Cross

Cross

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Cross 2024 S02E03 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-19
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫آنچه در «کراس» گذشت...

‫بالاخره اسم واقعی ‫ دو انگشتی رو پیدا کردم.

‫لینکلن استبان.

‫در مورد استبان چی میشه گفت که برای خودش ‫یه الهه شخصی مؤنث ساخته؟

‫من دختر گابریلا آلخاندرا پوراسم ‫و اینجام تا انتقام مرگش رو بگیرم.

‫دارم سعی میکنم بفهمم چرا مادربزرگ ‫در مورد مرگ مادرم دروغ گفته.

‫شاید فکر میکرده اگه ندونی ‫برات بهتره

‫- تو میدونستی؟ ‫- از... از وقتی بچه بودیم.

‫حالا، با کمال میل افتخار این رو دارم که ‫پاول هارتسفیلد رو بهتون معرفی کنم...

‫معاون سابق دستیار وزیر ‫توی وزارت کار.

‫مارگارت. نه، نه!

‫مستر مایند میخواد ‫رد پاها رو پاک کنه...

‫- و من تنهایی نمیتونم. ‫- توی این یکی دست ‌تنهایی.

‫- نیروی کمکی در کار نیست. ‫- چیکار میتونم بکنم؟

‫- بذار کنارت باشم. ‫- یه نفر دیگه هست که فکر میکنم...

‫میتونه توی این کار کمک کنه.

‫چی انقدر تو رو به هم ریخته که ‫حاضری هیولا رو آزاد کنی؟

‫- مگه اهمیتی داره؟ ‫- نه.

‫آزمایشگاه اف ‌بی ‌آی داره ‫روی اسناد سوخته کار میکنه.

‫اسکن‌ ها فهرستی از تاریخ ‌ها ‫و اعداد رو نشون دادن.

‫این اعداد ده‌ رقمی، ‫حتماً باید مختصات باشن.

‫هارلینجن، تگزاس.

‫باید بریم تگزاس.

‫برو عزیزم.

‫الکس، این جانه.

‫جان، با الکس آشنا شو.

‫فکر میکردم قرارمون توی فرودگاهه.

‫اول باید حرف بزنیم.

‫نه، تو لازم داری حرف بزنی.

‫من مجبور نیستم که گوش بدم.

‫اون... اون یه بار به ‫دیدن مادربزرگ اومد

‫وقتی بچه بودیم.

‫دیدیش؟

‫نه. نه، مـ.... من روی پله‌ ها بودم.

‫صداش رو شنیدم، ‫ولی هیچ وقت صورتش رو ندیدم.

‫چرا اومده بود خونه؟

‫برای پول.

‫مادربزرگ میخواست تو رو ‫به فرزندی قبول کنه، جان.

‫دادگاه گفت لادونا باید از ‫حقوق والدینش بگذره

‫منطقی نبود چون اون ‫صلاحیت مادر بودن نداشت...

‫ولی نمیذاشتن کسی تو رو به فرزندی قبول کنه ‫مگه اینکه اون از حقش میگذشت.

‫برای همین مجبور شدی ‫تمام اون سال ‌ها رو توی پرورشگاه بمونی.

‫مادربزرگ هیچ وقت چیزی در مورد اینکه ‫میخواد من رو به فرزندی قبول کنه نگفته بود.

‫خب، نمیخواست الکی امیدوار بشی، ‫چون ممکن بود نشه.

‫جان، مادربزرگ به لادونا پنج هزار دلار ‫پیشنهاد داد تا از حقش بگذره.

‫این بیشتر از کل دارایی‌ ما بود.

‫لادونا هم پول رو گرفت، ‫ولی بعدش هیچ غلطی نکرد.

‫الان تقریباً ۳۰ سال گذشته، الکس.

‫میدونم.

‫هیچ وقت فکر نکردی که ‫باید چیزی به من بگی؟

‫متأسفم پسر.

‫واقعاً متأسفم. ‫ولی مادربزرگ فکر میکرد...

‫اگه بدونی ماجرا چی بوده، ‫آسیب می‌بینی.

‫مـ.... منم فکر کردم حق با اونه.

‫فکر کردی نمیتونم تحملش کنم؟

‫لعنتی، خود منم به زور تحملش کردم.

‫و هر چی بیشتر بهت نمیگفتم، ‫سخت ‌تر میشد.

