب تلفنیِ زیبا

هر چی بفروشی من می‌خرم

وایتزمن! چه بلایی سر شوهرم آوردی؟

الان عملاً تو بستر مرگه

درست بعد از اینکه تو مخفیگاهت دیدتت

این یه آزمایشگاهه

نه مخفیگاه. حالا هر چی

گفت که یه جور ابر‌داروی آزمایشی بهش دادی

دادم، ولی ظاهراً اون‌قدر قوی نبود که ازش محافظت کنه

در برابر ابر‌ویروس‌های آزمایشی‌ای

که تو مخفیگاه من در معرضشون قرار گرفت

اوه عالی شد، حالا منم افتادم به گفتن اون کلمه

ابر‌ویروس؟! حالا نگران نباش

تا الان هیچ‌کدوم از بیماری‌هایی که ساختم

قابلیت انتقال از شخص به شخص رو نداشتن

که این باعث شرمساری منه

پس استن چی؟

پیش‌بینیت چیه؟

متأسفانه باید بگم که

من اون کلمه رو بلد نیستم

ولی استن باید منتظر پوکی استخوان

انگل، بی‌اختیاری و ضعفی در حد یه نوزاد باشه

پس شاید بهتر باشه یکم به خودش استراحت بده

استن، عزیزم. تو خیلی خیلی مریضی

به «بالاک» زنگ می‌نم و می‌گم که نمیای سر کار

نه. آهنگ رو پخش کن

لعنتی باید از اینجا بزنم بیرون

هی، زدی تو خال

ای بابا، استن

مطمئنی نباید تو خونه استراحت کنی؟

نباید... تیم رو ناامید کنم

باید... با قدرت ادامه بدم

اوه اوه

سه تا امدادگر

و یه تکنسین ارشد دستگاه کپی اومدن

تا بابات رو از تو اون دستگاه کپی بکشن بیرون

و این یه جورایی تقصیر منه؟ بله

می‌دونم عمداً کاری کردی بابات مریض بشه

خب، حقش بود، مگه نه؟

با اون چرندیاتِ احمقانه و مردونه‌ش درباره «با قدرت ادامه دادن»

گوش کن! الان تنها چیزی که باید

نگرانش باشی اینه که مطمئن شی بابات

هر کاری لازمه برای خوب شدنش انجام می‌ده

وگرنه خودت به دکتر نیاز پیدا می‌کنی، حالیته؟

ولی... من پسر کوچولوی موچولوتما، یادت رفت؟

اون فقط واسه وقتیه که تو مریضی

پس یا برو سرما بخور یا برو به جهنم

همممم

همممم

استن، می‌خوام یه لیست از چهار تا عدد رو بگم

و بعد از اینکه تموم شد، می‌خوام اونا رو برام تکرار کنی

۱۰ ۱۶، ۵، ۳۷،

همممم

به نظر می‌رسه پدرت یه بیماری کاملاً جدید گرفته

که تا حالا تو علم پزشکی دیده نشده

که یعنی

یه کارت هدیه از بستنی‌فروشی «منچیز» برنده می‌شه

تبریک می‌گم. خب حالا قراره چه بلایی سرش بیاد؟

از یه طرف، خب، تا حالا چیزی درباره «مردن» شنیدی؟

بله

ممکنه پدرت دچار فجیع‌ترین

و زجرآورترین مرگِ قابل‌تصور بشه

ولی از طرف دیگه

ممکنه یه اتفاق واقعاً بد بیفته

استن ممکنه در نهایت یکم از

قدرت و شادابیش رو به دست بیاره

ولی کاملاً عقلش رو از دست بده

اون تمام درکش رو از اینکه کی هست و حتی انسان بودنش از دست می‌ده

و به یه ماشین کشتارِ وحشی، خونخوار و مجنون تبدیل می‌شه

وای خدای من! چیکار می‌تونیم بکنیم؟

هیچی

جز استراحت

اگه فقط تو تخت بمونه و استراحت کنه

بعد از چند روز شاید بهتر بشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left