The first 185 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
!نه، نه، نه، نه
!اگه ببازه چی؟
!چی کار کنیم؟ باید چی کار کنیم؟
.نوبت شماست
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
.صبح بهخیر
...صــ صبح بهخیر
با وجود این که اختلاف بین خدمتکاران آکیهابارا .در سالهای اخیر آرام بوده است
گمان میشود حادثهی شب گذشته
!اون کافه مهتابه
.یک رقابت دیرینه بین خدمتکاران بوده
.رانکو و ناگومی، ظاهراً اوضاع رو خراب کردید
.پلیس برای هرگونه اقدامی در حالت آمادهباش قراره گرفته
.همینطوره
.پلیس برای هرگونه اقدامی در حالت آمادهباش قراره گرفته
زیادهروی نکردن؟
.پلیس برای هرگونه اقدامی در حالت آمادهباش قراره گرفته
بهنظرتون حال رئیس خوبه؟
!عالی
قرارمون این بود که اونا مجبور بشن یکی از .خوکچههای تو رو بکشن تا اختلاف ایجاد بشه
.ولی حذف کامل اونا غیرقابل قبوله
.مشکل خیلی بزرگی برامون درست کردی
!هی! تکون نخور
!عالی
،اگه زندگیت برات مهمه
.پیشنهاد میکنم پولت رو کامل پرداخت کنی
!عالی
!ببخشید منتظر موندید
!بله، بفرمایید
چی میل دارید؟
پــ پس مثل همیشه کار میکینم؟
.لطفاً منو ببخشید
پــ پس مثل همیشه کار میکینم؟
حتی بعد اون اتفاقات؟
من نهار خوک رو ،و قلب خوک زنجبیلی رو پیشنهاد میکنم
ولی نهار گوشت خوک به شما ،اجازه میده با یکی از خوکچههای ما عکس بگیرید
نمیدونم یومچی هم کارای همچون کارای ترسناکی انجام میده؟
.بفرمایید املت خوکی که سفارش داده بودید
.و نقاشی با سس
...حالا، اگه اجازه بدید
خیلی بیتفاوت به مردم شلیک کرد
ناگومی؟
.رنگت پریده
همهچی خوبه؟
...اوه، دیشب خوب نخوابیدم
چرا نمیری بیرون؟
بیرون؟
.خب بیرونرفتن مثل خدمتکارها
...کافهی خوکدونی
...به کافهی خوکدونی بیاید
!صبر کن
الآن وقتش نیست که از اینجا فرار کنم؟
!هی، تو
فکر کردی میتونی اونا رو برای مغازهی مسخرهتون توی محوطهی ما پخش کنی؟
!میکشیمت ها، تکون بخور
اما به من گفتن گروه ما اجازه داره که ــ
!شاید، ولی توی محوطهی ما وایسادی
!فکر نکن الآن خیلی شاخی، احمق
!خیلی متاسفم
...کافهی خوکدونی
...کافهی خوکدونی
پخش بروشور خیلی سخته، مگه نه؟
خیلی از مردم چنان عجله دارن .که هیچکدومو نمیگیرن
.بله، من تازه دارم یاد میگیرم
اوه، پس تازه شروع کردی؟
.بله
.هرچند که جامون کوچیکه
!مشکلی نیست
.مال ما هم همینه
...ام
.باید خودمو معرفی کنم
.نرولا، از کافهی مهاجم دسترون هستم
.اوه، منم واهیرا ناگومی از کافهی خوکدونی
.از دیدنت خوشحال شدم
،کافههامون وابسته نیستن
،ولی بهعنوان کارگرای کافههای کوچیک !بیا تمام تلاشمونو بکنیم
.هرچند که یه سری درگیریای خشن داره
همیشه این اتفاقا میافته؟ درگیری و بقیهی چیزای ترسناک؟
.خب خشونت بخشی از توافقه
ولی خدمتکار بودن خیلی هم بد نیست، مگه نه؟
،به کافه و تیمت اعتماد میکنی .و در مقابل اونا مراقب توئن
