The first 200 lines.
" قوچها "
تـرجـمـه از مـرتـضـی Morteza_Lkz
خب، نگاهشون کن، خوشگلای من
بجنبین، دخترا
اوه، بیاین
تو خوشگلی،
تو خوشگلی...
...ولی تو بهترینی
آره، اومدی
یالا
چیه، کیپ؟ چی شده، رفیق؟
برو تو، کیپ. بجنب
بدو!
خیلی خب
هی، فلاس، بجنب!
بجنب، دختر
بجنب، بجنب. سگ خوب
بجنب، کیپ. بجنب
بجنب
پسر خوب. هی
چطوری، کال؟ خوبی؟
آره، خوبم
رفیق من چطوره؟
اوه! حالا این شد رقابت
- لاینل - کالین
اشکالی نداره یهکم...؟
- نه - ممنون
روز خوش، کال
مت
اوه! هی
واو
چطوری انجامش میدی، رفیق؟
سلام، فرنچی
گمونم، سرش خیلی شلوغ بشه
منظورت چیه؟
میبینی همهی این آدما لباس مخصوص پوشیدن،
جوری راه میرن که انگار اینجا رو میگردونن؟
گوسفنددارای مرینوس
اونا میلیونها مامان مرینوس دارن
که دنبال بهترین و نابترین...
باباها هستن، کالگن هورنها،
تا بتونن میلیونها بچهی نازنازی،
کوچولوی خوشمزه داشته باشن
میتونیم توی مزرعهمون !مرینوس داشته باشیم
نه، نه، مرینوس نه
مرینوسها...
خب، اگه میخوای گوسفندداری کنی...
یه گوسفند واقعی پرورش بده
میدونی، مدی، باید اینو بدونی که،
مرینوسها مثل آبجو هستن
کالگن هورنها مثل شامپاینان
تو هیچوقت برداشتت از من بهعنوان شامپاین نبود، لاینل
نمیدونم. پس نوشابه تگری
کالگن هورنها مثل آبجوی کوچیکن،
میدونی، بستههای کوچیکتر، مواد انتخابشده
راستش، امسال میخوام رازک ارگانیک پرورش بدم
میتونی بهخوردِ لاماهات بدیشون
آلپاکا. اونا آلپاکا هستن
هوم
خیلی خب
آره، قوچ خوبیه
خطر از بیخ گوشت رد شد
هی، هی، هی! دستتو بکش، رفیق
جکسون
همهی مربیهای حیوون ثبتنام شدن؟
آره، آره. همه اینجاست
راستش، اسم اون رو...
اوه!
من بهجای تو، لز رو ثبتنام میکنم، باشه؟
آره، مشکلی نداره
ممنون، مامان!
یک، دو، دو
خیلی خب!
این همون چیزیه که همه منتظرش بودیم، رفقا
قضاوتِ قوچ کالگن هورن،
جام یادبود تام استاکس
اون پدر منه
آره
داور امروز، دامپزشکِ جدید منطقه کت اوکانل،
که اهل دورست در بریتانیاست،
که خونهی اجداد گوسفند کالگنـه،
گوسفند دورست
اوه، و همینطور سال
ایشون کارآموزه
خب... آره، بگذریم...
یه لحظه صبر کنین
اوه هی، آروم، فرنچی!
کالگن هورن اولینبار توسط خانواده گریمرسون
در منطقه پلنتجنت در سال 1924 پرورش یافت،
که در زمستانهای سرد و خیس رونق پیدا میکنن
و خصوصاً میتونن در تابستانهای داغ و خشک طاقت بیارن
بیا بالا
با خرد اقلیم منحصر بهفردِ ما
بسیار سازگاره
که هیچجای دیگهای در نیمکره جنوبی
قابل رشد و پرورش نیست
برههای چندنژاده از کالگن هورن آمادهی ارائه به بازار هستن
یا میتونن به پشمکوتاهها...
