The first 200 lines.
آزادی_ زندگی_ زن#
«کلام آخر»
فیلمی از بینکا ژلیازکووا
.یک، دو، سه امتحان میکنیم
یک، دو، سه دریا هنوز خوابه
یک، دو، سه دریا هنوز خوابه
راس ساعت پنج، تمامی تحرکات در سراسر شهر متوقف میشود
به احترام یاد و خاطرهی .قهرمانانمان پنج دقیقه سکوت میکنیم
قهرمانانی که در راه مبارزه :با فاشیسم جان سپردند
ساوا استویچف
مارا تاسِوا
:توی کتاب مقدس هم نوشته شما با درد فرزندتان را خواهید زایید
زاییدن درد داره، اما زندگی کردن هم دردناکه
!مردن هم همینطور
.دکتر رو خبر میکنم
.نمیخوام
!دیگه جیغ نمیزنم !نه
.صورتی بافتمش .شاید دختر باشه
اگه پسر بود یه مروارید .آبیِ کوچولو میدوزیم بهش
.باید بدون مروارید باهاش سر کنه
!عجب زن لجبازی هستی
.بافتنی رو خراب کرد
.دیگه نمیتونم تحمل کنم ...نمیخوام
.دوست داشته باشی یا نه باید تحمل کنی
.زود باش، دراز بکش
.شاید اینا به کارت بیاد
!هفت تا رنگ
برای تخممرغهای .عید پاک خریدمشون
..همهی دنیا رو براش میکِشم
.تا بتونه تمام دنیا رو شاد و رنگارنگ ببینه
ئه؟
.نوزاد تا چهل روز همه چیز رو وارونه میبینه
!چه بهتر
.درختها رو مثل حباب لامپ آویزون میبینه
.سیبها از درختها میفتن پایین
.پرندهها زیر زمین پرواز میکنن
!ما هم روی کلههامون راه میریم، عین سیرک
!دانشجوئه باید بره پیش رئیس
چیکار داری میکنی؟ - .نگاه میکنم -
.رئیس میخواد ببینتت
این وقت شب؟ برای چی؟ - .نمیدونم -
.بجنب
.کشیش اینجاست - .کشیش نمیخوام -
.دستبندم رو دربیار
.خیلی عجله داری
آخرین خواستهات چیه؟
.میخوام برای بار آخر به دریا نگاه کنم
!مامان
.یِکم سنبلالطیب بهش بدین
پیچ خورده؟
خیلی جالبه! فقط با یه آویزون .شدن چه بلایی سرت اومده
.آروم
حکایت اون بنده خداییه که میخواست خودش رو با شاخهی درخت بید دار بزنه
اما به محض اینکه آویزون شد .شاخه شکست و افتاد تو آب
:بعد با خودش گفت
وای خدای من! به خاطر یه آویزون .شدن مسخره نزدیک بود غرق بشم
...تو هم کم مونده بود اعدام شی
.به خاطر یک عدد امضا
...اما من
.من میدونم تو کی هستی .و هیچ ارزشی هم برای من نداری
.میتونی هر فکری دلت میخواد بکنی
میدونم چی میخوای بگی
هر کلمه، هر حالت صورت
.همهاش رو از برم
.جلوی در هر سلول یه دریچه هست
.اینطوری میتونیم همه چیز رو ببینیم و بشنویم
جلوی در سلول تو حتی .دوتا از این دریچهها هست
...فکر نمیکنی کسانی میون شما هستن که
...بیشتر به فکر خودشون باشن تا به فکر
...خداحافظ، رفقا و
توی بند مردها خیلی خوش نمیگذره
!روشها اونجا خشنتره
کار اگر شبیه بازی نباشه، به دردسرش نمیارزه
بازی مامور اعدام رو بلدی؟
یه نفر یه واژه توی ذهنش انتخاب میکنه، اون یکی باید حرف به حرف اون واژه رو حدس بزنه
من دوتا واژه انتخاب کردم تا اون معلمی که توی سلول شماست حدس بزنه
درطول این مدت، هر شب یکی یکی اعدامتون میکنم
تا زمانی که خودکار رو بذارید توی دستش تا امضا کنه
!سر بالا
خوشم نمیاد کسایی رو .اعدام کنم که سرشون پایینه
...آنکه او را خواهم بوسید - کی؟ -
.یهودای اصخریوطی به نگهبانان گفت
.و مسیح را در باغ جتسیمانی بوسید باغی که مسیح در آنجا به دلیل خیانت یهودا دستگیر شد و جایی که شام آخر را در آن صرف کرد
...جهان شبیه یک باغ جِتسیمانیه
که توی کوچههاش یهواداها !میدَون و داد میزنن: مسیح اونه! اونه
،هر کلمهای که میگیم
.میتونه آخرین کلاممون باشه
.میدونم
...چیزی که نمیدونم اینه که
.کدوم یکیشونه
...نباید گریه کنیم
.با اینکه زنیم
:یه چیزی رو نباید فراموش کنیم .ما محکوم به مرگیم
!بسه
.بیاید بهش فکر نکنیم .مخصوصا تو
!آب
.سنبلالطیب
