The first 200 lines.
این برنامه حاوی الفاظ رکیک است.
همه ما الکس رو میشناختیم. همه دوستش داشتن.
یا خدا!
دره. دو دقیقه.
همین الان شنیدیم الکس گالبرایت با شلیک گلوله کشته شده.
احتمالش خیلی زیاده که همسرش نماینده بعدی ما بشه.
همه تو این جزایر بالاخره یه جایی باهاش روبهرو شدن.
دعوا سر حضانت بود.
زن به خاطر اعتیاد به مواد بچههاش رو از دست داد.
لیندا مورتون؟ داشتن راجع به الکس گالبرایت میپرسیدن؟
بهتره اسم منو نبرده باشی.
تو هیچ بخش اون مکالمه.
یه مشکل کوچیک داریم. یه پسر محلی. فریزر کرگان.
داره راجع به قتل گالبرایت تو اینترنت پست میذاره.
یه لوگان کرگان داریم.
تو لیست مجوزهای حمل سلاح ما.
از دست دونا کیلیک عصبانیام. اون خواهرم رو میکشه.
و بعد میتونه بیاد خونه که تو تخت خودش بمیره؟ مامان.
شوهرت پهپاد رو واسه چی استفاده میکنه؟
داشت تو طول ساحل پروازش میداد.
واقعاً باید بری این غواصی رو انجام بدی؟
من یه نقشه B دارم.
خب، این انتخاب خودته ولی پشیمون میشی.
دارن برشون میگردونن بالا.
ایمون. پلیس شتلند میخواد باهات حرف بزنه.
فشار داره کم میشه.
خانم کیلیک؟ من دکتر بدفورد هستم.
پزشک مشاور بیمارستان عمومی لرویک.
ایشون پرستار مگ پتیسون هستن.
خوش برگشتید به شتلند.
خب. ما باید بریم.
خوبی؟
چی سرش اومد؟
مشکلی تو کاهش فشار ایمون پیش اومد.
یا خدا.
اگه اون محفظه منفجر میشد.
خیلی درد میکشید.
کرستی، میدونم سخته، اوم...
باید چند تا سؤال ازت بپرسم.
قبل از اینکه ایمون برای کار بره، حالش چطور بود؟
این بار روحیه خوبی داشت.
قبل از اینکه بره چیزی نگفت؟
گفت که یه نقشه B داره.
میدونی منظورش چی بود؟
هیچ ایدهای ندارم.
میفهمین چی شده؟
هر کاری بتونم میکنم.
همین الان پهلو گرفته.
ایشون کانر مککی هستن. کانر منصوب شده.
از طرف سازمان ایمنی صنعتی برای تحقیق در مورد حادثه.
واضحه که شماها این پرونده رو جلو میبرین.
ولی گالدی یه شاهد بالقوه تو پرونده قتل بود.
پس امیدوارم که، خب، بتونیم با هم کار کنیم.
البته. شما اولین نفری خواهید بود که یافتههای ما رو میبینین.
آره، ببینین،
من واقعاً نمیخوام بشینم و منتظر بمونم که یه گزارش رو بخونم.
من دسترسی به صحنه حادثه رو میخوام.
و همه مدارک رو.
دادستان باید تأییدش کنه. آره. قبلاً تأیید کرده.
باشه.
دادستان تأییدش کرده؟
نه. واسه همینه که باید بهش زنگ بزنی.
بیشتر خدمه رو مرخص کردن.
همه هنوز تو شوک هستن.
یه ضبط از حادثه رو آماده کردم که ببینین.
ساعت ۸:۲۰، ایمون به یه محفظه جدا و خالی منتقل میشه.
۱۸ دقیقه بعد از انتقالش.
یه افت شدید فشار داریم.
نشتی از یه شیر بیرونی.
سعی کردیم از اینجا جداش کنیم ولی جواب نمیداد.
ناظر سیستم حمایتی مسئول غواصها کی بود؟
من. و میک مویر.
میک تو کابینشه. حالش خوب نیست.
میک رو فرستادم بیرون که سعی کنه اون شیر بیرونی رو دستی ببنده ولی...
ولی به موقع نرسید.
چی باعث نشتی شد؟
شیر باید شل شده باشه که باعث نشتی شد.
چرا شل شد؟
نمیدونیم.
ما همه بررسیهای قبل از غواصی رو انجام دادیم و همه چی محکم بود.
شما بررسیها رو انجام دادین؟
میک انجامشون داد.
شل کردن اون چقدر آسونه؟
منظورتون چیه؟
خب، منظورم اینه که.
ممکنه کسی اومده باشه اینجا و اون رو با دست شل کرده باشه؟
خب، آره، ولی چرا باید این کار رو کنن؟
فکر میکنین این عمدی بوده؟
گالدی نزدیکترین چیزی بود که ما به عنوان شاهد داشتیم.
و اون چند دقیقه قبل از اینکه ما قرار بود باهاش صحبت کنیم میمیره.
رسیدن به گالبرایت تو شتلند یه بحثه.
ولی قاتل چطور اومده رو کشتی تا گالدی رو بکشه؟
ممکنه بیشتر از یه قاتل باشه؟
هر کی که گالبرایت رو کشته کس دیگه رو وادار کرده گالدی رو بکشه.
یه نفر که تو کشتی کار میکنه.
پس داریم راجع به کسی حرف میزنیم که ارتباطات، پول و منابع داره.
