The first 200 lines.
ترجمه و تنظیم Matin78124 Instagram,Telegram
چیه،نمیریم مدرسه؟
داشتی رادیو گوش میکردی بابا؟
نه،البته که میریم مدرسه
اولین روز گریسی جانه
آماده اید؟
بعضی از مردم چشونه؟
احمقن- درسته-
پس ما حالا میریم بیرون و به هیچ
احمقی یا کارای احمقانه شون اهمیت نمیدیم
درسته؟
مستقیم برید توی ماشین
با معلماتون خوب رفتار کنید
درو قفل کن
میدونم،میدونم عزیزم
عزیزم،خانونمم،منو نگاه کن- به این مزخرفات نگاه کن-
به من نگاه کن
کاری نکن که باعث خوشحالیشون بشه
لعنت بهشون
باشه.
خب ببین،ما سه تا راه داریم
اول:برمیگردم خونه
اسلحه 45 ام رو برمیدارم،همه این کصکشا رو میکُشم
میرم زندان،دخترارو ازت میگیرن
ببین بخوام رو راست باشم،زیاد از این نقشه خوشم نمیاد
دوم:باتو توی خونه میمونم
هفته اول کار؟
اخراج میشی
یه بار دیگه بگو گزینه اول چی بود؟
چشمت به من باشه،حواست به من باشه
بعد از این همه سختی که پشت سر گذاشتیم،
فکر میکنن با چندتا عروسک چیکار میتونن بکنن؟
حالا میخوام دخترارو ببرم مدرسه
و بعدش میرم سرِ کار
تو میری داخل و درُ قفل میکنی
باشه.
از پسش بر میایم
از پسش بر میایم
شماها به این چی میگید؟- یه شروع-
صلیبِ خیلی پر زرق و برق ؟
فکر نکنم متوجه منظورت شده باشم
بچه هام مجبور شدن ببیننش- تقصیر کی بود؟-
این مکان خونه منِ...خونه ماست
بنظرم واقعا مهمه که آدم بدونه به کجا تعلق داره
اگه من بودم،نمیتونستم تصور کنم زندگی کردن توی جایی که
منو نمیخوان و تک و تنهام،چه شکلیه
تو همین الان که خیلی تک و تنهایی
قبل از اینکه اونا بتونن از چمن هاشون بیان اینجا کارت ساخته اس
تهدید کردی؟
فکر نکنم متوجه منظورت شده باشم
بتس؟همه چی خوبه؟
همه چی خوبه عزیزم
خوبه.
چرا باید جایی زندگی کنی که تورو نمیخوان؟؟
جدی میگم
آفتاب
بوی گل یاس توی هوا
داره ازش خوشم میاد- و یه خانواده که بهشون اهمیت بدی-
دیدی؟
خودت تمام جواب رو فهمیدی
.....اگه من بودم نمیخواستم که بچه هام توی اینجا
خوبه که بچه نداری
اینطور نیست؟
جای دیگه ای برای زندگی کردن انتخاب کن خانم اموری
چون که این تهِ آرامشیه که اینجا پیدا میکنی
و دیگه هیچوقت به این آرامش نمیرسی
میدونی خانم وندل،یکی از مزیت های همسایه بودن اینه که
میدونی کجا پیدام کنی
ترجمه و تنظیم Matin78124 Instagram,Telegram
اوه. ممنون،اموری
خب،توی مهمونی میبینمتون
امروز عصر برگذار میشه
این مهمونیا خیلی کسل کننده اس
یه مشت آدم خوش ظاهر و تو خالی
اصلا خوش نمیگذره
اگه مجبور نبودم نمیرفتم
بنابراین فقط از کار نیم روزه خودت لذت ببر
تا بعد
چطوری؟
اگه دوست داری میتونم آروم تر بگم
یا کتبی بنویسم:میخوایم بفروشیم
ازتون میخوام یه نگاه دیگه به
توافق نامه ای که امضا کردید،بیندازید
این از لحاظ فنی اجاره نیست
وام مسکن بانکی وجود ندارد
و بدهی بدون احتساب حقوق صاحبان سهام وقف میشه.