چیکار داری میکنی؟
.قابله منم، اولین کسیام که میبینه .نمیخوام بترسونمش
!ابن شبِ تمومنشدنی
!توی روز همه چیز آسونتره
.بچه به دنیا میاد و شب سختتر میشه
.هیچ تولدی بد یُمن نیست
!داد بزن، طفلکی .این دردت رو آروم میکنه
!داغه
.چیزی نمونده، یکم دیگه راحت میشی
.لامپ
!نباید خوابت ببره. داد بزن
قیچی، نخ، پارچهی تمیز، آب داغ
.بریم که شروع کنیم
!آماده باش
.نترس
از اونجایی که تو معلمی،میدونی خدا حضرت آدم رو از چندتا چیز آفرید؟
.هشت تا
آفرین. گوشت تنش رو از چی آفرید؟
.از خاک
خونش رو از چی؟
خونش؟
.از آب دریا
استخوانهاش چی؟ - .از سنگ -
چشمهاش چی؟ - .از ابر و ستاره -
روحش رو از چی؟
.از باد و از نَفَس الهی
عقلش چی؟
.از خورشید و شبنم
فکرش چی؟
از شتاب، خنده و اشک فرشتگان
دختر کوچولو !خوشحال و سلامت باشی
.بیا کل دنیا رو سفر کنیم
.سکان کشتی رو محکم بگیر، ناخدا
.دریا طوفانیه
میتونی صدای شکستن امواج رو بشنوی؟
.نزدیک یه جزیرهایم
.از کشتی پیاده نمیشیم
.این جزیره پر آدمخواره
صداشون رو میشنوی؟
بیا از جاده بنفشه بریم .و خودمون رو نجات بدیم
.بیا بریم سیرک
!ببین این یکی چقدر خوشحاله
اینا چوبهی دار نیستن میله و بندِ بندبازیان
تا بندبازای شجاع، تااا بهشت ...روشون تاب بخورن
زود باش، بیا از جاده بنفشه بریم
اون جاده میرسه به اونور دیوارها و حصارها
میتونیم بریم اون طرفِ ...سیمهای خاردار و میلهها
.و برسیم به آسمون و خورشیدِ سبز
.اون بالا، نه دیواری هست نه میلهای
...میتونی با دستت ستارهها رو بگیری
.و لباسی از گل بپوشی
.همهی دنیا مال توئه
.همهمون آخر سر قراره بریم انفرادی
!نگاش کن
!ببین چقدر بامزهس
پسره؟ - .دختره
!چشم بد ازش دور - !بیخیال، یانا -
فقط یه جغجغهی عتیقهِ دیاربکری دارم که بهش کادو بدم دیاربکر: شهری در ترکیه
...توی زندان مردن یه چیزه
...اما توی زندان به دنیا اومدن .بچهی خوششانسی نیست
...برای اون نمیدونم
.اما برای ما که مایهی خوشبختیه
زمان تورکهای عثمانی، پدربزرگم به .ارتش شورشیِ رومانی پیوسته بوده
.چهارسال جنگیده
میگفت وقتی نیروهای شورشی ...احساس میکردن خیلی خون ریختن
بچهای که با خودشون به ...همراه میبردن رو برمیداشتن
...و پیشش به گناهانشون اعتراف میکردن
.تا بخشیده بشن
.بیاید ما هم اعتراف کنیم
مخصوصا که یکی بینمون هست که داره بال بال میزنه بره پیش بازجو اعتراف کنه
Too many stones were cast in our garden. .زیادی به باغ ما سنگ اندازی کردن
.منظورت باغ جتسیمانیه
!تو دیوانهای
.ما هممون همفکریم - .نه، یکیمون یه فکر دیگه میکنه -
که یه فکر دیگه میکنه؟
حالا چی فکر میکنه؟
!انفرادی بیخ گوشتونهها
!ای زن دیوانه
نگاه کن! تازه اینجا رو تمیز کرده !بودیم. ببین چه گندی زده
.یا امشب اینارو پاک میکنی یا میری انفرادی
چشمتون روشن! پسره یا دختر؟
.دختره
میشه دست از سرش برداری؟ - .من و تو تصمیم نمیگیریم -
حرف حساب حالیت نمیشه، نه؟
.تو، برو وایسا جلوی دریچه
تا بتونم از بیرون نگات کنم توی دیدم نیستی
دیگهام نه صدای ورور کردن !بیاد نه آواز خوندن. جیکتون در نیاد
.دوباره شکنجهش میکنن
از بند مردان خبر دادن که .امشب چند نفر رو اعدام میکنن
تا شیش ماه بعد از زایمان .هیچ کاریش نمیتونن بکنن
.این قانونه
آره اگه قبل از زایمان محکوم شده باشه، که هنوز نشده
...بعلاوه، قانون اینجا
.دیشب یکی رو اعدام کردن
.صدای فریادش رو شنیدم
!دیمو
...دیمو پتروف
...ناسکو بوِئِف
...جورجو دیمیتروف
...مارا تاسِوا
...ژِتکا کارامپیلوف
...یانا لاسکووا
.در راه مبارزه با فاشیسم جان باختند
No comments yet. Be the first to leave one.