The first 200 lines.
من چاکم اینها چیزهاییه که باید بدونین
دارم یه تیم تشکیل میدم میخوام تو رهبریش کنی
فکرت اینه؟ از برنامهٔ پدرم استفاده کنی تا اینترسکتهای خودت رو بسازی؟
ویکی، نه! شلیک نکن!
میخوای با آبمیوه یه بمب اتمی رو خنثی کنی؟
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
مأمور بارتاوسکی، از این به بعد...
...نظارت بر تمام جنبههای پروژهٔ اینترسکت با شماست
- خانم وودکامب؟ - بله؟
فکر کنم چیزی دارم که مال شماست
خبر عالی دارم کامپیوتر بابا رو پیدا کردم
وای، بابا هههه
- هنوز داری روش کار میکنی، عزیزم؟ - آره
کلارا رو خوابوندی؟
- ام... عزیزم؟ - چی؟
اوه، خدای من
از بیخوابی داغونم ولی... اصلاً خسته نیستم
کاملاً سرحالم، میفهمی؟
افتادی روی دور
- کار چطور پیش میره؟ - کارهای بابام محشره
تا حالا چنین آزمایشهای خلاقانهای...
...در زمینهٔ انعطافپذیری عصبی ندیده بودم
ذهنش باورنکردنیه
احتمالاً کلارا هم به اون رفته دیروز گفت «آرتروسکوپیک»
عزیزم، اگه کلارا میتونه بگه «آرتروسکوپیک»، وقتشه دیگه توی پوشکش خرابکاری نکنه
مطمئنی باید توی کامپیوتر بابات سرک بکشی؟
خودت گفتی؛ اگه خطرناک باشه چی؟
خب، نمیدونم
ولی تا حالا چنین چیزی ندیده بودم
داشت روی این کار میکرد که مدارهای عصبی مغز...
...خودشون رو از نو سازماندهی کنن
- شگفتانگیزه - هوم
نگران نباش، عزیزم
مگه بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟
صبح بهخیر، تیم
همونطور که میدونین، امروز برنامهٔ جدید سازمان شروع میشه:
پیدا کردن نامزدهای اینترسکت...
...که تا جای ممکن شبیه مأمور بارتاوسکی باشن
ممنون که تشریف آوردین، مدیر
اینترسکت مشخصاً در چاک خیلی بهتر کار میکنه...
...تا هر کسی که مدیر بنتلی تونست پیدا کنه
آخ خیلی متأسفم
این بار جستوجومون رو تنها کسی هدایت میکنه...
...که میدونه اینترسکت بودن چه حسی داره
چاک، باید چاکهای بیشتری پیدا کنی
خب، کار سختیه بالاخره قالب رو بعد از من شکستن و این حرفها
یادآوری میکنم که همهتون باید...
...هر حمایتی که مأمور بارتاوسکی لازم داره در اختیارش بذارین
چاک، تو مسئولی
ممنون، ژنرال
مسئول واقعاً منقلب شدم
- خیلی بهت افتخار میکنم - از احساست ممنونم
نه که خیلی مهم باشه، ولی انگار چهار سال طول کشید تا به اینجا برسم
- خوبه هنوز مغرور نشدی - فقط میگم شاید با خنثی کردن یه بمب اتمی...
...با یه پاکت آبمیوه، شهر رو نجات داده باشم
آره، نجات دادی
فقط حواست باشه، چون آخرین باری که مسئول بودی...
...گروه ماجراجوی دیاَنددیمون رو به مرگ در آتیش کشوندی
هههه... اهم مورگان، بارها دربارهش حرف زدیم، باشه؟
اگه تام طلسم سردرگمی رو اجرا کرده بود...
...از اون موقعیت جون سالم به در میبردیم
بگذریم میخوام دربارهٔ مسئلهٔ واضح اتاق حرف بزنم...
