The first 200 lines.
."ممنون که منو به مهمونی سوپر بولت دعوت کردی، "چارلی
...من از یک سال قبل توی همین موقع ها
.توی همچین پارتی شرکت نداشتم
.یادم میاد سال قبل هم همین گفتگو رو با هم داشتیم
...و فکر میکنم تا حدود یک ساله دیگه
.باز هم همین گفتگو رو داشته باشیم
.امیدوارم
!یالا، 35
!نه - !برو! برو! برو -
!نه! نه! نه - !یالا! یالا -
!نه - !ماشالا! آره -
دیدی، بهت گفتم بودم مدل جدید کمری .با هر گلان بنزین بالای 35 مابل میره
."بده بیاد، "لیسی
چارلی"، واقعاً ما لازمه پول شرط بندی" .سر تبلیغات تلویزیونی رو پرداخت کنیم
آره. این زمانه عالیه تا یاد بگیریم .چطور بدون عصبانی شدن بازنده بشیم
،آه. - پس عصبانی نشو - .ولی بیست دلارم رو بده بیاد
.سلام به همگی
.این دوست "مولی" هست اهل آیووا
.مولی"، این هم گروه کنترل خشم من هست"
.سلام - !آخ جون، من بردم -
چی؟ چه شرطی بسته بودی؟
.نمی دونم. یادم رفته
.من میرم یه چیزی برای نوشیدن بیارم - .باشه -
.سلام، "مولی". من "چارلی" هستم - ."سلام، "چارلی -
سلام. پیتزا و آبجو اونجا هست و اگه هر حرفی زدی و
دیگران با هم پول رد و بدل کردن .غافلگیر نشو
.اوه، این کاریه که توی لس انجلس می کنن
.نه، این کاریه که آدم های دیوونه می کنن
."باهاش مهربون باش، "چارلی
.این اولین باری که "مولی" اومده به لس آنجلس
.آره، و خیلی باحال بوده
.اینجا پر آدم های معروفه
.ما جی-زی رو دیدم که منتظر چمدون هاشه
اوه، و ما کریس کتن رو دیدم که .داره توی فروشگاه ردیوشک کار می کنه
هی، "چارلی". آبجو نداری؟
.اد"، یه بسته پر روبروت هست"
اینها همه آبجو مکزیکی هست. می دونی که .آبشون اونجا چطوریه
من ترجیح میدم که آبجویی بخورم
.که از آب استخر شنای پارک آبی درست شده باشه
.الان برات آبجوی آب استخر میارم. ببخشید
.سلام، من "شان" هستم
.منم اهل اینجا نیستم
.من همسایه بغلی هستم
.سلام، "شان" همسایه بغلی
،فقط برای اینکه بدونی
.من بصورت عجیبی مرموز هستم
خب، چی تو رو مرموز میکنه؟
.رفیق، "مولی"، اوف. واو
می دونم. می دونم. اون خیلی حس و حال
.یه دختر تازه وارد مزرعه دار اهل آیووا رو داره
،نه اینکه ما روی چیزی شرط بسته باشیم
ولی شما دو تا می تونید به ما بگین
کدوم یکیتون قراره با اون دختره بخوابه؟
.قرار نیست این اتفاق بیوفته
.بیخیال، اون رفیق "پاتریک"ـه
آره، ولی می تونین به ما هم بگین؟
.ما 20 دلار سرش شرط بستیم
این برای همه کسایی که تو این قضیه .هستن پست و توهین آمیزه
.و معلومه که من زودتر می خوابم
،ببین، مرد کوچک
،وقتی من فریبندگیم رو شروع کنم
.این مسابقه دو ثانیه ای تموم میشه
.اولاً، مرد کوچک که گفتی، اصلاً خوب نبود
.و دوماً، "مولی" داشت بهم نخ میداد
من فکر کنم تو ترحم کردن رو .با نخ دادن اشتباه گرفتی
خب، اگه می خوای می تونیم سر یه آبجوی مالت . پنجاه ساله که من دارم شرط ببندیم
.قبوله
.فکر کنم "چارلی" برنده میشه
.نمی دونم. مرد کوچک خیلی دلیره
.می تونم حرفت رو بشنوم. من روبروت ایستادم
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..