‫ولی، هی، تو بهم ‌میگفتی، جان؟

‫حتی اگه میدونستی داغونم میکنه؟

‫میگفتم.

‫چون همونجا کنارت بودم تا‫ تیکه‌ هات رو جمع کنم و دوباره سرِ پات کنم

‫ولی بیخیال. بیا بریم تگزاس.

« کراس » « فصل دوم : قسمت سوم »

‫شش ساعت گذشته.

‫شاید منفجر کردن مخفیگاه استبان اون رو ترسونده، ‫برای همین تصمیم گرفته عملیات رو لغو کنه

‫اون میاد.

‫اون همه‌ چی رو رمزی نوشته.

‫دلیلی نداره فکر کنه ‫ما رمزش رو شکستیم.

‫- آره. ‫- آره.

‫بازم به اِل پیام دادی؟

‫دوباره خبریه؟

‫اوم...

‫یه لحظه فکر کردم آره.

‫اشتباه میکردم.

‫اون توی خونه‌ توئه، مگه نه؟

‫داره از بچه‌ هات مراقبت میکنه.

‫این یه وضعیت موقتیه.

‫آره، حتماً.

‫دارم سعی میکنم نخندم. ‫ببخشید.

‫نکن... تمومش کن.

‫- چی؟ بگو. نه بابا. ‫- ببخشید.

‫تو همونی بودی که سال ‌ها داشتی ‫زندگی عاطفی من رو مسخره میکردی.

‫خب، اگه علائم اختلال شخصیت اجتنابی ‫بهت میخوره

‫اوه، بیخیال. اگه من مرد بودم، هیچکس بابت اینکه ‫کارم رو اولویت قرار دادم، هیچ زری نمیزد

‫اوه، نمیتونی هر دو رو ‫داشته باشی؟

‫- کار و عشق؟ ‫- آره.

‫آره، تا وقتی که نفر بعدی اتفاقی چشمش بخوره به، ‫میدونی، یه دسته عکس از صحنه جرم یا...

‫اوه، نمیدونم، قشقرق به پا کنه چون وقتی توی کمینم به اندازه کافی سریع جواب پیامش رو نمیدم

‫آدم‌ هایی هستن که درک میکنن.

‫آره، یکی بود.

‫- اوه. ‫- و تو باهاش ازدواج کردی.

‫همینطوره.

‫آره.

‫میدونی، ‫منم میخواستم مخش رو بزنم

‫فقط زیادی از کیر خوشم میاد.

.وای

‫تو آدم افتضاحی هستی. فقط...

‫میدونم، میدونم.

‫لعنتی.

‫خیلی خب.

‫- طبیعت صدام میزنه. ‫- هوم.

‫منظورت طبیعته یا کیر؟

‫فرار نکن.

‫هی، تو جان، ‫هنوز اونجا بیداری؟

‫آره، تازه فهمیدم که کلانتر تدی ‫توی آرکانزاس بزرگ شده.

‫اون اینجا نشسته و سعی داره ‫بهم بگه نولان ریچاردسون...

‫مربی دانشگاه بهتری ‫نسبت به جان تامپسونه.

‫ببخشید، چی؟

‫چی؟ هی، یوئینگ،

‫آیورسن، مورنینگ، موتومبو

‫فقط مربی تامپسون، شک نکن.

‫باید دلیل محکم‌ تری بیاری، رفیق.

‫تا حالا اصطلاح ۴۰ دقیقه جهنم ‫رو شنیدی؟

‫- اوه، باز شروع کرد. ‫- ختم کلام.

‫هی پسر، اونا دورانی داشتن.

‫جورج‌ تاون برای خودش ابهتی داشت، ‫باشه؟

‫ختم کلام.

‫هی، جان، ‫از امنیت داخلی خبر گرفتی؟

‫لارسن پشت مینی ‌مارکت مستقر شده.

‫چیزی ندیده.

‫تدی، فکر کنم امروز دیگه ‫بی فایده‌ست

‫نظرت چیه کار رو تعطیل کنیم؟

‫مشکل لارسن چیه؟

‫امنیت داخلی، ‫همیشه دنبال اینن که زود جیم بشن

‫خرجش با اف ‌بی‌ آیه، ‫تصمیم هم با اف‌ بی ‌آیه.

‫مدلین، دست هات مثل مریم مقدس ‫شفا بخشه

‫همچین مراقبتی واقعاً مرده رو ‫زنده میکنه

‫من اینجام.

