The first 200 lines.
تقریبا سه ماهی
از کشف جسد اولین قربانی توسط پلیس میگذشت
که شانس بزرگی به مجریان قانون رو کرد
اونها متوجه شدن که قاتل از دستگیره در برای ضربه زدن به سر مقتول استفاده کرده
انگار که میخواسته پلیس رو به چالش بکشه تا ببینه میتونن آلت قتالهای
که درست جلوی چشمشون بوده رو پیدا کنن یا نه
وقتی درباره این مسئله از پلیس سوال پرسیده شد، اونها گفتن
تا به حال نشده که مجرمی ...اینطور پلیس رو دست بندازه و
قهوهتون مزه گه میده فکر کنم شیری چیزیش خراب بوده
پولم رو میخوام
گم شو بابا
قهوهای که بهم دادین و خوردم مزه کون یه میمون بوگندو میداد
یهکم پیش ازتون خریدمش
کص نگو بابا کِی اینجا بودی
یعنی میگی اینجا نبودم؟ دروغ میگم؟
میگم نمیشناسمت مادرجنده - ولی من میشناسمت لوئیس -
از مغازهم گمشو بیرون - تا پولم رو ندی نمیرم -
گمشو بیرون - راحت باش. دوست داری -
اصلا برو فیلم دوربینهای مدار بسته رو چک کن
میزنم له و لوردهت میکنم ها
هیچ گهی نمیتونی بخوری
جرات داری بیا جلو - برو فیلمش رو چک کن -
یالا. بیا جلو حرومزاده. دوربین مداربستهم کجا بود - میگم برو فیلمش رو نگاه کن -
آهان پس دوربین ندارین
خوشت اومد؟ آره؟
« اتاق کشتار »
اینقدر تقلا نکن
تابلوی تاثیرگذاریه، مگه نه؟
با نقاشش آشنایی دارین؟ - اوه، بله. گریس فوقالعادهست -
فکر میکنم این اثر جدیدش به نحو جالبی نسبت به آثار قبلیش تکامل پیدا کرده
درست میگم؟ - کاملا -
حالا دوست دارین این رو ...به مجموعهتون اضافه کنید یا
نه شرمنده. در حال حاضر فقط به آثار هنری انافتی علاقهمندم
چه جالب. شب خوبی داشته باشین
« تنـظيـم زيـرنـویـس از: « آرِن زُهرابـی :. Aren Zohrabi .:
نمیخوای بیای بیرون؟ سعی کنی نقاشیای چیزی بفروشی؟
فکر میکردم مراسم افتتاحیه جای همین کاره
آدم بزرگها بهش میگن شبکهسازی و تعامل با دیگران
ولی کسی پا نمیشه بیاد ...تو اینجور مراسمها مگه
خداجونم
.چته؟ خیالات برت نداره آدراله
به کاهش استرس و اضطراب کمک میکنه
فکر خاصی نکردم به خدا
یکی دیگه از دوستهام که توی یه گالری دیگه کارآموزه
میگه معمولا توی مهمونیهای آخرشب مواد میزنن، نه تو افتتاحیه
میخوای چیزی بفروشی یا نه؟ پس برو بیرون و سعیت رو بکن
هرچی فروختی 50 درصدش مال خودت - جدی؟ -
ریاضیاتم خوب نیست ولی تا جایی که میدونم، نصف صفر، میشه صفر
گریس کیری
درواقع یه جور سبک امیدوارانهست
...برای همین یه جور مجموعه تمبر
و... تمبرهای مخصوص خودم رو ساختم... و حکاکیشون کردم
فقط یه مشت آدم دوزاری و لااُبالی و یه سری از دوستهامون اومدن
سلام پاتریس - تبریک میگم گریس -
کلکسیونری هم قراره بیاد؟
آره. با کلکسیونرهای معروف زیادی مکاتبه کردم
و خیلیهاشون ابراز علاقه کردن - چیزی هم فروختی؟ -
