The first 158 lines.
جهان
این جهان 16 میلیارد سال قدمت داره
تو اون روز های اول
تضاد بین ثبات و تغییر
بین رکود و اشوب
موجوداتی را از جنس انرژی خالص ایجاد کرد
اربابان بزرگ نظم
و اربابان هرج و مرج
وظیفه نگه داشتن
تعادل مقدس بین نیروهای مخالف
را به عهده دارند
وقتی که خبر از نابودی جهان هستش
در اینجا هیچ قضاوت اخلاقی وجود ندارد
هیچ تضادی بین خوب و بد نیست
مگه اینکه خوبی به تعادل برسه
و بدی هستش که تعادل رو از بین میبره
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Pooyamaz & Aystarw
یکیو گرفتم!
خالد!
- هه! دو امتیاز. مری!
جای نگرانی نیستش
سرعت مرکوری!
هه!
- اوه! برو
اوه. مرسی, لوری. سه تا دیگه هم دارن میان
!قدرت هرکول
مری با اون جادو ترکوندی
تو ام همینطور, کالد
.اوم، راستش من، "خالد" رو ترجیح میدم
مثل پشت گلو
خالد؟ خالد؟
اممم, خیلی نزدیک شد
صحبت از خیلی نزدیک شدش
...گرفتن شش تا تروگووگ بد نیست، اما
همه شما در حال تبدیل شدن به محافظان بزرگ جادو هستید
اما شما باید نسبت به محیط اطراف خود آگاهی بیشتری داشته باشین
او, پسر, ما شکست خوردیم
...نه، نه، بیشتر یه چیزی تو مایه های .بی منفیه
اینم از این؛ تراگ ها خونه هستن
حالا بریم سراغ طلسم گلمور که همه ما رو مخفی کرده
اوه. ببخشید ندیدمت
چیزیم نشد
تریسی، تو هنوز خیلی روی قدرت های بدشانسی ات تکیه می کنی
میخوام بیشتر روی قدرت های درونیت تمرکز کنی
تا زمانی که برات خیلی اسون بشه
خالد، چیزی رو که خم می کنی یا می شکنی درست کن
برقراری تعادل بین دنیای طبیعی و جادویی خیلی مهمه
به علاوه، درختم ازتو تشکر میکنه
تروگووگ هم همینطور
اوه اصلا یادم رفت درستش کنم
جای نگرانی نیست؛ تروگ ها بسیار کشسان هستند
خیلی زود تفش میکنه بیرون
اوه؛من دوست دارم ببینمش
و مری؛ تو هنوز داری فکر میکنی خیلی شبیه یک ابرقهرمان
که با توجه به سابقه تو قابل درک هستش
اما جادو فقط دادن یا گرفتن توانایی های فرا انسانی نیست
از تخیلاتت استفاده کن وقتی که به خطوط زمین برخورد می کنی
یا منابع قدرت عرفانی
یکم به خودت پر و بال بده
اوه, حالا بیا,
اجازه نده کوچکترین انتقاد سازنده تو رو ناامید کنه
در واقع همه شما عالی هستید
در واقع شما بهترین شاگردای من هستین
ما تنها شاگردات هستیم
ولی با این حال بهترین
اون چی بود؟
نمیدونم
وضعیت مارکو نمیتونست از این بهتر باشه
هر روز یک دسته ای دیگه از فرا انسان ها وارد میشن
علاوه بر این، فوق بشری و دکتر جیک انجام کارهای خوبی از پیش میبرن
با استفاده از تار برای فعال کردن بیشتر
از همه بهتر، اونها داوطلب هستند
هیچ اجباری وجود نداره و هیچ قاچاقی هم وجود نداره
کمی تلنگر وطن پرستانه
از خودم به پادشاه بریون به مردمش رسیدم
این ترفند خیلی خوب کار میکنه
هلگا واقعاً این فرا انسان های تازه ساخته شده رو زیر پرو و بال خودش گرفته
اون براشون شبیه یک مادره
اوه؛ خیلی حرکت قشنگیه
و درباره فشار ترویا دبیر کل سازمان ملل
برای اعزام بازرسان سازمان ملل به مارکویا؟
یک نگرانی جزئیه، اما این بد هست. خوب نیستش
من باید برم کلاریون؟
وقت برای توضیح دادن نیست. تکل، تو به اونها بگویید
،به نظر میرسه دوست پرجنب و جوشمون یه کاری براش پیش اومده
پیش از دوازده هزار سال قبل
وندار اج برای بچه هاش یک دره درست کرده
موجوداتی که امروزه بهشون میگن
فرا انسان
قرار بود این براش یه جای ایده ال باشه
جایی که همه فرزنداش
کسایی که اونجا نازل شدن
و کسایی که زیر پرو و بال خودش گرفته
می تونستن تحت حکومت اون توی صلح و هماهنگی زندگی کنن
و بعدش
وندار رفت برای فتح سرزمین های بیشتر
و با پیروزی به روستای خودش برگشت
اون فهمید که یوتوپیای خودش از بین رفتند
اوه!