بسیار خب، شرط اینه که
آیا "پاتریک" میتونه "اد" رو تو 20 ثانیه به گریه بندازه؟
!به جای خود، آماده، برو
،تا سال 2043
.سفید پوست ها در اقلیت قرار می گیرن
.لعنت به تو
.این همیشه منو به گریه می ندازه
.پاتریک"، تو صدای زیبایی داری"
می دونم. باورت میشه؟
تمرین آواز دیدی؟
مادرم تا وقتی نت ها رو درست نمی خوندم
.بهم غذا نمی داد و بهم محبت نمی کرد
خب، من قبول کردم که تو یک
.مسابقه استعدادیابی الکلی های گمنام شرکت کنم
.و تو میخوای که من بیام محدودیت مصرف مشروب که نداره اونجا؟
.شوخی کردم، البته
.من میخوام که تو با من بخونی
،لازم نیست کار زیادی بکنی .فقط هوای من رو داشته باش
.نمی دونم
خواهش میکنم، "پاتریک". من نمیخوام .اونجا تنها باشم
...این اولین اجرا در زمان هوشیاری من از زمان
خب، من از 12 سالگی در زمان .مستی اجرا می کردم
.ممنونم که ازم اینو خواستی
.ولی من هیچی از اجرا بلد نیستم
.من احساسات خیلی شکننده ای دارم و ... قبوله
.خب، "مولی". قراره چند وقت توی شهر بمونی
آره، چه مدت؟
.تا سه شنبه. تا سه شنبه
،پاتریک" اجازه داده توی خونش بمونم"
ولی من بهش قول دادم اون رو .مجبور نکنم من رو ببره جاهای توریستی
.هی، من می تونم باهات بیام
.چارلی"، یکی از همسایه ها بهم پیامک داده"
.پدرت روی چمن های حیاط جلویی غش کرده
.اوه خدای من - .من مطمئنم که اشتباه می کنن -
.همیشه این اتفاق می افته
یه بخش هایی از چمن من شبیه .پیرمردهاست
.واو
باورت میشه که اون نمی خواد چک کنه پدرش سالم هست یا نه؟
می فهمی که این چطور آدمیه؟
.لعنت به تو
خب فردا می خوای چیکار کنی؟
راستش اینکه، اونقدر خوش شانس بودم که دو تا بلیط
.برای چشیدن غذاهای کنگو توی گریفیث پارک به دستم رسیده
.من خیلی دوست دارم اونجا برم
.من عاشق کنگو هستم
دوست داری با من بیای؟
.آره، از خدامه
.اشتباه بود. پدرم نبود
.فقط یه کپه برگ درخت بود. گفتم بهت
حدس بزن من و "مولی" فردا .قراره چیکار کنیم
.برای چشیدن غذاهای کنگو میریم
.اون عاشق کنگو هست
.اوه، می دونم، می دونم
.شان"، بهم یه چیزی درباره کنگو بگو"
.هر چیزی
.می تونم با یه کلمه توصیفش کنم... خوشمزه
.فردا قراره بهمون خیلی خوش بگذره
مگه نه، "مولی"؟ - ."آره، کاش میشد تو هم بیای، "چارلی -
.ولی من فقط دو تا بلیط دارم
.ما واقعاً دلمون برات تنگ میشه
به نظر میرسه این شرط بندی قبل از .شروع شدن تموم شده
.اوه، خیلی مونده که این قضیه تموم بشه
حالا، اگه اجازه بدی، پدر من واقعا .روی چمن های حیاط جلو غش کرده
چقدر خوش شانسیم ما که دقیقا وقتی فهمیدیم لاستیکمون پنچره
.با تو روبرو شدیم که داشتی از اونجا بر می گشتی
.می دونم. چه تصادفی
