The first 200 lines.
« فروشی »
امروز چقدر جذاب دراومده - آره -
اون یارو رو میبینی؟ - آره، میبینمش -
شلوار جین اسلیمفیتِ چسبان؟ - آها، قطعاً -
و یه کتونی مناسب - اوه، بله، خانم -
معمولاً خوراک من نیست، اما، میزنمش زمین
اوه، من هم میزنمش زمین
این چطور؟
کاپشن چرم توی یک روزِ بهطور غیرمعمول گرم؟
اوه، اون توی دهۀ 1980 واسه خودش کسی بود
اما اقلاً میدونیم که براش مهم نیست عرق کنه، درسته؟
!دقیقاً - یهجورایی دوست دارم -
!آره، بزنش زمین - !بزنش زمین -
من یه نفر رو میخوام که دقیقاً اندازۀ من عرقی باشه
میخوام بدونم که دل به کار میده
!اوه، 10هزار. تمام
،اوه، خدا
،چطور ممکنه هر روزِ خدا پیادهروی کنیم
و بااینحال شلوارم هنوز تنگ باشه؟
نمیدونم. شاید تو هم باید بزنی توی زندگی کشی
اونوقت اصلاً هیچی حس نمیکنی
بیشوخی؟ - این رو میبینی؟ -
منظورم اینه، اون، اون حالبههمزنه
شرط میبندم یارو هر روز صبح از خواب بیدار میشه و یه ماچ کوچولو درست روی چوچولهش میکنه
!چندش. سم - چیه؟ -
...اه
سلام، تریش - سلام، باید بیای به دیدنم -
لیست بابا دستمه - ...مثلاً، همین الآن؟ من یهجورایی وسط یه کاری -
یک ساعت دیگه من رو ببین
...و خواهشاً من رو معطل نکن، چون حدود ششصدهزار تا - !میام -
تریشای وامونده - هوم -
میدونی هیچوقت چیکار نمیکنه؟ - چی؟ -
هیچوقت «میزنم زمین یا نخواستم» بازی نمیکنه - از کف خودش میره -
بیشوخی. مثلاً، اون یارو رو ببین
خب معلومه که عاشق شعره - آره -
واقعاً، واقعاً، واقعاً از فیلمهای تبلیغاتی لذت میبره
اوه، لحظهشماری میکنه تا روزش رو برات تعریف کنه - آره -
از «شر» متنفره
نه که نیـ... کی از «شر» متنفره؟ - منظورم اینه، این یارو -
اوه، خب، پس نخواستم - !نخواستی؟ -
من اون رو زمین نمیزنم
اوه، میتونست دنیا به کامت باشه
راجر کو؟ امروز دیر کرده
اوناهاش
اوه
خیلیخب
خوشحالام حالش خوبه
کار درست رو انجام دادی
میخوای یه دور دیگه بریم؟ - چرا بخوایم همچین کاری بکنیم؟ -
کِیف میده - نه، نمیده -
خیلیخب، میتونیم فقط برگردیم پیش ماشین - باشه، آمادهای؟ -
خب، اول، میشه فقط یه چیزی بهت بگم؟
...نه. جوئل - ،خب، ازاونجاییکه وقت نداشتیم یه دور دیگه بریم -
وقت دارم این رو بگم - نه، نه، توروخّدا. جوئل -
نکن. این لحظه رو خراب نکن، لطفاً
واقعاً دوستت دارم
!جوئل. جوئل
بیخیال
!من یه دور دیگه میرم! مجابم کردی
دوستت دارم - !میدونی که من شاکلهش رو ندارم اینقدر تند برم -
!دوستت دارم - !انقدر حرف نزن -
منظورم اینه، نمیدونم چرا این رو برای من فرستاد. تو بودی که بهش گفتی بره
خب، باعثوْبانیش توئی
استفاده از تلفنهمراه رو یادش ندادی؟ - ،دادم -
ولی نمیدونم. بهگمونم جواب نداد - بهگمونم نداد -
خیلیخب، خب، هیچ مشکلی نیست
«آ... «خیلی زودتر از موعد رسیدم فرودگاه. صندلی کنار راهرو داشتم
چه مجذوبکننده
«با خانم مهماندار دوست شدم» - البته -
...آم
.کاش شما دخترها میتونستید قایق رو ببینید»
.عمو فرانک واقعاً خوب تعمیرش کرد
.امشب استیک کباب میکنیم
«فردا صبح میزنیم به دل دریا
خیلیخب، این هم لیست وظایفمون
عریضوْطویلـه - گُه بگیرن -
«شمارۀ یک، هر روز به مادرتون سر بزنید»
بیا اون رو از فردا شروع کنیم
،پنجرههای طوفان رو نصب کنید، جاروبرقی بکِشید» ،به مرغها دون بدید، علفها رو کوتاه کنید
«پمپ حوضچهای رو بررسی کنید، طویله رو تمیز کنید
!من نمی... من الآن نمیتونم به این رسیدگی کنم
واقعاً نمیتونم! منظورم اینه، باید برم
...باید برم سر کار، باید بار شنون رو ببندم. منظورم اینه
باشه، خیلیخب - اصلاً این فکر تو بود! من از کشاورزی متنفرم -
!ما که کشاورزی نمیکنیم، تریشا! ما داریم ناکشاورزی میکنیم
...و
بیخیال، خوشحال نیستی که اون بالأخره داره یه کاری برای خودش انجام میده؟
خب... زمانبندیش مزخرفه
خیلیخب. من بعداً یه سر میام با شنون خدافظی کنم
باشه - میخوام چندتا از پیراهنهای - قدیمی «کِییو» (دانشگاه کانزاس)م رو بدم بهش