نه هنوز
مطبوعات چی؟ کسی اومده؟ - ...فیگر 40. میدونی که خیلی -
اون که یه وبلاگه. منظورم رسانه و مطبوعات واقعی بود
ما با افراد خیلی جالبی صحبت کردیم - ما یعنی کیها؟ -
من و لزلی - سلام گریس. نمایشگاه فوقالعادهایه -
لزلی فقط یه کارآموز سادهست. بهت برنخورهها
ولی آنیکا لاند یه مامور مخصوص ارتباط با مطبوعات تو گالریش داره
اگه ما هم بتونیم کل آثارت رو بفروشیم
من هم میتونم یکی رو واسه این کار استخدام کنم و ماهی 10هزارتا بهش بدم
یه نویسنده هم تو نیویورک تایمز داره کیمونو، که واسهشون نقد مثبت مینویسه
فرن اومد - عاشق کارهاته -
شنیدم یکی از کارهاش رو به موسسه مورهاوس فروختی. که از اون خفنهاست
راستش خودشون از قبل باهم آشنایی داشتن
...و من - خب نمیتونستی یکی از کارهای من رو بهشون پیشنهاد کنی؟ -
تبریک میگم
همه چی عالی شده - لطف کردی اومدی -
میدونم که عملا این مدت تو استودیو نقاشیت زندگی میکردی
نمایشگاه بعدیت کِیه؟ - به زودی، اشکالی نداره که یه سر بیام استودیو -
و روند پیشرفت کارها رو ببینم؟ - ...آره راستش یه مسئلهای هست که میخواستم -
همین الان داشتم از پاتریس میپرسیدم که چرا
هیچکدوم از کارهای من رو به موسسه مورهاوس پیشنهاد نکرده
شراب میخورین بیارم؟
!کص نگو سه امتیاز بود بابا، نه سه و نیم
آخر با این کارهات من رو میکشی دزد کثیف
.مراقب سلامتیت باش بعدا هم میتونی خودت رو بکشی
مادرجنده
قهوهتون مزه گه میده فکر کنم شیری چیزیش خراب بوده
گول این حقههای کثیفت رو نمیخورم حرومزاده
حالت چطوره عزیز؟
عالی
اینها چه مرگشون بود؟
اون لاشیها رو میگی؟
با این سروریخت تخمیشون با توپ پر کوبیدن تا اینجا اومدن
چون مینهسوتا شرط پوینت اسپردشون رو پوشش نداده
دوست ندارم توهینهای کلیشهای رو درموردشون به کار ببرم ها
ولی مادرجندهها خیلی کِنس بودن
تنها چیزی که از صحبتهاتون متوجه شدم کلمه دزد بود
آنتون و آدری عاشق اغذیهفروشی شدن
پاکسازی راهرو شماره 6
جلوی کلی از مشکلاتمون در آینده رو میگیره
ما یه تیمیم، درسته؟
من، تو، آندره و آنتون - آره -
و حالا، یه مشکل مالی برامون به وجود اومده
اون یارو لایل و اون مزدور عجیب و غریب ایرلندیش
که کثافتکاریهاش رو براش ردیف میکنه رو میشناسی؟
همونی که وقتی میاد تو هم کتش رو درنمیاره
حتی اگه شونصد بار بهش بگی
ناموسا با اون کته گرمت نیست؟ - گوردون -
آره
دیگه تو کار نیستن
افتادن زندان
بهخاطر مالیات. مثل آل کاپون
باید یه راه جدید واسه مدیریت پولها پیدا کنیم
بده ببینمش
چرا نفرستادیش؟ این رو که هفته پیش فروختیم
فیلیپ نامه زده
گفته نظرش عوض شده
نظرش عوض شده؟
صورتحسابش رو براش فرستادم
میگه زنش گفته زیادی توش رنگ به کار رفته یه همچین چیزی
از کِی تا حالا مردها به حرف زنهاشون گوش میکنن؟