من توی همسایگی پیش رفیقی .بودم که مشکل شرط بندی داشت
اون شرط هایی می بنده که هیچ .شانسی برای پیروزی توش نداره
مرد، اون لاستیک ها چطور؟ چقدر احتمال داره که
که من همزمان برم روی چهار تا میخ؟
تقریباً اینطور به نظر می رسه .که یه نفر میخ ها رو کرده تو لاستیک ها
.شاید بهتره که تو به جاده بیشتر توجه کنی
می دونی، تو لازم نیست حتماً پیامک .فاحشه هات رو سریع جواب بدی
.می تونی صبر کنی
.شوخی کردم. شوخی کردم
.اون پولی نداره که بده به فاحشه ها
خب، غذا چطور بود؟
.اوه، من که گیاه خوارم
.ولی این حاج آقا یه خورده زیاده روی کرد
.باورم نمیشه که اون چقدر خورش گوشت غزال خورد
.وجداناً، توی داری مثل مادربزرگم رانندگی می کنی
می تونی یه کم سریعتر بری؟
.تو داری عرق می کنی مگه چی شده؟
.انگار یه نفر زیادی رفت تو کار چشیدن طعم کنگو
،معده من از چدن ساخته شده
باشه، "چارلی"؟
وجداناً، می تونی کولر رو روشن کنی
یا اینکه پنجره رو بدی پایین؟
من شنیدم که غزال ها به سرعت
.خب، میدونی، یه غزال ازت فرار می کنن
ببین، می تونی اگه دستشویی دیدی بزنی کنار؟
چرا؟
من میخوام دست هام رو بشورم، اوکی؟
اوه، آره، حتماً دست هات باید خیلی چرب باشه
.بابت خوردن اون سوسک های سرگین بو داده
.همینه
.اون یه پمپ بنزین بود .اون یه پمپ بنزین بود
.اوه، اوه، اوه
.می زدم کنار، ولی دیر دیدمش
،و بعدش دوباره حرکت می کردم .چونکه دارم به این راه میرم
.بزن کنار
.بزن کنار - چرا؟ -
می تونی بزنی کنار، لطفاً؟ - .باشه -
.اوه، من خیلی دلم براش می سوزه
فکر میکنم بعضی از اون چیزهای .عجیب رو خورد تا برام کلاس بیاد
.خب، اون خیلی آدم بی ثبات و بیماریه
.یه جورایی ناراحت کننده هست
.ولی بیخیال اون بشیم تو فردا چیکار می کنی؟
آه، نظر تو چیه؟
یه جایی باحالی هست .که دوست دارم ببرمت
جاییه که بازیگرهای معروف .توش با هم قرار عاشقانه می گذارن
.اوه، خدای من. عالی به نظر می رسه
.خب، عالیه. عالیه. ولی به "شان" نگو
اون برای چند روز دیگه مریضه
و اگه بفهمه چیزی رو داره از دست میده .اوقات تلخی میکنه
دلت نمی خواد که وقتی این .کلاه گیسش رو در میاره ببینیش
.تو خیلی مهربونی .تو دوست خیلی خوبی هستی
.خب، ممنونم
.اوه، اوکی
.شرمنده. برای رفتن آماده ام
.نه، نه، نه، نه، نه
فکر می کنم بتونیم موزیکال .دو نفره شرور رو اجرا کنیم
.یا اینکه شاید بتونیم گرشوین کار کنیم تو از گرشوین خوشت میاد؟
من فکر می کنم ما می تونیم .کار اصلی "دنبی" رو انجام بدیم
.اوه، تو یه آهنگ نوشتی
.آهنگیه از اعماق قلبم
.اونها همیشه بهترین ها میشن
.اوه، و حالا داری گیتارت رو در میاری
.پس فکر میکنم باید بشنومش
No comments yet. Be the first to leave one.