Release info

Its My Life E86(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-04-22
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫از عمد این کارو نکردم

‫از عمد این کارو نکردم ‫ قسمت هشتاد و ششم

‫از عمد این کارو نکردم

‫تقصیرِ بیمارستان بود

‫تنها گناهم اینه که از روی برچسب اسم نوزاد...

‫بچه رو دزدیدم

‫منم همینو میگم. اصلا چرا این کارو کردی؟

‫چطور تونستی بخاطر چندرغاز پول ‫همچین اوضاعی درست کنی؟

‫به دنیا اومدنِ تو، بی حرمتی به دنیا بوده

‫میگن از گناه متنفر باش،

‫اما از گناهگار متنفر نباش

‫سونجا، خواهش میکنم کمکم کن، باشه؟

‫اشتباه کردم، باشه سونجا؟

‫هنوزم دلت میخواد زنده بمونی؟

‫من فقط ترجیح میدم بمیرم

‫وقتی فکرشُ میکنم که نام جین چقدر شوکه میشه،

‫دلم میخواد بمیرم

‫چرا باید شوکه بشم؟

‫دارین راجب چی حرف میزنین؟

‫داشت میگفت اگه بفهمی که بانگ چول سانگ ‫از بیمارستان دزدیدتت...

‫خیلی شوکه میشی

‫من قبلا شوکه شدم

‫فقط ازت میخوام حقیقتِ اتفاقی که ‫افتاده رو بگی...

‫و یه زندگی جدید رو شروع کنی

‫حتما

‫این کارو میکنم

‫گفتی امروز جلسه اضطراری هیئت مدیره بوده

‫چه اتفاقی واسه خانم چویی افتاد؟

‫واقعا اخراج شد؟

‫خانم چویی تصمیم گرفت استعفا بده

‫مامان، میرم دست و صورتم رو بشورم ‫لطفا شام رو برام آماده کن

‫امروز زود اومدم خونه که دستپختت رو بخورم

‫باشه، برات کیمچی جیگه درست میکنم

‫دست و صورتتُ بشور و بیا پایین ‫باشه

‫تو دیگه باید بری

‫سونجا، منم گشنمه

‫میشه منم اینجا غذا بخورم؟

‫نمیدونم خانم چویی کِی میاد

‫میخوای باهاش رو در رو بشی ‫و با زندگیت خدافظی کنی؟

‫بابام اخلاق تندی داره و اول داد میکشه

‫و خیلی راحت هم قهر میکنه

‫و فکر میکنه فقط حق با خودشه

‫این مدت چطور باهاش زندگی کردی؟

‫خدای من، پس میدونی

‫واقعا شخصیت خیلی خاصی داره

‫وقتی 20 سال باهاش زندگی کردم ‫چطور میشه ندونم؟

‫تحمل کردنِ اخلاق بابام خیلی سخته

‫چرا ازش طلاق نمیگیری؟

‫طلاق بگیرم؟

‫مان سوک شاید بی صبر باشه،

‫اما ویژگی های مثبتش بیشتر از منفیشه

‫با ملاحظه ـس، خیلی دوستم داره،

‫همیشه میذاره روی بازوش بخوابم

‫خوشتیپ، باهوش و پولداره

‫آیگو. چطور همه چی رو انقدر خوب میدونی؟

‫فکر نمیکردم این روش جواب بده

‫یهویی منظورت از این حرف چیه؟

‫وقتی روزِ ازدواجتون از خونه فرار کردم...

‫نام جین گفت

‫بابات کار اشتباهی کرده ‫و چطور تونسته این کارو کنه

‫باورش نمیشد که بدون اطلاع من ازدواج کردی

‫حتی اگه اینطور بوده، ‫چطور تونست این حرفُ بزنه؟

‫ناراحت شدم که راجبت اینجوری حرف زد،

‫و از دستش خیلی عصبانی شدم

‫بعدش ازم پرسید...

‫وقتی کاملا درکت میکنم

‫چرا انقدر انکارش میکنم

‫آیگو، خیلی باملاحظه ـس

‫نگران بودم که بعد از ازدواجم،

‫بابام خیلی تنها بشه

‫پس ازت ممنونم که کنار بابامی، آجوما

‫خواهش میکنم. من باید ممنون باشم

‫دستپختت همیشه خیلی خوشمزه ـس، مامان

‫عالیه

‫انقدر خوشمزه ـس؟ ‫آره

‫امروز چت شده، مامان؟

‫مشکلی پیش اومده؟

‫نه، اصلا

‫یه مدتی بود با پسرم غذا نخوردم ‫بخاطر همین خوشحالم

‫معذرت میخوام

‫درگیر کار شدم و بهت توجه نکردم

‫از این به بعد بیشتر تلاش میکنم

‫آیگو، خانم یانگ...

‫امروز صندوقچه گنجش رو باز کرد،

‫و احساساتی شد

‫صندوقچه گنج؟

‫گل کاغذی که روز والدین بهش دادی،

‫نقاشی چهره ـش که براش کشیدی،

‫کارتایی که بهش دادی،

‫و نامه هایی که براش نوشتی

‫و گل سینه که از سنگ های قیمتی تقلبی ‫ساخته شده

‫همش رو نگه داشته بود

‫من...

