The first 200 lines.
ورسای - سال 1712
بانوی من
فرماندار برتانی این دنیا را ترک کردند
از اینک فرماندار آنژو برادر ایشان جانشین تاج و تخت هستند
باید از ایشان نگهبانی کنیم
کاری از دستتان بر نمی آید -فرمان پادشاه است بانو
نزدیک نشوید
کشته شدن تمام خانواده اش
پیامد سستی شما ست
ناکارآمدی شما جانشان را گرفت
گوش دهید
هرگز به این بچه نزدیک نمی شوید
بروید بیرون
برگردان پارسی از مهدیــ دلــجوانــ 马 迪
تــخـــتـــ و تــــاخـت
هفت سال پیش لویی پانزدهم در کاخ ورسای رها شده بود
سرورم
اینجا بود که برای واپیسین بار مرا در آغوش کشید
پس دسیسه چینی ها راست هستند؟
مرگ ناگهانی تمام نوادگان سرور درگذشته مان لویی بزرگ گواه این دسیسه ها است
اگر چرایی دیگری جز بیماری
نداشته باشد باز هم گمان انگیز است
گمان می کنید در راه دزدیدن تاج از یک پسر بچه زندگی اش را هم می گیرند؟
پیشآمد های مانند آن در گذشته فراوان است سرورم
اکنون باید بخوابید
برایم از پدر و مادرم بگویید جناب سپهبد
اگر پدرتان زنده بود
پادشاه بزرگی می شد
از دید اندیشه و پندار ویژگی های برجسته ای داشت
و از دریایی از خرد بهره مند بود
درباره مادرتان
مادرتان
دربار شکوهش را وام دار ایشان بود
سرورمان لویی ایشان را دوست داشتند
و درگذشتشان سرورمان را پریشان ساخت
اگر همگی کشته نشده بودند
امروز من تنها
نوه پادشاه بودم
یا پسر پادشاه
یا هم که برادر پادشاه
و کودکی ام نابود نمی شد
عمو زاده با همه توان در برابر برنامه هایتان خواهم ایستاد
انگار هدفتان ناتوان سازی کشور و پادشاهی است
چرا چنین می اندیشید عموزاده؟
برای پیشبرد فرمانروایی خود ، خواسته های پادشاه درگذشته را نادیده گرفتید و به نمایندگان هرچه خواستند دادید و راه را برای خواسته های بیشتر باز کردید
تنها خدا می داند سرانجاممان به کجا خواهد کشید
گرهی در کار دستگاه بود که از زمان مرگ عمویم، پادشاه، به مردم فشار می آورد می بایست آن را می گشود
این جنگ ها سرزمین را ویران کرده اند
با کمی آزادی ، زیردستان کمبود ها را آسوده تر تاب می آورند
برنامه های که میگویید تنها یک هدف راستین دارد
پاسداری از صلح در سرزمینی که دیگر توانی برای جنگ ندارد و دیگر هیچ
هرچه کردم
با نیک اندیشی برای پادشاه بوده است
فریبی در کار نیست
اگرچه سرشت بدگمان شما به چیز دیگری می گوید
سرورم
با پوزش باید بگویم سرورم که گربه پرنده تان را کشته است
باید تنبیه شود - چه تنبیهی سرورم
بدترین تنبیه
باید به سخنان جناب دیوان سالار گوش دهد
دراین باره سرورم جناب دیوان سالار اینجا هستند و میخواهند به پیشگاهتان برسند
جناب سرپرست انجمن پادشاهی و همچنین جناب فلوری همراه ایشان هستند
می شود کمی شکیبایی کنند جناب سپهبد؟
خیال پردازی ام را به پایان نرسانده ام -افسوس که باید بگویم خیر سرورم
سرورم
از میان همه کار هایی که در هنگام پادشاهی شما به من سپرده شده است
که امید دارم شایسته شان بوده باشم
پس از چندین سال جنگ با اسپانیا که سرزمین فرانسه را از پا افکنده است
سازش و جلوگیری از جنگ هنوز چون گرهی کور مانده است
از این رو گمان می کنیم که پیوندتان
با عموزاده هم خونتان دختر فیلیپ پنجم، پادشاه اسپانیا
که از دید همگان دختری دلربا هستند
برای دو سرزمین پیوندی همراه با آرامش به دنبال خواهد داشت
سرورم ما با فروتنی و امیدی بی کران آمده ایم
تا درخواست کنیم این پیوند را بپذیرید
می پذیرم
جناب پادشاه بی نهایت سپاس گزار هستم
و خشنود از اینکه پیشنهادی را بپذیرم
که درون مایه اش نهایت آرزوهای خودم بود
آنچه بر این شادی می افزاید
پیروی آن از خواسته های نیای بزرگم پادشاه لویی است
چرا که آرمان ها و روش ایشان همیشه چارچوب کردار من خواهد بود
از شاه دخت اسپانیا همچون بانویی که سرنوشتم خوشبختی با ایشان است نگهبانی خواهم کرد
می دانید که وقت شناسی از آیین شاهزادگان است؟
بایستی آن را از پیش آموخت جناب آقا
این همه شور در چهره تان از روی چیست جناب پدر؟
برایتان همسری پیدا کرده ام دخترم
همسر برای من؟
چه کسی؟ - شاهزاده آستوریاس جانشین پادشاه اسپانیا
روزی شهبانو خواهید بود
من که زبان اسپانیایی نمی دانم - نگران نباشید در دربار اسپانیا به زبان فرانسوی سخن می گویند
