The first 190 lines.
من الیس هستم
تو باربارا هستی
من تو رو تو کلاس هنرهای زیبام دیدم
من اومدم اینجا تا یه هنرمند معترض باشم
شتر! خفه شو لعنتی!
چرا انقدر جوش میاری؟ حقوق ما کجاست؟
بذار فیلم بگیره، سگ زشت!
مرگ بر پدرسالاری!
همه مردا رو بکشید!
بیا بریم بهش یه درس بدیم
برو گمشو... گوریل عوضی
کارآگاهها تأیید کردن
که قربانی، فوتبالیست اسکات نیکولز بود
باید بریم اداره پلیس
عمراً! فکر میکنن کار ماست
تو مدارک رو دفن کن. چیزی پیدا نمیکنن
قسر در رفتیم
وای نه. وای نیکول. من... من خیلی متاسفم
همهشو تمیز میکنم، قول میدم
ببین، من واقعاً فکر میکنم شاید
تو برداشت اول
اشتباهی کردی.
ببز، هی، این دیگه چه وضعیه؟ امروز صبح یوگا رو از دست دادی
آره، ببخشید، اِم... با روری بودم
آره، حالش چطوره؟
شرط میبندیم که بدون اسکات خیلی گیج و سردرگمه
آره، اون... هست. اون... اون خیلی گیجه
کی همچین کاری میکنه، آخه؟
آخه، باشه، قبول اسکات هیز بود
ولی فقط وقتی مست بود
آره؟ کار اون فمینیستهای عصبانی بیشعوره
اونا همیشه زیادهروی میکنن
یادته، مثلاً یه بار عوض کردن
همه تابلوهای توالتها رو
و بعد هیچکس نمیدونست از کدوم استفاده کنه
آره، مثلاً توالت همه جنسیتی متحرک دیگه چیه؟
یعنی چی؟
خیلی رو مخه
روریه؟
آره، خودشه
اون میخواد برگردم اتاقش، واسه همین...
آه! ...بهتره برم، آره
برو پیشش. ما تو اون دورهمی میبینیمتون
اون دورهمی؟
اِم، مگه قرار نبود آخر فصل باشه؟
اوه، بهت نگفت؟
اِم... عجیبه
خب، روری داره انجامش میده
امروز بعدازظهر به عنوان نماد برای اسکات
آره. عزیزم، تو میای، درسته؟
معلومه که میام. آره. میام اونجا
آره، باشه، خب. این یه روز مثل بقیه روزاست
پس به زودی میبینمت
چی؟! خب، نیست
هی! بس کن کندن!
بس کن کندن!
شوو!
از اونجا دور شو، سگ!
همین الان! دور شو!
همین الان! لعنتی... اِ، سلام؟
کسی صاحب این سگ هست؟
کسی این سگ رو میخواد؟
این واقعاً یه عمل بیمعنی بود
ما یه دانشجوی محبوب رو از دست دادیم
و یکپارچگی
یکی از ارزشمندترین
مجسمههای میراثی ما رو
میخوام به شما اطمینان بدم
که تحقیقات در دستان امنی انجام میشه
چون توسط کارآگاهی رهبری میشه
که ۱۵ سال پیش
خانواده تبهکار مککینون رو نابود کرد
خود اون مرد بزرگ، استوارت روچ
خوبه
اِم
اون خیلی وقت پیش بود
ممنون، معاون رئیس دانشگاه
خب، اما، فعلاً
ما یه نفر رو برای بازجویی بازداشت کردیم
ما همه جوانب رو بررسی میکنیم
پس این خوبه
مرسی
آیا این روی ثبت نام دانشجوها تاثیر میذاره؟
آیا پرو متیوز رسماً متهم خواهد شد؟
من به دانشجوها اطمینان میدم
که مسئولین رو پیدا میکنن
و تا آخر عمر زندانیشون میکنن.
چی رو از دست دادم؟
من نکردم، لعنتیها!
آخ!
هی بهتون میگم، من از حال رفتم
و یکی این آشغالارو ریخت روم.
نمیدونم قربان، یه جورایی دلم میخواد حرفش رو باور کنم.
اون... اون غرق در رنگ قرمز پیدا شده بود
اون عقاید رادیکال ضد مرد داره
و همون روز زودتر
با مقتول درگیری پیدا کرده بود
که یک افسر پلیس شاهدش بوده.
آره، ولی من میشناسمش. لعنتی!
