Altered Carbon

Altered Carbon

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Altered Carbon S02E06 NF WEBRip
Altered Carbon S02E06 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Altered Carbon S02E06 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Altered Carbon S02E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Altered Carbon S02E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR HEVC-NTG
Altered Carbon S02E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Altered Carbon S02E06 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Altered Carbon S02E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-METCON
Altered Carbon S02E06 WEBRip x264-STRiFE
Altered Carbon S02E06 WEBRip x264-ION10
A Commentary by TheFlashPoint
█ TheFlashPoint | www.30nama.best

Tags

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
HD
Published on: 2020-02-28
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سي‌نما تقديم مي‌کند ‫.:: 30nama.best ::.

‫هدف در 62 متری!

‫هدف رویت شد ‫در حال فرستادن مختصات!

‫- من وارد عمل میشم ‫- نه! منتظر پشتیبانی باش

‫میرم رو واسط شبکه‌ی آنلاین! ‫هنوز می‌تونم ببینمش!

‫همونجا که هستی بمون، سرباز!

‫نه، ما توی مجازی، شکستش نمیدیم

‫اگه اسلحه رو می‌خوایم، باید توی واقعیت بگیریمش

‫نه وقتی‌که هارلن دو چشمی داره نگاه می‌کنه!

‫- پارامترهای ماموریت... ‫- اشتباهن!

‫فلکونر باید خودش با کمال میل تحویلش بده ‫من می‌تونم بهش نزدیک بشم

‫اون اشتباهه اون بود!

‫تو هم به یه دلیلی من رو توی این کالبُد گذاشتی!

‫می‌خوام ازش استفاده کنم

‫تاک!

‫خیلی منتظرت بودم!

‫- کجا بودی؟ ‫- دیگه بیشتر از این نزدیک نشو

‫کل، این منم!

‫همه جا دنبالت گشتم. و می‌دونستم که اگه بتونی ‫برگردی، اینجا همونجایی ـه که بهش برمیگردی

‫حافظه‌م رو... از دست دادم!

‫اون من رو آورد اینجا تا دوباره بخاطر بیارم

‫کی؟

‫تاکشی کووَچ!

‫ الان دیگه یه چهره‌ی جدید داره

‫اون مرد، یه کلاهبرداره!

‫من تاکشی کووَچ هستم

‫توی اعماق وجودت می‌دونی! ‫می‌تونی حسش کنی!

‫قبل از این‌که روت رو برگردونی، می‌دونستی!

‫استکش رو پاره کن! میشنوی چی میگم؟

‫به من نگاه کن، کِل! چی می‌بینی؟

‫تویی!

‫وج، محاصره‌ت کرده ‫یا همین الان تمومش کن یا اونا تمومش می‌کنن

‫نمی‌تونیم اینجا بمونیم

‫تکون بخور، آشغال!

‫اونی که من رو آورد اینجا، ‫حتما دنبال اسلحه بوده

‫ چه اسلحه‌ای؟

‫- شلیک نکنید! ‫- ولی قربان...

‫دست نگه دارید! این یه دستوره!

‫ یه حافظه‌ی کش هست

‫که چیزهایی که توش قایم کردم، ‫می‌تونه بشریت رو ترمیم کنه!

‫هارلنی‌ها و نظام تحت‌الحمایه رو به زانو در بیاره!

‫ازش بخواه ببرتت اونجا!

‫بهم نشون بده

‫خیلی خطرناکه! ‫اون یکی توئه دیگه، هنوز اون بیرونه!

‫ممکنه، قشنگ بکشونیمش اونجا!

‫اون دیگه برامون دردسرساز نمیشه!

‫- آخه تو از کجا می‌دونی؟ ‫- ترتیبش رو دادم!

‫دیگه هیچوقت بهت صدمه نمیزنه!

‫ دنبال سرنخ برو، ‫ ولی یادت باشه اون خطرناکه!

‫اگه دستور دادم، کارش رو تموم می‌کنی! ‫دریافت شد؟

‫متوجهم!

‫متوجهم!

‫این سخته که آدم رو بازی بدن،

‫ولی اون شاید نیروهای پشتیبانی داشته باشه

‫باید قبل از این‌که کس دیگه‌ای بیاد دنبالش بگرده ‫امنیتش رو تامین کنیم

‫هدف در حال حرکته ‫پوشش خودتون رو حفظ کنید

‫کِل؟

‫اوه، لعنت بهش!

