The first 158 lines.
ه ع ب ه ع ب
هيولاها عليه بيگانگان
اين ماييم عليه اونا
دشمن عليه دوست
مغز متفکر عليه باب
اين شغلي فوق العاده عجيبه
. اوه آره ، عجيبه
ه ع ب ه ع ب
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
ه ع ب
شبي با سگ ها
به همين خاطره که بند 437 قانون جديد
مي گويد که " تمامي پژوهش ها بايد در آزمايشگاه
" ! انجام شود ، نه تو دستشويي
" تو مي گي " سيب زميني " منم مي گم " پٌمِيتٌو
تو ميگي " پٌمِيتٌو " ؟ - . آره -
. تا حالا هيچ بار نشنيدم که " پٌمِيتٌو " بگي - . من هميشه مي گم -
مثل همين امروز صبح که گفتم ! " سلام سوزان ، روز پٌمِيتٌوايي داشته باشي "
. درسته ، همينو گفت
... ژنرال ، درمورد ممنوعيت رفتن به دستشويي
افراد ، اونجا دنياي خيلي بي رحميه
. و من سگ آلفام
اگه کسي حرفي برا گفتن نداره
. پايان جلسه رو اعلام مي کنم
قربان ، اجازه بديد يخورده از مطالعاتم . در زمينه ي کشفيات زمين در اختيارتون بذارم
نمي خواد که دوباره در مورد مسئله ي کسل کننده ي زمين سخنراني کنه ، مي خواد ؟
. بايد راستشو بگم ، بعد از 4 ساعت ، کسلم کردي
. عدم توجه شما باعث از بين رفتن " علم " نميشه
. هر چند ، امروز مي خوام در مورد توله سگ حرف بزنم
! توله سگ - . من عاشق توله سگم -
. داشتن يه حيوون دست آموز يه چيز ضروري در کره ي زمينه
. بهمين دليل ، دوست دارم يه توله سگ دوست داشتني سفارش بدم
. نه
. ولي ژنرال ، اين کار براي تحقيقاتمه - . نه ، پايان جلسه رو اعلام مي کنم -
. زود باش گريه کن اسکوييپ حالا مطالعاتت در مورد زمين
. شامل درس " نا اميدي " هم ميشه
. رفيق خيلي سخته - . مايه ي تاسفه -
!اسم اون توله سگو قراره چي بذاريم ؟ - اوه اسکوييپ ، حالت خوبه ؟ -
. آره ، انتظار همچين چيزيو داشتم ، مطابق تحقيقات من
. اولين جواب به درخواست داشتن يک حيوان خانگي " نه " هست
. مرحله ي دو آغاز مي شود - " اذيت مداوم " -
خواهش مي کنم ، ميشه يه توله سگ داشته باشم ؟ - . نه -
خواهش ميکنم ، ميشه يه توله سگ داشته باشم ؟ . خواهش مي کنم ؟ فقط يه توله سگ
. خواهش مي کنم بذاريد يه توله سگ داشته باشم
! نه - . خواهش مي کنم بذازيد يه توله سگ داشته باشم -
. يه توله سگ مي خوام
. يه توله سگ بهم بديد
. يه توله سگ بهم بديد ! توله سگ ، توله سگ ، توله سگ
خواهش مي کنم ، ميشه يه توله سگ داشته باشم ؟
اسکوييپ ، من به اصرارت احترام ميذارم
کار من با حيوون اهلي دختر برادر و پسر خواهرم
. تموم شده ، که انگار معلوم نيست داشتمش يا اصلاً نداشتمش
اونا هميشه بهم قول مي دادند که ازش مراقبت مي کنند ولي کي مسئول مراقبتش شد ؟
! من . جوابت باز هم نه هست
. خيلي سخته که بفهمم اين گريه ي واقعيه يا الکي من گريه ي بچه هاي زيادي رو تحقيق کردم
. که گريه ي واقعي از الکيش رو تشخيص بدم
مگه گريه کردن جزو مراحل بعدي حيوون اهلي داشتن حساب نميشه ؟
. معمولاً آره ، ولي اين تصميم وظيفه ي من نيست
" ! بند 242 قانون ميگه ، " هيچگونه حيوون اهلي اي نبايد در پايگاه باشه
مگه شما قوانين رو نمي نويسيد ؟
چيکار ميکني ؟
. دارم آزمايش کامل مطالعات زمين مي گيرم ، من افسردم
هنوز نتونستي اون توله سگو بياري ؟
. شايد بتونم کمکت کنم ميشه يخورده از خصوصيات توله سگ ها برام بگي ؟
. خب ، توله سگ ها بازيگوشن - ! منم بازيگوشم -
. توله سگ ها دوست داشتني هم هستند - . منم دوست داشتني ام -
توله سگ ها مرحله ي نوجواني
. سگ هاي اهلي بالغ در طول دوران زندگيشان هستند
! منم دوست داشتني ام . يه لحظه صبر کن
! من مي تونم حيوون اهليت باشم - . تا حدودي قابل قبوله -
