The first 200 lines.
سينما تقديم ميکند .:: 30nama.best ::.
هدف در 62 متری!
هدف رویت شد در حال فرستادن مختصات!
- من وارد عمل میشم - نه! منتظر پشتیبانی باش
میرم رو واسط شبکهی آنلاین! هنوز میتونم ببینمش!
همونجا که هستی بمون، سرباز!
نه، ما توی مجازی، شکستش نمیدیم
اگه اسلحه رو میخوایم، باید توی واقعیت بگیریمش
نه وقتیکه هارلن دو چشمی داره نگاه میکنه!
- پارامترهای ماموریت... - اشتباهن!
فلکونر باید خودش با کمال میل تحویلش بده من میتونم بهش نزدیک بشم
اون اشتباهه اون بود!
تو هم به یه دلیلی من رو توی این کالبُد گذاشتی!
میخوام ازش استفاده کنم
تاک!
خیلی منتظرت بودم!
- کجا بودی؟ - دیگه بیشتر از این نزدیک نشو
کل، این منم!
همه جا دنبالت گشتم. و میدونستم که اگه بتونی برگردی، اینجا همونجایی ـه که بهش برمیگردی
حافظهم رو... از دست دادم!
اون من رو آورد اینجا تا دوباره بخاطر بیارم
کی؟
تاکشی کووَچ!
الان دیگه یه چهرهی جدید داره
اون مرد، یه کلاهبرداره!
من تاکشی کووَچ هستم
توی اعماق وجودت میدونی! میتونی حسش کنی!
قبل از اینکه روت رو برگردونی، میدونستی!
استکش رو پاره کن! میشنوی چی میگم؟
به من نگاه کن، کِل! چی میبینی؟
تویی!
وج، محاصرهت کرده یا همین الان تمومش کن یا اونا تمومش میکنن
نمیتونیم اینجا بمونیم
تکون بخور، آشغال!
اونی که من رو آورد اینجا، حتما دنبال اسلحه بوده
چه اسلحهای؟
- شلیک نکنید! - ولی قربان...
دست نگه دارید! این یه دستوره!
یه حافظهی کش هست
که چیزهایی که توش قایم کردم، میتونه بشریت رو ترمیم کنه!
هارلنیها و نظام تحتالحمایه رو به زانو در بیاره!
ازش بخواه ببرتت اونجا!
بهم نشون بده
خیلی خطرناکه! اون یکی توئه دیگه، هنوز اون بیرونه!
ممکنه، قشنگ بکشونیمش اونجا!
اون دیگه برامون دردسرساز نمیشه!
- آخه تو از کجا میدونی؟ - ترتیبش رو دادم!
دیگه هیچوقت بهت صدمه نمیزنه!
دنبال سرنخ برو، ولی یادت باشه اون خطرناکه!
اگه دستور دادم، کارش رو تموم میکنی! دریافت شد؟
متوجهم!
متوجهم!
این سخته که آدم رو بازی بدن،
ولی اون شاید نیروهای پشتیبانی داشته باشه
باید قبل از اینکه کس دیگهای بیاد دنبالش بگرده امنیتش رو تامین کنیم
هدف در حال حرکته پوشش خودتون رو حفظ کنید
کِل؟
اوه، لعنت بهش!
کِل؟
یالا کووَچ، بردار دیگه!
چه غلطا!
اینجا دیگه کجاست؟
بعد از انفجار، اینجا بیدار شدم
اینجا اسلحه رو قایم کردی؟
اینجا، جایی ـه که اون منو قایم کرد
اون؟
ریلین
قبل از اینکه منو بکشه، شناسهی دیجیتالی ذهنم رو کپی کرد، دیانای ـم رو ذخیره کرد و یه کلون ازم ساخت
- چرا باید همچین کاری بکنه؟ - میتونم بهت نشون بدم
داره از خواهرت استفاده میکنه تا تو رو بهم بریزه
حافظهم هنوز کامل برنگشته
ولی این تالار، مجهز به نظارت هولوگرامی ـه
- ری! - محکم باش، پسر!
نمیتونی به هیچ چیز، از اون چیزایی که نشونت میده اعتماد کنی
تاک؟
قرار نیست تاک بیاد
اون مُرده
همشون مُردن!
نه!
قلعه، خاکستر شده!
دیگه هیچ شورشیای وجود نداره نظام تحتالحمایه همشون رو سرکوب کرد
ما تنها بازماندگانیم!
- این تقصیر توئه! - نه
قرار بود که اون توی اون سفینه باشه!
قرار بود از شناسهی دیجیتالی ذهن اون بکاپ گرفته بشه! نه تو!
تو ما رو ول کردی!
نمیخواستم بزارم بخاطر جنبش مزخرفتون بمیره!
- تاک انتخاب خودش رو کرد! - منم همینطور!
میخوام اونقدر زندگی کنم که ببینم تک تک کابوسهات به واقعیت بپیونده
این قبر توئه، کِل!
فقط اینکه آرزو میکنی که کاش مُرده بودی
نه، ری!
نه!
نه! بزار بیام بیرون!
بزار بیام بیرون!
منو همونجوری ول کرد! محبوس شده بودم!
تمام این مدت بیدار بودی؟
فقط ذهنم بیدار بود
این حقهی کلکریست فلکونره بزرگه!
