Mulan II

Mulan II

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mulan II 2004 720p HDTV x264-OCTAGON
A Commentary by shapoor6161
من فقط هماهنگ کردم

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Published on: 2012-12-09
Downloads: 61
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

،اوه، ناجي چين

.تو افتخار رو به خانه فا آوردي

.براي قدرداني، ما به تو احترام ميگذاريم

،اوه، تو رو تکريم ميکنيم

...اوه، مقتدر

،بگو، اسم منو بگو

.موشو

.اين چيزيه که من در موردش صحبت ميکنم اون بالا چکار ميکني، پسر؟

.براي مقدمه متشکرم

.و حالا، فکر کنم ميخوام جايگاه مورد علاقمو ببينم

.بفرما برو بالا

.لباس بلند تشريفاتي

.اگه مولان الان منو ببينه

،مولان چينو يه بار نجات داد

.و حالا اون فکر ميکنه امپراتوره

.من دارم از پله هاي بهشت صعود ميکنم

.طبقه بالا

.پايه مجسمه، قدرت و اقتدار

.حمام تشريفاتي

.آره حالا بهتره همتون يه نفس عميق بکشيد

چون تا هزار سال ديگه هم

.پايه مجسمرو ترک نميکنم

.آبو به گردش در بياريد

!اوه، آره

،طبق اين نمودار .من پولو اينجا ميگذارم

.راحت باشيد بچه ها

اي ارواح به من بگوييد شنگ خواهد رسيد؟

و به مولان قبل از غروب آفتاب .پيشنهاد ازدواج ميده

و باز هم ميتونن برن به استخر

.مادر

قمار شبيه بازي ماهجونگه .با کاشي هاي سفيد

.هيچ کس واقعا برنده نميشه

!من به حضور شما نياز ندارم پسرم

.من فکر کنم بهتره برم دعا کنم

.سلام، شارون

فا مولان اينجاست؟

.اون رفته ميدون تمرين

.آره. اين کار هر روزشه

.من ميرم کمکش کنم

متشکرم

.همه بچه ها مولانو دوست دارن

،چرا که نه؟ اون قويه ،اون شجاعه، اون خوشگله

.اون قطعه اي از اجداد باستاني ماست

.همه چيز خوبه، برادر کوچولو شماها اينجا چکار مي کنيد؟

.ما ميخوايم مثل تو بشيم، فا مولان

.ولي من خودم هنوز دارم ياد مي گيرم

!خواهش مي کنم

.باشه. فکر کنم بتونم چند تا حرکت نشونتون بدم

،مولان مي خواد به ما ياد بده چجوري ضربه بزنيم؟

!هورا

.خيلي خوب، آروم باشيد

.اين درس شماره دو هست

.اولين و مهمترين درس آرام و نرم بودنه

.در عين حال محکمو خشن بودن

چجوري مي توني هم خشن باشي هم نرم؟ .آره، من مي خوام خشن باشم

!آره

منم ميدونم بنظر جالب مياد ، ها؟

,اما دنيا پر از چيزاي ضد همه پس شما

يه مبارز خوب هستيد .شما بايد به حد تعادل برسيد

.بيايد ببينيم که اين کمکي مي کنه

.زمين، آسمان . روز، شب

.صدا و سکوت .تاريکي و روشنايي

.فقط يکدوم کافي نيست

.شما بايد با هم باشيد

.زمستان، تابستان ماه و خورشيد

درس شماره يک !واو

مثل يه سنگ شما بايد محکم باشيد

مثل يه چوب شما بايد قوي باشيد

مثل تيغ من سريع قطع کنيد

سريع فکر کن نترس

مثل يه سنگ ما بايد محکم باشيم

مثل يه چوب ما بايد قوي باشيم

