The Santa Clauses

The Santa Clauses

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Santa Clauses S02E04 1080p WEB h264-EDITH
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 The Santa Clauses زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-21
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 196 lines.

آنچه در "بابا نوئل‌ها" گذشت

چرا پرواز کردی اومدی قطب شمال؟

بعضی از اسطوره‌ها، اِم... ننه طبیعت، خرگوشِ عید پاک، مردِ شنی

خب، همه‌شون یکم نگرانن که پسرت بابا نوئلِ بعدی بشه

اگه "کَل" تا سه ماه دیگه لایق بابا نوئل شدن نباشه، ما دخالت می‌کنیم

تموم شد. اگه بتونیم برگردیم خونه

جادوی قطب شمال قدرت‌هام رو بهم برمی‌گردونه

ما رو ببر قطب شمال، خرگوش

من "وارثِ" تاج و تختم

باید پدرت رو پیدا کنم

کَل، "وارث" اینجا یعنی خرگوش

بچه‌ها، چه خبره؟

خب، می‌تونی برش گردونی به حالت اولش، مگه نه؟

برگردوندنِ تغییر شکل هیچ‌وقت تضمینی نیست

می‌خواستم سورپرایزت کنم. تولدت مبارک! -

تولدم دو روز پیش بود. دیگه نمی‌تونم به این کار ادامه بدم

کاش اصلاً این لباس رو تنم نمی‌کردم

این جادوی بابا نوئله

قدرت رو حس می‌کنم

و واقعاً باشکوهه

ای بابا. -

خب نوئل، نمی‌دونم چطور این رو بهت بگم

بعضی چیزها همون بهتر که ناگفته بمونن

اگه استرست رو کم نکنی، منفجر می‌شی

یعنی، واقعاً؟

تا حالا یه بلوبری رو توی مایکروویو دیدی؟ - آره

این اتفاقیه که برای اِلف‌هایی می‌افته که مثل تو خیلی جوش می‌زنن

بهش می‌گیم "کِرتیس-زَدگی"

پس، واقعاً منفجر می‌شم

به همه گفتم که من برای "اِلفِ ارشد" شدن مناسب نیستم

"بِتی" همیشه توی این کار عالی بود

اون همیشه تنشش رو توی موهاش نگه می‌داشت

هوم. خب، می‌خوام با این مانیتور استرست رو اندازه بگیری

باشه. - نسخه‌ت هم استراحته

استرس کمتر، و اینکه ذهنت رو آروم کنی

باشه. شنیدی عزیزم؟

ای وای

خانم کلاوس. همیشه مایه آرامشی

خب، اِم، ساندرا خرگوشِ عید پاک رو به یه خرگوشِ واقعی تبدیل کرد

پس، حالا خودمون باید مراسم عید پاک رو برگزار کنیم

بلوبری. -

هی، بچه‌ها من برگشتم. - اون برگشت

آره. برف مصنوعی خیلی گرون بود، واسه همین به جاش این شامپو خشک رو خریدم

اوه، چه جلیقه قشنگی. از "بارلینگتون" خریدی؟

آموزشِ بابا نوئل

من اونو نمی‌شناسم ولی نظرت درباره یه چیزِ شیرین چیه؟

چطوری این کار رو کردی؟

جادو

- اینه بابا نوئلِ من

این واقعیه. خدای من، واقعیه

خیلی خب، نقشه جدید. - اممم، درسته

حالا که قدرت‌هام دارن برمی‌گردن... - هوم

می‌خوایم این بابا نوئلِ قلابی رو کله‌پا کنیم

نمی‌دونم می‌دونی یا نه، ولی من

ناعادلانه از قطب شمال تبعید شدم. - "ناعادلانه تبعید شدی"

کاملاً ناعادلانه. - خیلی ناعادلانه

آره، خیلی پست‌فطرتی و ناعادلانه بود. - "خیلی پست‌فطرتی و ناعادلانه"

