The Birth of Love

The Birth of Love (La naissance de l'amour)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Birth of Love 1993 DVD
A Commentary by CinemaDreamingChannel

Tags

DVD
Published on: 2024-04-30
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خداحافظ هلن!

‫من هم می‌رم!

‫سیگار می‌خوام.

‫چطوری با هلن آشنا شدی؟

‫- چرا الان ازم می‌پرسی؟ ‫- نمی‌دونم.

‫صرفا برام سوال بود.

‫آشنایی که مهم نیست. ‫اتفاقی که بعدش می‌افته مهمه!

‫شاید...

‫ولی همچنان دوست دارم بدونم.

‫همون‌طور که بقیه مردم با هم آشنا می‌شن. ‫مسخره.

‫مسخره؟

‫آره، از طریق دوست‌های مشترک. ‫و بعد دوباره هم رو دیدیم.

‫اول نرفتم سراغش.

‫جالب بود ولی... ‫یه چیزی جلوم رو می‌گرفت.

‫خب چطوری رخ داد؟

‫اون قدم اول رو برداشت.

‫باید بگم کارش حرف نداشت.

‫خونه اون بودیم. ‫یه بچه توی تختش خوابیده بود.

‫خواهرزاده‌ای چیزی...

‫وقتی شب تموم شد بهم گفت ‫که کارش خیلی زشت بوده!

‫بچه رو برد توی یه تخت دیگه، ‫بدک نبود، نه؟

‫بدک نبود.

‫عاشقش شدی؟

‫نه، ولی بعدا شدم.

‫اون چی؟

‫اون هم عاشقته؟

‫شاید آره.

‫یه پاکت گالوا.

‫شش فرانک.

‫ممنون.

‫خداحافظ.

‫انقدر مسخره بازی در نیار!

‫دیگه ناراحت نیستم.

‫اگه نمی‌خوای آشپزی کنی بریم بیرون.

‫نمی‌خوام برم بیرون.

‫دیگه دوستم نداری؟

‫این چه سوالیه؟

‫فقط بگو.

‫نمی‌تونم اینطوری جوابت رو بدم.

‫پس بودسم کن.

‫بیا!

‫دوباره حق با لنین بود.

‫در مورد چی؟

‫تقریبا دوباره حق با لنین بود.

‫در مورد چی؟

‫طناب‌هایی که باهاش خودمون رو دار می‌زنیم ‫رو کاپیتالیست‌ها بهمون می‌فروشن.

‫باید اضافه می‌کرد که...

‫کاش بهمون وقت بدن که کورگره بزنیم.

‫منظورت رو نمی‌فهمم.

‫اگه تصمیم بگیریم بریم ممکنه ‫ یه بمب اتم فرانسوی بهمون بزنن.

‫کجا بریم؟

‫جنگ!

‫حاضره. بیا بخوریم.

‫پال! بیا!

‫توی حمامم.

‫تو مثل بقیه نیستی.

‫حینش بهم نگاه می‌کنی.

‫صرفا...

‫از سر...

‫خیس کردنش نیست.

‫چیزی داری؟

‫سلام. ما یه... ‫من یه...

‫- چی می‌گن؟ ‫- کاندوم.

‫کاندوم.

‫- بسته بزرگ؟ ‫- یه کوچیک.

‫- یه بسته شش‌تایی. ‫- بله.

‫بیست و دو فرانک.

‫من دو سال گذشته رو تنها زندگی کردم.

‫دیگه نمی‌تونم توی آلمان با مردی زندگی کنم.

‫می‌خوای بدونی چرا؟

‫واضحه.

‫واضح نیست که می‌خوای بدونی.

‫ممکنه بعد خوابیدن باهام همچنان مهربان باشی.

‫این هم دلیلش.

‫نمی‌خوام دیگه عاشق بشم.

‫چون دفعه اولی که عاشق شدم...

‫عشق اولم... ورنر.

‫دست‌های تو قشنگن.

‫دست‌های اون هم بودن.

‫وقتی مشروب می‌خواست دست‌هاش می‌لرزید.

‫کل بدنش می‌لرزید.

‫یه بار تعطیلات بودیم...

‫معمولا تعطیلات نمی‌رفتیم چون پول نداشتیم.

‫اون همیشه تعطیلات می‌رفت.

‫اگه کار داشت بدتر هم می‌بود.

‫هیچ‌وقت از بیکاری دست نکشید. ‫می‌فهمی؟

‫حتی شب.

‫کل شب می‌لرزید.

‫نمی‌تونستم بخوابم.

‫و صبح هم می‌لرزید.

‫از کجا خرجتون رو در می‌آوردید؟

‫من مقاله می‌نوشتم و...

‫والدینش کمی براش پول می‌فرستادن.