اندی نوبت گار نیست که یخچال رو تمیز کنه؟
اره؛اما اون خیلی خسته بود بهش گفتم که من اینکارو انجام میدم
مرد بیچاره خیلی خسته بود واقعا باید میرفت بخوابه
خیلی خب, سوار بشین
اوه!
خیلی خوب پس میریم سراغ اژدها
فکر میکردم میخواییم بفهمیم که اون موج عجیب غریب انرژی چیه؟
همین کاری نیست که انجام میدیم؟
خب
اقای تاونی من تورو انتخاب میکنم
چقدر خوبه!
بچه ها امتحان بعدیتون همینه
سعی کنید عقب نیفتین
مجبور نیستی که شبیه مری پاینز پیش بری
میدونستی که ما میتونستیم سوار مترو بشیم
کجاش جالب بود؟
هی؛ مری؛ من میدونم که من اینجا جدید هستم
اما منظور زتانا چی بود
وقتی که اون بهت گفتش که مثل ابرقهرمانا فکر میکنی؟
اوه؛ نگاه کن من قدیما یک ابر قهرمان بودم به اسم سرجینت
اممم, مهم نیست
من داخل یه تیم مخفی بودم برای همین هستش که اسم منو نشنیدی
...ولی من قدرت داشتم در واقع یک سوم قدرت رو
...خب
واقعا نمیتونم بگم
شزم!
اوم, خب, چه اتفاقی افتادش؟
من فقط بچه بودم
و اون موقع برای قدرت داشتن اماده نبودم
پس من مجبور شدم که ولش کنم
مجبور بودم
شگفت انگیز بود!
میدونی که به جز اون قسمتی که نزدیک بودش با یه اتوبوس تصادف کنیم
اصلا چرا اتوبوس مدرسه تا این وقت شب بیرونه!؟
اوه, اتوبوس ها میان دیگه
ما اینجا چیکار میکنیم؟
ملاقات با یک دوست قدیمی آدمی که همتون باید بشناسینش
،نیمو اینودو که مادام زندو هم بهش میگن
اجازه بدید معرفی کنم شاگردای شما
تریسی تورستون، مری برومفیلد، و خالد نصور.
.عصرتون بخیر، عزیزان من
مادام زندو بهتون خوش آمد میگه
وندار به دشمن جدید حمله کرد
اما با تکون دادن انگشت هاش
...کلاریون بچه جادوگر اون رو کشتش
و دیدیش که وندار داره بلند میشه
وندار سریع متوجه شدش که با یک فانی رو به رو نیستش
نه حتی یک فانی فرا انسان
این کلاریون چیز جدیدی بودش خیلی
یا با توجه به ظاهرش
چیز فوق العاده قدیمی
یک چیز، بنیادی
...اساسی
برای کائنات
سلام. من می خوام قدردانی خودمو ابراز کنم
.ممنونم که توی زمینِ فانی انکر (لنگر) من میشی
به جاش، اسم مناسبی را برای تو ارائه خواهم کرد
بیا تا اسمتو بزارم فلا (نقص) باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.