همچین مظلوم نمایی میکنه انگار ما حس مظلومنمایی رو ازش نگرفتیم!
هیچوقت نمیدونستم کدومش بدتره!
اینکه خودم رو توی تاریکی گم کنم
یا دردی که با روشنایی میومد
دلت واسم تنگ شده بود؟
چیزی که الان داری حس میکنی اینه که کالبُدت کم کم داره گرم میشه
هرچیزی اگه زیاد از حد بیحرکت بمونه دچار خوابرفتگی میشه!
تقریبا یه قرن بود که اونا رو تکون نداده بودی
چی میخوای، ری؟
جواب!
چندین بار بررسی کردمش
سعی کردم ببینم که کِی...
کِی چه؟
کِی اون رو از دست دادم؟ چرا رفتش؟
تاک تو رو ترک نکرد تو بهش خیانت کردی
نه
ما خانواده بودیم
اونموقعی که همدیگه رو پیدا کردیم اون با واحدش درگیر شد!
از هرچیز دیگهای براش مهمتر بودم! تا وقتی که تو اومدی!
چی باعث شده اینقدر اینقدر خاص باشی؟
حتما برات مثل یه عذابه...
که اینقدر زندگی کرده باشی ولی اینقدر کم بدونی!
نمیخواد بهم دربارهی عذاب، درس بدی! اون رو به کار و کاسبیم تبدیل کردم!
خوشی، درد...
مردم حاضرن هرچیزی بابتش بدن
ولی تو...
تو میتونی رایگان ازش لذت ببری
هرچقدر ریلین، اشتیاق به ظلم و ستم داشت...
نامیرا بودن، اون اشتیاق رو بدتر کرده بود!
خواهرت، وظیفهش رو نسبت به نظام تحتالحمایه انجام داده بود
- مثل من! مثل تو! - ببخشید قربان؟
- چیه؟ - فرماندار میخواد باهاتون صحبت کنه
وقت ندارم تا با خودبینیهای اون لعنتی سر و کله بزنم
- اون همینجاست، قربان - باید آخرین خبرا رو بهم بگی، کاررا
یا اینکه فراموش کردی؟
الان دیگه به من گزارش میدی!
من که آخرین خبر رو بهت گفتم
آخرین انووی مُرده!
ما فلکونر رو محاصره کردیم!
کجا؟
- من که نمیبینمش! - اون زیر زمینه
منتظریم تا دوباره بیاد بالا همهی خروجیها رو پوشش دادیم
دستور من خیلی واضح بود: به محض رویت، بهش شلیک کنید و استکش رو برام بیارید
بزار کارم رو بکنم. وقتی فلکونر رو گرفتیم، اولین نفری خواهی بود که درجریان قرار میگیری
این رو میتونم تضمین کنم!
این دخترهی هرزه، جایی نمیره!
برگرد سر کارت، سرباز!
این آخرین باریه که دیدمش
- خسته به نظر میای، ری! - تو هم خیلی داغون به نظر میای!
شاید وقتش باشه که از این بدبختی خلاصت کنیم!
تو منو نمیکشی!
تو تنهایی!
من تنها چیز واقعیای هستم که برات مونده
میدونی چی واقعیه؟
تاک!
اون زندهست؟
روی یخ، داره حبسش رو میگذرونه
ولی یه راه برای بیرون آوردنش دارم
گفتم شاید تو بخوای بدونی
نمیتونم بزارم دوباره بیای سر راهم میخوام برای همیشه بفرستمت بری!
این ریشهها دور و اطرافت رشد میکنن
داری جایی منو قایم میکنی که اولین جاییه که اونا نگاه میکنن
تو خوب بهمون یاد دادی
تاک فکر میکنه که همه سوراخ سنبههای اینجا رو بلده
قشنگ از روت رد میشه...
و بعدش به راه رفتن ادامه میده
هیچوقت دست از گشتن بر نمیداره
این دیگه مشکل خودشه!
خدا نگهدار، کِل
ری!
نه!
من اونی بودم که داشت خاک میشد...
ولی به نظر میومد که اون داره به تشییع جنازهی خودش میره
بهم گفتی میخوای اسلحه رو بهم نشون بدی
ولی بجاش داری اینو نشونم میدی! چرا؟
بخاطر اینکه ازم پرسیدی کجاها بودم
بیا
اسلحه همین نزدیکیاست
تکون نخور دست چپت رو باز نکن
پایین رو نگاه نکن
تکون نخور
دست چپت رو باز نکن
پایین رو نگاه نکن
وات د فاک؟
الان چی بهت گفتم؟
کِل کجاست؟
- الان اهمیتی نداره! - پیداش کردی؟
باید تمرکز کنی، کووَچ!
این طناب رو میندازم پایین
باید بگیریش
- یه مقدار بیشتر! - نمیتونم بیارمش پایین
کووَچ!
تو از پسش برمیای!
طناب رو بگیر
لعنتی!
آروم باش! هواتو دارم!
دووم بیار. تقریبا رسیدی
فعال سازی ـه اسکن وضعیتِ اورژانسیِ پزشکی!
شکستگی ـه دندهی چهار و پنج شواهدی دال بر ضربه مغزی
دررفتگی ـه شانهی چپ
مثل خر خوش شانسی!
No comments yet. Be the first to leave one.