باشه - بهت نگفت که کارتشناسایی جعلی براش گرفتم، گفت؟ -
...منظورم اینه، کاملاً مطمئنام که شوخی میکنی، ولی
شوخی میکنم
ولی بهش گفتم از کجا بگیره
بامزه نیستی
از نظر من که بامزهست
البته که با همسایهت حرف میزدی
باید طویله رو خالی کنم
یادم بنداز، باید کیسهزباله بگیرم - هوم -
ای گُه بگیرن، میدونی چیه؟ یه لیست که درست کردم
چرا دیگه هیچی یادم نمیمونه؟
یائسگی؟ - پیشیائسگی -
فرقش چیه؟ - گُه بگیرن، هیچکس نمیدونه -
باید تحویل راحتی باشه. فقط یه زوج مسنان
خیلی مهربونان، برای مسابقه اومدهان به شهر
و تمام بلورهام رو گذاشتم توی پستوی صاحبخونه و درش رو هم قفل کردم
عبرت شد برام - خوبه -
باورم نمیشه گذاشتم موهام رو کوتاه کنی
اوه، اما خیلی... ناز شده
واقعاً هم ناز شده، نه؟ - خیلی ناز شده. من باشم میزنمش زمین -
سلام - این لاتۀ فندق و شیر سویای شوهرتون -
اوه، بفرما، عزیزم
بوسبوس
بهتره برسونیمت خونه. میدونم کافئین شهوتیت میکنه
اوه، آره
نرمشهامون رو انجام بدیم؟ - اه، آره -
یک، دو، سه
اه، کاش امشب شبِ غیرالکلیِ تعیینشده نبود
«از چی حرف میزنی؟ همین تازگی دو تا «دیاِندیاِن شبِ غیرالکلیِ تعیینشده) پشتسرهم داشتیم)
واقعاً؟ - ،آره! قطعاً وقت «شبِ الکلی»ـه -
مگراینکه جر زده باشی
!جوئل، من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
باشه پس. بریم بیرون، میدونی؟
بریم مرکزشهر، ذهنت رو آزاد کنی
...دوستم کارلا، از کلاس یوگا، اون گفت که - !اوه، خدای من! جوئل -
میدونی که متنفرم وقتی از دوستهای کلاس یوگات حرف میزنی
...میدونم، ولی اون فرق داره. اون - اوه، بس کن! «اِناِنپی»، جوئل -
اِناِنپی» چیه؟» - (نو نیو پیپل» (آدم جدید موقوف» -
مخصوصاً کسی که میتونه چوچولهش رو با بینیش لمس کنه
عادی نیست
اما اون فرق داره. بارداره - اوه، خطای دوم -
من هیچوقت بهش فرصت نمیدم
در رو قفل نکردن - اوه، چه خوب -
!هی! اوه! سم! اوه، خدای من - اه! این چه پُخیه؟ -
سیاست واضحِ «حیوانات خانگی ممنوع» وجود داره
اوف. باورم نمیشه پات رفت روـش - میدونم -
بوش نشسته توی بینیم
مطمئن نیستم از این بتونم برگردم
اوه، جوئل، اون کفشها رو امشب آتیش میزنیم
!این کفشِ قدمزنی خوبمه
دیگه نیست
این چطوره؟
بهنظرت پیپی، مادۀ طبیعی حساب میشه؟
اوه، آره
هی، استیو! این روی عن سگ هم جواب میده؟
کثیفکاری دارید؟ - ،استیو -
واقعاً بَده
واقعاً بَده
آره، اون باید کار رو راه بندازه
بیا پُرش کنیم - خیلیخب -
کمِکم دو تا برمیدارم
یهدونه دیگه - باشه -
بهنظرت اینجا خوراکی هم دارن؟
اوه، راستش دارن. ازش مطمئنام - اوه -
گُه بگیرن
...اوه، خدای من
تو روحش
جایی ندارم بذارمش
ای گُه بگیرن
اوه
...خیلیخب. خب
فکر کنم همینه
اوه، پسر
خیلیخب، یه چیز - آره؟ -
از تابلوئه متنفرم. واقعاً اون پُخ رو توی اتاق خوابگاهم نمیخوام
،اوه، ببخشیدا. این همون پُخیه که هزینۀ اتاق خوابگاهت رو میده
پس، میمونه
باشه، مشکلی نیست
میدونی، انگار همین دیروز بود که میرسوندیمت مهدکودک
...مامان
شَن، واقعاً خیلی بهت افتخار میکنم
تو بهترین بچهای
!اوه، برای روز اولت خوشگل شدی
تاب تحملش رو ندارم
خیلیخب، بذار فقط یه عکس دیگه بگیرم، باشه؟
اونجا ژست بگیر
یه لحظه. بذار بازش کنم
خیلیخب، آماده؟ - باشه -
!لبخند بزن
خیلی ناز شد - هی، برای بابا هم بفرست -
باشه، آره
...راستش، نه، میتونی - اوه، نه، نه، مشکلی نیست -
میفرستم براش - نه، بفرست واسه من. من میتونم بفرستم براش -
نُچ. دیگه فرستاده شد
کاری نداشت
چیز مهمی نیست - باشه -
خیلیخب. بذار خودم رو جمعوْجور کنم
بریم؟ آمادهای؟
آره، بهگمونم
من آماده نیستم، ولی - آره -
قبلش یه قهوه بخوریم؟ - قهوه میخوریم -
باشه
!سلام - سلام -
خب، فکر کنم بالأخره بوی عن رو از بین بردم
شاید بشه بوـش رو حس کرد، ولی باید خیلی زور بزنی
اون بالا چطور پیش میره؟ برای کرایهچیها آمادهای؟
آره، دارم آماده میشم
حالت خوبه؟
نه
...فقط، آم
No comments yet. Be the first to leave one.