Bob's Burgers

Bob's Burgers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 16

Release info

Bobs Burgers S16E02 Til Death Do Us Art 720p HULU WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 2 Bob's Burgers 2011 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کی دو تا چنگال و سینه قلقلی داره؟

منم

جین، لطفاً فقط غذاتو بخور.

و، همچنین، چنگال منو پس بده.

ولی دارم سعی می‌کنم مهمونمون رو سرگرم کنم.

هی، هنوز کلی از اوتمیل شامی که آوردم مونده.

یعنی فقط من دارم اینو می‌خورم؟

فکر نمی‌کردم اوتمیل بشه واسه شام خورد.

وقتی توش نخود فرنگی باشه آره.

و یه دونه ذرت هم هست که قایمش کردم.

هر کی پیداش کنه برنده است.

چی رو برنده می‌شه؟ صد دلار؟

واقعاً؟ وای! باشه. - چی؟!

نه، فقط همون ذرت رو. آه.

خب گیل، این گروه هنرهای اجرایی‌ت چطوره؟

اسمش چی بود دوباره؟

کارگاه گروه هنرهای اجرایی جمعی

هنرمندان اجرا.

آها. عالیه.

بهترین کارمون همین جمعه است.

و همه شما دعوتید.

اوه، عالیه. بابا عاشقشه.

و برای بچه‌ها هم مناسبه.

نگران نباشید، خبری از لخت شدن یا چیزی نیست.

بو.

منظورم اینه که قرار بود باشه ولی "انسل" کوبید

کتاب رو محکم روی آلتش.

و خلاصه، داره بهبود پیدا می‌کنه.

تو توی نمایش چی کار می‌کنی، خاله گیل؟

یه اثر دارم به اسم "باغ‌های گیل".

یه سرهمی و کلاه درست کردم که کاملاً از کود

مالچ، و توری مرغی هست و یه باغچه کامل روش گذاشتم.

گل‌ها، چمن.

البته کرم نه. این تصمیم من نبود.

من مشکلی نداشتم، ولی کرم‌ها همکاری نمی‌کردند.

من اونجا وایمیستم و مردم رو دعوت می‌کنم بیان کنارم بشینن،

و منو بو کنن و منو گرده‌افشانی کنن.

اگه بفهمن چجوری.

وای، چه هنر اجرایی پر جنب و جوشی به نظر میاد.

اوه، واقعاً عاشق اینم که عضوی از این گروهم.

به اشتراک گذاشتن ایده‌ها، بودن تو این همه انرژی خلاق.

به علاوه، من جذاب‌ترین فرد اونجام.

تازه، دو تا پسر هم سر من دارن با هم دعوا می‌کنن.

وای. با مشت دعوا می‌کنن؟ چاقو؟

موای تای؟

نه، ولی جفتشون واقعاً می‌خوان کنار من بشینن

وقتی که جلسات بحث تو ننو گروهی داریم.

تازه، من با هر دوشون خوابیدم.

اوه، خدای من.

من می‌خوام عضو گروه هنرهای اجرایی بشم.

نه. آه، خب... این دو تا عاشق‌پیشه چه جور آدمایی هستن؟

خب، اولی "ویکتوره".

اون ساکت و مرموزه و فوق‌العاده بااستعداده.

و از اوناییه که یه جور سکسی تحقیرت می‌کنه.

اسم اثر من "حفره ما" است.

من شیفته مسام‌ها هستم.

همه ما از حفره‌ها ساخته شدیم.

سوراخ‌های سیاه کوچک. خالی. مشتاق.

تنهایی. خب، این یعنی "حفره‌دار"

مثل "حفره‌ها"، ولی در عین حال "وای بر ما".

فکر کنم گرفتم چی شد.

نه. نگرفتی، ولی مهم نیست.

ما فقط پر از سوراخ‌هایی هستیم که می‌خواهند پُر شوند.

با من عشق‌بازی کن!

ما همونجا عشق‌بازی نکردیم.