آره؟ اون خیلی رک و راسته
به نظرم، اگه اون این کارو کرده بود
صادقانه بهمون میگفت.
کاش میکشتمش!
اگه من کرده بودم، دو بار این کارو میکردم!
و این اصلاً منطقی نیست.
فقط پرو نیست.
شکایات بیشماری در مورد اسکات داشتم.
اون یه قلدر و متجاوز بود که مشکل مشروبخواری داشت.
خب، باید اواخر امروز نتیجه آزمایشگاه برگرده.
بعد میبینیم که آیا پرو رو نزدیک جسد نشون میده یا نه.
اوه!
پس استراحت کن، فکر کنم.
خب بالاخره یه زمانی قضیه سگه رو توضیح میدی؟
داشت دور و بر مدارک رو میکاوید.
خدایا! حداقل امروز میتونی سعی کنی خودتو کنترل کنی؟
ببخشید، فکر کنم دیگه بالا نیاورده باشم.
حالا فقط سر و صداست. باشه، صبر کن.
کی فرستادش؟ قاتل بود؟
چی گفتم الان؟
باشه، شاید وقتشه بریم پیش پلیس.
باشه، یا اگه نمیتونیم این کارو بکنیم
شاید سعی کنیم قاتلو پیدا کنیم قبل از اینکه ما گرفتار بشیم.
الیز! من امروز کلی کار دارم، باشه؟
این فقط یه مشکل کوچیک دیگه است
و بعد همه چی برمیگرده به حالت عادی.
دو تا مشکل کوچیک.
خوبه، خوبه.
ما ماسک زده بودیم و اولین کاری که کردیم
این بود که روی دوربین رنگ زدیم.
آره، ولی دوربینای دیگه تو محوطه دانشگاه چی؟
اسوامپ بار
اون فقط ما بودیم که مست کرده بودیم.
فضای هنری!
لعنتی!
اوه، لعنتی.
حدس میزنم حتماً
یه دوربین اون تو هست، پس.
اون دیروز دید که من کلیدو سر جاش گذاشتم.
پس اگه دوباره اون اطراف بپلکم، احتمالاً مشکوکه.
فکر کردم گفتی کسی تو رو ندیده.
آره، خب... دروغ گفتم.
ببخشید، باشه؟
من میرم پشت.
وقتی رفتن تو پیام بده. نه، نه، نه.
نباید از گوشیامون استفاده کنیم. برای امنیت.
اینا رو براتون آوردم.
روی جعبه نوشته ۶ تا ۱۱ سال ولی بُردش واقعیه.
خیلی محکمَن.
و تو همینا رو تو کیفت داشتی؟
آره، همیشه.
من و مامانم قبلاً گپ میزدیم
وقتی تو دلیفروشی کار میکردم.
پس اول محوطه هنر
و بعد ساختمان حقوق.
خب، کی میتونیم منتظرشون باشیم؟
خب، یه تیم کاربلد باید اینجا باشه.
هی مامان، چی شده؟
الیز!
این چه وضعیه لعنتی؟
یه پسر مرده!
وقتی جواب ندادی خیلی نگران شدم.
فکر کردم اتفاقی افتاده.
همه جا نوشته "همه مردان را بکشید".
فکر نمیکنم من هدفشون باشم.
اوه، اون پسر بیچاره!
اوه، و خطخطیهاش. هوم.
رنگت پریده عزیزم.
باز از استرس حالت بهم خورده؟
نه، نه، نه، من خوبم.
من و دوستم، داریم روی یه پروژه هنری خاص کار میکنیم.
و خب، امم...
باشه. فوقالعاده پر استرسه.
خب، این کدوم دوستته؟ آره.
باشه مامان، من باید برم. نه، نه، صبر کن.
الیز، گرفتی... دوستت دارم.
اوه.
باربارا، رفتن
آره؟ ممنون بابت پیام
ساعت چهار بعدازظهر
امروز
چی؟
یکی یکی
یکی یکی. من که دوربینی ندیدم
شاید بالاخره یه شانسی آوردیم؟
بدبخت شدم
چرا بدبخت شدی؟
خب، بخاطر اون قتله
قراره ببینن من دارم "خوشگلام" رو میسازم
اوه، خب، پس... مشکل چیه؟
وقتی کار میسازم، میرم تو یه حالت عمیق، مثل خلسه
No comments yet. Be the first to leave one.