آره، انگار قبلاً یه اشاره‌ای کرده بودی

وقتی نبودی، اون بابا نوئلِ قلابی توی جنگلِ پشتِ پارکت توقف کرد

هوم. - حتماً دوباره میاد

و این دفعه با یه تله منتظرشیم

کریس، بابا نوئل چی رو بیشتر از همه دوست داره؟

اوه، معما. عاشقِ اینم

باشه، باشه، می‌دونم. سپردیش به من

اِم، کلوچه؟

نه. - نه، نه. باشه

اِ، کادو؟ اون عاشق کادوئه. نه؟

اِم، بوی درخت کاج

کریسمس! کریسمس

کریسمسه، کریس

معلوم... معلومه. چرا به ذهنِ خودم نرسید؟

من می‌خوام این پارکِ داغونت رو

شادی

به یه نمایشگاه شادی تبدیل کنم که با قطب شمال رقابت کنه

اون دیگه چاره‌ای جز برگشتن نداره

منم پایه‌م. - خوبه

ولی بچه‌ها باید عجله کنیم

پدرم قصد داره هفته دیگه پارک رو به مشتری‌های احتمالی نشون بده

وقتی این رو ببینه، دیگه دلش نمیاد بفروشتش

یه گلوله‌برفی؟

شماها بهترین دوست‌های منین. -

بابا نوئل‌ها

فصل دهم: معجزه در جاده‌ی دِد کریک

خب، اول از همه باید به این وضعیتِ ناجورِ خرگوشِ عید پاک رسیدگی کنیم

خدا بیامرزتش

من اونو نکشتم

اون نمرده. فقط فعلاً از دور خارج شده

قرارمون اینه که نذاریم بقیه‌ی اسطوره‌ها بویی از این موضوع ببرن، باشه؟

پس باید قرارمون با مرد شنی رو عقب بندازیم

چطوره بگیم لوله‌هامون یخ زده؟

آخه لوله‌هامون از یخ ساخته شدن، مگه نه؟

- بیاید بیخیالِ این موضوع بشیم، باشه؟

چیزِ مهمِ دیگه‌ای نیست

به جز اینکه امسال باید عید پاک رو از قطب شمال برگزار کنیم

چی؟ عید پاک؟ عید پاک رو چطوری می‌نویسن؟ - من وقت برای این کارها ندارم

ما هیچی از عید پاک نمی‌دونیم

آره، مثلاً خرگوشِ عید پاک تخم‌مرغ‌ها رو قایم می‌کنه؟

یا تخم‌مرغ‌ها خودشون رو قایم می‌کنن؟ - دقیقاً

تخم‌مرغ چه ربطی به حضرت مسیح داره؟ - مسیح تخم‌مرغش رو چطوری دوست داشت؟

راسته. پایِ مرغ و خرگوش رو به عید پاک باز نکنید

خرگوش‌ها که تخم نمی‌ذارن

فلان و فلان و فلان. انگار نشستیم پایِ کنفرانسِ "تِد"