صبر کردیم تا رفتیم تو ماشینم.

باشه، لازم نیست وارد همه جزئیات بشیم.

نه، مامان.

بذار خاله گیل حرف بزنه. این واقعاً جالبه.

امم. بعدش هم "دین" هست.

یه جورایی حوصله‌سربره ولی جذابه.

می‌دونی که من چجوریا رو دوست دارم، لیندا. آرنج‌های بزرگ.

ولی کار هنریش یه کم معمولیه.

خب، برای کارم، دارم فکر می‌کنم تمام وقت روی سرم بایستم.

تمام وقت، و... و تا حالا این کارو نکردم.

ببین؟ مثل این.

عالیه.

این یعنی چی...؟ منظورش چیه؟

خب، می‌دونی وقتی حس می‌کنی دنیا زیر و رو شده؟

اووهوم. همچنین، من واقعاً می‌خوام...

یاد بگیرم روی سرم وایسم.

هان. متأسفم.

من... من دارم همه‌ی این حرفای سر ایستادن رو سرت می‌ریزم.

تو... تو خیلی راحت می‌شه باهات حرف زد.

با من عشق‌بازی کن.

اوه، حتماً! وای!

ولی ما اونجا این کار رو نکردیم.

توی اتاق خواب بچگی‌هاش انجام دادیم.

که الان هم اتاق خواب بزرگسالیشه.

امم. خب، کی دسر می‌خواد؟

خب فکر می‌کنی می‌تونی با یکی از این پسرا جدی بشی؟

...

سر و سامون بگیری؟ تا آخر عمر با هنر سر کنی؟

منظورم اینه که دعوا سر تو بامزه‌اس ولی، اَه...

چرا سگ سوسیسی بخری وقتی می‌تونی سوسیس‌ها رو مجانی بگیری؟

فکر نکنم ضرب‌المثلش این باشه، نه؟

نه، همین هست. باشه.

نمی‌دونم، من خوشحالم که سگ سوسیسی خودمو خریدم.

با اینکه همه جا مو می‌ریزه. ها!

ولی جدی، تو آره. آره.

حداقل دیگه کونشو رو فرش نمی‌کشه.

اه، خب، اه... داره دیر می‌شه.

آره دیگه. کار زمان همینه، باب.

این آقا رو می‌بینی؟

آه! نزدیک بود یادم بره.

اون گردنبندایی که با تامپون ساختم یادتونه؟

وقتی پنبه‌هام تموم شده بود؟ آره.

خب، تازگی‌ها پیداشون کردم.

وقتی داشتم فریزرمو تمیز می‌کردم.

و با خودم گفتم، هی! میارمشون برای شام.

همه می‌تونن یکی داشته باشن.

بیا، بفرما یه گردنبند تامپونی بردار.

وای! محشره. - ممنون.

بیا، باب. اندازه‌اش برای همه مناسبه.

و برای هر مناسبتی عالیه.

پدر، شما حیرت‌انگیز به نظر می‌آیید.

آره. اه، عالیه. اه، بچه‌ها، اه...

وقتشه به حاضر شدن برای خوابیدن فکر کنید.

اوم، آره، بهش فکر کردم.

و دیگه واقعاً از کارایی نیست که دوست داشته باشم.

باشه، برید مسواک بزنید.

باشه. و بعدش، ما بازم با هم ملاقات می‌کنیم.

ام. اوه، ساکت شو، یالا. وقت ماساژ پاست.

بیا. اوه، همین الان؟

آره! آقای عبوس یه ماساژ پا نیاز داره.

قراره همه بداخلاقی‌ها رو از پاهات خارج کنم.

اه، باشه... اوه.

بابت این صحنه‌ای که الان داره رخ می‌ده، متاسفم.

گیل، با پاهای من.

آو، خب این یه کار چندش‌آورِ مهربونه.

بچه‌ها، قبل از مسواک زدن صبر کنید.

