The first 200 lines.
بیا داخل
امروز برای صبحانه تخم مرغ عسلی درست کردم
کارت خوب بود.میتونی بری
چیه؟
لطفا بخورید ها؟
خودتون گفته بودین که دوست ندارین تنهایی غذا بخورین
تا غذاتونو بخورین کنارتون میمونم
اینم جزو اون ده وعده که بهم بدهکاری حساب میشه؟
اگه اینجوری بشه که خیلی خوب میشه نه
پس نصف یه وعده چطور؟
قبوله
وقتی تنهایی غذا میخورم احساس بدی میکنم بیا باهم بخوریم
من وقتی داشتم درستش میکردم خوردم
دیگه میتونی تمومش کنی
ببخشید؟
میتونی دیگه واسه من غذا درست نکنی
غذا خوردن با من بقدر کافی سخته من نمی تونم مجبورت کنم که برام غذا هم درست کنی
راست میگی؟
برنامتو واسه امشب خالی کن من واسه شام رزرو کردم
فکر کنم باید سفارش رو کنسل کنی
...قبل از اینکه رزرو کنی
باید قبلش از من می پرسیدی که امشب وقتم آزاد هست یا نه
متوجهم
امشب نمی تونم امشب از قبل قرار دارم
مهمه؟
سگم همیشه خونه اس واسه همین خیلی بخاطر من اذیت شده
باید ببرمش قدم بزنه
بنظر میرسه که سگت رو خیلی دوست داری
مطمئنم که درک میکنی چون خودتم یه گربه بزرگ کردی
در حقیقت من گربه ای بزرگ نکردم
اون بدون اجازه من به خونم اومد
به هر حال امشب من نمیتونم
و برای دفعه بعد دوست دارم که با من برنامه ریزی کنی
یه روز جلوتر
منم برای خودم برنامه دارم
بله همین کارو میکنم
پدر
مصاحبه جین ووک موفقیت آمیز بود, ممنون
خیلی ممنونم
نیازی به تشکر نیست من باید همچین وقتایی حمایتت کنم
جین ووک که لجبازی نکرد،کرد؟
نه اصلا ...مخصوصا وقتی که میگه
اون روی صحنه خیلی حواسش بود
اون حتی واسه کل پرسنل هم ناهار تهیه کرده بود تا بخاطر کار سختشون ازشون تشکر کنه
واقعا؟ پس اون واقعا دیگه بزرگ شده؟
بگذریم،برنامه کی پخش میشه؟
امروز.من یه نگاه زیرچشمی توی اتاق ادیت بهش انداختم
و خیلی خوب از آب درومده،شما حتما باید ببینیدش
حتما، تماشا میکنم دو بار هم تماشاش میکنم
پس من بعدا باهات صحبت میکنم
خداحافظ باشه
عوضی، تو تنها کسی هستی که نوه داری؟
دیگه زیاد طول نمیکشه که منم نوه دار بشم
رزرو رو کنسل کن خدایا، درسته
من خیلی سختی کشیدم تا اون رزرو رو انجام بدم
بهتون چی گفتم؟
بهتون گفتم که قبل از اینکه رزرو کنید ازش سوال کنید که وقت آزاد داره یا نه
وقتی میخوای بری سر قرار روندش همینه
!این قرار نیست!کاره!تجارته
من طلبکارم و اون بدهکار
تو نمیدونی داری راجب چی حرف میزنی
فهمیدی؟ تجارته
تجارت؟
من یه تماس از هی ری داشتم
اون گفت که برنامه امروز پخش میشه
برام جالب نیست عقب نندازش و قرارت رو فیکس کن
من توی اخلاقم نیست که اونو منتظر نگه دارم
و همچنین رفتار بدیه که با کسی که عاشقش نیستی ازدواج کنی
نمیدونستم که اینقدر رومانتیکی با من بحث نکن
پدر، شما هم یه جاهایی توی زندگیتون رومانتیک بودین
چی؟ حتی زوج های عاشق هم بهم میزنن
پس چطوری میتونم با زنی زندگی کنم که حتی عاشقش نیستم؟اشتباه میکنم؟
این کارو برای خودم نمیکنم بخاطر شماست
...اگر
اگه واقعا بخاطر صلاحه منه لطفا بی خیالش شو. التماست میکنم
خوب من دیگه میرم
! این کاره! تجارته من طلبکارم و اون بدهکار
!هی
نمیری خونه؟ منتظر کسی هستی؟
نه من هنوز باید چندتا سفارش انجام بدم تو برو خونه
یه بوهای مشکوکی میاد
نه اونطوری نیست
پس من میرم
فردا میبینمت
طبقه اول منتظرتم بیا با هم شام بخوریم
خدای من، میدونستم
خدایا
چرا قبل از اینکه سوار بشی مثل موش اطرافتو نگاه میکنی؟
نمیخوام کسی ما رو ببینه
فکر میکردم باید سگتو ببری پیاده روی
چرا یهویی نظرتو عوض کردی؟
باید بدهیمو بهت بدم
راجب بهش فکر کردم و تصمیم گرفتم قبل از اینگه بیشتر علاقه مند بشم بدهیمو پرداخت کنم
و مطمئنم سگم درک میکنه.
