The first 200 lines.
بچه ها، من ميدونم ميخوام براي تولدم چيکار کنم
همين الان با نيکي تلفني صحبت ميکردم،
و قراره بياد اينجا،
نميخوام خيلي وارد جزئيات بشم،
ولي قراره از يه لباس مبدل پرستار سکسي استفاده بشه.
چه باحال. اونوقت، نيکي چه لباسي ميپوشه؟
ممکنه باورتون نشه، ولي من کارم توي رختخواب خيلي خوبه.
چون من و نيکي يه تست کوچيک درباره سکس
توي يکي از اون مجله هاي عجيبي که دوست داره پر کرديم
نيکي به من 9 داد
يه ميانگين بود از 7 توي عملکرد
و 11 توي اشتياق
شلي هم هفته پيش يکي از اين تست ها رو پر کرد،
ولي اشتباهاً به سوالات دخترها جواب داد
معلوم شد که شلي مونث ازون جنده هاي اينکاره است
خيلي خب، در هرصورت نيکي قراره بياد اينجا،
و من فکر کردم شايد بتونيم بار رو تعطيل کنيم
و با خانواده واقعيم، شما بچه ها، مشروب بخوريم
البته، هديه نياريد
به شخصه، هديه ندادن خيلي خيالم رو راحت ميکنه
چون خريد کردن برات خيلي سخته
يعني، تو يه جورايي همه شلوار نظامي ها رو داري
هي، شراب سفيد، لز؟ - اوه، آره -
به نظرم هنوز املاک ارزشمندي
توي دترويت پيدا ميشه
مطمئنا نماي زيباييه
ببخشيد، با کدوممون حرف ميزنين؟
با اين خانم جوان که اينجاست
جوان؟ واقعا؟
سريع، بچه ها...
به نظر ميرسه من تازه حموم بودم؟
اينطور به نظر مياد،
ولي از بويي که ميدي به نظر ميرسه از آبجو جاي آب استفاده کردي
عزيزم، شبيه بيانسه، شب نمايش شدي
فيِرس
مامان ميره جلو
نميدونم چرا اين طرف انقدر به نظرم آشنا مياد
يعني، به نظر ميرسه ميخوام درستش کنم،
ولي در عين حال ميخوام خفش کنم
پدر؟
ايناهاش
چه..چه غلطي ميکني اينجا؟
براي يه اجرا ميرفتم شيکاگو
خواستم براي تولد پسرم يه سر بزنم.
خب، اگه داريم همديگه رو بغل ميکنيم
لزلي
اين ..اين يه کابوسه
دني: خيلي خب، بزن بريم
جاستين: باشه، داريم ميريم
â™ھ اوه-اوه-اوه، اوه، اوه â™ھ
â™ھ Undateable â™پايان بزرگ! ھ
اه، هيشکي نميبينه دستات رو تکون ميدي
خودشون ميدونن
شماها درباره چي حرف ميزنين؟
شبي که تو به وجود اومدي
اينجا هممون بزرگساليم
درسته؟ ميتونم بگم اين رفيقمون کارشو تو سوارکاري بلده
خب، اگه از سوارکاري منظورت سکسه...
خب، ام، نه..متاسفانه
بلد نيستم
پس بعدش چي، پدر، هان؟
ميخوام به همه بگي که چطور وقتي بچه بودم
عادت داشتم با کفش پاشنه بلنداي مامان راه برم؟
پسر من عادت داشتم روي پوستر هيو گرانت تمرين لب گرفتن کنم،
با اين وجود بچگي تو از من گِي تر بوده!
اگه با هم توي آتيش سوزي گير بيفتيم
و کفش پاشنه بلند پامون باشه،
فقط من ميتونم خودمو نجات بدم.
جوجه جون، اگه هروقت ما با هم يه جا گير کرديم
و آتيش سوزي شد و ما کفش پاشنه بلند پوشيديم،
فقط، بگذار من بميرم
ميدوني چيه پدر؟
چرا..چرا نميري خونه من، باشه؟
منم يه کم ديگه ميام و با هم ميريم شام بخوريم
گرفتم، پيرمرد خجالت زده ات ميکنه
فهميدم..مشکلي نيست
از ديدنتون خوشحال شدم
به نظر آدم خوبي مياد - اوه، آره -
يعني، وقتي 13 سالم بود ولم کرد و رفت
و الان سالي يکبار ميبينمش، حداکثر
اينو يک ميليون بار بهت گفته بودم
ميدونم، ولي من يک ميليون اداي گوش کردن بلدم
يکيش اين
اوه، اين رو وقتي از نمايش هاي موزيکال حرف ميزني در ميارم
ولي ميدوني چي خيلي بده
اينکه من ميدونم چقدر خودخواهه،
ولي توي پنهان کردنش از بقيه خيلي ماهره
ببين، فقط يه لطفي کن..