بهت که گفتم دیگه جواب نامهها رو نده
فقط نامههای کلکسیونرها یا اعلامیههای لغو
برای اینکه بتونی یه کسب و کار موفق داشته باشی باید بتونی اولویتبندی مالی انجام بدی
اینها نامههای امروزه
داری مال هفته پیش رو نگاه میکنی
یادته؟ اولویتهای مالیت رو به ترتیب زمانی دستهبندی کردم
دیگه در همین حد از دستم برمیاد
مراسم خیریه موسسه اسکالپچر
مطمئنا کلکسیونرهای زیادی میان
و اگه بخوام بغل دست یکیشون بشینم
باید حداقل یه ده هزارتایی بهشون کمک کنم
دعوتنامههای آنیکا واقعا قشنگن
بابا همینطوری گفتم
من هم بلدم فقط خواستم تو هزینههام صرفهجویی کنم
بهنظرت واسه مراسم میره؟
شوخیت گرفته؟
احتمالا رو پای یکی از کلکسیونرها میشینه
اگه فقط نوشیدنی بخوری و نخوای پول شام بدی میتونی با پرداخت مبالغ کمتر هم بری
که با بقیه بدبخت بیچارهها کنار دستگاه یخ وایسم
و آدمهای بانفوذ و پولدارهایی که میرن شام بخورن رو تماشا کنم؟
نه مرسی
کیر توش
حرف طلبکار شد، یکیشون اومد
جاعله؟
ساقی
ساقی مواد مخدر
پس فکر کردی آدرالم رو از کجا میارم؟
پس روانپزشکت؟
چند ساله دیگه برام تجویز نمیکنه
سلام نیت
به سلام
خوبی؟
خیلی باحالن
اینها هم کار همون یاروئه که اون تابلوها رو به کمک ماژیک جادویی کشیده بود؟
نقاششون یه زنه
پس نه، کار یه هنرمند دیگهست
ولی میفهمم چرا اینطور فکر کردی
سبک کاری یه سری هنرمندها بهم نزدیکه
که اینطور
همه متوجه این نکته نمیشن
تکنیکهای مشابه و اینها
چی بگم
سلیقه خوبی داری
قیمتش چقدره؟
پنج
البته بدون قابش
پنج...؟
هزارتا
عجب
فروختینش؟
نه هنوز
تو که آدم مایهدار زیاد میشناسی
نظرت چیه روونهشون کنی سمت من
من هم در ازای هر فروشی یه درصدی بهت بدم؟
ای بابا
تنها مشتری باکلاسی که میشناسم خودتی
ببین، میدونی که دوست دارم درباره کسب و کارت صحبت کنیم
...ولی اومدم که در مورد مسئله خودمون حرف بزنیم
میدونی دیگه
آره
میدونم از سری پیش هم بهت بدهکارم
درسته الان نقد ندارم
ولی فکر کنم یه چیزی دارم که خوشت بیاد
ببین بهنظرم خیلی جذاب و سکسیای
از زنهای مسنتر از خودم هم خوشم میاد
اما به دوست دخترم قول دادم دست از پا خطا نکنم - منظورم اون نبود -
« مترجمان: عاطفه بدوی و سینا اعظمیان » ::. AtefehBadavi & Sina_z .::
ممنون
پاتریس
سلام آنیکا - برای آنیکا -
دعوتنامهم به دستت رسید؟
هنوز وقت نکردم نامههام رو نگاه بندازم
خوشحال میشم واسه نمایشگاه جدیدم بیای ...قبل از اینکه
برم برلین که به یکی از استودیوهای نقاشی سر بزنم
درک میکنم، خودم هم تازه رفته بودم استودیو یکی از هنرمندهام
فرن دیویس؟
آره
عاشق کارهاشم
واقعا نابغهست
تو هم رفته بودی از استودیو فرن بازدید کنی؟
نه
نه وقتی رفته بودم
No comments yet. Be the first to leave one.