The first 143 lines.
شيو پراکاش
هي شيو پراکاش
کجايي؟
اينجاـم
بيا اينجا
کجا بودي تو؟
ها؟ بيا ببينم
ميري سينما؟ها؟
مدرسه رو ول ميکني ميري فيلم ميبيني؟
تو پسر يه عبادت گزاري
مگه بهت نگفتم؟ بهت نگفته بودم؟
دوباره خرابکاريهات شروع شد؟
راه بيوفت، آدم بيادب درست نميشه راه بياُفت بايد با من بياي
بيا، بيا اينجا
بيا
"از همه چهرهات رو پنهون ميکني"
"وحشت دقيقا مثل توئه"
"حتي خدا هم ازت وحشت داره"
"روي سر همه نشستي و حمکراني ميکني"
"همه رو با اسلحه ميفهموني"
"تو طوفان و تو خرابي هستي"
"حيله گر" "بر اساس حوادث واقعي"
قبلا اومدي از کسي پرس و جو کني؟
قربان وقت نشد پرس و جو کنم
...شما اينجا نبودي منم فکر کردم- فکر کردي خودت بياي تحقيق کني؟-
اگه کسي شک ميکرد، همه نقشه خراب ميشد، اين رو ميدوني؟
بله قربان، ولي اين اتفاق نيوفتاد
قربان کسي بهم شک نکرد، اون هم به من شک نکرد- آبشيک-
تو پليس نيستي
تو فقط به عنوان مسئول فني اينجا اومدي
سرت به کارت خودت باشه، فهميدي؟
اگه بلايي سر تو بياد، من بايد جوابگو باشم
..قبلاً هم
متوجه شدم قربان
من نميخواستم مافوق بودن شما رو زير سوال ببرم
قربان من فکر کردم مهمه
قربان من متوجه شدم که اينجا تنها زندگي ميکنه
قربان
اتاق کنترل تماس گرفته
از گوراکپور
از گوراکپور؟
آره
خب بگو- بله قربان-
پرونده چطور پيش ميره؟
هنوز نتونستي بگيريش؟- قربان-
نيروي ويژه داره کار خودش رو ميکنه
نه، تو کاري نميکني
ولي
تو فکر کنم روزنامه رو خوندي
جون وزير کل در خطره
بله قربان ميدونم
اما اينکه چقدر واقعيت داره رو نميدونم
گفتم تو اخبار امروز و فردا هم چاپ بشه
هر اتفاقي بياُفته من مطمئنم براي مقابله با هر چيزي آماده هستن
ببينيد آقاي پاندي
وقتي وزير کل يه کشور امنيت جاني نداشته باشه
کشور چطور ميخواد امن باشه.
يه وقت خدايي نکرده اولين
بخش نيروهاي ويژه
آخرين تيم کشور ثابت بشه.
ببينيد قربان
هم شما ميدوني هم من که اين پرونده خيلي مهمه
شکلا زير فشاره.
بعد از اومدن رو تلويزيون صدها تماس گرفته شده
به شدت تحت نظارت قرار گرفته شده
تلفن اون تحت کنترله
همه سوراخ سمبههاي دهلي تحت نظره
نميتونه از چنگ ما فرار کنه
شما به من اعتماد کنين
باشه
...اعتماد
مي کنم...
همه چيز بستگي به شما داره
جا نزنيد يه موقع
اون عکس من نيست مادر. تلويزيون يه چرتي گفته.
ميزنم، زنگ ميزنم، باشه
بفرماييد داداش
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: لويال و عارف - ويرايش: سميرا
هووو چته
چي شده؟ چرا رنگت پريده
...داداش وقتي داشتم ميومدم
احساس کردم، يکي داره بهم نگاه ميکنه
کي بود؟
نميدونم داداش انقدر شلوغ بود نديدمش
شايد توهم زدم
آره توهم بوده
نه داداش
کاملاً ممکنه
بايد مراقب باشيم.
انقدر از خونه بيرون نرو
داداش
بايد پشت تلفن خيلي محتاط صحبت کنيم
دوباره سخنرانيـت شروع شد؟
چرا اينقدر ميترسيهان؟ داداش-
اين دوباره شروع شد
مادر به خطا
دوباره ميبينمتون کات-
الو بفرماييد؟
انقدر زود سخنرانيت يادت رفت؟
چي؟ تو کي هستي؟
اما فکر کن، يه فرصت بهت ميدم
بگو کي هستي؟- خيلي داري کاراي من رو نشون ميدي-
تمومش کن
يه بار ديگه فکر کن
به جون مادرم .**..، دوباره زنگ نميزنمها
آقا آقا آقا
آقا من فقط يه مجري ام
من فقط چيزي که بهم مينويسن رو ميگم
داري به کي زنگ ميزني؟
به تيواري- کجاست؟-
بله... تيواري هست؟
پرامود شوکلا هستم
بهش بگين ضروريه
...شما بگين، من
من ميدونم داداش
دوست داري بي سر و صدا کار کني
الان 6 ماهه از يه جا به يه جاي ديگه فرار ميکنيم
ما ميدونيم شما فقط يه جا ميخواي بري
اما نميتونيم
وقتي سر و کله يه پليس پيدا بشه
بقيهـشون هم پشت سرش ميان
...تو اخبار امروز
خبر وزير کل
بعد از اين
داداش اين خبر وزير کل درسته؟
مگه فکر ميکردي دروغه؟
فکر ميکني من از پسش برنميام؟
دادش شما هر کاري بخواي ميتوني انجام بدي
من ميخوام واسه عروسي خواهرم به گوراکپور برم
برو آماده شو
بله
داريم پول ميديم خرج کنين
کجايي؟
سلام داداش
حالت خوبه؟- آره داداش خوبم-
تو روزنامه خوندم.
فقط تويي که ميتوني با اين همه فشار بازم اينطوري کار کني
گوش کن
اوضاع زياد خوب نيست.
براي يه مدت چرا مخفي نميشي؟
مخفي کاري ديگه بسه داداش
به خاطر ترس از کسي برنامه زندگيم رو عوض نميکنم
اين دفعه نميتونم کاري برات انجام بدم
No comments yet. Be the first to leave one.