عالیه
- اوه، چقدر خوشگلی - چی گفتین؟
داشتم با گوسفندم حرف میزدم
دوست دارم دماغش کمتر مربعی باشه
یعنی، قابلقبوله اما...
برای یه لاما عالیه، اما
پوزهش، باید مثل پوست پرتقال باشه
باید زبر و کمی ول باشه
همه همینو نمیخوایم؟
آره، هیچی. مشکلی نیست. ببخشید
کار درستی نبود
اوه!
بدشانسی آوردی، مامان
اوه، خب
میبینمت، فرنچی
اوه، حالا فرنچی میره
- چی؟ نه! - نه!
میریم برای سه نفر نهایی، رفقا
این آرزوی همهمون نیست که همین امروز قوچ قهرمان رو ببریم خونه
و بذاریمش کنار یکی از میشهامون، مگه نه؟
خب، باید براش پول بدین
و مربیِ برنده هم حتما ازتون میگیره
اه! بدشانسی آوردی، لاینل
شگفتیای در کار نیست، آقایون و خانمها
برادران گریمرسون بار دیگه
خودشون رو در جایگاه دو نفر پایانی میبینن
اگه یکی از گوسفنداشون رو بذاری کنار میشهات،
از چپ و راست و وسط
بهت بره تحویل میدن، مشکلی نیست
ماهیچههاش توی این قسمت ران،
کمی...
...ورزیدهتره
کلی گوشت روی اسکلت بدنشه
اسکلت عالی، رفیق. آفرین
خیلی خب
و لز گریمرسون برنده ماست!
کوچولوی وحشی!
برمیدارمش
بفرما. آره، خواهش
روز خوش، میشه یه لیوان از اینا بدی
و یه سامر بریز، صورتی، لطفاً؟
مرسی. خیلی ممنون
اینجا رو باش
آنجلا، سالی، جای بار
- اوه، سلام - توی نمایشگاه دیدمت
- آره - بوید
- اوه، آره. سالی - از دیدنت خوشحالم، سالی
- آره، منم همینطور - اهل همینجایی؟
اوهو! چه بد
پسرت واقعاً یه دلبره
به مامان و باباش رفته، نه؟
منظورم تو بود، نه استاکسی
نه اینکه اون... میدونی، من...
اشکال نداره. نگران نباش
- اوه، بیخیال، کال. خوشحال باش - چی؟
گمونم سال دیگه حتماً برندهای، رفیق
فقط بهخاطر ماهیچه رون پا بود، رفیق
تنها تفاوتش همین بود
فکر کنم خودش میدونه، رفیق
آره، میدونم خودش میدونه فقط سعی دارم...
خیلی خب
- خیلی خب - خیلی خب
- سلام - چی آوردی، رفیق؟
اوه، فقط... اونا...
گاهی از اینا میخورم، خب...
"گاهی از اینا میخورم"
- بس کن! - فقط ولش کن
- چیه؟ - نوش، عزیزم
هی، جک، منم میخورم، رفیق
سربهسرش نذارین!
خب داستان این
ماهیچه رون چیه، ها؟
هوم؟
بذار یه نگاهی بهت بندازم یالا، رفیق
آره
این دیگه چیه؟
اوه! اوه، خ...
رفیق، باید بریم
بجنب. پسر خوب
بجنب. آره، باید از اینجا بریم
باید اینو از روت برداریم. هی
اوه، هی. نه، رفیق، وایسا
چیزی نیست
چیزی نیست
سلام، آقای گریمرسون
سال هستم
- سالی - هان؟
بچهی آخر گری و سوزان
اون داخله؟
صبح بخیر!
الآن داشتم بهت فکر میکردم
جدی؟
تو یه حواسپرتی خوب موقع بررسی نمونههای مدفوع هستی
اوه...
اینجاست
ممنون، کالین، بهخاطر این
اه، حق با توئه
این نوشته دنیا رو به آتیش نمیکشه،
اما اون چیزها درمورد خونوادهت،
خانواده گریمرسون، کاملاً داستان درازیه
چی شده؟
قوچِ لز
No comments yet. Be the first to leave one.