...یعنی «گزارش دادن به من»
که ممکنه برای بعضیهاتون کمی عجیب یا معذبکننده باشه
- به نظرم همهتون خیلی مهمین - امیدوارم ازش لذت ببری
بهمحض اینکه تو و اون محافظ جیب مسخرهات کار رو خراب کنین، دوباره خودم مسئول میشم
وضع قبلی برمیگرده
ببخشید، محافظ جیب هم خیلی کاربردیه...
...هم جزو لباس اجباری بایموره، خانم
خب، با الگو گرفتن از شخصیت خودم...
...یه پروفایل روانشناختی مفصل ساختم
لنگلی پایگاه دادهش رو گشت و چهار جاسوس مطابقش فرستاد...
...که نامزدهای بینقصیان تا یه ساعت دیگه میرسن
خدای من چهار چاک دیگه
باشه، اول لوئیس
متخصص عملیات فنی؛ از چهاردهسالگی هکر درجهیک بوده
گروه وارکرافتش اولین گروه دنیا بوده که دثوینگ رو شکست داده
- نه - چرا
و بهترین قسمتش؟
عصر بهخیر
مدتی در انگلستان بوده...
...برای همین یه لهجهٔ انگلیسی دلنشین داره
- غررر - جوزی
نابغهٔ عملیات روانی
خیلی احساسیه و شهود ترسناکی داره همین باعث شده در اتاق بازجویی...
- ...فوقالعاده باشه - فهمیدم
مجبور شدی یه دختر بیاری تا یکی به اندازهٔ خودت احساساتی پیدا کنی، هههه
- مهاجم! بخوابین زمین - نه، نه، نه
مهاجم نیست این دیمینه
عضو سابق یگان ویژهٔ نیروی دریایی، برندهٔ نشان تیراندازی
ولی بهخاطر ظاهرش، سازمان همیشه یه نقش خاص بهش داده
ده سال گذشته رو توی گروههای تروریستی مختلف نفوذی بوده
از بیابون خسته شده
منو یاد وقتی انداخت که توی بایمور گیر افتاده بودم
فکر میکنم با چنین فرصتی واقعاً میتونه بدرخشه
و آخری، که اصلاً کماهمیت نیست
وای
برودی
برودستر
خرخون و احساساتی، عاشق خانواده و دوستهاش...
...و بهشکل آزاردهندهای خوشقیافه
خدای عزیز، یکی دیگه هم هست
باشه، بریم سر کار
کیسی، آزمونهای جسمی با تو
سارا، ارزیابیهای روانی با تو
توی مأموریتی و با شریکت اختلاف پیدا میکنی چهکار میکنی؟
میخوای بگم همون لحظه باهاش حرف میزنم ولی در واقع...
...کاری میکنم شریکم همون کاری رو بکنه که من میخوام
و مورگان، ارزیابی دانش فرهنگی نامزدها...
...با توئه
سریع؛ بهترین آلبوم راش؟
آه... «نوازش فولاد»
نه بعدی
به نظرم اگه همه فقط مؤدب باشن، اختلاف خیلی کمی پیش میآد
یه سؤال علمیتخیلی دربارهٔ چارلتون هستون
کدوم باحالتره؟ «سویلنت گرین» یا «مرد اُمگا»؟
سؤال انحرافیه «سیارهٔ میمونها»
وای
برای لوئیس کیسهٔ یخ بیارین
باند محبوبت؛ کانری حساب نیست
دربارهٔ هیچکدومشون نظری ندارم
چرا مردها به این چیزها اهمیت میدن؟
هیچکدوم از سؤالهات اصلاً مهم نیست
این دیگه دربارهٔ چی حرف میزنه؟
همون لحظه دربارهش حرف میزنم، هرچقدر هم طول بکشه
هیچچیز نباید بمونه برای بعد یا ناگفته بمونه
گاهی بهتره یه چیز رو دو سه بار هم بگی
مهمترین رماننویس گرافیکی؟
گرنت موریسون یا مور و گیبونز؟
خودم بیشتر طرفدار برایان وانم
راستش، منم همیشه یواشکی همین حس رو داشتم
خب، وقت انتخاب اینترسکت جدیده
آمادهای، چاک؟
اهم... آره آره، آمادهام
راستش قبلتر یهکم استرس داشتم...