مثل تيغ من سريع قطع کن

سريع فکر کن نترس

.خيلي خوب، مولان، من آماده ام

.اما، شما هنوز به تعادل نرسيديد .شما فقط نصف راهو اومديد

مثل يه ابر بايد نرم باشيد

مثل بامبو .بايد در مقابل باد انعطاف پذير باشيد

آرام بخزيد شما در صلح هستيد براي اين که خودتون مي دونيد

اين درسته که نگران باشيم

مثل يه ابر ما نرم هستيم

مثل بامبو در مقابل باد انعطاف پذير هستيم

آرام بخزيد ما در صلح هستيم براي اين که خودمون مي دونيم

اين درسته که نگران باشيم

فقط يکدوم کافي نيست

شما بايد با هم باشيد

.زمستان، تابستان ماه و خورشيد

درس شماره يک

مثل يه سنگ ما بايد محکم باشيم

مثل بامبو ما بايد در مقابل باد انعطاف پذير باشيم

تو ميتوني پرواز کني ما در صلح هستيم براي اين که خودمون مي دونيم

اين درسته که نگران باشيم

شما تازه شروع کرديد درس شماره يک

.اون ژنرال شانگه

.سلام، جنگجو هاي کوچولو

شما يونيفورم جديد(رده نظامي بالاتر)داريد، ژنرال؟

.يونيفورم، آره

حالا ديگه من فقط ميخوام اينجا زندگي کنم

البته، اگه دوست داشته باشي .تو خيلي شجاعي

...اوه، درسته. شجاع. بله، خوب

مولان، من براي مدتي پيش تو نبودم

...اما احساس مي کنم مهم نيست که مدتي يه مرد بودي توي

...وقتي يه مرد بودي توي

جايي هست که ما بتونيم با هم صحبت کنيم سرباز؟

!ميتونيد بريد تو خونه ما

آره، حالا همتون

!مثل رودخانه حرکت کنيد و بريد خونتون

.خداحافظ، شانگ .خداحافظ، مولان

دوست داري اينو براي من نگه داري؟

.ميدوني، تو ديگه هيچ وقت نميتوني اونو پس بگيري

"اون گفت "آره

.وقتي اونو در آغوش گرفت خيلي خوشحال بود

.ممکنه يه روز از چشمش بيفته

!ميتوني دوباره بگي

.من شرط رو بردم

!در حقيقت، مطمعن باش اون قبل از غروب پيشنهاد ازدواج ميده

.من شرط ميبندم اون قبل از ظهر پيشنهاد ازدواج ميده

!اما، تو که اهل قمار نبودي

.شرط بندي با مادرم قمار نيست که

.بلکه يه سرمايه گذاريه

.اوه، چه روز شادي

.بچه کوچيکم داره ازدواج مي کنه

.موشو، ممکنه يکي صداتو بشنوه

،من نميتونم کمکي بکنم !خودت ميدوني که اژدها ها خيلي احساساتين

به نظر مياد فقط مثل ماه قبل، .من و تو با هم چينو نجات داديم

!يک ماه قبل !چقدر سريع زمان ميگذره

!ميدوني، اين بايد يه لحظه رؤيايي براي تو باشه

.اين مثل هر روز نيست، من نامزد کردم

.منظورم اين بود که بگم تو نامزد کردي

!من کسيم که اون پسر خوش تيپو به تو رسوندم

،من يه نگهبانم يا من يه نگهبانم؟

.تو بيشتر از يه نگهباني

.تو مورد اعتماد ترين دوست مني

.اوه، تو اين کارو نميکني دوباره گريه کردي؟

.نه، من فقط يکم کِرِم توي توي چشمم رفته

.خوب معلومه که من دارم گريه مي کنم، دختر .تو چي فکر مي کني؟ اوه، مولان

!من فقط براي خودم خوشحالم خودت؟

اين عروسي يه تجارت بزرگه .که منو بالا ميبره

