Resident Alien

Resident Alien

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Resident Alien S03E07 Here Comes My Baby 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by SAHEB2485

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Published on: 2024-03-31
Downloads: 90
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...‏

سلام، بابا.‏

این دختر کوچولوی عزیزمه، آیوا.‏

‏- سلام، عزیزم.‏ ‏- سلام، بابا.‏

می‌دونی، من و مادرت داشتیم بحث می‌کردیم...‏

و احتمالات خیلی جالبی...‏

در مورد «پارک سیتی» وجود داره.‏

امروز مادرم رو دیدم.‏

می‌تونم کمک‌تون کنم؟

خب، چطور پیش رفت؟

دارسی.‏

فکر می‌کنی ربوده شدی؟

آدم از کجا باید مطمئن بشه؟

بعضیا تراشه‌هایی پیدا می‌کنن که فضایی‌ها...‏

ازش به عنوان ردیاب استفاده می‌کنن.‏

چی تو رو این‌جا کشونده؟

اومدم پدرم رو بکشم.‏

تو حتماً شیمی بلدی.‏

این فرمول رو می‌شناسی؟

این یه ترکیب با عنصر بیگانه‌ست.‏

این فرمول ممکنه کلید درک کردن نقشهٔ خاکستری‌ها باشه.‏

چی شده؟

چرا انقدر مرموز شدی؟

تو چرا انقدر کنجکاو شدی؟

تو و لیو عملاً التماسم کردین یه معاون جدید بیارم...‏

ولی الان خبری ازش نیست و حتی جایگزینش هم نکردی؟

نه.‏

اینو تو فیلم‌های انسان‌ها دیدم.‏

عاشق شدم.‏

تو دیگه واسه خاکستری‌ها کار می‌کنی.‏

باید کمک‌مون کنی دی‌ان‌ای بیگانهٔ هری رو پیدا کنیم.‏

وقتی چیزی که می‌خوام رو بیاری سیاره رو ترک می‌کنی...‏

و دیگه هیچ‌وقت هری رو نمی‌بینی.‏

این یکی مرده.‏

حتی اگر از دست برود،‏ تجربهٔ عشق بهتر است.‏

گفتهٔ یه احمقی که امیدوارم خودش هم الان مرده باشه.‏

عشق مثل اینه که با گلوله جنگی بهت شلیک کنن.‏

هیجان انگیزه، غیر از اون بخش آخرش که...‏

می‌خوری زمین و بدنت...‏

تیکه تیکه می‌شه.‏

اون بخش گند می‌زنه به ماجراجویی.‏

می‌دونی الان چی فهمیدم؟

این آهنگ سه بار تا الان تکرار شده.‏

بعد با خودم گفتم کی ممکنه چند بار...‏

به یه آهنگ شکست عشقی 1970...‏

گوش کنه؟

و الانم سر از این‌جا در آوردم.‏

این آهنگ حقیقی‌ترین آهنگیه که تا به حال نوشته شده.‏

می‌شه لطفاً قطعش کنی؟

بابت هدر متأسفم ولی امروز صبح...‏

خیلی مراجع داریم.‏

برام مهم نیست بمیرن یا زنده بمونن.‏

شاید بهتر باشه اینو تو دلت نگه داری.‏

بعد بری خونه و بمب رو تکمیل کنی، لطفاً.‏

خب، قبلش، شهردار بن نوبت روان‌درمانی داره.‏

مردن شهردار بن برام مهم نیست.‏

خب، حالا شدیم دو نفر.‏

داشت شوخی می‌کرد.‏

من نکردم.‏

اوه، لعنت!‏

قضیه... حساسه.‏

یه نفر هست که تو محل کار...‏

باهاش مشکل دارم.‏

کلانتر مایک.‏

نه اون نیست.‏

اگه کلانتر مایک نیست...‏

پس حتماً «تیمی»ـه که برات ساندویچ میاره.‏

و اگه نمی‌تونی با اون درست تا کنی...‏

پس جداً آدم عوضی‌ای هستی.‏

خب، مایکه.‏

آره، اون داره یه کارهایی می‌کنه.‏

می‌دونی، دروغ می‌گه و مخفی‌کاری می‌کنه.‏

و تا حد زیادی مطمئنم معاون جدیدی که محبورم کرد استخدامش کنم...‏

یه قاتله.‏

به هیچ‌کس اعتماد نکن.‏

هیچ‌وقت احساس واقعی یه مرد دیگه رو نمی‌دونی.‏

یا حتی یه زن، پرنده.‏

می‌تونی هر روز صبح کنار کلانتر مایک بیدار شی.‏

ممکنه بهت بگه که دوستت داره و تو هم...‏

هیچ‌وقت نمی‌فهمی واقعیه یا نه.‏

ممکنه صورتت رو نوازش کنه و تو هم با دست...‏

تخمه بذاری تو دهن لطیفش...‏

اونم در حالی که می‌گه می‌خواد باقی عمرش رو...‏

کنار تو سپری کنه،‏ ولی همش می‌تونه دروغ باشه.‏

می‌خوام باقی عمرم رو کنار تو سپری کنم.‏

ممکنه دروغ بگی.‏

بابت این تصویرسازی ممنون.‏

تو فقط و فقط خودت رو تو این دنیا داری.‏

بهم 100 دلار بدهکاری.‏

اوه، فهمیدم.‏