...ولی رفتم بالا، یه هوایی خوردم و حالا آمادهام
فقط دلم برای بقیه میسوزه واقعاً داشتیم...
...با هم دوست میشدیم من رئیس باحالم
آره، فوقالعاده باحالی حالا کی رو انتخاب میکنی؟
رأی تو چیه؟ اینکه من مسئولم یعنی نظرت برام مهم نیست؟
نظر من اینه که گند میزنی
این دیگه چه...؟ این زن ازم متنفره
خب، شغلش رو ازش گرفتی دشمن قسمخوردهاشی
از دشمن قسمخورده بودن بدم میآد شاید دعوتش کنم قهوه
- آره... - بنتلی شوخیبردار نیست
دست بردار از تلاش برای دوست شدن باهاش پشتت رو بپا
تنها چیزی که اونو بدتر جلوه میده اینِه که تو موفق بشی...
...جایی که من و اون شکست خوردیم حالا اینترسکت جدید کیه؟
خوبه
داری چهکار میکنی؟
وای، جدی؟ امروز روز بزرگ «بیاِم»ه؟
بهترین نوع روز همینه
چندتا از اون تراکتها رو بده من بریم تلویزیون بفروشیم
ببخشید، بیگ مایک؛ چرا «بیاِم بزرگ» پوشیدی؟ فکر کردم بازنشستهش کردیم
برای حراج تلویزیونهای تخت الایدیه
لارجمارت هم امروز همین تبلیغ رو راه انداخته
اون عوضیها هیچ احترامی برامون قائل نیستن
پنج تبلیغ آخر ما رو لارجمارت هم عیناً اجرا کرده
اگه کاری نکنیم...
...مثل همیشه سرمون رو توی سبد تحویلمون میدن
نمیدونم اصطلاحش همین بود یا نه، ولی بذار یه چیزی بگم:
- لازم نیست اینجوری خودت رو حراج کنی - چی گفتی؟
مردهای دیگه تمام روز پیراهن یقهدار میپوشن...
...ولی من میتونم یه «بیاِم» گنده روی سینهام داشته باشم
یعنی رضایت شغلی
- هرطور خودت میگی - میدونی پسر...
...بهعنوان رهبر بایمور، تو حالوهوای اینجا رو تعیین میکنی
میدونم اینجا کلی کار داری
ولی یادت باشه، بایمور جای خاصیه
اینجا میتونه خوش بگذره
باشه، باشه؛ حق با توئه میدونی چیه؟
بیاین خوش بگذرونیم، هان؟ باشه
- هی! هی! هی! - زود باش!
ولم کن!
- هی! - گرفتمش؛ گرفتیمش
برو، برو، برو!
سلام، بچهها
کسی برودی رو دیده؟
- هوم، نه - نه
ندیدمش
هوم، باشه
- انگار چاک انتخابش رو کرده - هیچوقت کسی منو انتخاب نمیکنه
هی، دوون چی شده؟
خبر بد دارم الی داره روی کامپیوتر بابات کار میکنه
چی؟
قرار بود قفل و زنجیر باشه چطور پسش گرفته؟
گفت یه زنی آوردش و گفته بچههای فنی بایمور...
...اشتباهی تحویلش داده بودن
نه، نه، نه
چاک، زودتر بهت میگفتم، ولی فکر نمیکردم چیزی پیدا کنه
اما چاک، داره پیشرفت میکنه
گوش کن، خیلی مهمه، حتی ضروریه...
...که فوراً جلوی اون کار رو بگیریم
باید میدیدی چقدر خوشحال بوده
این کار دوباره حس نزدیکی به بابات بهش داده
من یه مدت اینجا گیر افتادم...
...پس باید فوراً خودت حلش کنی
وقتی الی حواسش نیست، هارد رو با یه هارد خالی عوض کن
فکر میکنه دوباره خراب شده بقیهش با من
No comments yet. Be the first to leave one.