The first 197 lines.
ParkMinYoung℠ زمانبندی
کات - !خاموشش کنین! همه چیو خاموش کنین -
وای نه
تفش کن بیرون، جه هیوک
کیک توش توت فرنگی داشت. قورتش دادی؟
آلرژی داره؟ - آره به توت فرنگی -
داروها همراهتن. کجان؟
اگه داروی آلرژی همراهشه، باید الان مصرف کنه
کجاست؟
--کیفش - کجاست؟ -
کجاست؟
کیفش. برو کیفشو بیار
آقای جونگ، هول نشین. نفس بکشین
نفس بکشین
همینطوری نفس بکشین
@ApinkIran کانال ای پینک
باشه. اونو بده من - آب؟ -
بیا - وای -
بخورین. آبو بخورین
حالتون چطوره؟
دفعه پیش قرصا رو که خوردی بلافاصله خوب شدی
حالتون خوبه؟
من هنوزم فکر میکنم باید برن بیمارستان
صبر کن - خنگی مگه؟ -
چطور ندیدی داری چی میخوری؟
به نظر میاد این اتفاق قبلا هم افتاده
اون دفعه هم همین اندازه خورد؟
آره، یه تیکه کوچیک توت فرنگی توی یخ در بهشتش بود
نیم ساعته حالش خوب شد
بیاین مراقبش باشیم. ولی بهتره بره بیمارستان
میشه کمکم کنین؟
آره، باید کمک کنی - من؟ -
رو پاهاتون وایسین آقای جونگ - باشه -
هی - لطفا بلند شین -
نفس بکشین. حالتون خوبه؟
کمکم کنین - صبر کن. کیفشو بدین -
ممنون
بذارین کمکتون کنم. حواستون به پاهاتون باشه
صب کنین، آقای جونگ
اینو انداختین
حتما از توی کیف افتاده
زود باشین برین. از بیمارستان بهم زنگ بزنین
باشه. ما میریم. بهتون زنگ میزنم
ممنون از کمک امروزتون
خواهش میکنم
بهتون زنگ میزنم، خانوم جین
تهیه کننده وو، با من بیا
بله
میدونی که این دفعه بدجور گند زدی نه؟
چطور تونستی همچین چیزیو چک نکنی؟
!یه عذرخواهی مکتوب کافی نیست
تهیه کننده وو - چیه؟ -
بله خانوم
چرا اون کیک توت فرنگیو برای برنامه امروز آوردی؟
حتی میدونستی که به توت فرنگی آلرژی داره
آره. کاملا یادم رفته بود
شانس آوردی که قرص هاش همراهش بودن و یه دکتر اینجا بود
میفهمی که این میتونست یه فاجعه بزرگتری بشه؟
میفهمم
چطوری میخوای اینو درست کنی؟
مسئولیتشو می پذیرم و برنامه رو بر طبق اون جلو میبرم
عذر میخوام
الان این مهم نیست
با جونگ جه هیوک و کیم هه کیونگ میخوای چیکار کنی؟
اون موقع قیافه دکتر کیمو دیدی وقتی اون عکسو دید؟
دیدن صورت اون از دیدن غش کردن جه هیوک ترسناکتر بود
من با جه هیوک حرف زدم
بعد از این برنامه برمیگرده آمریکا
واقعا؟ برمیگرده؟
آره
اه، اصلا هرچی
دیدن هر چهارتای شما یک جا خیلی مضطربم میکنه. نمیتونم انجامش بدم
خب، به هرحال که باید از بیننده ها عذرخواهی کنی
بیا فعلا برنامه رو متوقف کنیم
باشه - گمشو -
گمشو، بچه پررو
اصلا حتی شیرتوت فرنگی هم نخور
ایش
با ماشین نیومدم. منو برسون خونه
اون موقع ولی تهیه کننده وو انگار یه آدم دیگه ای شده بود
شنیدم اونا چندین سال قرار میذاشتن
یه جوری بود انگار ۱۰ سال زن و شوهر بودن
نو اول
من درمورد رابطشون در گذشته خبر دارم
سعی نکن از این علیه ش استفاده کنی
برام مهم نیست
واقعا؟
خوشحالم که به اون مسئله اهمیت نمیدی
اگه میدیدم از دیدن اینکه داره از اون مواظبت میکنه عصبانی میشدی
ناراحت میشدم
نمیدونم چرا باید از تو همچین چیزی بشنوم
اصلا دیگه سعی نکن حسادت منو سر رابطه گذشتشون تحریک کنی
مگه اینکه دلت بخواد منو واقعا خشمگین ببینی
اگه نمیخوای برسونیم خونه، خب بگو
حالت خوبه؟ خیلی دعوات کرد؟
آره خیلی
حتی ممکنه بخاطر همین اخراج شم
پس اونجوری برای وقت گذروندن با من وقت بیشتری داری
پس چطوره اول من استعفا بدم؟
آروم، آروم
بذار روزی فقط یک مشکل درست کنیم