حالا این "تِدِ خرگوشه" چی می‌خواد بگه؟

تِد اون مرغه است. دقت کن بابا

شاید مسیح مرغ داشته و با یه خرگوش هم رفیق بوده؟

اوه، ایده‌ی خوبیه. بیا این رو یادداشت کنیم

ما کلِ متن رو گشتیم. چیزی در این مورد پیدا نکردیم

پس نوئل، کشفِ این قضیه با توئه. ردیفه؟

هشدار. هشدار. اخطار. -

مثلِ آب خوردن، بدونِ ترکیدنِ بلوبری

- آروم باش

خب، بیاید این رو به چشمِ یه تجربه نگاه کنیم

برای بیزینسِ کریسمسِ خانواده‌ی کالوین، خب؟

داریم روی عید پاک کار می‌کنیم، پس اگه گند هم بزنیم، اتفاقِ خاصی نمی‌افته

عیدِ ما که نیست. باشه؟ - نکته‌ی خوبی بود

خیلی خب ساندرا. تو باید این موضوع رو به گوزن‌ها بگی

باشه، قبول. ولی من هیچ جادوی جادوگری‌ای انجام نمی‌دم

کسی ازت نخواست که بکنی

خوبه. چون اون دوران تموم شده

اونا غیب شدن. - باشه

نه به خاطر اینکه من با ورد و اینجور چیزا غیبشون کرده باشم

فقط دیگه واقعاً تموم شدن

ممنون بابتِ این شفاف‌سازی

و کَل، ازت می‌خوام برای تحویلِ تخم‌مرغ‌ها بهم کمک کنی

- نه، نه، نه! هیجان‌انگیز می‌شه

فرصتِ خوبیه

تجربه می‌کنی که رفتن به خونه‌های مردم وقتی خوابن چطوریه

و اینکه یه سری چیزا رو اونجا بذاری و بیای

به جایِ جعبه‌ی کادو، سبدِ عید پاکه

ولی حس و حالِ بابا نوئل بودن رو درک می‌کنی

حتماً، چرا که نه؟

اینطوری نیست که رایلی از دستم عصبانی بشه که چرا سرم با کارهای عجیب غریب گرمه

و باهام به هم بزنه، چون قبلاً این کار رو کرده

اوه، خب، این دیدگاهِ خوبیه

بیا با همین فرمون بریم جلو

عزیزم، به تو و گروهِ اِلف‌ها نیاز داریم

که برید و سبدِ شعبده‌بازیِ خرگوشِ عید پاک رو پیدا کنید

باشه. سبدِ شعبده‌بازی. - آره

پر از تخم‌مرغ‌های بدبو، تخم‌مرغ‌های خنده‌دار و لونه‌ی خرگوشِ جادویی

تو این‌ها رو از کجا می‌دونی؟ - همه‌چیز‌دان بودن کارِ سختیه

راستی، مامانت گفت بهش زنگ بزنی

خب، تموم شد

ما گروهی هستیم که می‌دونیم چطوری کارها رو پیش ببریم

بیاید بپریم سرِ کار

خیلی زود بود. واسه این شوخی خیلی زود بود

هی، می‌خوای با من بیای تا بریم لونه‌ی خرگوش رو بررسی کنیم؟

اینطوری حواست هم یکم پرت می‌شه

و می‌تونیم پرواز کنیم و از جت‌پک استفاده کنیم

از جارو سواری که بهتره. - آره

این می‌تونه کمک کنه

روشن و رنگارنگ. - سبدها سفیدن

سبدها تقریباً آماده‌ان

ارائه‌ی خوبی بود، والی. - ممنون

عالیه، زیپی. فقط چند تا دماغ و گوشِ خرگوشیِ بانمک هم بهشون بچسبون

اِم-هوم

به نظر خوب میاد، مردِ شنی

مرد شنی! -

اوه، ای وای. من وقت برای این کارها ندارم

ترکیدی؟ واسم از حال برو

هنوز دود از کُنده بلند می‌شه

من و بقیه‌ی اسطوره‌ها واقعاً بابتِ یخ زدنِ لوله‌هاتون متأسفیم

ولی تصمیم گرفتم یه سری بهتون بزنم

و یه بررسیِ اولیه روی کَل انجام بدم

هشدار. بلوبری

خطر مایکروویو. -

اگه فقط یه لحظه بهم وقت بدید

حالا نفس بکش. آروم باش

کسی بالشِ من رو ندیده؟

این برای اون کاملاً عادیه

به هر حال، مرد شنی. -

از دیدنت خیلی خوشحالم. ممنون که سر زدی

و گوش کن، کَل خیلی مشتاقه که بهت نشون بده چطوری می‌تونه اون سورتمه رو برونه

متأسفانه، همه‌ی گوزن‌ها رفتن به یه اردویِ تیمی

خودت که می‌دونی، تمرین‌های اعتماد و اینجور حرف‌ها. درک می‌کنی که

کلی مهارت‌های دیگه داره که دوست داره بهت نشون بده

اوه، عالیه

پس خوشحالم که یه سری آذوقه با خودم آوردم

تا مطمئن بشم وسطِ ارائه خوابم نمی‌بره

یول‌بِلست

- درسته. یه لحظه صبر کن

بیا اینجا. آها، بیا

آها، درست شد

باید خودت رو جمع و جور کنی

دارم سعی می‌کنم، ولی همه‌ی احساساتم رو ریختم تو خودم و تعدادشون هم خیلی زیاده

برای فرو دادنشون هم از "اِگ‌ناگ" استفاده کردم و اصلاً حالم خوب نیست

یه قرصِ نعنا هم بخور

می‌دونی چیه، یه ایده‌ای دارم

چطوره تکیه بدی، استراحت کنی و بریم سراغِ ارائه‌مون؟

فکرِ خوبیه. - بالش؟

خب، اول از همه... - اوه، بفرمایید

انتخابِ هدیه‌ها

هوم

شیرِ گرم

راحتی؟ - آره

بیا دراز بکش

خب. کادوهای کریسمس

More Farsi Persian subtitles for The Santa Clauses

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left