The first 200 lines.
... آنچه در «سلیپی هالو» گذشت
اون جاودانهس
دشمنمون، دریفوس، به دنبال بیدار کردن
چهار سوار آخرالزمانه
این بده
دریفوس سوارها رو در فاصله
قابل توجهی از رئیس جمهور داره
...تو و من
ما شاهد هستیم
آره، هستیم
روح جنگ نابود نشده
فقط از کرین جدا شده
میتونیم دوباره فراش بخونیم اگه میزبان درستش رو داشته باشیم
شاید اون شخص من باشم
میبایست شروع کنیم، پدر؟
اگه مجبوریم
تو تیممون رو خراب کردی، هنری
خودم با رضایت خواهانش بودم
خیله خُب
تا به مرگ
ده قدم
برگردید
شلیک کنید
من روی بلند قده شرط میبندم
این جنگ بین ما هرگز تموم نمیشه، هنری
تموم میشه .... امروز
تو سعی کردی به عنوان
اسب سوار جنگ من رو غصب کنی
حالان اونچه که
حق من هست رو دارم
از دست تو آزاد خواهم شد
من باعث شدم تو به این دنیا بیایی، هنری
تو رو از قیدش آزاد میکنم
شدید بود
دقیقاً
به عنوان یه چشم انداز عرفانی، همینطور بود در کمال تعجب از ته دل بود
برداشت تو از بقایای
اتصال به سوار جنگ
احتمالاً در بالاترین حد خودش بوده
حداقل میدونیم چه اتفاقی برای هنری اُفتاده
توی رویا به ما گفت، به چیزی که حقش بوده رسیده
اون پوشش سوار جنگ خودش رو پس گرفته
نیاز به تأیدیه داریم
الکس داره روی راهی کار میکنه که مکان و موقعیت دریفوس رو مشخص کنه
درسته، باید عجله کنیم
کُلی اینجا وقت صرف کردی، ها؟
توی آیندهای که ازش اومدی؟
بهترین روزام نبودن
لازم نیست درموردش صحبت کنیم
نه، نه
خودمم میخوام
خودت میدونی دریفوس چیزایی واسه کتیبه ها داره
درسته
اون جوب و منو فرستاد تا اینجا رو غارت کنیم
هر چیز با ارزشی هست رو ببریم
تو و جوب؟ - آره -
جوب وظیفش به یه نوعی سرپرستی از من بود
هرچیزی که در مورد موارد فراطبیعی میدونم
از اون یاد گرفتم
اُوه
و حس بدی دارم از اینکه مالی رو با پرستار بچه تنها گذاشتم
وقتی که داشتم سعی میکردم آخرالزمان رو متوقف کنم
دوست دارم مالی رو ببینم
وقتی این موضوع تموم شد
فقط به اون بگم اینطوری که من زندگی کردم هرگز زندگی نکنه
وقتی وقتش برسه البته، آره
ممنونم
اُوه، خدای من، تو هنوز اینجایی
این واسه تو یه سفر یه طرفهس
تو نمیتونی برگردی
آره، با خودم سنجیدم که تو رو نجات بدم
و یه شانس به مالی برای زندگی با تو بدم
این حتی یه مشاجره هم نیست
اُوه
اینجا میگه وقتی چهار سوار باهم باشن قدرتشون بیشتر
از زمانی هست که از هم جدا هستن
اِمم، مثل گروه بیتلز
کارای انفرادی اونا هرگز اونقدر جادویی نبود
بینمون هنوز خوبه؟
دیروز برات یه کلوچه آوردم
...اگه تو نمیفهمی معنی شکلک ماهی کیکی یعنی
آیا من کاری یه چیزی گفتم که باعث توهین بهت شده؟
نه
درواقع، برعکس
باشه
خانم الکس
پیشرفتی در بدست آوردن محل دریفوس بدست آوردی؟
تونستم از نقطه مورد نظر از حدود نیم مایلی هوایی بگیرم
هنوز دارم زور میزنم که یه تصویر حرارتی بگیرم
عیب نداره اگه بچرخونمش اینطور؟
نه
این در حالیه که من یه ماهواره رو هک کردم
نشانهها
هر چهار سوار بیدار شدن
ترس ما بی اساس نبود، خانم جنی
کمپ دیوید فقط در ده کیلومتری اوناس
ما باید به سرویس امنیتی و رئیس جمهور هشدار بدیم؟
و چی بهشون بگیم؟ آخرالزمان رسیده؟
و برچسب" بپاخیزی صحت داره"؟
حق با اونه
اگه تماس بگیرم و بگم
"مالکوم دریفوس کتاب بیدار سازی رو باز کرده"
اونا منو میندازن توی دیوونه خونه
باید حرکت کنیم
چهار شیطان محوطه رو ترک کردن
این فقط یه معنی میتونه داشته باشه
سوارها رها شدن
دلتا، آلفا هستم
یه سری مهمون دارن بهمون نزدیک میشن