،وقتي که اجداد به مسير زندگي من نگاه ميکنند

.همشون دوست دارن گذشته منو ببينن

پس تو از اين که من دارم ازدواج مي کنم خوشحالي چون .اين کمکيه به تو

.البته، دارمت، خانم خانوما .اما منم به فکر تو ام

.يه نقشه اي براي عروسيت دارم .بايد روي اين موضوع کار کنم

.موضوع در مورد همه چيزه

چطوره در مورد "رنگين کمان خاطرات" باشه؟

اون يه مجلس رقص تازست .فهميدم

"موضوعش "تفکر صورتيه

.ميدوني، صورتي نوع جديدي از قرمزه .اون سادست، بگو ديگه، دود منو ببين

.جيرجيرک، پيش به سوي محل کارمون

،مولان، فکر ميکني مادر بزرگت کيو دعوت کرده

تا تو جشن نامزدي به ما کمک کنه؟

واقعاً؟ کي؟

.کل چينو !تبريک ميگيم

شگفت انگيز نيست؟

ببخشيد اين يه مقدار با عجله و بي پروا هست

.اون نياز داشت که ما غافلگيرش کنيم، ميدونستي

.راه رو براي اين زوج خوشبخت باز کنيد

.حالا اين يه ميدون جنگه استراتژيت چيه، ژنرال؟

!دو دسته شدن و پيروز شدن

.بسيار خوب، مرده هاي عزيز

،ما بايد به کارمون برسيم .پس به سمت هدف حرکت کنيد

.من يه خبر مهم و دسته اول دارم

.حالا اينو داشته باشيد .مولان ازدواج کرد

.خيلي خوب، خيلي ذوق نکنيد .من ميدونم شما چه احساسي داريد

.ولي الان وقت لاغر کردنه. راه بيوفتيد

.موضوع رنگ صورتيه

،من ميخوام گلهاي صورتيو ببينم .روبانها، کمانها

.من در مورد ماهي قزل آلا صحبت نميکنم .شرمنده نباش

.فکر کنم صورتي يه سيلي جديده !بچه هاشونم بعدا ميان

در مورد آگهي اخراج چي؟ !ببخشيد؟

هيچکس نميخواد زير شلواري تو رو ببينه .پرونِهيلدا

.در حقيقت، منظورش اين بود

.هي، اين شبيه يه آگهي اخراج واقعيه

،ميدوني .شبيه "آگهي اخراج شدن" من هست

.اوه، خودشه چي گفتي؟

.آگهي اخراج مال تو هستش

،اين کتبيه ،يهو سر عروسي اون زن

.اجداد شوهر اون

.ماموريت نگهباني رو تسخير کردن

.نه. طومار شما بايد يه مشکلي داشته باشه .اين نميتونه اينطوري باشه

.اما هست، تو از شغلت اخراجي .اخراج از پايه مجسمه

.و بدون موهات، احمق

.نه، نه .من اينجوري از اينجا نميرم

.من تا 500 سال ديگه اين پايه مجسمرو ترک نميکنم

.و من جولوتونو ميگيرم

.به من گوش کن، تو يه مارمولک تنبل شل و ولي

،اون فا مولان ازدواج کرده .تو شغل قبليتو پس مي گيري

.يادت باشه، به صدا در آوردن زنگ

.شايد اين بخواد زنگ بزنه

.موشو رو از اينجا بيرون کرديم

.موشو رو از اينجا بيرون کرديم

.موشو رو از اينجا بيرون کرديم

.موشو رو از اينجا بيرون کرديم

حالا من بايد چکار کنم؟

خوب، بگو ببينم، ميخواي که اين يه عروسي بزرگ باشه؟ .البته

!نه، به هيچ وجه

بچه چي؟ .هر چند تا که ممکن باشه

!شايد يکي يا دوتا

.ما ميخوايم در موردش فکر کنيم .فوراً

.آبي... ملايم... آره .صورتي... تند... نه

More Farsi Persian subtitles for Mulan II

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left