‫کِل؟

‫یالا کووَچ، بردار دیگه!

‫چه غلطا!

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫بعد از انفجار، اینجا بیدار شدم

‫ اینجا اسلحه رو قایم کردی؟

‫ اینجا، جایی ـه که اون منو قایم کرد

‫ اون؟

‫ریلین

‫قبل از این‌که منو بکشه، شناسه‌ی دیجیتالی ذهنم رو ‫کپی کرد، دی‌ان‌ای ـم رو ذخیره کرد و یه کلون ازم ساخت

‫- چرا باید همچین کاری بکنه؟ ‫- می‌تونم بهت نشون بدم

‫داره از خواهرت استفاده می‌کنه تا تو رو بهم بریزه

‫حافظه‌م هنوز کامل برنگشته

‫ولی این تالار، مجهز به نظارت هولوگرامی ـه

‫- ری! ‫- محکم باش، پسر!

‫نمی‌تونی به هیچ چیز، از اون چیزایی که نشونت میده ‫اعتماد کنی

‫تاک؟

‫قرار نیست تاک بیاد

‫اون مُرده

‫همشون مُردن!

‫نه!

‫ قلعه، خاکستر شده!

‫دیگه هیچ شورشی‌ای وجود نداره ‫نظام تحت‌الحمایه همشون رو سرکوب کرد

‫ما تنها بازماندگانیم!

‫- این تقصیر توئه! ‫- نه

‫قرار بود که اون توی اون سفینه باشه!

‫قرار بود از شناسه‌ی دیجیتالی ذهن اون ‫بکاپ گرفته بشه! نه تو!

‫تو ما رو ول کردی!

‫نمی‌خواستم بزارم بخاطر جنبش مزخرفتون بمیره!

‫- تاک انتخاب خودش رو کرد! ‫- منم همینطور!

‫می‌خوام اونقدر زندگی کنم که ببینم ‫تک تک کابوس‌هات به واقعیت بپیونده

‫این قبر توئه، کِل!

‫فقط این‌که آرزو می‌کنی که کاش مُرده بودی

‫نه، ری!

‫نه!

‫نه! بزار بیام بیرون!

‫بزار بیام بیرون!

‫منو همونجوری ول کرد! محبوس شده بودم!

‫تمام این مدت بیدار بودی؟

‫فقط ذهنم بیدار بود

‫ این حقه‌ی کلکریست فلکونره بزرگه!

‫همچین مظلوم نمایی می‌کنه ‫انگار ما حس مظلوم‌نمایی رو ازش نگرفتیم!

‫هیچوقت نمی‌دونستم کدومش بدتره!

‫این‌که خودم رو توی تاریکی گم کنم

‫یا دردی که با روشنایی میومد

‫دلت واسم تنگ شده بود؟

‫چیزی که الان داری حس می‌کنی اینه که ‫کالبُدت کم کم داره گرم میشه

‫هرچیزی اگه زیاد از حد بی‌حرکت بمونه ‫دچار خواب‌رفتگی میشه!

‫تقریبا یه قرن بود که اونا رو تکون نداده بودی

‫چی می‌خوای، ری؟

‫جواب!

‫چندین بار بررسی کردمش

‫سعی کردم ببینم که کِی...

‫کِی چه؟

‫کِی اون رو از دست دادم؟ چرا رفتش؟

‫تاک تو رو ترک نکرد ‫تو بهش خیانت کردی

‫نه

‫ما خانواده بودیم

‫اونموقعی که همدیگه رو پیدا کردیم ‫اون با واحدش درگیر شد!

‫از هرچیز دیگه‌ای براش مهمتر بودم! ‫تا وقتی که تو اومدی!

‫چی باعث شده اینقدر اینقدر خاص باشی؟

‫حتما برات مثل یه عذابه...

‫که اینقدر زندگی کرده باشی ‫ولی اینقدر کم بدونی!

‫نمی‌خواد بهم درباره‌ی عذاب، درس بدی! ‫اون رو به کار و کاسبیم تبدیل کردم!

‫خوشی، درد...

‫مردم حاضرن هرچیزی بابتش بدن

‫ولی تو...

‫تو می‌تونی رایگان ازش لذت ببری

‫هرچقدر ریلین، اشتیاق به ظلم و ستم داشت...