اول باید جیش کنم! برید کنار!

آه. بله. خوبه.

اوف. بوشو نادیده می‌گیرم چون عاشقتم.

کس دیگه‌ای هم همین‌طور مجذوب شده؟

با ناخن شست پتروداکتیلی بابا؟

نمی‌تونم چشم بردارم.

من می‌تونم. صبر کن، نه، نمی‌تونم. الان نگاه کردم.

چطور تا حالا مجبور نشدن قطعش کنن؟

تصور کن مجبوری کنار اون چیز بخوابی.

باید مراقب باشم وگرنه تیکه‌تیکه می‌شم.

باشه، جورابمو پس بده.

همه‌تون بدجنسید و دیگه هیچ‌کدومتونو دوست ندارم.

گیل؟ حالت خوبه؟

باید برم. خداحافظ.

باشه... خداحافظ، عزیزم.

تقصیر ناخن شست بود، مگه نه؟ حتماً.

آه، آره. نه. راستی، باب، وقتی کارم تموم شد...

باید توپو رو کونم بچرخونی.

باشه.

و این‌طوری بچه‌ها درست می‌شن.

خب، ملاقات دیشب خواهرت حسابی طولانی بود.

از خواهرت دیشب.

احساس می‌کنم فعلاً دیگه برای دیدار با گیل کافیه، درسته؟

لیندا!

لیندا، درو باز کن!

لیندا! من اینجام... تا ازت تشکر کنم.

گیل، داری در مورد چی حرف می‌زنی؟ چی شده؟

یه چیز فوق‌العاده!

مجبور بودم فوراً بیام اینجا و حضوری بهت بگم.

و ضمناً، گوشیمو پیدا نمی‌کنم.

کیف کمریتو چک کردی؟

آه، آره، اینجاست.

باشه، میرم خونه بهت زنگ می‌زنم.

نه، نه، نه، همین الان بگو.

دارم قطعه اجرایی‌مو عوض می‌کنم.

دیگه «باغ‌های گیل» تموم شد. اوه؟

دیشب باعث شد به فکر فرو برم.

شاید خوب باشه سگ سوسیسی (داشهوند) خودم رو داشته باشم.

و سگ سوسیسی شخص دیگه‌ای هم باشم.

پس تصمیم گرفتم ازدواج کنم!

چی؟ برای قطعه هنری؟

آه. و در زندگی واقعی.

چی؟! اوه، پسر.

لعنتی. وای.

اون سوسیس خوش‌شانس کیه؟

دین. یا ویکتور. هنوز نمی‌دونم.

هنوز نمی‌دونی؟ اونا می‌دونن؟

آره، می‌دونن. موافقن.

موافقن؟ حسابی.

فکر می‌کنن یه قطعه هنری جذاب از آب درمیاد.

باشه، پس فقط برای هنره. آره. ولی برای زندگی هم هست.

اِه... واقعاً نمی‌بینم

کجای این موضوع گیج‌کننده است.

بالاخره دارم ازدواج می‌کنم.

و همه‌اش به لطف توئه، لیندا.

هورا، مامان!

چی...؟

این تشویقتو بذار برای سخنرانی عروسی، مامان.

پس صبر کن، گیل، داری به من می‌گی که قراره...

این جمعه با یکی از این دو تا هنرمند ازدواج کنی؟

ولی نمی‌دونی کدومشون؟

هنوز نمی‌دونم کدومشون.

اما این که با کی ازدواج می‌کنم مهم نیست، لیندا.

خلاصه، من دارم ازدواج می‌کنم.

و می‌دونی چی باعث شد بخوام ازدواج کنم؟

دیدن اینکه تو داشتی توپ تنیس رو به پای باب می‌مالیدی.

آره، معمولاً این کار تأثیر برعکس داره.

آره، من معمولاً چند روز طول می‌کشه تا بهبود پیدا کنم

بعد از دیدن اون ناخن پا.

More Farsi Persian subtitles for Bob's Burgers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left