‫ابراهیم رو پیدا کردی؟

‫میدونم تحت فشاری، ‫ولی بهتره حواست به لحنت باشه.

‫بعد از ظهر بخیر، بابی تری.

‫امیدوارم روز فوق‌ العاده‌ ای ‫داشته باشی

‫حالا میشه لطفاً جواب اون سوال لعنتی رو بدی ‫ ابراهیم رو پیدا کردی؟

‫نزدیکم.

‫چقدر نزدیکی... هه؟ اوه.

‫مرتیکه‌ عوضی.

‫همه‌ اونا عوضی ‌ان، عزیزم.

‫شماها دارید این رو می‌بینید؟

‫اون یارویی که همین الان پرید ‫توی کامیون تره ‌بار راننده‌ اصلی نیست.

‫راننده‌ ها توی مسیر های طولانی ‫همیشه جاشون رو با هم عوض میکنن.

‫بدون اینکه با هم حرف بزنن؟ ‫یه جای کار میلنگه.

‫منم در جوابِ یه جای کار میلنگه تو، ‫یه مظنون احتمالی رو معرفی میکنم.

‫هودی نارنجی، شلوار چریکی، ‫ضلع جنوب غربی محوطه.

‫شبیه استبانه؟

‫آره، خودشه.

‫چی دستشه؟

‫- حواسم بهش هست. ‫- خیلی خب، وایسا.

‫نمیخوام بترسونمش.

‫دارم میرم سمتش.

‫امنیت داخلی! اسلحه رو بنداز!

‫شلیک نکن، شلیک نکن! ‫تیراندازی نکن!

‫عقب بکش، لارسن!

‫دوربینه! فقط یه دوربینه!

‫عقب بکش!

‫به نظرت اون شبیه چیه؟

‫- شبیه یه گلاک لعنتی بود! ‫- دوربین بود! یه دوربین لعنتی!

‫- لارسن، خودت رو جمع و جور کن! ‫- ولم کن مرد، باید بهشون کمک کنم!

‫- به کی کمک کنی؟ ‫- به اونا!

‫برو، برو، برو!

‫کدوم احمقی داره بهمون ‫شلیک میکنه؟

‫یکی داره با کامیون ور میره!

‫از محموله دورشون کنید!

‫- جان، چیزی می‌بینی؟ ‫- نه، هنوز نه.

‫ولی تا یک دقیقه دیگه اونجاییم. ‫طاقت بیارید.

‫آره. آره، یک دقیقه دیگه میرسیم.

‫کی توی کامیونه؟

‫چند تا بچه اون تو هستن.

‫زود باش، زود باش، ‫از اینجا ببرشون بیرون!

‫یالا بریم!

‫زود باش.

‫حرکت کنید، حرکت کنید. ‫یالا بریم.

‫تکون نخور، همونجا بمون. ‫سرت رو بیار پایین. تکون نخور، تکون نخور.

‫زود باش، بلند شو. باید بریم.

‫اوه، لعنتی!

‫الکس، خوبی؟

‫- چند نفر روی کامیون هستن. ‫- باید بهشون کمک کنی!

‫باید از بچه ‌ها محافظت کنی.

‫تو... جان، وضعیتت چطوره؟

‫دارم سریع به سمت‌تون میام.

‫باید برسیم به کامیون محصولات. ‫چند تا بچه اون تو هستن.

‫تمام واحدهای محدوده خوراک و بذر باک ‫توی مایل ۵۲

‫افسر درخواست پشتیبانی فوری ‫به سمت غرب داره.

‫درخواست پشتیبانی هوایی ‫و اورژانس پزشکی.

‫در صورت شلیک به شما،

‫تیراندازی نکنید. تکرار میکنم،

‫تیراندازی نکنید.

‫کامیون داره محموله انسانی حمل میکنه.

‫اوه، لعنتی.

‫- خوبی؟ ‫- همه خوبن؟ تو خوبی؟

‫بیا، خوبه، بیا.

‫تیرانداز! اسلحه!

‫آروم، آروم،

‫- آروم، آروم، آروم! ‫- امروز با من میمیره...

‫- اگه نذاری برم! ‫- مشکلی نیست.

‫هر چی بخوای میتونی داشته باشی. ‫فقط پسر بچه رو بهم بده.

‫جان، خوبی؟

‫بله قربان. خوبم.

‫همه خوبن.

‫امروز همه زنده میمونن.

More Farsi Persian subtitles for Cross

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left