دریافت شد، آلفا. سرعشون رو کم کنید
بُکُشیدشون
خدای من، این دیگه چیه؟ !یه حمله تروریستیه؟
تو...چی هستی؟
معذرت میخوام
خانم رئیس جمهور
...میترسیدم که دستیار من
اون زیاد
اهل صحبت نباشه
مالکوم دریفوس؟
هموطنان آمریکایی من اسم من مالکوم دریفوسه
....و رئیس جمهور شما
میترسم اون الان زندانی من باشه
این یه ساعت پیش روی سرورها فرستاده شده
اون باید بدونه اونا هرگز خواسته های احمقانهش رو نمیپذیرن
منابع من میگن اولین اعتصاب شش ساعت دیگه اتفاق میاُفته
خُب، سوارها اونها رو سرکوب میکنن
که دقیقاً چیزیه که اون میخواد...یه نمایش قدرت
نه اگه ما اول اونجا باشیم
که چکار کنیم؟ سوارها غیر قابل توقف هستن
دریفوس کلید ماجراس
اون سوارها رو احضار کرده اونها رو به خودش محدود کرده
اگر اون بمیره، اونا هم میمیرن؟
ولی مشکل جاودانگیش مارو به خونه اولمون برمیگردونه
در عرض چند ساعت، سوارهاش میرن که
ارتش ایالات متحده رو درهم بکوبن
و دموکراسی ما رو سرکوب کنن - خُب، پس -
اگر میخوایم چهار سوار آخرالزمان رو از
آسیب زدن به رئیس جمهور و از بین بردن تمام آمالهامون متوقف کنیم
باید یه راهی برای از کُشتن یه مرد جاودانه پیدا کنیم
مترجم : سجاد بیرانوند - امیر مهدی - سامان جلالی Telegram: @Sajjad_SJJB @sami_prince تاریخ ترجمه : 1396/02/09
توی کتاب "روسکینا"، هودر نابینا خدای جاودانه
بالدار شجاع ، رو با کمان دارواش کُشت
اون توسط خدای شرارت لوکی فریب خورد
این از دسترسمون خارجه، برامون بلااستفادهس - این مکان -
پُر از راههای دفع موجودات فراطبیعی هست
چیزی اینجا نیست که بتونیم ازش استفاده کنیم؟
فکر کنم یکی رو بشناسم که بتونه
درمورد موضوع جاودانگیمون بهمون کمک کنه
توی آینده کُلی زمان با جوب صرف کردم
اون توسط دریفوس کنار گذشته شد
باشه، ولی اینجا و الان
جوب و ریفوس همکاری تنگا تنگی دارن - من میشناسمش -
حتی اگر اون هنوز اونو نشناسه
اگر بتونم با اون ارتباط برقرار کنم
بهش میگم بیش از حدی که تصورشو میکنه از دست میده
چطور این مکالمه رو شروع کنیم؟
آخرین طلسم کریستالم
"خواندن طلسم "
بیشتر از جادوی آتلانتیس میدونی
من هنوز به خاطر اون آخری
بهت بدهکارم، دختر
اومدیم باهات یه معامله بکنیم، شیطان
موفق باشید
الان که میدونم کجایید فکر کنم یه ملاقات بهتون بدهکارم
اربابم رو میارم
توی یه تپش قلبتون
تحمل تو برای اون سختتر میشه، جوب
تورو به دنبال مأموریتهاش میفرسته به دنبال جمع آوری چیزای بیمصرف
این سرنوشتیه که شیطانی مثل تو سزاوارشه؟
شاهزاده درد از ششمین دایره جهنم؟
به زودی، تو فقط محرم اسرار یه دختر نوجوون
و بچه دار اون میشی
تو به خدای دروغ خدمت میکنی
بگو بهم، که دروغ میگم؟
حقیقت؟
چه اهمیتی داره؟
جاودانگی دریفوس، باعث مشکلاتی شده
تو نمیتونی کمکمون کنی، به مستقیم نه
ولی تو میتونی یه نفر رو به طور مستقیم به ما معرفی کنی
یا چیزی، این کاریه که میتونی بکنی
شما دوتا شاهد
"ویا اَد اینفرنوم"
ارباب من رنج و عذابی که سزاوارشید رو به شما نشان میده
...لاتین بود
فکر کنم، توهین کرد؟
"برو به جهنم"
نه، نه، نه، نه، نه
"ویا اَد اینفرنوم"
، از یه جمله دستوری گرفته شده :میتونیم به معنای واقعی کلمه ترجمهش کنیم
"سفر به جهنم"
اون خیلی خاص بود
این یه توهین نیست
این یه دستور بود
پس جوب
گفت بهمون که بریم به جهنم
که از یه شیطانی کمک بگیریم؟
نه هممون، ظاهراً، فقط ما دوتا شاهد
این دیوانگیه، واقعاً
الانشم یه همکار امسال از دست دادم
سرکار توماس
No comments yet. Be the first to leave one.