داری می‌گی من دارم تو رابطه قدرت رو به مایک می‌دم.‏

باید بفهمم چی به چیه و قدرت خودم رو پس بگیرم.‏

من اصلاً همچین چیزی نگفتم.‏

می‌دونی، روش عجیبی داری.‏

ولی کم کم دارم متوجه می‌شم.‏

چیز اشتباه رو بهم می‌گی تا درستش رو یاد بگیرم.‏

‏- اشتباهه.‏ ‏- صحیح.‏

جلسهٔ عالی‌ای بود.‏

چراغ رو خاموش کن!‏

پسرهٔ حرومی.‏

هری، لعنت!‏

دیگه بسه.‏ الان دستگاه رو قطع می‌کنم.‏

آدم دلش نمی‌خواد تو دفتر دکتر اینو بشنوه.‏

سلام.‏

مری الن هستم.‏

می‌دونم.‏

خواستم به‌خاطر رفتارم عذر خواهی کنم.‏

من وضعیت خوبی نداشتم.‏

یه اتفاقاتی افتاده بود.‏

مهم نیست.‏

می‌خوای راجع‌به خانواده و گذشته‌ت بدونی؟

چطوره بریم یه چی بخوریم و حرف بزنیم؟

قربان، یه مشکلی داریم.‏

اون حقه‌ای که بهم گفتی...‏

موی خودم رو بذارم روی ظرف ناهارم تو یخچال...‏

تا بفهمم کسی بهش دست می‌زنه...‏

روی تخته تحقیقات‌مون پیاده کردم،‏ و بهش دست زدن.‏

داری می‌گی موت رو...‏

گذاشتی تو یخچال؟

تکنیک خودت بود.‏

گفتی موت رو می‌ذاری روی...‏

من گفتم موی خودم رو می‌ذارم روی غذام.‏

نگفتم موی خودت رو بذار روی غذات.‏

این غیر بهداشتیه.‏

اون بخشش که راجع‌به تخته تحقیقات‌ بود رو شنیدی؟

من همه‌چی رو می‌شنوم، معاون.‏

من مثل روباه صحرایی‌م.‏

یه نگاه بهش بنداز.‏

بدجور بامزه‌ست.‏

خب، از اون‌جایی که اومد راجع‌به کارهای ما...‏

سؤال پرسید، از نظر من جاسوس احتمالی‌مون...‏

شهرداره.‏

بعلاوه اینکه همین الانم داره جاسوسی‌مون رو می‌کنه.‏

نه، اشکال نداره.‏

هیچی دستگیرش نشده.‏

اگه پرسید، می‌گیم اون تخته...‏

بخشی از یه بازیه که داریم انجام می‌دیم،‏ یه معمای قتل...‏

به اسم ‏«ماشین بیگانه‌یاب.»‏

آره، بخشی از مجموعهٔ ‏«معمای قتل...‏

کلانتر مایک»، خب؟

اسم بخش بعدی هم هست ‏«کلانتر مایک و راز...‏

کارخونهٔ چوب‌بری قدیمی.»‏

خب.‏

ولی در مورد اون یکی قضیه، گفتی...‏

یه شیمیدان دیگه پیدا می‌کنی که بتونه در رابطه با فرمولی که تو...‏

دفترچهٔ رابرت بود، بهمون کمک کنه.‏

گفتی بهمون.‏

برگشتی سر تحقیقات‌مون؟

بله، قربان.‏

نمی‌خوام که از روی ترس...‏

نتونم کار درست رو انجام بدم.‏

اگه بتونم مامان‌بزرگم رو راهی بیمارستان کنم،‏ هر کاری از من بر میاد.‏

همم.‏

حالش چطوره؟

سراغش رو نگرفتم.‏

بگذریم، یه‌جور نقشهٔ دیوانه‌وار واسه گیر انداختن جوزف دارم.‏

خب هر چی که هست،‏ حالا که شهردار...‏

همش حواسش بهمون هست،‏ قراره خیلی سخت‌تر بشه.‏

یه‌ذره سخت‌تر.‏

لایزا؟

سلام، بابا.‏

سلام.‏

الان وقت خیلی خوبی واسه این‌جا اومدن نیست.‏

شاید بهتر باشه یه موقع بیای که هوا گرم‌تر باشه...‏

و بتونیم توپ بازی کنیم.‏

پس می‌خوای دوباره منو بفرستی برم؟

نه، دفعهٔ قبل نفرستادمت بری.‏

گذاشتمت توی یه اتوبوس خوشگل.‏

حتی آخرین سیبم هم دادم بهت.‏

خدا خدا می‌کردی از شرم خلاص شی.‏

لایزا، خیلی سرکش شدی.‏

اگه از چاقو پرت کردن به سمت بابا دست بر نداری...‏

نمی‌ذارم زیاد از گوشی استفاده کنی.‏

اون‌جا یخ‌بندون بود.‏

حتی یه کاپشن هم برام نذاشتی.‏

با قبل فرق کردی.‏

بریجت.‏

بچه‌م، توئی.‏

هی، هی، هی، هی!‏

از پوستهٔ جدیدت خوشم اومد.‏

خب، دماغم رو شکوندی.‏

بریجت!‏ اوه!‏

خیلی قوی شدی.‏

بچهٔ قوی و بزرگم.‏

یادگرفتی لباس لایزا رو بازسازی کنی.‏

بابا خیلی بهت افتخار می‌کنه.‏

تو بدترین پدر دنیایی، ازت متنفرم.‏

اوه، می‌خوای من بمیرم؟

خب.‏

نه، هنوز نه.‏

اول یه برنامهٔ دیگه برات دارم...‏

یه چیز بدتر از مرگ.‏

چیه؟

گمونم خودت بفهمی.‏

هی، کلاهت رو...‏

جا گذاشتی.‏

این کلاه دیگه واسه من می‌شه.‏

آه.‏

آه، سلام.‏

اوه، ممنون.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left