.خدمتکارای کافهها یه خانوادهی بزرگن
!حتی یه یونیفورم ناز هم میپوشی
.درسته
.پس فکر کنم یهکم دیگه هم ادامه بدم
.خودشه به «رویای بزرگ بچین، برو، برو!» فکر کن، باشه؟
!باشه! خیلی ممنونم
!برگشتم
.اوه، شادتر شدی
!بله! قراره رویاهای بزرگ بچینم
!صحیح، پس رویای خوک بچین
!بله
!اوه، رئیس
.این کافه قراره تعطیل بشه
!چی؟
.همینه! رانکو، وسایلو جمع کن .سریع تمومش کن
.به روی چشم
.هی، توضیح بده
.مطمئن نیستم بخوای بشنویش
!بگو
.باشه
.لطفاً بگید که میتونید بهم پول قرض بدید
چهقدر؟
.هر چی بیشتر بهتر
بیشتر؟
،هر چهقدر بهت بدم .باید وثیقه بدی بهم
چه نوع وثیقهای؟
...بذار ببینم
...میتونه زمین باشه، یا یه بنا
.اوه، پس کافهمون
.خیلی خندهداره
فروختیش؟ !کافهمونو فروختی؟
!نه، فقط وثیقهست
میدونی چیه؟
!آخرش میتونی پسش بگیری
.همینو میتونیم بدیم
...این که خیلی نیست
بیشتر از این میخوای؟
.حالا بیشتر باشه که ضرر نداره
.فهمیدم
.پس یه راه عاقلانه برای سرمایهگذاریش هست
توی یه مرکز سرگرمی برای اعضا .بهنام کازینوی خدمتکاران
اه،بهنظرت من احمقم؟
.شامل خدمتکارا میشه
.باید مخفیانه باشه
پس تو هم فهمیدی، نه؟
،امن و قانونیه !و میتونی سرمایهت رو حین سرگرمی افزایش بدی
پول درمیآرم؟
!البته
.کلی خدمتکار بهعنوان مشتریشن
.اگه بخوای میتونم ببرمت اونجا
کازینوی خدمتکارا؟
خب، رفتی؟
.باید استراحت کنم .حداقلش زنده موندم
!باید بمیری
نمیفهمی کافهمون چهقدر باارزشه؟
!برای یه خدمتکار از جونش مهمتره
!ولی برای شماها این کارو کردم
اصلاً میفهمی قمار بهخاطر !جنابعالی یعنی چی؟
وایسا، چی؟ این یعنی چی؟
!همین؟! اینجا قراره بسته بشه؟
.بدبخت شدیم
.تموم، کارمون تمومه
.رئیس، من کارم تموم شد
.وایسا! کارمون تموم نشده
هنوز درآمد حاصل از .کارکردنمون اینجا هست
کل روزت داشتی قمار میکردی، نه؟
با همون پول کم؟ !امکان نداره
.اگه فکر کنی غیرممکنه، همین میشه
!شک به خودت باعث شکسته
!اعتماد به نفس داشته باش
«بیاید همه بگیم:«ما میتونیم
«بگید، «ما میتونیم
!درسته، اگه تلاش کنیم میشه
پس الآن باید چی کار کنیم؟
تو جوابشو میدونی ناگومی، درسته؟
!نمیدونم
.طالع من امروز خوب بود !به خیر میگذره
قمار باخته رو فقط با قمار میشه برگردوند، نه؟
!باشکوه برمیگردیم
!یه چکمید مستقیم به قلب شما
!به کازینوی خدمتکاران خوش اومدید
!سلام، سلام
از کجا باید شروع کنیم؟
.بیا
.بیا
هاه؟
.البته که نه
.کل اون پولو به فنا داده و حالا باز برگشته
احمقه؟
چی؟ میتونیم ازش پول بگیریم؟
.عمراً
.کافهش رو ازش گرفتم
.نه، وایسا، میشه یه کارایی کرد
.آشغالایی که میتونیم به پول نقد تبدیلشون کنیم
خانم، بار اولتونه به اینجا میآید؟
!بله
خب پس، این ماشینای حافظه .برای شروع عالین
!ممنون، لطف کردید
!لذت ببرید
!نمیدونم چهجوری کار میکنه، ولی باید امتحان کنم
...هاه؟ این که
No comments yet. Be the first to leave one.