‫خجالت میکشم تو چشمات نگاه کنم

‫اگه خانواده ـت رو پیدا کرده بودم،

‫انقدر سختی نمیکشیدی

‫چرا میگی سختی کشیدم؟

‫من خیلی خوشحال بودم که پسرتم

‫این حرفُ نزن

‫اگه مادر واقعیت اینو بشنوه، ناراحت میشه

‫وقتی بعد از مرگم تو بهشت مامانم رو دیدم،

‫ازش درخواست بخشش میکنم

‫نام جین،

‫بعدا وقتی مادر واقعیتُ دیدی ‫اول چی بهش میگی؟

‫ازش میپرسم که وقتی منو به دنیا آورد ‫چه حسی داشته

‫از اینکه منو داشته احساس خوشبختی میکرده؟

‫و بعد از اینکه ناپدید شدم ‫چقدر ناراحت شده؟

‫پسرِ تو...چویی شی وو نیس،

‫بلکه آن نام جینه

‫اینو میگم چون دیگه نمیتونم ‫وایسم و ببینم که...

‫یه مادر و پسر انقدر از هم دیگه نفرت دارن

‫امکان نداره

‫این قضیه درست نیس

‫نمیتونه حقیقت داشته باشه

‫خانم یانگ، میشه یه کم دیگه ‫فرنی چنته ی چوپان درست کنی؟ ‫ چنته ی چوپان : نوعی گیاه

‫انگار شی وو ازش خوشش میاد

‫فرنی چنته ی چوپان؟

‫باشه

‫شام خوردین، خانم چویی؟

‫بخاطر اون، شغل 30 سالم رو از دست دادم

‫چطور میتونم غذا بخورم؟

‫بس کن دیگه

‫همش تقصیر خودته

‫چرا نام جینُ سرزنش میکنی؟

‫بعدا بخاطرش چقدر پشیمون میشی؟

‫حتی اگه تا آخر عمرت پشیمون بشی ‫خیلی دیر میشه

‫من هیچ کاری نکردم که پشیمون بشم

‫اون زمان، فکر میکردم این بهترین کاره

‫و،

‫هنوزم باور دارم که کارم درست بوده

‫ جین آه

‫بله، جین آه؟

‫یه مشکل بزرگی پیش اومده، مادر

‫مشکل بزرگ؟

‫وضعیت مدیر چویی بدتر شده

‫امروز صبح که حالش خوب بود

‫بخاطر حساسیت به پنی ‌سیلین ‫رفته تو شوک

‫حساسیت به پنی ‌سیلین؟

‫باشه. الان میام اونجا

‫بهم دست نزن

‫میرسونمتون بیمارستان

‫براتون خطرناکه که ‫با این وضعیت رانندگی کنین

‫لازم نکرده. خودم میتونم برم

‫به حرفش گوش بده

‫چرا انقدر بدجنسی؟

‫نام جین الان نگرانته

‫ماشین رو آماده میکنم

‫یه فنجون آب گرم بخورین ‫و آروم آروم بیاین پایین

‫خانومِ کیم مرحوم هم...

‫انقدر به پنی ‌سیلین حساسیت داشت ‫که وقتی بهش میزدن تا حد مرگ پیش میرفت

‫این درسته که شی وو ‫نوه یِ رئیس آن سوک هوئه

‫اما، پسر شما نیس

‫اون پسرِ کسی که ازش متنفر و دلخور بودین،

‫یعنی پسر کیم سو یونگه

‫میگم، دشیک ‫بله؟

‫من... اگه یه طراح معروف بشم،

‫تو هم خوشحال میشی، نه؟

‫معلومه

‫اگه موفق بشی منم خوشحال میشم

‫هر چند میترسم...

‫انقدر زیاد موفق بشی که...

‫دیگه علاقه ـتُ بهم از دست بدی

‫خدای من ‫تو فکر میکنی من همچین زنی ام؟

‫من زن وفاداری ام

‫حالا که حرفش شد، اگه من...

‫برم اروپا...

‫دشیک، منم، بابات ‫کی... کیه...

‫اوه، بابامه

‫بابا، مامان

‫این چیه؟ ‫سلام

‫سلام ‫لطفا بشینین

‫باشه باشه ‫بدش به من

‫آیگو

‫این چیه؟

‫حالت خوبه، یونجی؟ ‫بله

‫آیگو. چرا یونجی انقدر وزن کم کرده؟

‫دشیکِ خودخواه

‫بهت گفتم که مواظبش باش

‫بهش گشنگی دادی؟ ‫نه

‫نه، رژیم دارم بخاطر همین کمتر میخورم

‫اینا چی ـَن، پدر؟

‫اوه، راستی ‫شنیدم قراره این هفته با دشیک بری دیدن مادرت

‫پدرت، جینسنگ گانگ هوا، عصاره برنجساف،

‫و خرمالو...

‫برای مادر یونجی خریده

‫واووو. پدر و مادر، شما فوق العاده این

‫هی، هی. ‫بعد از اینکه دشیک رفت دیدن مادرت،

‫بیاین برای عروسی ـتون یه تاریخ تعیین کنیم

‫ما همه چی رو برای عروسیتون آماده میکنیم،

‫پس لازم نیس نگران باشی، یونجی ‫آره درسته

‫خو... خونه چی میشه؟

‫تا وقتی که قرارداد اجاره این خونه تموم بشه ‫همینجا بمونین

‫بعد از اون، براتون یه آپارتمان بزرگ میخرم

‫تو بهترینی، بابا

‫یونجی، چی میخواستی بگی؟

‫هیچی

‫خانومِ کیم مرحوم هم ‫انقدر به پنی ‌سیلین حساسیت داشت

‫اکه وقتی بهش میزدن تا حد مرگ پیش میرفت

‫نه. اصلا امکان نداره

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left