The first 200 lines.
خداحافظ هلن!
من هم میرم!
سیگار میخوام.
چطوری با هلن آشنا شدی؟
- چرا الان ازم میپرسی؟ - نمیدونم.
صرفا برام سوال بود.
آشنایی که مهم نیست. اتفاقی که بعدش میافته مهمه!
شاید...
ولی همچنان دوست دارم بدونم.
همونطور که بقیه مردم با هم آشنا میشن. مسخره.
مسخره؟
آره، از طریق دوستهای مشترک. و بعد دوباره هم رو دیدیم.
اول نرفتم سراغش.
جالب بود ولی... یه چیزی جلوم رو میگرفت.
خب چطوری رخ داد؟
اون قدم اول رو برداشت.
باید بگم کارش حرف نداشت.
خونه اون بودیم. یه بچه توی تختش خوابیده بود.
خواهرزادهای چیزی...
وقتی شب تموم شد بهم گفت که کارش خیلی زشت بوده!
بچه رو برد توی یه تخت دیگه، بدک نبود، نه؟
بدک نبود.
عاشقش شدی؟
نه، ولی بعدا شدم.
اون چی؟
اون هم عاشقته؟
شاید آره.
یه پاکت گالوا.
شش فرانک.
ممنون.
خداحافظ.
انقدر مسخره بازی در نیار!
دیگه ناراحت نیستم.
اگه نمیخوای آشپزی کنی بریم بیرون.
نمیخوام برم بیرون.
دیگه دوستم نداری؟
این چه سوالیه؟
فقط بگو.
نمیتونم اینطوری جوابت رو بدم.
پس بودسم کن.
بیا!
دوباره حق با لنین بود.
در مورد چی؟
تقریبا دوباره حق با لنین بود.
در مورد چی؟
طنابهایی که باهاش خودمون رو دار میزنیم رو کاپیتالیستها بهمون میفروشن.
باید اضافه میکرد که...
کاش بهمون وقت بدن که کورگره بزنیم.
منظورت رو نمیفهمم.
اگه تصمیم بگیریم بریم ممکنه یه بمب اتم فرانسوی بهمون بزنن.
کجا بریم؟
جنگ!
حاضره. بیا بخوریم.
پال! بیا!
توی حمامم.
تو مثل بقیه نیستی.
حینش بهم نگاه میکنی.
صرفا...
از سر...
خیس کردنش نیست.
چیزی داری؟
سلام. ما یه... من یه...
- چی میگن؟ - کاندوم.
کاندوم.
- بسته بزرگ؟ - یه کوچیک.
- یه بسته ششتایی. - بله.
بیست و دو فرانک.
من دو سال گذشته رو تنها زندگی کردم.
دیگه نمیتونم توی آلمان با مردی زندگی کنم.
میخوای بدونی چرا؟
واضحه.
واضح نیست که میخوای بدونی.
ممکنه بعد خوابیدن باهام همچنان مهربان باشی.
این هم دلیلش.
نمیخوام دیگه عاشق بشم.
چون دفعه اولی که عاشق شدم...
عشق اولم... ورنر.
دستهای تو قشنگن.
دستهای اون هم بودن.
وقتی مشروب میخواست دستهاش میلرزید.
کل بدنش میلرزید.
یه بار تعطیلات بودیم...
معمولا تعطیلات نمیرفتیم چون پول نداشتیم.
اون همیشه تعطیلات میرفت.
اگه کار داشت بدتر هم میبود.
هیچوقت از بیکاری دست نکشید. میفهمی؟
حتی شب.
کل شب میلرزید.
نمیتونستم بخوابم.
و صبح هم میلرزید.
از کجا خرجتون رو در میآوردید؟
من مقاله مینوشتم و...
والدینش کمی براش پول میفرستادن.
آخرین خاطرهام ازش توی بیمارستانه.
پشت درهای بسته.
ورود ممنوع بود.
روی تختش دراز کشیده بود.
یه پرستار اومد داخل...
که بهش قرص بده.
با خودم گفتم که...
«این آخرین خاطره من از اونه.» به همین فکر میکردم.
قرصهاش همرنگ قرصهایی بودن که...
همراه با ایل قهوهایش میخورد.
طوری بود که انگار در هر صورت...
اونجا باشه یا هر جای دیگه آزاد باشه...
براش فرقی نداره.
نباید چنین حرفهایی بزنم. برای تو خوب نیست.
برای من؟
برای تو، برای من... میفهمی دیگه؟
اگه امکانش بود پیشت میموندم.
میخوای اون رو بیارم؟
میبینی؟ روز خوبیه!
نه...
آره، آب و هوا بده.
دوباره با هم زندگیم کنیم؟
- بخاطر اون میگی؟ - نه.
بخاطر خودمون...بخاطر من...
بخاطر پیر.
عاشقمی؟
اگه نیستی ارزشش رو نداره.
خودم تنهایی از پسش برمیام.
عاشقمی؟
همتون رو دوست دارم.
منظورم خودمم.
تو، من...
پیر، اون... فرقی نمیکنه!
ولی من چی؟
همه خانوادهایم.
فقط خانوادهست که مهمه.
خنده داره.
چی؟
ببین! پنجره اتاق...
جایی که ژان به خودش شلیک کرد. خنده داره.
فکرش رو بکن. وزیر دفاع استعفا داده!
عالیه!
پس وارد جنگ نمیشیم!
چرا میشیم.
پس چرا خوبه؟
ولی با این حال...
وزیر دفاعی که...
جنگ نخواد خوبه دیگه. نه؟
اگه جلوی جنگ رو نگیره چیش خوبه؟
سلام...
بذار ببینم...
سزارینه.
از ستون فقرات باشه؟
آره.
و بیهوشی نباشه؟
پس آماده شو. الان میان پیشت.
میترسی؟
بیا. خوب ببین.
صبر کن...
خوشش نمیاد.
اون چیه؟
کمک میکنه نفس بکشه. وگرنه اذیت میشه.
حین تولد کمی مایعات میره توی گلوشون.
جلوی نفس کشیدنشون رو میگیره. برای دهان و بینی رو...
تخلیه میکنیم.
کاری میکنه سرفه کنن...
و باعث میشه مواد رو به بیرون تف کنن.
یه بار دیگه دهنش و بعد تموم میشه.
خوب نیست.
بیا خانمی.
بیا.
سرش رو بالا نگه دار.
آهان. خوبه!
قشنگه نه؟
شنیدی؟ جنگ تموم شده.
آره.
150 هزار نفر مردن.
تو چهات شده؟
نمیخوان که دیگه بنویسم.
- گفتن که کافیه. - کی گفت؟
نمیدونم.
نمیدونم کی گفته ولی...
دستور از بالا بوده. از خیلی بالا!
راستی...
دختردار شدم... اسمش جودیته.
قربان...
پال شاید...
لازم نباشه دفعه اول تو بری پیشش.
شاید بهتر باشه تو کنار صندلی باشی.
نمیدونم دیگه. موضوع غریزیه.
ولی مهمه که بهش نگاه کنی.
چشمهات به میشل باشه.
بیا دوباره از اون نقطه ضبط کنیم.
از سخنرانی برنارد.
تازه...
بیمار من خیلی قوی نیست...
مخصوصا در مقابل این زن که به کار فیزیکی عادت داره.
ولی اون... ولی اون...
ولش کن، ادامه بده پال.
ولی جثه خوبی داره... بکش!
ادامه بده!
بهش نگاه کن.
محکمتر بکش ماری. واقعا بکش
سعی کن بکشیش سمت خودت. بکش.
No comments yet. Be the first to leave one.