با همه صحبت کنین که به محفظه غواصی دسترسی داشتن.
ولی از میک مویر شروع کنین.
باشه.
آروم و راحت.
ممکنه کمکی از دستت بربیاد؟
دستور داشتم همراهیش کنم تا خونه.
این کارو کردم.
هی!
چه مرگته تو؟
این زن سرطان مرحله چهار داره.
چی در موردش میدونی؟ من میدونم داره میمیره.
و بد نیست یکم باهاش مهربون باشی.
اون دونا کیلیکه.
یه دختر ۱۸ ساله رو کشته، دوست منو.
و بعدش گذاشته یه مرد بیگناه ۲۰ سال بره زندان.
به خاطر جرم اون.
من خیلی دلسوزم.
ولی نه برای اون.
من همه شیرها رو قبل از غواصی چک کردم.
همهشون محکم بودن.
پس چی باعث نشت شد؟ نمیدونم.
این چیزی نیست که اتفاق بیفته.
هیچوقت.
شاید آببندیش خراب شده یا شیرش ایراد پیدا کرده.
یا شاید یکی با دست شلش کرده؟
خب، من نبودم.
لارسون بهتون گفت من بودم؟
چون باید بدونین من و اون با هم میونه خوبی نداریم.
شما و گولدی با هم خوب بودید؟
من با ایمون مشکلی نداشتم.
بقیه خدمه چی؟ کسی باهاش مشکلی داشت؟
نه. نسبتاً محبوب بود.
هیچوقت ندیدیش با کسی دعوا کنه؟
شب قبل از اینکه بره تو محفظه.
شنیدم داره پشت تلفن با یکی جروبحث میکنه.
گفت همسرشه. من هیچوقت باور نکردم.
چرا باورش نکردی؟ نمیدونم.
فقط به نظر نمیرسید داره با همسرش حرف میزنه.
اگه ایمون مشکلی داشت.
با کی حرف میزد؟
اوه، شاید کری مکآندرو.
آشپزه. اون و ایمون با هم صمیمی بودن.
باشه.
کیت. سندیام.
امروز صبح رسید.
فکر کردم شاید بخوای بدونی.
هر وقت تونستی زنگ بزن. باشه؟
ملاقاتت با دونا کیلیک چطور پیش رفت؟
فقط رسوندمش خونهش.
و اون چطور بود؟ حالش خوبه.
یه دکتر و یه پرستار هم دنبالش میدون.
انگار که مثلاً یه سلبریتیه.
باشه.
موفق شدی پهپاد گولدی رو پیدا کنی؟
هنوز نه.
ولی کارشناسای فنی میگن باید دنبال کارت حافظه باشیم.
نه پهپاد.
دادهها تو کارت ذخیره میشن.
و ایمون شاید قبل از دزدیده شدن پهپاد، کارتو درآورده باشه.
باشه. پس با کرستی گولدی صحبت کن و ببین اون میدونه کجاست.
آه، جیمی.
همین الان از افسر رسانهای تو اینورنس تماس داشتن.
اون عکسهای صحنه جرم کیلمویر حسابی سروصدا کرده.
دانی فهمیده کی عکسهای اصلی رو منتشر کرده؟
میگه داره روش کار میکنه.
پس، ظاهراً.
من امروز صبح اجازه ورود به صحنه تصادف رو دادم.
مسئله اینه که یادم نمیاد این کارو کرده باشم.
در واقع، حتی یادم نمیاد کسی درخواستی کرده باشه.
خب، ما سعی کردیم بهت زنگ بزنیم.
آه، خب. حداقل تلاشتو کردی.
من باید سوار اون کشتی میشدم. وقت نداشتیم صبر کنیم.
متأسفم.
کانر مککی میگه شما فکر میکنید گولدی کشته شده.
اگه گولدی شاهد قتل گالبریث بوده.
پس شاید قاتل قبل از اینکه بتونه حرف بزنه، بهش رسیده.
وسط دریای شمال؟
ما داریم روی این نظریه کار میکنیم که.
قاتل کسی رو تو کشتی پیدا کرده تا این کارو انجام بده.
یادم اومد. سندی، حواست به لیندا مورتون باشه.
میخوام بدونم تازگیها کیها دیدنش.
ببخشید، لیندا مورتون؟
شوهر سابق لیندا یکی از موکلای گالبریث بود.
تو یادداشتهای گالبریث.
اون لیندا رو متهم کرده بود به همکاری با قاچاقچیان مواد مخدر.
ببخشید. بیلی.
من جزئیات همه دستگیریهای اخیر مواد مخدر رو میخوام.
قاچاقچیهای مرتبط با باندهای سرزمین اصلی.
اگه گالبریث حق داشت.
پس لیندا با مجرمان خطرناکی سروکار داشته.
گالبریث کشته نشده.
اون ترور شده.
از یه اسلحه غیرقابل ردیابی استفاده کردن.
از گلولههای بدون رد استفاده کردن.
حالا همه اینها به منابع و سازماندهی نیاز داره.
که دقیقاً همون چیزیه که میخوای.
اگه دنبال کشتن یه شاهد تو دریا باشی.
دفعه بعد، منتظر جواب میمونی.
فهمیدم.
لیندا مورتون؟
قبلاً به همکارتون گفتم.
من نمیدونم برای الکس گالبریث چی اتفاق افتاده.
باشه. در مورد ایمون گولدی چی؟
کی؟
No comments yet. Be the first to leave one.