پادشاه فیلیپ پنجم نوه لویی بزرگ هستند
به آنجا نمی روم جناب آقا - خواهید رفت
هرچند که شاید برایتان ناگهانی است من برای این پیوند تلاش زیادی کرده ام
اکنون شما را به مادربزرگتان و پند هایشان می سپارم
باید کار های کشور را سامان دهم
هنگامی که به دربار اسپانیا بروید دیگر هرگز همدیگر را نخواهیم دید لوییز-الیزابت
همانطور که پدرتان را نخواهید دید
من هم
هنگام پیوند با برادر لویی بزرگ
می دانستم که هیچگاه سرزمین مادری خود را نخواهم دید
در آن هنگام
می دانستید که با شما سرد خواهد یود؟ - ساکت شوید
من جایی نخواهم رفت مادربزرگ - خواهید رفت برای همین به دنیا آمده اید
هدف یک شاه دخت جاودانگی خاندان و برپا کردن پیوند هاست
همه خواسته و امیدم این است که پس از مرگ به بهشت بروم
اگر بخواهید در آنجا به من بپیوندید
می دانید که چه باید بکنید
بانوی من تنها خوبی مرگ این است که ما را
از دست آدم های مردم آزار رها می سازد
زندگی پاک و پرهیزکاری؟ پس خوشی زندگی چه می شود؟
همچنین کجای همراهی با یک مردم آزار در آن دنیا خوشایند است؟
بازهم بالاتر
هول بدید
سکونتگاه خانوادگی پادشاه اسپانیا فیلیپ پنجم
باز هم بالاتر
سرورمان میخواهند شما را ببینند بانو
نباید با این چهره به دیدار سرورمان بروید بانو
اما من که اخم نکرده ام
عروسک ناراحت است
نوبت او بود که تاب بخورد
بهترین ها را برای دخترمان می خواستم
شهبانوی فرانسه بودن هم چیز کمی نیست سرورم
بنظرتان ازدواج پسرتان جانشین تاج و تخت
با دختر نائب السطنه
در عوض آن می ارزد؟
هر چیزی را ترجیح می دهم
به آن قتلگاهی که شاهدش بودیم بانو
همه آن هزاران هزار کشته ی این جنگ که مرا به این جایگاه رساندند
هر شب به سراغم می آیند
که مرا باز خواست کنند
نمی دانم چه بگویم
روزی باید تاوان همه چیز را بدهم
می دانید چه چیزی مرا زنده نگه داشته بانوی من؟
وحشت
از چیزی که آنجا انتظارم را می کشد
اما زندگی
از زندگی بگوییم
با جیغ و گریه شروع شده تا با اشک و سرشک به پایان انجامد
و میان این دو هرکس به دلخواه معنایی به آن می بخشد
ولی با زور هوشیار می شویم
که بدانیم هیچ چیز قطعی نیست
خداوندا
خواهش می کنم
از گناهان من بگذر
سرورمان جناب شاهزاده آستوریاس و شاه دخت بانو ماریا ویکتوریا
دختر عزیزم
از اینک شما شهبانوی فرانسه هستید
این نگاره برادر زاده ام لویی است
همسر آینده شما
میتوانید به برادرانتان این خبر را بدهید تا بدادند چه افتخاری را مدیون شما هستند
و شما پسرم
شما با لوییز-الیزابت از اورلئان ازدواج خواهید کرد
این هم نگاره ایشان
برای شماست
بفرمایید
اینک بروید
بروید
زندگی مان سپری می شود
و تنها کارهای نیک
و نوادگان مان خواهند ماند
برای یک پادشاه
اگرچه کار نیک دلبخواهی است
نوادگان را چاره ای نیست
آگاه شدم که شما پرستار شاه دخت خواهید بود
ایشان به من نیاز دارند
ایشان خیلی جوان هستند
و شکننده
همانند شما هنگامی که پرستارتان بودم
مادرخوانده
ایا می خواهید مرا رها کنید؟
هیچوقت رهایتان نمی کنم شاهزاده من
هرگز کسی جای شما را در دل من نخواهد گرفت
نیازی نیست که شما را در آغوش بکشم دخترم دل من شما را همراهی خواهد کرد
بکوشید تا در دربار اسپانیا مایه بالندگی ام باشید
دوست ارجمند و کاردرستم جناب سیمون شما را در نخستین گام هایتان راهنمایی خواهد کرد
اینک بروید
بروید
| uncensored content +18 |
You are going to love me
Not?
Some activities are inconceivable
for prayer, Highness
I have to remove the object from this misunderstanding
And if I wait until after the prayer?
Neither morality nor health benefits from an exaggerated outlook
What self-control would God please
جناب فرماندار سن-سیمون فرستاده فرانسه
پیمان نامه سرورم
آیا می توانم نگاره همسرم را نگه دارم؟
بی گمان سرورم
مال شماست
همسرتان باید به خود ببالند که نگاره شان با نگاه شما فرخنده گشته
و
همسر من
آیا رهسپار شده اند؟
ایشان در راه هستند
شاه دخت برای دیدار همسر آینده شان سخت بی تاب هستند
که اینطور
و.... - هیسس
No comments yet. Be the first to leave one.