مشکلی هست؟ - نه -
ولی، کجا داریم میریم؟
من رزرومون رو کنسل کردم پس نمیتونیم بریم اونجا
میبرمت به خونه ی خودم - ...باشه -
ببخشید؟ خونه ی شما؟
داری چی کار میکنی؟ نمیخوای بیای بیرون؟
... فقط
با وارد شدن به خونه ی یک مرد در شب احساس راحتی نمیکنم
... بیا به یک رستوران سوپ کره ای در این نزدیکی بریم
چرا صورتت انقدر قرمز شده؟
ببخشین؟
هیچی فکر بامزه ای نکن بیا فقط بریم داخل
گرسنه ام
این چیه؟
...اون...اونجا
اوه، اون الان خیلی حساسه چون بارداره
بهتره تنهاش بگذاریم
ولی،کی میخوای بازوم رو ول کنی؟
بشین
حالا به اینجا اومدی, باید مثل یک مهمان باهات رفتار کنم
ولی چرا یه پتو رو مبلته؟
اون؟ من شب ها مشکل خوابیدن دارم
از بی خوابی رنج میبری؟
از کی؟
... مطمئن نیستم که کی شروع شد
نمیتونم به یاد بیارم
خیلی خوب با چاقو کار میکنی
چرا بهم نگفته بودی؟
چون نپرسیده بودی
فکر میکنم برای دخترای زیادی تو خونت غذا درست کردی
این اولین بار که یه زن رو به این خونه میارم
باشه, مطمئنم که همینطوره
تو تا همین چند وقت پیش اوقاتت تلخ بود , ولی حالا حسودی میکنی؟
کی... کی حسوده اونطوری در موردم فکر نکن
من از مردهایی مثل تو کاملا بیزارم
فکر کنم بعد از مزه کردن غذای من نظرت رو عوض کنی
کمک لازم داری؟
همه ی کار ها رو خودم انجام میدم
میتونی همونطور بنشینی
حس بدی دارم این یک مرض حرفه ایه
پس، لطفا بروکلی رو برام از یخچال بیار
چشم
چیز دیگه ای... نیاز داری؟
خوبه خوشمزست
خوبه؟ - بله -
خب , غذا حاضر
میتونی چراغ ها رو خاموش کنی؟
چرا؟
من موقع غذا خوردن نور کم رو ترجیح میدم
آها
میتونی توی آوردن اینا کمکم کنی؟
بله
دست هاتو بده به من
این مال منه, و این مال تو
بهتره نندازیشون این بشقاب ها گرون قیمت هستند
او خدا, البته من تو این چیزها خوبم
این یه اشتها آوره
داری چی میکنی؟ بیا اینجا و بشین
بفرما، مزه کن
چرا پدر این موقع شب اینجاست؟ - ...اگر پدرت اینجاست -
ر... رئیس چا؟
چرا در رو باز نمیکنه؟
آه, پدر
چی شما رو بدون هیچ خبری به اینجا کشونده؟
هی, برام ممنوعه که به اینجا بیام؟
... نه... اینطور نیست
وای ، تشنمه
پدر، هنوز که شام نخوردین خوردین؟
...این
لطفا بنشینید، پدر
منتظر کسی بودی؟
نه, من همیشه همینطوری غذا میخورم
من هیچگونه رابطه ای با جو هی ندارم
...اون جعبه ی جواهرات
هیچ ربطی به اون نداره
دختر مورد علاقم... کس دیگه ایه
صدای چی بود؟ - ببخشین، آه -
این... خونه
کسی اینجاست؟
هیچکس اینجا نیست, پدر
تا حالا دیدین که من کسی رو به خونم دعوت کنم؟
!پدر! پدر
وسط غذا کجا دارین میرین؟
من... من میرم پدر, شما بنشینید
وای، باید از این خونه برم
این خونه چه مشکلی داره؟ اون چه صدایی بود؟
!لعنتی
!پدر, لطفا
اون چیه؟
ها؟ اون اینجا چیکار میکنه؟
اون به گربه ی ولگرده
!هی, بلکی بهت گفته بودم که تو خونه نیای
چطوری اومدی داخل و تا طبقه ی دوم اومدی؟
داری اون گربه رو بزرگ میکنی؟
نه، بزرگش نمیکنم فقط اینجا زندگی میکنه
این ولگرد - فکر میکردم داری یک دختر رو قایم میکنی -
هی, اینجا تنها بودی؟
به هی ری زنگ بزن و بگو که من از تماشای شو لذت بردم
چشم چشم چشم
ببین چطوری داره بهت کمک میکنه، مثل یک زن وظیفه شناس
من یه دونه خوبشو بر داشتم
بله، میدونم. پدر ، به سلامت برو خونه
باشه، برو داخل. هوا سرده - البته، لطفا برو داخل -
لطفا ببرش خونه
لی یو
لی یو می؟
No comments yet. Be the first to leave one.