. باب ، تو مشکل خواستن توله سگ رو برام حلش کردي
تو حيوون تربيت شده هستي ، درسته ؟
. ژنرال ، ما اينجا بدنبال کسب اعتباريم
خواهش مي کنم ؟
هيچ راهي وجود نداره که از اين کار پشيمون نشم ، وجود داره ؟
! نچ
. بذار کارمونو با بررسي نيروي دروني حيوون شروع کنيم
نظرت در مورد سگي که
مي خواد باسن خودش رو گاز بگيره چيه ؟
. لطفاً تمرکز کن آماده اي ؟
! حرف بزن حيوون ، حرف بزن
زماني در زندگي انسان براي يه نفر لازم شد که
... تا گروه هاي سياسي متحدي رو منحل کنند که با ما
. نه باب . مثل يه سگ بايد حرف بزني . مثلاً بايد وغ وغ کني
. اوه ، درسته ! بارک، بارک
. يا به آلماني : آرف ، آرف
. بهتره دنبال اين توپ بري و بياريش
. تو بايد اون توپ رو بياري
. بفرما ! منظورم اينه ، بارک ، بارک
. يه سگ واقعي از دهنش استفاده مي کنه - . جدي ؟ باشه -
، باب ، بعد از توجهات محتاطانه
. من به اين نتيجه رسيدم که تو يه سگ ... بسيار بدي
اين بخاطر اون اتفاق تو راهروئه ؟
! باب
. در واقع تنها کاري که کردي و شبيه کار سگ بود همون يه کار بود
. چون من ديگه همچين کاريو نمي کنم
. فکر نکنم اين مطالعات در دوره ي فعلي بتونه موفقيت آميز باشه
. شايد بتونم اداي گربه ها رو بهتر در بيارم
: آخرين چيز براي امتحان کردن دارم
. منفجر کردنت بوسيله ي پرتوهايي که جرقه ي فکري سگ بودن بهت مي ده
... ولي من
. مغز ندارم
. يه اشتباه واضح کردم
. اميدوارم نتايج غيرمترقبه بدنبال نداشته باشه
. شايد اين اتفاق برا يه نفر اتفاق افتاده باشه
! انگار همه چيز عاديه
. فکر مي کنم يه مشکلي هست
. سوزان هيچوقت قبل از ناهار کفششو نمي جوه
... فکر کنم وقتش رسيده به
ژنرال اطلاع بديم ؟
اون پرتوها به ژنرال هم اصابت کرده ، درسته ؟ - . درسته -
. چون با وجود او خيلي سخت ميشه براش توضيح داد
. اين اتاق اثرات انفجار مغزي سگ رو به حالت اول بر مي گردونه
خوبه . ولي چجوري بايد همه ي مغزهاي سگ رو اين تو جا کنيم ؟
. اين کار چالش بر انگيزه . بايد براشون تله بذاريم
. مي تونيم از اين استفاده کنيم - . اين بايد خيلي خوب کار کنه -
فقط يه سوال : چرا گوشت خوک دستته ؟
چي ؟ مگه تو هميشه گوشت همرات نيست ؟
. ببينيد چي تو دستمه
. اوه ، آفرين سگ هاي خوب
. يالا
... فکر کنم فقط يه سگ ديگه
! اون سگ خيلي وحشيه - ! نگران نباش -
. من اينو دارم . درو باز کن
. حالا که فکرشو مي کنم مي بينم که نمي تونم اينکارو بکنم
. نه کوچولو ! اون که توپ نيست
. اين توپه
. بايد بگيريمش - . مي تونم ببينم که کجا ميره -
. او داره از تونل سبز رد ميشه
. او يه چيزي داره که آويزونه ، مثل پشت گلو
. باب ، حتماً داري به مري اش نگاه مي کني
! زود باش بچرخ - . اوه درسته -
. بسيار خب ، وارد اتاق شد
! اسلحه مي بينم ، خيلي خيلي اسلحه
. اوه نه . حتماً تو اسلحه خونست
. هي ، او چشممو زمين انداخت . حالا دنبال يه چيز ديگست
. شبيه ... نارنجکه
اگه اون نارنجک منفجر بشه
يه واکنش زنجيره اي بوجود مياره . که کل پايگاه رو مورد هدف قرار ميده
. اوه پسر ، اونوقته که ژنرال مانگر خيلي عصباني ميشه
... راستش ژنرال مانگر - . اوه ، درسته ، هنوزم يه سگه -
. باب ، سعي کن دوباره اداي گربه رو در بياري - اين چطوره ؟ -
! خوبه ، فقط معتقدم اون صدا " ميو " هست - . هر جور تو بگي -
. ميو
. ميو
! فکر کنم جواب مي ده
. ميو ، ميو
. من گربه ام
. ميو
. ميو
. ميو
. اوه ، رمز عبور رو نمي دونم
. هي ژنرال ، منم باب
. من که گربه نيستم
. باب ، اينکار بي فايدس
. همونطور که ژنرال مانگر مي گفت ، او واقعاً يه سگ آلفاست
No comments yet. Be the first to leave one.