‫نامیرا بودن، اون اشتیاق رو بدتر کرده بود!

‫ خواهرت، وظیفه‌ش رو نسبت به ‫ نظام تحت‌الحمایه انجام داده بود

‫- مثل من! مثل تو! ‫- ببخشید قربان؟

‫- چیه؟ ‫- فرماندار می‌خواد باهاتون صحبت کنه

‫وقت ندارم تا با خودبینی‌های اون لعنتی سر و کله بزنم

‫- اون همینجاست، قربان ‫- باید آخرین خبرا رو بهم بگی، کاررا

‫یا این‌که فراموش کردی؟

‫الان دیگه به من گزارش میدی!

‫من که آخرین خبر رو بهت گفتم

‫آخرین انووی مُرده!

‫ما فلکونر رو محاصره کردیم!

‫کجا؟

‫- من که نمی‌بینمش! ‫- اون زیر زمینه

‫منتظریم تا دوباره بیاد بالا ‫همه‌ی خروجی‌ها رو پوشش دادیم

‫دستور من خیلی واضح بود: به محض رویت، ‫بهش شلیک کنید و استکش رو برام بیارید

‫بزار کارم رو بکنم. وقتی فلکونر رو گرفتیم، ‫اولین نفری خواهی بود که درجریان قرار میگیری

‫این رو می‌تونم تضمین کنم!

‫این دختره‌ی هرزه، جایی نمیره!

‫برگرد سر کارت، سرباز!

‫این آخرین باریه که دیدمش

‫- خسته به نظر میای، ری! ‫- تو هم خیلی داغون به نظر میای!

‫شاید وقتش باشه که از این بدبختی خلاصت کنیم!

‫تو منو نمی‌کشی!

‫تو تنهایی!

‫من تنها چیز واقعی‌ای هستم که برات مونده

‫می‌دونی چی واقعیه؟

‫تاک!

‫اون زنده‌ست؟

‫روی یخ، داره حبسش رو میگذرونه

‫ولی یه راه برای بیرون آوردنش دارم

‫گفتم شاید تو بخوای بدونی

‫نمی‌تونم بزارم دوباره بیای سر راهم ‫می‌خوام برای همیشه بفرستمت بری!

‫این ریشه‌ها دور و اطرافت رشد می‌کنن

‫داری جایی منو قایم می‌کنی که اولین جاییه که ‫اونا نگاه می‌کنن

‫تو خوب بهمون یاد دادی

‫تاک فکر می‌کنه که همه سوراخ سنبه‌های اینجا رو بلده

‫قشنگ از روت رد میشه...

‫و بعدش به راه رفتن ادامه میده

‫هیچوقت دست از گشتن بر نمیداره

‫این دیگه مشکل خودشه!

‫خدا نگهدار، کِل

‫ری!

‫نه!

‫من اونی بودم که داشت خاک میشد...

‫ولی به نظر میومد که ‫اون داره به تشییع جنازه‌ی خودش میره

‫بهم گفتی می‌خوای اسلحه رو بهم نشون بدی

‫ولی بجاش داری اینو نشونم میدی! چرا؟

‫بخاطر اینکه ازم پرسیدی کجاها بودم

‫بیا

‫اسلحه همین نزدیکیاست

‫ تکون نخور ‫ دست چپت رو باز نکن

‫ پایین رو نگاه نکن

‫ تکون نخور

‫ دست چپت رو باز نکن

‫ پایین رو نگاه نکن

‫وات د فاک؟

‫ الان چی بهت گفتم؟

‫کِل کجاست؟

‫- الان اهمیتی نداره! ‫- پیداش کردی؟

‫باید تمرکز کنی، کووَچ!

‫این طناب رو میندازم پایین

‫باید بگیریش

‫- یه مقدار بیشتر! ‫- نمی‌تونم بیارمش پایین

‫کووَچ!

‫تو از پسش برمیای!

‫طناب رو بگیر

‫لعنتی!

‫آروم باش! هواتو دارم!

‫دووم بیار. تقریبا رسیدی

‫فعال سازی ـه اسکن وضعیتِ اورژانسیِ پزشکی!

‫ شکستگی ـه دنده‌ی چهار و پنج ‫ شواهدی دال بر ضربه مغزی

‫ دررفتگی ـه شانه‌ی چپ

‫مثل خر خوش شانسی!

More Farsi Persian subtitles for Altered Carbon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left