و نگذار تورو شيفته خودش کنه
خيلي خب، فکر کنم براي لزلي دير شده
توي اون بغل گذاشتم يه کم کنار ممهام رو فشار بده
خدا، عجب روز جهنميايه
الان يه مرد متاهل ديگه سعي کرد مخم رو بزنه
و هنوز ماهيچههاي پام از پيلاتِس ميسوزه
يکي زنگ بزنه 911
يه مورد اورژانسي دختر-سفيدپوست داريم
چي داريم؟
ميدوني، مورد اورژانسي دختر-سفيدپوست،
مثل وقتي که يادت رفته عکس کاپ کيکت رو بگذاري اينستاگرام
آره، يا وقتي که دستگاه پخشت سريال اِسکَندِل رو ضبط نکرده
اوه ببخشيد
يعني من يه دختر خل و چل ام که درباره همه چي غر ميزنه؟
آره، الان فهميدي
خيلي خب، آقايون خودتون رو نجات بدين
خدا!
من مرض غرزدن مزمن ندارم که
تو يه چيزي بگو لزلي
سابرينا، من يکي از دوستاي قديميتم
و..؟
هيچي ندارم بگم
اووه!
برام مهم نيست شما چي فکر ميکنين
پيشخدمت بودن خيلي سخته
اوه نه، گاهي بايد يه آبجو ببري
يا، اوه نه، چوب شور!
ميدوني چيه؟
من شير يا خط مياندازم و اگه شير اومد،
اونوقت تو بايد جاي من آخر هفته رو پيشخدمت باشي،
اما اگه خط اومد،
ديگه هيچوقت غرزدن من رو نميشنوين
به ريسکش ميارزه
ايول!
لعنتي! - خيلي خب -
اوه، يه راهنمايي کوچيک..
اگه ممههاتو به هم فشار بدي کلي بيشتر پول ميگيري
هي ايناهاش! ميخواستم برات غذا درست کنم
دني و من رفتيم خريد - خوشحالم که کمک کردم فرانکو -
اوه خداي من، شيفته اش شدي
جوجه جون، هيچ کسي که
سينه نداره نميتونه منو شيفته کنه
حواست به سس من هست؟ بايد يه تلفن سريع بزنم
آره آره، حتما
داريم سس و همه چي درست ميکنيم
خيلي خب، شايد يه کم شيفته اش شدم خب؟
در دفاعم.. - بسه، خب؟ -
تو نميدوني چندبار منو نااميد کرده
اداي گوش کردن در نيار!
ببين، من يه سيستم کامل
براي پدرم دارم، خب؟
يه سر مياد اينجا، يه شام سريع ميخوريم،
و روز بعدش رفته
اينجوري هيچوقت بهش فرصت نميدم منو نااميد کنه
حرفي از مهموني من نزن
خب،پس، من يه
سوال فرضي ازت دارم
دني، ازت ميخوام که توي چشمام نگاه کني
و بگي که از پدرم نخواستي بمونه
من از پدرت نخواستم بمونه
خبرهاي خوب.. ميتونم آخر هفته رو بمونم
براي اون مهموني تولدت
در دفاع از خودم، من هيچ مشکلي براي
نگاه کردن تو چشماي کسي و دروغ گفتن ندارم
من هيچوقت تو تخت تو سکس نکردم
دني بهم گفت که يه دوست دختر مهم داري
چجوريست؟
نيکي؟ آره نيکي عاليه
همينو ميخواي بگي؟
دختره کلا ازش سرتره
بيشتر مردم فکر ميکنن يه عروسکه
که جاستين از اينترنت خريده
هميشه درباره خانومها بلندپرواز بودي
يادته وقتي 12 سالت بود و از بارب،
همسايه ميانسالمون براي رقص کلاس هشتمت دعوت کردي؟
باحالترين بچه مدرسه بودم
و بعد فهميدم چقدر بارب تنهاست
وقتي که منو به هاوايي دعوت کرد!
چيکار دارم ميکنم؟
هي پدر، بادته اونموقع که من 15 سالم بود،
و ما..اوه، ميدوني چيه؟
مهم نيست. تو اونجا نبودي..
بچه جون، ميدونم ما بهم نزديک نيستيم
ولي ميخوام که اين عوض بشه، چيکار ميتونم بکنم؟
ميتوني يه ماشين زمان بسازي
و برگردي و بهم ياد بدي چطور از کاندوم استفاده کنم
که مامان مجبور نميشد يادم بده
اوه، درسته، جلوي کل گروه پيشاهنگيمون بهم ياد داد
با استفاده از يه موز که بعدش خوردش
و ميدوني ناراحت کننده ترين قسمتش چيه؟
اوه ميدوني چيه؟
ميخواستم بگم اين که تو پيشاهنگ بودي،
ولي بايد اين باشه که مادرت موزه رو خورده
ببين، ميتوني بياي به مهموني،
ولي جوري رفتار نکن که انگار عوض شدي
متاسفم مرد
من..من باهاش حرف ميزنم
فقط..ميدوني...
براش سخته چون از يه خانواده داغون اومده
احتمالا خودت ميدونستي
آره
سيبزمني سرخ کرده من؟ - تو راهه! -
رفيق، اين که نصفه است
تشنم شد
دارم مثل سگ اينجا کار ميکنم! لعنت!
اينم فيله مرغتون خانم
من که اينو سفارش ندادم
اوه، پس تبريک ميگم
شما برنده لاتاري فيله مرغ شديد
Subtitle by: TheOmidM
زودباش رفيق
هدف از اينکه
No comments yet. Be the first to leave one.