‫آخرین خاطره‌ام ازش توی بیمارستانه.

‫پشت درهای بسته.

‫ورود ممنوع بود.

‫روی تختش دراز کشیده بود.

‫یه پرستار اومد داخل...

‫که بهش قرص بده.

‫با خودم گفتم که...

‫«این آخرین خاطره من از اونه.» ‫به همین فکر می‌کردم.

‫قرص‌هاش همرنگ قرص‌هایی بودن که...

‫همراه با ایل قهوه‌ایش می‌خورد.

‫طوری بود که انگار در هر صورت...

‫اونجا باشه یا هر جای دیگه آزاد باشه...

‫براش فرقی نداره.

‫نباید چنین حرف‌هایی بزنم. ‫برای تو خوب نیست.

‫برای من؟

‫برای تو، برای من... ‫می‌فهمی دیگه؟

‫اگه امکانش بود پیشت می‌موندم.

‫می‌خوای اون رو بیارم؟

‫می‌بینی؟ روز خوبیه!

‫نه...

‫آره، آب و هوا بده.

‫دوباره با هم زندگیم کنیم؟

‫- بخاطر اون می‌گی؟ ‫- نه.

‫بخاطر خودمون...بخاطر من...

‫بخاطر پیر.

‫عاشقمی؟

‫اگه نیستی ارزشش رو نداره.

‫خودم تنهایی از پسش برمیام.

‫عاشقمی؟

‫همتون رو دوست دارم.

‫منظورم خودمم.

‫تو، من...

‫پیر، اون... ‫فرقی نمی‌کنه!

‫ولی من چی؟

‫همه خانواده‌ایم.

‫فقط خانواده‌ست که مهمه.

‫خنده داره.

‫چی؟

‫ببین! پنجره اتاق...

‫جایی که ژان به خودش شلیک کرد. ‫خنده داره.

‫فکرش رو بکن. وزیر دفاع استعفا داده!

‫عالیه!

‫پس وارد جنگ نمی‌شیم!

‫چرا می‌شیم.

‫پس چرا خوبه؟

‫ولی با این حال...

‫وزیر دفاعی که...

‫جنگ نخواد خوبه دیگه. نه؟

‫اگه جلوی جنگ رو نگیره چیش خوبه؟

‫سلام...

‫بذار ببینم...

‫سزارینه.

‫از ستون فقرات باشه؟

‫آره.

‫و بیهوشی نباشه؟

‫پس آماده شو. الان میان پیشت.

‫می‌ترسی؟

‫بیا. خوب ببین.

‫صبر کن...

‫خوشش نمیاد.

‫اون چیه؟

‫کمک می‌کنه نفس بکشه. ‫وگرنه اذیت می‌شه.

‫حین تولد کمی مایعات می‌ره توی گلوشون.

‫جلوی نفس کشیدنشون رو می‌گیره. ‫برای دهان و بینی رو...

‫تخلیه می‌کنیم.

‫کاری می‌کنه سرفه کنن...

‫و باعث می‌شه مواد رو به بیرون تف کنن.

‫یه بار دیگه دهنش و بعد تموم می‌شه.

‫خوب نیست.

‫بیا خانمی.

‫بیا.

‫سرش رو بالا نگه دار.

‫آهان. خوبه!

‫قشنگه نه؟

‫شنیدی؟ جنگ تموم شده.

‫آره.

‫150 هزار نفر مردن.

‫تو چه‌ات شده؟

‫نمی‌خوان که دیگه بنویسم.

‫- گفتن که کافیه. ‫- کی گفت؟

‫نمی‌دونم.

‫نمی‌دونم کی گفته ولی...

‫دستور از بالا بوده. ‫از خیلی بالا!

‫راستی...

‫دختردار شدم... اسمش جودیته.

‫قربان...

‫پال شاید...

‫لازم نباشه دفعه اول تو بری پیشش.

‫شاید بهتر باشه تو کنار صندلی باشی.

‫نمی‌دونم دیگه. موضوع غریزیه.

‫ولی مهمه که بهش نگاه کنی.

‫چشم‌هات به میشل باشه.

‫بیا دوباره از اون نقطه ضبط کنیم.

‫از سخنرانی برنارد.

‫تازه...

‫بیمار من خیلی قوی نیست...

‫مخصوصا در مقابل این زن که ‫ به کار فیزیکی عادت داره.

‫ولی اون... ‫ولی اون...

‫ولش کن، ادامه بده پال.

‫ولی جثه خوبی داره... بکش!

‫ادامه بده!

‫بهش نگاه کن.

‫محکم‌تر بکش ماری. ‫واقعا بکش

‫سعی کن بکشیش سمت خودت. ‫بکش.

The Birth of Love subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left