کارت تموم شد بهم زنگ بزن. باهم شام بخوریم
باشه. کارمو زود تموم میکنم و بلافاصله بهت زنگ میزنم
باشه
جونگ جه هیوک قبلا بیمار من بود
توی دوران بچگیش کمبود محبت شدید تجربه کرده،
که باعث شده شخصیت شدیداً شیفته و نیازمندی داشته باشه
....و اون مخصوصا شیفته ی
[کات - !خاموشش کنین! همه چیو خاموش کنین -]
وای. اونو ببین
سلام، منم
بله. باشه
باشه. ممنون. خدانگهدار
ببخشید. یه تماس داشتم
مطمئنی نمیخوای بری بیمارستان؟
خانوم نام میخواد که یه چکاپ کامل بشی
وای، من الان کاملا خوبم
فقط یه واکنش آلرژی بود
قرصو که بخورم خوب میشم
و دوهی خوب ازم مراقبت کرد. الان خوبم
خانوم نام دعوامون میکنه
پس چطوره من با خانوم نام تماس بگیرم؟ مشکلی نیست؟
هوم؟
من دیگه میرم. باید برم جایی
باشه - باشه -
خدافظ - خدافظ. مرسی -
خدافظ - خدافظ -
واقعا حالش خوبه؟
بنظر خوب میاد
فک میکنم مسئله بین تهیه کننده وو و گزارشگر جونگ جدیه
نه من فک نمیکنم هنوزم با هم قرار بذارن
نه
من فکر نمیکنم این واسشون آخرش باشه
مشخص نیست؟
چرا انقد پیچیده ست؟
وقتی داشتم برنامه رو می دیدم واقعا شوکه شدم
پس ممکن بود حادثه بزرگی پیش بیاد
ولی تهیه کننده وو متوجه ش شد و جلوشو گرفت
مطمئن نیستم
چی چیو مطمئن نیستم؟
ممکن بود بمیره
اینطوری یک صفر به نفع آقای جونگه
یک صفر؟
یه همچین چیزی دیگه
دکتر کیم، بعضی بیمارا خبر نداشتن امروز مرخصی این
وقت مشاوره شونو گذاشتم فردا یا پس فردا
و اینا هم مهم ترین خبرا هستن
... از آژانس همسریابی
کیم جین سوب، جواب گرفتیم
گفتن نمیتونن شماره اون خانوم رو بهمون بدن
،ولی اگه حرفی باهاش دارین
میتونین از طریق آژانس بهش برسونین
ولی میخواین چه کار کنین؟
... خب
،میخوام به خانومه وضعیت روحی آقای کیم رو بگم
تا خودش بتونه تصمیم بگیره
چون سابقه بیماری روانی داره، براش همسریابی نمیکنن
قابل درکه که کمپانی ردش کنه، به هرحال مسئولیت داره
ولی میخواستم بدونم احساس اون خانم دربارهش چیه
،اگه اون هم مثل آقای کیم اون رو دوست داشته باشه
شاید بخواد درکش کنه و یه راهی برای با هم بودنشون پیدا کنه
همچین فکری توی ذهنم بود
دکتر کیم، به نظرم قدرت عشق واقعا حیرت آوره
چی؟- وای خدا-
اصلا معرکه س
عجب- ای خدا-
برو خونه-
میخوای اضافه کاری وایسی؟
چه سریع رفت. عین شاتل بود
بله
خداحافظ. بله- غذا نوش جان-
مطمئنی همینا بسه؟
یهو هوس جاجانگمیون کردم
این نزدیکیا کلی رستوران خوب هست
باید بگی جاجانگمیونت رو برات بیارن
اینطوری قشنگ به آدم می چسبه
زیاد غذای پیک موتوری می خوری؟
آره
احتمالا سه چهار روز توی هفته غذا از پیک می گیرم
اینقدر زیاد؟
،میدونم اینجوری راحت تره
... ولی یه غذای ساده رو هم که شده، سعی کن بپزی
مامانم هم دیگه بابت خورد و خوراکم دعوام نمیکنه
،و فکر نکنم خبر داشته باشی
این روزا دیگه همه چیو با پیک میارن دم در خونه
حتی میتونی گوشت خوک کبابی رو سفارش بدی و خونه خودت تنهایی بخوری
چطور گوشت خوک کبابی رو برات با پیک میارن؟
وای خدا، عجب آدم عجیبی هستی
انگار روحتم خبر نداره تو دنیا چه خبره
بیا. آروم آروم بخور
... راستی
... میدونستی از وقتی اومدی تو
یه بار هم تو چشمام نگاه نکردی؟
همیشه جرزنی میکنی
عین روح می مونی ها چطوری همه چی رو متوجه میشی؟
حتی اگه دکتر نبودم هم می فهمیدم
رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون
No comments yet. Be the first to leave one.