...وقف یعنی- یعنی حروم خوری-
همین نوع آزار و اذیت برای آخرین خانواده رنگی که من در کامپتون
قرار دادم اتفاق افتاد
خانواده جانسون،در خیابان تورسون
خانواده های سیاه پوست جدیدی هستن که هرکاری میکنه که به اینجا منتقل بشه
مطمعنم که به زودی متوجه میشید که دیگه تنها نیستید
بهشون هشدار میدی که توی فروشگاه چیه؟؟
ها؟؟
اداره پلیس کامپتون
گروهبان ویتلی،لطفا
فکر کنم جواب داد
چیزی که اون شب گفتی
اون زن
اون مردُم
گال...جُرج
چی شد؟
نمیدونم خانم وندل
بتی
...چیزی که توی اون جلسه گفتی
....اگه بگم که کُل شب رو
میدونی....بیدار نموندم و به حرفات فکر نکردم دروغ گفتم
فکر کردن راجب...
...هرچی که گفتی
....اگه حرفها عملی میشد
...وقتی که من توی کُره بودم
چیزهایی....چیزهایی بود بعضی وقتا که
باید انجام میشد
...و
انجام دادن این کارها
آدم های با اراده ای رو میطلبید
میدونی چی منو خوشحال میکنه؟
یک روز تعطیل
فقط یک روز که مجبور نبودم حتی یه تصمیم بگیرم
و بعد یکی دیگه
.حواسش به همه چی بود
این همه خرابکاری
...من باید- اوه خدایا، منو باش -
خیلی وقتت رو گرفتم
ممنون از باری که آوردید و دیدارتون
همیشه باعث لذته،کار روزمره ام نیست
مادرم این حرف رو میزد
بتی،اگه هرگز چیزی نیاز داشتی
از طرف من
هرچیزی...دریغ نکن و بپرس
بیا بریم بترکونیم
میخوام یه چیزی رو نشونت بدم
بیا دیگه.
بیا بریم.
میدونن که همه ما وقت ناهارمونه
کی؟؟
درست همین جا
کی اونجاست؟
بدو- برو برو-
بدو
اوه خدای من- اینجا-
اوه خدای من
معذرت میخوام که مزاحم شدم
نیازی به عذرخواهی نیست،عاشق مهمون ام
قبلا توی جرجیا
خونه همیشه پُر از آدم بود،در به روی همه باز بود
خیلی وقته اینجایید؟
خیلی وقت نیست،چند هفته ای میشه
ماه ها؟
زمان اینجا از دست آدم در میره،مگه نه؟
فکر کنم واسه اینه که اینجا خورشید همیشه میتابه
خیلی سخت میشه فهمید که صبح کِی شروع میشه و کِی تموم میشه
توی کارولینای شمالی از روی درخت ها میشد زمان رو تشخیص داد
دخترام همیشه از روی سایه ها میفهمیدن که موقع شامه
درختان.
دلم براشون تنگ شده
خب،ادامه بدید
میدونم نیومدید که راجب درخت باهام صحبت کنید
تو دنبال من میگشتی
تابلوعه؟
هرروز که یه سیاه پوست رو
توی این محله نمیشه دید
و اگه بخوام از روی قیافتون تشخیص بدم
بنظر من،خیلی وقت شده
درسته
میدونم چقدر سخته
این مکان.
این....این مرُدم
اونا همه ترفندهای کثیفِ کتاب ترفندهای
کثیف رو امتحان کردند تا ما را از اینجا دور کنند
تمام ساعتهای شب بیرون در میزدن
میخ توی جاده میذاشتن
یه نامه توی صندونق پُستی مینداختن
حواستون به سیاه پوست کوچولوهاتون باشه
من دیگه خوابم نبرد
غذا نمیخوردم
نمیتونستم برم
ترسیده بودم
بلاهایی که سرت میاره....سره مغرت
فکر کردم دیوونه شدم
اما همه چیز راهی برای دور زدن داره
درست مثل حرفی که اون بهم زد
اون؟
مرد با کلاه سیاه
من میخواهم بهت یک رازی رو بگم
آمین آمین
میدونی...من قبلاً این کارو کردم
چی؟
کاری که اونا انجام می دادند
کَردن رو میگم
چرا تو تیم نیستی؟
نمیدونم
از وقتی که اومدم اینجا،التماسم رو میکنن
بیا
بهتر شد
حالا لباهتو قنچه کن،مثل این
چشمات رو ببند
تو هم باید امتحانش کنی
من؟؟- چرا که نه-
تو خوشگل ترین دختر رنگی ای هستی که دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.